« عباس عزیز محور همدلی »

اینجانب قصد نداشتم قبل از انتشار کتاب خاطرات زندانم مطلبی را بصورت عمومی نشر دهم اما متاسفانه در این روزها یکی از بهترین همبندی های دوران زندان ، عباس عزیز را در بندی دیگر و آنهم در بند بستر طاقت گریز بیماری صعب العلاج می بینم.

برایم بسیار ناراحت کننده و سخت است اسطوره مقاومت اگر نگویم برای همه ایرانیان اما حداقل برای ما زندانیان سیاسی دهه خونین 1360 ، را در بستر بیماری ببینم زیرا او خود همواره دارویی موثر و معجزه گر برای روحیه و آزاد کننده انرژی بسیاری از زندانیان در مراحل مختلف زندان بود .

عباس کسی ست که حتی  به دژخیم اجازه نداد به سبیلش دست درازی کند و آنرا بعنوان تحقیر و حربه ای جهت شکنجه از آن بهره برداری نماید تا چه برسد به اینکه شرف ، انسانیت و جوانمردی او را  بتواند دست درازی کند . یادم هست روزی او را به بیرون بند برده بودند و اصرار داشتند که سبیلش را که از یک پر پشتی خاصی برخوردار بود و بیشتر به دوستان چپ مینمود  ، به بهانه ای واهی بتراشند که عباس با منطق و مهارتهای بذله گویی اش آنها را وادار به عقب نشینی کرده بود و زندانبان نتوانسته بود حتی به سبیلش دست بزند .

حال چگونه میتوان نشست و دید اینگونه آماج حمله و اتهامات واهی مزدور اطلاعات بودن قرار گرفته  و به این بهانه از حق قانونی دیدار همسر ، محروم گردد . حال گیریم که در شرایط خاص او به این طلاق تن داده و از همسرش جدا شده، از نظر انسانی چه اشکالی میتواند داشته باشد به ندای یک همسر که خود را در شرایطی احساس میکند که روزهای آخریست که چشمش به این دنیاست ، خواسته او از جانب کسی که  داشتن این موقعیت مبارزاتی و در پناه آمال و آرزوهایش ( مسعود و مریم ) را مدیون اوست ،  پاسخ مثبت داده و حداقل جهت تشکر و قدرشناسی و ادای دین، به دیدار او شتافته و پاسخ گفتن به این خواسته انسانی را نیز به اندوخته های فضیلتی مبارزاتی اش اضافه نماید.

در پست ترین و رذل ترین حکومتها هم قبل از اعدام هر زندانی آخرین خواسته و وصیت او را جویا میشوند تا آنرا در حد توان برآورده کرده تا زندانی معدوم ، با حسرت از دنیا نرود و من از همسر ایشان تعجب میکنم که چرا باید خود را با توجه به ادعای مبارز بودن و در مسیر رها نمودن انسانها از منیت و انحصار طلبی ، خود را این چنین به سطحی از انسانیت نازل دهد که ناظر بیرونی را به این قضاوت برساند که آیا واقعا ایشان در مسیر رهانیدن ما از بند و اسارت خون آشام ترین  رژیم زمانه است ؟  وقتی ایشان هنوز خود در بند منیت و غرور دست و پا میزند چگونه ما آنرا باور کنیم و شاید و شاید هم این سکوت و رکود فعلی در حرکت جامعه ستم زده و مظلوم ، ناشی از اینگونه نمودهاست  .                                                                                                                    

تعجب دیگرم هم از همه دوستان زندانی سیاسی است که جان بدر برده اند و عباس را بخوبی میشناسند و با روحیات او آشنا بوده و یقین و موکدا میگویم یقین دارند که این وصله ها به او نمی چسبد و بنا به ملاحظاتی سکوت پیشه کرده اند.

باید بگویم من نیز خود واقعا از این شرایط بسیار طوفانی و غبارآلودی که در این چند سال بوجود آمده و فعلا نمیخواهم وارد جزئیات آن شوم ، بسیار رنجورم و واقعا به هر دو طرف ماجرا انتقاد دارم اما وضعیت فعلی عباس برای من و دیگر دوستان زندانی که زنده مانده اند باید فرق کند و به نطر من حداقل کاری که ما بعنوان همبندی عباس،  میتوانیم جدای از دیدگاه هایمان ، حداقل از نظر انسانی داشته باشیم همدلی و دادن روحیه بازگشت به زندگی و افزایش توان روحی و روانی او در مبارزه با بیماری جانکاهش میباشد .                                                                                              

دوستان !!!!! همه ما در بستر زمان تغییر میکنیم و کرده ایم  و دیدگاه هایمان هر روز در تحول و دگرگونی و تکامل است که اگر نکنیم باید به خود انسانی امان شک کنیم چرا که انسان است که فقط توانایی آفرینش و دگرگونی در خود و جهان و طبیعت را دارد و من کوچکترین که باشم که بخواهم این آموخته های خود را به استادانم یادآوری نمایم و من کوچکترین از دوستان هم بند دیگر عباس که شاید دیدگاه های او را قبول نداشته باشند اما او را خوب میشناسند که هیچوقت از مبارزه کم نگذاشته و کم فروشی نکرده است ، نقد ها ، حب و بغض ها را کناری نهاده و از موضع انسانی بعنوان حداقلها ، با دادن پیام ، روحیه او را تقویت کرده و همسرش را در این واپسین دقایق تشویق به دیدار او و فرزندش نمایند تا شاید عباس و وضعیتش ، بستر یک همدلی و اتفاق و اتحاد گمشده بین جبهه مبارزه و رزم با دشمن غدار باشد و دوباره کابوس شبانه روزی گذشته رژیم به او باز گردد .                

از آنجائیکه متاسفانه تمامی تلاشهایم جهت دریافت ویزا و دیدار حضوری به سرانجامی نرسید لذا این نوشته را فقط و فقط بعنوان ادای دین در حق دوستی مبارز و همبندی که همواره در طول دوران با هم بودن ، از او روحیه و درس گرفته ، میباشد و فعلا قصد ورود به کنش و واکنشهای مرسوم در فضای فعلی سایتهای مختلف ندارم و پیشاپیش تمامی نقد ها و کم و کاستی متن فوق را اذعان داشته و خود را کمترین همه می یابم و امیدوارم با این پیام ادای دین نموده باشم .                                        

اتحاد و همدلی و سعه صدر و مدارا برای دوستان آرزومندم                                                         

فعلا امضا محفوظ                                                                                                              

 

   

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب  در سایت پژواک ایران