سفینه هسته ای شدنِ نظام آخوندی به گِل تپید
محمد نوری‌زاد

سفینه هسته ای شدنِ این نظام آخوندی، و سرداران فربه آنان، در یک چنین سرانجامی به گِل تپید. که این خسارت عظما همچنان ادامه دارد و مردمان ما حالا حالاها باید گرداگردِ سفره این نکبتِ فراگیر جلوس فرمایند و از مأکولات نکبتی اش تناول کنند. البته من نیز همپای مردمان بی نوایمان خوشحالم و شادمان. که قدیمی های خردمند ما گفته اند: جلوی ضرر را از هرکجا که بگیری منفعت است. در این سال های بی خردی، نفس مان به شماره افتاده بود. و ما برای نفس کشیدن، به یک چنین روزنه ای محتاج بودیم.

اگر چه این روزنه، پیش از ما، به خود آخوندهای حکومت و سردارانشان اکسیژن می رساند. تا همچنان بر سرِ ما آوار باشند و دست به جیب ما ببرند و بی اراده و انتخاب ما به هر تمایل خود حریص شوند. افسوسِ من فراتر از اضمحلالِ سرمایه های حیثیتی و پولی کشور، به الم شنگه های اسلامی آقایان نیز مربوط است. آقایان، برای بدر بردنِ جانشان از این فرود دهشتناک، جماعتی به اسم دانشمند هسته ای را زدند و کشتند و خودشان نیز با هیاهو به خانه های این کشته شدگان رفتند و در نمایشی شنیع، به زن ها و بچه های اینان تبریک و تسلیت گفتند. اگر ذره ای خردِ ذره بینی در برج و باروی آخوندهای حاکمیت و سرداران شان وجود داشت، با پولی که در همین داستان هسته ای دود کردند و به هوا فرستادند، می شد ده هزار هکتار از زمین های بوشهر یا هرکجای استان های جنوبی را از صفحات خورشیدی پوشاند و به تولید حداقل پنج هزار مگا وات برق سالم و بی مخاطره دست یافت.

با این تفاوت که از صفحات خورشیدی برق تولید می شود اما بمب هسته ای نه. که آخوندها، به بمب هسته ایِ صلح آمیز محتاج بودند نه برق بی خطر. یا می شد با دوهزار و پانصد میلیارد دلاری که در داستان هسته ای دود کردند و به هوا فرستادند، مشکل آب و فقر و فساد و اعتیاد و بی کاری را در این کشور ریشه کن کرد. بدا بحال مردمی که بیرقِ بی اراده ی این جماعت اند. تا هرکجا که آخوندهای مضطر احتیاج شان بود، به صحنه آورده شوند و حنجره بدردند که: انرژی هسته ای حق مسلم ماست! می گویم: یک وقت فکر نکنید این آقای ظریف و تیم همراهش بود که در ماراتن مذاکرات هسته ای به یک چنین توافقی دست یافتند. با اطمینان می گویم: اگر بجای آقای ظریف، همین آقای جلیلیِ رهبری نیز بود، فرایند این مذاکرات، به همین جا ختم می شد بلاتردید. چرا؟ چون طرفِ مذاکره چاقویش را گذاشته بود بر شقیقه ی حضرات. راه دیگری جز همین راه در میان نبود.

