آب هم از آب تکان نمی خورد! يادداشت حسين شريعتمداری خطاب به محمد خاتمی
خدای مهربان بر درجات شهيد محراب، حضرت آيت الله دستغيب شيرازی بيفزايد. آن شهيد بزرگوار درباره شرايط استعاذه- پناه بردن به خدا از شر شيطان- تمثيل گويا و زيبايی داشت و می فرمود «اگر همراه خود غذايی که باب ميل سگ است داشته باشيد، حتی در صورتی که آن را از چشم پنهان کرده و مثلا در پارچه ای پيچيده باشيد، سگ گرسنه با حس بويايی و شامّه تيزی که دارد، به دنبال شما راه می افتد، چرا که گرسنه است و غذای باب ميل خود را نزد شما می يابد. در اين حالت اگر ده ها بار هم او را برانيد و بر سرش فرياد برآريد، دست از تعقيب شما برنمی دارد. دل انسان هم از همين زاويه مورد توجه شيطان است. کسی که صفات زشتی نظير حب جاه، مقام دوستی، شهرت طلبی، حب دنيا، قدرت طلبی، حسادت، بخل و... را در دل خويش جای داده است، درون خود را به چراگاه شيطان تبديل کرده است و مادام که اين صفات زشت را در دل دارد، اگر هزاران بار هم به زبان «اعوذ بالله من الشيطان الرجيم» بگويد، نتيجه ای ندارد، زيرا در حالی به زبان شيطان را می راند که در عمل، او را به ميهمانی دل خويش دعوت کرده و برايش سفره گسترده است. برای رهايی از شر شيطان که «عدو مبين» است بايد آن صفات زشت را از دل خود بيرون بريزد- برگرفته و اقتباس از کتاب استعاذه شهيد دستغيب شيرازی».
|
advertisement@gooya.com |
|
اين روزها برخی از کسانی که به گونه ای آشکار و به گواهی صدها سند غيرقابل انکار در جريان فتنه ۸۸ نقش ستون پنجم مثلث آمريکا، اسرائيل و انگليس را برعهده داشته اند و «مفسد فی الارض» گوياترين واژه برای نشان دادن وطن فروشی و خيانت آنان است، به ظاهر- تاکيد می شود که به ظاهر- برای کانديداتوری در انتخابات رياست جمهوری پيش روی خيز برداشته اند و با سازی که به وضوح از آن سوی مرزها کوک شده است، ترانه بازگشت به مسئوليت های کليدی نظام را زمزمه می کنند. که بايد پرسيد در کجای دنيا و براساس کدام نظام حقوقی در جهان، به ستون پنجم شناخته شده دشمن اجازه نفس کشيدن می دهند؟! نامزد شدن برای پست های کليدی که جای خود دارد! آيا سران و عوامل فتنه آمريکايی- اسرائيلی ۸۸ می توانند فقط يک نمونه -تأکيد می شود فقط يک نمونه- از اقدامات پلشت خويش را آدرس بدهند که با توصيه مستقيم مثلث آمريکا، اسرائيل و انگليس صورت نگرفته باشد؟! آيا، ادعای تقلب در انتخابات، با هدف مشخص حمله به جمهوريت نظام و به توصيه جرج سوروس صهيونيست مطرح نشده بود؟! آيا شعار نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ايران!! خواسته رژيم صهيونيستی برای روز قدس نبود؟! و آيا شعار به نفع آمريکا در روز جهانی مبارزه با استکبار، حذف قيد اسلام از جمهوری اسلامی ايران، دريافت کمک مالی از ملک عبدالله سعودی و چند کشور اروپايی، ائتلاف آشکار و اعلام شده با منافقين و بهايی ها و سلطنت طلب ها و مارکسيست ها و کومه له و عبدالمالک ريگی... و صدها جنايت ديگر از سوی سران و عوامل فتنه صورت نپذيرفته بود؟ و آيا اين همه، مصداق بارز خيانت و جنايت نيست؟! و آيا شيمون پرز با تأکيد بر اين که «اصلاح طلبان بزرگترين سرمايه اسرائيل در ايران هستند»! و نتانياهو با اعلام اين که «اصلاح طلبان به نمايندگی از اسرائيل با جمهوری اسلامی می جنگند»! و اوباما، با انتشار اين بيانيه که «حمايت از جنبش سبز(!) يکی از اهداف استراتژيک آمريکاست»! بر هويت وطن فروشانه اصحاب و سران فتنه انگشت تأييد و تأکيد نگذاشته بودند؟!
