ايثارگريهاى سه انسان بر جسته در سه حوزه گوناگون !
ع- سلیمان‌زاده

 

 چندى پيش مطلبى در مورد دو انسان فداكار سوئدى نوشته بودم.

پس از مدتى دوستى تماس گرفت و ضمن تمجيد از آن نوشته يادآور شد كه چرا از هموطن ايرانى خود كه به همينگونه عمل كرده است غافل شده ام !

به شوخى به ايشان گفتم ؛ چون بنده  سوئدى شده ام ، " حس ناسيوناليستى ام " گل كرد و تنها از هموطنان سوئدى خود ياد كردم و نآآگاهانه و به ناحق آن هموطن ايرانى را فراموش كردم.  بنابراين در اينجا دو ستم تاريخى در حق آن هموطن روا شد !

بارى، سخن از عبدالحسين سردارى است ! ديپلمات ايرانى ساكن پاريس كه از نظر نمونه كار و به خطر انداختن جان خود، در راه نجات جان يهوديانى كه در فرانسه در خطر بدام افتادن فاشيست هاى هيتلرى بودند، خارج از ديدگاههاى سياسى و مذهبى و فرقه اى و ناسيوناليستى  آنچه را كه در توان دارد و از عهده اش بر مى آيد انجام مى دهد !

در اينكه  اين سه انسان برجسته در سه حوزه متفاوت همسان عمل كرده اند، شكى نيست ، ولى نكته بسيار ظريف و قابل تأملى در اقدام عبالحسين سردارى نهفته است ؛

 رائول  والن برى همكيشان يهودى خود را نجات داد و هارالد ادِلستام هم مسالكان فكرى خود را كه عمدتاً كمونيست ها و سوسياليست ها بودند ! گر چه  بايد تاكيد كرد هر دو كار شايسته و درخور ستايش است و جاى بحثى در آن نيست ، اما ! 

نكته اى كه عمل عبدالحسين سر دارى را اندكى برجسته تر مى كند اين است كه او بعنوان يك ايرانى مسلمان زاده، فارغ از منافع شخصی، به دور از ديدگاه هاى مذهبى، يهوديان اتباع كشور هاى ديگرى را  نجات داد و لذا بدون شك كار او از جنبه فرا مذهبى، فرا مليتى، ارج ويژه اى دارد ! 

 

بنابراين در نظر داشته باشيد كه حتى اگر يك ايرانى با اين عمل خود، شرافت انسانى ايرانى را به نمايش بگذارد و باعث افتخار ما ايرانيان گردد، محمود احمدى نژاد و امثالهم، به نمايندگى از طرف جمهورى اسلامى ايران، با آن سخنان پوچ و بيهوده و نفى هولوكاست، چه خسارت سنگينى به جامعه ايران و ايرانى وارد آورده اند !   

http://www.radiofarda.com/a/f7_The_Iranian_Schindler_Sardari_who_saved_Jews/24430707.html

    و اين بود آن نوشته مورد بحث ؛

                                                                                 ايثارگرى هاى دو انسان برجسته ! 

 
پس از كودتاى نظامى ژنرال آگوستو پينوشه در سال ١٩٧٣ كه توسط دولت وقت آمريكا هدايت و رهبرى شد و در نتيجه به سرنگونى حكومت ملى سالوادر آلينده و كشته شدن او و يارانش در كاخ رياست جمهورى گرديد، بسيارى از همفكران  و وزراى آلينده نيز دستگير زندانى و به قتل رسيدند.
از پى به قدرت رسيدن ژنرال هاى كودتاچى، گستره دستگيرى ها به ميزانى عظيم بود كه به اندازه كافى زندان براى به بند كشيدن مبارزينِ عدالت خواه و آزادى طلبان وجود نداشت، لذا كودتاچيان استاديوم ورزشى شهر را به زندانى بزرگ براى زندانى كردن مردم مبارز تبديل كردند ! 
  در پس اين بگير و به بند كشيدن ها، بسيارى از مبارزين  كمونيست و سوسياليست،  براى نجات جان خود به سفارت سوئد در كشور كودتا زده شيلى، پناهنده شده و يا در بيرون از سفارت در ارتباط با سفارت سوئد جهت فرار از دست حكومت فاشيستى پينوشه ارتباطات محرمانه بر قرار كرده بودند.  
آنانى كه از دست ديكتاتور حاكمِ تحت حمايت آمريكا، جان سالم بدر برده بودند توسط هارالد ادِلستام ( HARALD EDESTAM ) سفير انساندوست سوئد، از كشور فرارى داده شدند. 
هارالد ادِلستام اين انسان فرهيخته به تمام معنا كه خود تفكرات  سوسياليستى داشت، با استفاده از پاسپورت هاى سوئدى كه در سفارت سوئد در اختيار داشت، براى مبارزين تحت تعقيب هويت جديدى درست كرده و آنها را از كشور ديكتاتورها فرارى داده به آرمان انسانى خود آنگونه كه قادر بود به اجرا گذاشت. 

              https://en.wikipedia.org/wiki/Harald_Edelstam

البته در جنگ جهانى دوم نيز يك سفير ديگر سوئدى در چكوسلوواكى، بنام رائول والن برى، از همينگونه امكانات براى نجات جان هم كيشان يهودى خود اقدام كرد و مانع به اسارت گرفته شدن بسيارى از يهوديان و اعزامشان به كوره هاى آدم سوزى هيتلر شد.
       https://en.wikipedia.org/wiki/Raoul_Wallenberg#Early_life

در اينجا يك بى انصافى تاريخى در مورد هارالد ادِلستام شده است. 
كمتر كسى نامى از هارالد ادِلستام  و اقدامات انساندوستانه او شنيده است. رسانه هاى وابسته به قدرتهاى مالى بويژه در ايالات متحده هيچگاه سخنى از او بميان نخواهند آورد، چرا كه او كمونيستها و سوسياليست ها را در كشور كودتا زده اى نجات داد كه نيكسون رئيس جمهور آمريكا به همراهى هنرى كسينجر باعث و بانى آن كشتارها و به زندان انداختن ها شده بودند، بدون شك هرگونه يادبودى از او باعث بزير سوْال رفتن حكومت تحت حمايت پينوشه و دولتمردان آن دوران آمريكا خواهد شد.
 و در همين حال حداقل براى ما ايرانيان عيان است كه سرنوشت مردم ايران بعد از كودتاى ٢٨ مرداد همچون سرنوشت مردم شيلى بعد از كودتاى پينوشه به يكسان ورق خورد اما سالها بعد، پس از انقلاب ايران در سال ١٣٥٧، با دخالت هاى مجدد قدرت هاى بيگانه همچون آمريكا و فرانسه و انگلستان، سرنوشت ايران  در مقايسه با شيلى كه راه پيشرفت و آزادى را طى كرد، به گونه اى ديگر گرفتار ديكتاتورى مذهبى شد ! 
پايان سخن اينكه ؛
   ناپديد شدن والن برى كه بدست حاكمان استالينيست افتاد هنوز در هاله اى از ابهام قرار دارد، قدر مسلم اين است كه كارى كه اين دو سفير در راه نجات جان انسانها كردند مايه افتخار كشور سوئد است. 
در شهر واشنگتن دى سى به پاس فداكاريهاى والن برى، خيابان چهاردهم را به نام او نامگذارى كرده اند اما ! 
اما نامى از هارالد ادِلستام برده نمى شود. و اين يك بى انصافى تاريخى در حق او مى باشد !   
 

  ع سلیمان زاده

 

منبع:پژواک ایران