نامه ای از حشمت الله طبرزدی به سکولاريسم نو
حشمت اله طبرزدی

 

مسئولین محترم سایت نیوسکولاریزم.
برای ویژگی های تشکیل دهنده شیوه
 
ضمن سپاس فراوان از این که در مورد زندانیان سیاسی، و از جمله من، همواره محبت داشته اید، اشارهء سایت مفید شما در مورد نحوهء درج نوشته ای از خود را بهانه قرار می دهم تا رشحه ای از خوندل های خود طی4 سال گذشته را بر قلم جاری کنم. اگرچه زمان و بیان رشحاتی ازآن، اینک نیست.
باری، در خرداد ماه امسال مطلبی به قلم من زیر عنوان «رنج نامه» در سايت «هرانا» منتشر شد که شما هم، با اشاره به ناقص بودن متن آن منعکس کرديد. اين مطلب اما عنوان«رنج نامه» را نداشت بلکه من آن را، بنا به خواست برخی همبندی ها، بصورت گزارشی از وضعیت خودم تهیه کرده بودم. ان دوستان، که با بیرون از زندان تماس داشتند، این متن را در اختیار خانم م- ع، که از اصلاح طلبان فعال و از روزنامه نگاران با استعداد است، قرار دادند. اما گویا این دوست روزنامه نگار به جای اینکه آن را در سایت خود، یا در یکی از سایتهایی که به نام «جنبش سبز» اعتبار کسب می کنند، درج کند، بنا به ملاحظاتی، آن را همچون یکطفل یتیم، و يک مطلب بی سر و ته، در «سایت هرانا» رها می کند و آنها نيز عنوان «رنج نامه» را هم بر آن می گذارند.
در اين مورد، اکنون در فرصت کمياب لازم ديدم چند توضيح مختصر را برای اطلاع آنان که نمی دانند در اينجا چه می گذرد مطرح کنم:
1. از نظر من، مطلبی که نوشته بودم نه يک«رنج نامه» که يک «افتخار نامه» است.
2. افتخارنامه مرا کسانی به رنجنامه تبديل کرده اند کهاگرچه از نام جنبش سبز استفاده می کنند اما منظورشان آن جنبش سبزی است که اینگونه کسانی را که بیش از همهء مدعیان برایشهزینه داده اند سانسور می کند! آنها، که از طریق رسانه های خود (مثلجرس، کلمه، رادیو فردا، بی بی سی و..) بلوا براه انداخته و از عطسهء يک زندانی وابسته به خودشان دنيا را خبر می کنند، وقتی نوبت به زندانیان سیاسی مستقل، سکولار و قدیمی می رسد رفتارشان بدین گونه تغيير می کند.
3. من می دانم که آنها امیر انتظام ها و طبرزدی ها را رقیبی برای جریان خود می دانند و تلاش می کنند سانسورشان کنند. اما اشتباه می کنند. و زهی خیال باطل! زيرا مسیری که ما در آن گام گذاشته و برای برجسته کردن اش مبارزه می کنیم يک مسیر ملی است. دمکراسی خواهی، سکولاریزم، عدالت خواهی و پشتیبانی از حقوق بشر راهی است که آن راشرایط اجتماعی و الزام های تاریخی و البته ارادهء آگاهانهء ملت ایران درپیش پای ما گذاشته است و «اصلاح طلبان ِ امتحان پس داده» نیز نمی توانند ما را از این راهرا منحرف کنند.
4. براستی کدام یک از اعضاي رهبران آنها عشری از این کارنامهء مبارزاتی را با خود دارند که چنین برخوردی با امثال من می کنند؟ شايد علت پيش گرفتن اين شيوه آن است که چون خود آلوده اند، و نمی خواهند از آلودگی های 34 سال گذشته بیرون بیایند، با امثال من این گونه رفتار می کنند! سانسور نیرو های ملی و وطن پرست از سوی رسانه های حامی این گروه ِ وابسته غیر از این معنایی ندارد.
5. به راستی که انحصار طلبی و وابستگی و سفله پروری تا به کجا؟! آيا اين گناه من است که می خواهم صادق و مستقل و مقاوم بمانم؟ آیا انتظار دارند که من هممثل آنها شوم؟ من هم باید پیرو شوم؟ آن هم پیرو ِ قدرت و جناح های داخلی برخی قدرت های خارج، که همه می دانیم که هستند؟ براستی که چه اشتباه بزرگی! این من نیستم که به روش های آنهانیازمند باشم بلکه آنهايند که به آزادگی نیاز دارند و آن را در وجود خود نمی یابند
6. البته من برای گروهی از «اصلاح طلبان صادق» احترام قائلم و در زندانی بیرون از زندان با آنها رفاقت داشته و دارم. و اگر چه با آنها اختلاف عقیده دارم اما آنها را آدم هایی صادق و وطن پرست و آزادی خواه می دانم.
7. پس، منظورم همهء اصلاح طلب ها نیست. منظورم آن طیفی است که در وابستگی و مرید پروری و وابستگی به این و آن شهرهء عام و خاص اند و اتفاقاً هیچگاه اهل هزینه دادن نیز نیستند؛ و به محض این که زمان هزینه دادن فرا رسد و دورانوکالت و وزارت و ریاست به سر ايد پا به فرار گذاشته و برخی از آنها تاسرحد نوکری برای شاه عربستان و ملکهء انگلیس پیش رفته اند. انگار قرار است از دست حکومت اخوندی رهایی یابیم و بار دیگر گرفتار عربستان و انگلیس شویم. وابسته های مدعی آزادیخواهی نیز فقط با اینگونه اقدامات خود میزان دموکراسی خواهی و اندازهء صداقتخود را به داوری می گذارند. علت اصلی شکست جنبش سبز نیز همین اندیشه هایکوتاه و رفتار انحصار طلبانه و حقیرانه و نيز اقدامات برخی وابستگان بهاین قدرت داخلی يا آن قدرت خارجی بوده است. در اين ميان، انگليسی ها می خواهند جمهوری اسلامی را بامهره های وابسته و جریان های خود ساخته شان حفظ کنند. یعنی کسانی را ببرند وکسانی را بیاورند و منافع خود را محفوظ بدارند.
8. اما در ایران ما وطن پرستی امری تاریخیاست. دموکراسی خواهی با وطن پرستی و خواستاری استقلال ملی هیچ مغایرتی ندارد و اینهارا مصدق بزرگ به ملت ایران آموخته است و مردم ایران با«وابسته ها و وابستگی» بیگانه هستند.
9. و، پس، من به اين «امتحان پس دادگان» می گويم که دست از نوکری و نوکرپروری بردارید، و بدانند که، زیر ستم همين حکومت اسلامی و آخوندی، چشمانی تیزبینو ایرانیانی آگاه شما را می نگرندو راه خود را گم نخواهند کرد. درست است که مبارزین ملی وآزادی خواه اين ملت را آخوند ها در بند کرده اند تا امکان حرف زدن نداشته باشند اما در غیاب این مبارزین، انگلیس نمی تواندآلترناتیو وابسته و قلابی درست کند و شما نيز بهتر است این نکته را خوببه مغز خود بسپاريد چرا که، در غیر این صورت، مجبور می شویم دست به افشاگری مستقیم وموثر بزنیم.
و این فقط اشاره ای به بهانه ای بود...
حشمت الله طبرزدی ـ تهران
8 بهمن1391