گفتنی است سران و عوامل فتنه در برابر کمترين انتقادی که از سوی يک گروه و يا يک مسئول دست چندم عليه آنها مطرح می شد و يا می شود، ساکت نمی نشستند و با استفاده از رسانه هايی که در داخل و خارج کشور در اختيار داشتند به مقابله برمی خاستند ولی در اعتراض به آنچه سران رژيم صهيونيستی به صراحت درباره هويت و ماموريت آنها بر زبان آورده و منتشر کرده بودند کمترين اعتراضی از خود نشان ندادند. اگرچه در صورت اعتراض هم، هويت واقعی آنها قابل انکار نبود.
شهيد دستغيب می فرمودند- و سخنی بديهی و حکيمانه نيز هست- که وقتی کسانی درون خويش را به چراگاه شيطان تبديل کرده و برای شيطان سفره گسترده اند، اگر هزار بار هم «اعوذبالله من الشيطان» بگويند، نتيجه ای ندارد و حال آن که سران و عوامل فتنه حتی به زبان و برای حفظ ظاهر نيز عليه شيطان بزرگ موضعی نگرفته و از يک «اعوذبالله» خشک و خالی و زبانی هم خودداری ورزيده و می ورزند. يعنی دهها بار از افراد فاسدی که در تمثيل شهيد دستغيب آمده است، فاسدترند... و معلوم نيست با چه رويی از بازگشت خويش به مسئوليت ها سخن می گويند؟!... فاعتبروا يا اولی الابصار!
اکنون به اين نکته توجه فرمائيد. سال ۱۳۶۳ است. آقای خاتمی وزير ارشاد وقت است و سومين جشنواره سينمايی فجر در حال برپايی و انجام است. خبرنگاری از آقای خاتمی می پرسد؛ «آيا افرادی که در عرصه فرهنگ و هنر آلوده به فساد بوده اند، می توانند دوباره به اين عرصه بازگشته و فعاليت کنند»؟ حالا جواب آقای خاتمی را بخوانيد؛ «به نظر اينجانب کسانی که مروج پليدترين جنبه های فرهنگ ضد اسلامی بوده اند، نبايد کارهای فرهنگی و از جمله وجهه فرهنگی سينما را به آنان سپرد، هرچند اگر مدعی باشند که توبه کرده اند. بسيار خوب، در جامعه می توانند به فعاليت های مختلفی مشغول شوند ولی در صحنه فرهنگ و هنر جايی برای آنان نيست. اين اصل، صرفنظر از اين که خود، يکی از مصاديق بارز پالايش فرهنگی است، حداقل احترامی است که به انقلاب خونبار اسلامی می گذاريم».
اکنون بايد از آقای خاتمی پرسيد؛ چگونه است که حضرتعالی حضور افراد فاسد و بدسابقه را در عرصه سينما نمی پذيريد ولی انتظار داريد کسانی که دست به صدها مورد از فساد، خيانت و جنايت زده اند در کليدی ترين پست ها و مسئوليت های نظام نظير رياست جمهوری به کار گرفته شوند؟! آيا از نظر شما، مسئوليت ساخت يک فيلم سينمايی و يا مديريت يک مجله از مسئوليت رياست جمهوری بااهميت تر است که افراد فاسد و بدسابقه در آنجا حق حضور ندارند ولی نامزدی برای رياست جمهوری حق مسلم آنهاست؟! تازه، اين در حالی است که به قول شما آن هنرپيشه های فاسد توبه هم کرده اند ولی شما و دوستانتان از يک اعلام توبه ظاهری هم خودداری کرده ايد!
آقای خاتمی می گويد؛ «حذف عناصر فاسد فرهنگی حداقل احترامی است که به انقلاب خونبار اسلامی می گذاريم» و بايد پرسيد؛ يعنی به کارگيری افراد صدها برابر فاسدتر، نظير اصحاب فتنه آمريکايی- اسرائيلی ۸۸، بی احترامی به ملت و انقلاب خونبار اسلامی نيست؟!
