تسلیت و تعظیم در برابر مادری از تبار ِ عشق و شکیبایی: مادر صونا‎
اشرف علیخانی (ستاره)

دقایقی پیش، از خبر غم انگیز درگذشت آقای عباس محمدرحیمی مطلع گشتم. بسیار بسیار متأثر و ناراحت شدم. واقعاً نمیتوانم احساس اندوهم را با کلمات ابراز کنم، فقط میتوانم بگویم که با تمام وجودم در این غم بزرگ و در سوگ این بزرگمرد همیشه سرافراز که در اوج جوانمردی و معصومیت از دنیا رفت، با تک تک خانواده ی محترم و گرامی محمدرحیمی بویژه فرزندشان سپهر عزیز و مادر فداکار، مهربان،  و دلسوخته ی ایشان که با صلابت و پر افتخار در برابر توفان های زندگی ایستادگی کرده و در همه ی برهه های پر آشوب، تمامی رنجها را یک تنه ، و در سکوت، به جان خریده تا روشنایی و گرمی بخش کانون خانواده  و امیدبخش دلهای همه ی آزادیخواهان باشد، و حال اینسان یکی دیگر از چشم و چراغها و پاره ی تنش را از دست داده، سهیم و همدردم. مادر صونا و خانواده ی محمدرحیمی! امیدوارم دیگر هرگز غم نبینید و همواره تندرست و پاینده باشید.
همچنین؛ با شما آقای مصداقی عزیز که میدانم چه هفته های دشوار و طاقتسوزی  را پشت سر گذاشتید اما دوستتان را تنها نگذاشته و یار و یاورش بودید، و با همه ی دوستان و آشنایان و بازماندگان ایشان که در تنگنای بیماری و سختی، ایشان را تنها نگذاشتند، در این غم سنگین، شریک و همدلم.
در این غم و فراق، برای تمام دلهای سوخته و غمگین، آرزوی صبر و تحمل  دارم. دوست و رفیق واقعی را در اوج سختی و گرفتاری و در روزهای غم انگیز و دردناک زندگی میتوان شناخت. خوشبختانه قانون خدشه ناپذیر طبیعت اینست که همواره نور بر تاریکی چیره خواهدشد. امیدوارم روزگار هرچه زودتر و زودتر و زودتر بسوی روشنایی، ترقی فکری، مهر، و پیروزی نور بر تیرگیهای مادی و معنوی، پیش رود و به سرمنزل نشیند و آزادگی و انسانیت و وجدان، به سرانجام رسیده و مستقر گردد و  اندوه ها پایان پذیرد.از ته قلبم برای تمام رفقای واقعی و دوستان حقیقی، صبوری و سلامت آرزومندم. او در این زمستان غبارآلود، رفت و جاودانه شد و آرزوی من اینست که همگیتان صبور و سلامت باشید و آخرین غمتان باشد.
 
نام عباس محمد رحیمی بر آسمان آزادیخواهی و بر صفحه ی تاریخ مبارزه برای استقرار انسانیت و مهر، درخشنده و ماندگار خواهد بود. یاد عزیزش، گرامی  و ماناست.
 
دیگر بار، به تک تک خانواده ی محمدرحیمی و بازماندگان و دوستان و رفقای ایشان تسلیت عرض کرده و در برابر مادری از تبار ِ عشق و شکیبایی ، مادر صونا، با نهایت احترام،  سر خم می کنم: ستاره.تهران (اشرف علیخانی)
 

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اشرف علیخانی (ستاره)

فهرست مطالب اشرف علیخانی (ستاره) در سایت پژواک ایران 

*دوستی ِ تفاوتها
*کسی به جلاد التماس نمی‌کند
*تسلیت و تعظیم در برابر مادری از تبار ِ عشق و شکیبایی: مادر صونا‎
*«شب شکن»
*کوتاه. مختصر. همین (در ممنوعیت پوشیدن شلوار جین)
*زندایی بچه دار نمی شد اما وجودش پر از عشق بود
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت هشتم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت هفتم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت ششم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت پنجم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت چهارم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت سوم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت دوم
*«رزیتا» در ترکیه! قسمت اول
*پاپ بزرگ واتیکان دستک تنبک به راه نمی اندازد
*رکسانا
*عطر شکوفه های درخت به
*نادره افشاری سرو آزاده ای که پیش هیچکس سر خم نکرد
*محصورم نکنید!
*آی زندانبان!
*زن ستیزی ممنوع !
*فرهنگی تا گلو در باتلاق
*نامهء سرگشاده به دادستان تهران آقای عباس جعفری دولت آبادی
*رضا حیدرپور پزشک دلسوز و مهربان بهداری اوین را آزاد کنید
*سنگسار و شلاق در شعر شعرا هم هست!
*ماندن مجاهدین در کمپ اشرف یا لیبرتی
*سرکش ترین ستاره
*من هرگز آنها را عفو نمیکنم
*روزگار چون شکر ، شوخی تلخی بود
*مطالبات زندانی سیاسی پیشین از داخل ایران
*مجاهدین خلقی که در زندان اوین شناختم و دیگر مجاهدین خلق
*مجاهدین خلقی که در زندان اوین شناختم و دیگر مجاهدین خلق
*جنون قدرت در سیاست
*به شعور مردم احترام بگذارید
*سیزده بدر پارسال در اوین
*ای مخاطب ناشناس! مدد رسان و یاری کن
*"با تو بسیارم رفیق"
*دردهایی که کشیدیم و خونهایی که گریستیم‎
*خطاب به روشنفکران و آزادیخواهان پر مدعا
*به نام عشق . به نام آزادی
*یکشنبه ها می آیند و می روند