منبع:پژواک ایران


محمد نوری‌زاد

فهرست مطالب محمد نوری‌زاد در سایت پژواک ایران 

*۲۷ سوال محمد نوری زاد از خامنه ای  [2019 Jul] 
* خمینی باد کاشت، رضا شاه نهال  [2018 Dec] 
*نامه محمد نوری زاد به دونالد ترامپ  [2017 Oct] 
*نامه محمد نوری زاد به رهبر: ما اگر می رویم، شما بمانید [2017 Apr] 
*نامه محمد نوری زاد به پادشاه عربستان سعودی [2016 Aug] 
*آقای رییس و ساطورِ توی دستش  [2016 Aug] 
*اسلام واقعی و چیزی به اسم زباله [2015 Dec] 
*در انتخابات شرکت می کنیم بشرطی که… [2015 Dec] 
*سرشماری [2015 Dec] 
*آقا جواد و رُخِ دیوانه! [2015 Dec] 
*الم شنگه [2015 Nov] 
*من سعید زینالی هستم ( داستان ربودنِ نوری زاد) [2015 Nov] 
*واس ماس [2015 Nov] 
*مالیخولیا [2015 Nov] 
*می زنم به سیم آخر( نامه ای به پسرم) [2015 Oct] 
*سیستم نجس [2015 Sep] 
*دستگاه قضایی، محمود سهرابی و چاقو کش هایش! [2015 Jun] 
*رهبر نیابتی  [2015 May] 
*عجب شنبه ای شد دیروز! [2015 May] 
*سفینه هسته ای شدنِ نظام آخوندی به گِل تپید [2015 Apr] 
*سی و دومین نامه ی محمد نوری زاد به رهبر؛ زهر که نه شربت سربکشید [2015 Mar] 
*نوری زاد‏: هم اعدام کردند و هم ترسیدند! [2015 Mar] 
*قدمگاه و جسم رنجور امیر انتظام + فیلم [2014 Sep] 
*ما نمی گذاشتیم دوم خردادی ها روی کار بیایند [2014 May] 
*در شیراز چه گذشت؟ [2014 May] 
*نامه ی سی و یکم محمد نوری زاد به رهبر: به شما هم آیا سفارش می دهند؟ [2014 May] 
*نامه ی سی ام محمد نوری زاد به خامنه ای  [2014 Jan] 
*نوری زاد و امیر انتظام [2014 Jan] 
*«زن جوان هستم، شوهر ندارم، تلفن...»  [2014 Jan] 
*بدنه پاسداران نسبت به روال جاری سپاه معترض است [2014 Jan] 
*دستهای خونین شریعتمداری [2013 Nov] 
*آخر مگر کسی به عشق شلیک می کند بی انصافها؟  [2013 Nov] 
*رابطه‌ی ترورهای اخیر و سپاه پاسداران  [2013 Nov] 
*چرا نقد می کنم؟  [2013 Oct] 
*نامه ی بیست ونهم محمد نوری زاد به رهبر: غربتِ شادمانی های دمِ دست [2013 Oct] 
*دکترملکی، وپوزشخواهی از یک مادر [2013 Sep] 
*پوزشخواهی دکترملکی از « ترانه»ی محروم از تحصیل  [2013 Sep] 
*روحانى از سپاه می‌هراسد [2013 Sep] 
*دیدار محمد نوری‌زاد با وزیر اطلاعات جدید [2013 Sep] 
*بازنده اصلی فاجعه سوریه، ایران و شخص رهبر و پیروز آن، اسرائیل خواهد بود [2013 Sep] 
*گام های لرزان روحانی  [2013 Aug] 
*بوسه برپای یک «بهایی» کوچک  [2013 Jul] 
*دو مجلس کوچک، دو شرم بزرگ [2013 Jun] 
*رأی دادن یا رأی ندادن، مسئله این نیست! (محمد نوری زاد) [2013 Jun] 
*تنها راه باقی مانده برای هاشمی [2013 May] 
*ای کاش انقلاب نمی کردیم! [2013 Jan] 
*رهبر چشم به راه شماست، داخل شوید! [2012 Oct] 
*آقای آملی لاريجانی! شما نفر ششم دستگاه قضايی هستيد  [2012 Jul] 
*بلوغ، داشتن یا نداشتن، مسئله این است! [2012 Apr] 
*نامه ای دیگر از محمد نوری زاد ؛ نامه ای به دخترم  [2011 Dec] 
*نامه پانزدهم نوری‌زاد به خامنه‌ای [2011 Dec] 
*متن کامل نامه چهاردهم محمد نوری زاد به آیت الله خامنه ای [2011 Dec] 
*نامه سیزدهم محمد نوری‌زاد به خامنه‌ای [2011 Dec] 
*دواردهمین نامه نوری‌زاد خطاب به خامنه‌ای: جام زهر سربکشید! [2011 Nov] 
* شلم شوربا ! [2011 May] 
*اکنون من در زندان همین انقلابم! و شما در زندانی وسیع تر/ اف بر من اگر آینده ی انقلاب، در نگاه من، همین بوده باشد  [2010 Dec] 
*گلها و سیم خاردارها ۸ (عبدالله مؤمنی) [2010 Nov] 
*نامه نوری زاد به صادق لاریجانی  [2010 Nov] 
*از این که به اسم دین، از دیوار اعتماد شما بالا رفتم، بالا رفتیم، و به اسم دین، ذخایر شما را به باد دادم، به باد دادیم، پوزش می‌طلبم [2010 Nov] 
*محمد نوری زاد: وقتی “عبید زاکانی” برمسند قضاوت می نشیند [2010 Aug] 
*روسپی های سرزمین من! [2010 Aug]