برخی از کسانی که خود در فتنه آمريکايی- اسرائيلی ۸۸ از آتش بياران معرکه بوده اند، به اين سخن رهبر معظم انقلاب که می فرمايند «همه سليقه ها می توانند در انتخابات حضور داشته و نامزد معرفی کنند» استناد کرده و زمينه را برای حضور و نامزدی يکی از سران فتنه مساعد معرفی می کنند و حال آن که اولا؛ حضرت آقا بلافاصله پس از تاکيد بر حضور همه سليقه ها، بر ضرورت تاييد صلاحيت ها از سوی شورای نگهبان اشاره می فرمايند و بديهی است که عوامل و سران فتنه نه فقط کمترين صلاحيتی برای حضور در کم اهميت ترين پست های کليدی نيز ندارند، بلکه بايستی در انتظار محاکمه و مجازات هم باشند و ثانيا؛ سخن از حضور همه سليقه های سياسی است که در چارچوب نظام قابل تعريف هستند و البته اين تعريف، شامل آن عده از اصلاح طلبان که در فتنه ۸۸ حضور و دخالتی نداشته اند نيز می شود ولی اصحاب فتنه در بستر يک سليقه سياسی قابل تعريف نيستند، بلکه وطن فروشانی هستند که آنها را فقط در قالب «ستون پنجم دشمن» می توان تعريف کرد.
همين جا، لازم است به اين هشدار حضرت امام- رضوان الله تعالی عليه- اشاره کنيم که می فرمودند؛ «از تجربه تلخ روی کار آمدن انقلابی نماها و به ظاهر عقلای قوم که هرگز با اصول و اهداف روحانيت آشتی نکرده اند عبرت بگيرند که مبادا گذشته تفکر و خيانت آنان فراموش و دلسوزی های بی مورد و ساده انديشی ها سبب مراجعت آنان به پست های کليدی و سرنوشت ساز نظام شود» (صحيفه امام(ره) جلد ۲۱ ص ۲۸۵).
قمپز درمی کنند که انتخابات بدون حضور ما- فتنه گران- پرشور نخواهد بود! که بايد پرسيد مگر انتخابات مجلس نهم را با صراحت تحريم نکرده بوديد؟ نتيجه چه بود؟! برخلاف توهم شما و انتظار اعلام شده مديران بيرونی فتنه، نزديک به ۶۵ درصد واجدين شرايط در آن شرکت کردند، بسيار بيشتر از چند انتخابات مشابه قبلی... آيا باز هم تصور می کنيد که چيزی بيشتر از «هيچ» هستيد؟!
شما به فرموده خداوند تبارک و تعالی: دوست داريد که نظام الهی کوتاه بيايد «ودّوا لو تدهن فيدهنون» اما به قول امام راحلمان(ره) که احياگر اسلام ناب محمدی(ص) است؛ درباره کسانی که روزی در مسئوليت بوده و سپس به خيانت آلوده و برکنار شده اند؛ «امروز هيچ تاسفی نمی خوريم که آنان در کنار ما نيستند، چرا که از اول هم نبوده اند. انقلاب به هيچ گروهی بدهکاری ندارد». (صحيفه امام ج ۱۲ ص ۶۲۸)
اصحاب فتنه و حلقه انحراف که اين روزها با يکديگر گره خورده اند کمترين ترديدی ندارند که صلاحيت آنها برای نامزدی در انتخابات پيش روی رد خواهد شد. بنابراين سؤال آن است که اينهمه بازی آمدن و نيامدن برای چيست؟ پاسخ اين پرسش به نوشته ديگری نياز دارد و در اين مختصر به اجمال بايد گفت آنان با بهره گيری از شگرد «حرکت از پله دوم» اولا در پی آنند که گذشته خيانت بارشان به فراموشی سپرده شود آنگونه که انگار مسئله اصلی، حضور يا عدم حضور آنها در انتخابات است و نه جنايات و خيانت های آنان و ثانيا؛ فضا را ملتهب نشان بدهند...
و در اين باره باز هم گفتنی هايی هست... و اما، به قول حضرت آقا در ديدار اخير کارگران شريف کشور با ايشان «هرکه با اين ملت دارای انگيزه عميق الهی در افتد، قطعا برخواهد افتاد»... و ديديد که افتادند و افتاديد و آب هم از آب تکان نخورد.
حسين شريعتمداری
منبع:کیهان