منبع:پژواک ایران


حشمت اله طبرزدی

*نامه 30 تن به ترامپ و هجوم به آنها  [2017 Jan] 
*نامه‌ی طبرزدی خطاب به فدریکا موگرینی  [2016 Apr] 
*نمایندگان خدا شرمتان باد!؟ [2015 Dec] 
*سکوت کن یا برو زندان! [2015 Nov] 
*نقش اراذل و اوباش در سپاه پاسداران  [2015 Oct] 
*اولین بازجوی من  [2015 Sep] 
*ریاکاری سیاسی خامنه ای [2015 Jun] 
*نتیجه مذاکرات: شکست قطعی خامنه ای [2015 Apr] 
*قاسم سلیمانی تروریست یا قهرمان  [2015 Mar] 
*لکوموتیو تغییرات دموکراتیک به حرکت درآمد [2015 Mar] 
*امنیتی های ضد امنیت شرم کنید! [2014 Dec] 
*نامه‌ی حشمت‌الله طبرزدی در خصوص بازداشت فرزندش، علی طبرزدی [2014 Dec] 
*نامه سرگشاده حشمت‌الله طبرزدی به احمد شهید [2014 Oct] 
*متن شکایت حشمت الله طبرزدی از خامنه ای [2014 Mar] 
*با تسلیم هسته ای؛ رژیم اسلامی ضعیف تر می شود [2013 Nov] 
*نامه حشمت اله طبرزدی به احمد شهید گزارشگر ویژه ملل متحد [2013 Sep] 
*بی پرده و صریح با خودم و شما [2013 Sep] 
*نمیشه برای این ها کاری کرد؟  [2013 Aug] 
*نامه ای از حشمت الله طبرزدی به سکولاريسم نو  [2013 Feb] 
*شرح هفده سال آزار و شکنجه  [2012 May] 
*انقلابی دیگر [2009 Dec] 
*پاره شدن عکس خمینی و تداوم جنبش سبز دموکراسی خواهی [2009 Dec] 
*در آستانه ی محرم: درسی که باید از جنبش 16 آذر اموخت- [2009 Dec] 
*آیا علی کهریزک داشت؟ [2009 Sep] 
*خطاب به احمد خاتمی [2009 Aug] 
*می نویسم حتا اگر کشته شوم. خونم از خون ندا ها رنگین تر نیست [2009 Jul]