شباهت حادثه پلاسکو با ماجرای باخت کاسپاروف

 
دکتر علی بیت اللهی سرپرست حوزه پژوهشی ساختمان و ابنیه فنی مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی و دبیر کارگروه ملی مخاطرات زلزله در ایسنا نوشت:
 
حتما ماجرائی که ظاهرا به نقل از گری کاسپاروف شطرنج باز بزرگ را شنیده اید. به نقل از او ذکر شده است که: من در یک بازی شطرنج به یک آماتور باختم. در بازی با او نمی دانستم که آماتور است، برای این با هر حرکت او دنبال نقشه ای که در سر داشت می‌گشتم. گاهی به خیال خود نقشه اش را خوانده و حرکت بعدی را پیش بینی می کردم، اما در کمال تعجب حرکت ساده دیگری می دیدم. تمرکز می کردم که شاید نقشه جدیدش را کشف کنم. آنقدر در پی حرکت های او بودم و دنبال رو مسیر او شدم که مهره های خودم را گم کردم. بعد که به سادگی مات شدم فهمیدم حرکت های او از سر مهارت نداشتن بود و فقط مهره ها را حرکت می‌داد و من از لذت بازی غافل شدم چون به دنبال نقشه ای بودم که وجود نداشت. بازی را باختم اما درس بزرگ تری یاد گرفتم که تمام حرکت ها از سر حیله نیست. حرکت های ساده را باور نداریم و به دنبال نقشه هایش می گردیم. آنجاست که مسیر را گم می‌کنیم، می‌بازیم ….‌
 
ماجرای رخداد پلاسکو و مجموعه علل و عواملی که موجب بروز حادثه شد، بی مشابهت به ماجرای باخت کاسپاروف نیست. موضوعات بسیار ساده و پیش پا افتاده، حوادث بس سهمگین به بار می آورند که در پی آن انبوه محققان و مسئولان مشغول مدلسازی و تحقیق و پژوهش و تفتیش و جست‌وجو و بازدید و کشف راز و رمزهای علل و چگونگی ها می شوند، حال آنکه علل پدیده همین هایی هستند که الان هم جلوی چشمانمان هستند، مسائلی ساده که حوادثی خیلی تلخ خلق می کنند.
 
در مورخ ۲۴/۱۲/۱۳۹۵ با اعلام رسمی دادستان محترم تهران و نیز سرپرست محترم دادسرای جنائی تهران، مقصران حادثه ساختمان پلاسکو شناخته شدند. دو نفر کارگری که در طبقه دهم در واحد ۱۲ مشغول کار بودند.
 
نقل خبر:
 
جناب دکتر جعفری دولت‌آبادی دادستان تهران فرمودند: عامل آتش چند کارگر بودند که صبح زود، روز حادثه با استفاده از هیتر غیراستاندارد که با سیم طولانی و چندشاخه روشن شده بود، موجب آتش‌سوزی شدند و با توجه به نقص کپسول آتش‌نشانی که گستردگی بیشتر آتش را در پی داشت، کارگران در تلاش برای خاموش‌کردن آتش که به سقف کاذب کشیده شده بود، از کپسول دیگری استفاده کردند که موجب گسترش آتش در ساختمان شد.
 
و جناب محمد شهریاری - سرپرست دادسرای جنایی تهران - نیز بیان داشتند: دو کارگر واحد ۱۰۱۲ (طبقه دهم واحد ۱۲) در یکی دو روز گذشته اعتراف کردند که از مهتابی داخل سقف یک سیم روکار با متراژ حدود ۱۰ تا ۱۵ متر کشیده و آن را ابتدا به یک یخچال وصل کرده و برخی روزها هم با اتصال به یک هیتر برقی بخاری برقی روباز خود را گرم می‌کردند. در روز حادثه سیم‌ها به دلیل بار الکتریکی زیاد آتش می‌گیرد و به دلیل وجود حجم زیادی از پارچه و لباس، آتش‌سوزی شروع می‌شود.
 
جمع بندی خبر
 
سیم برق از سر لامپ مهتابی سقف واحد به طول ۱۰ تا ۱۵ متر به یخچال گاهی  یا همزمان  به هیتر  جهت گرم شدن وصل می شده، ظاهرا کپسول گازی هم که در واحد ۱۲ طبقه دهم بوده نقص داشته که با آتش گرفتن سیم برق در اثر گرم شدن بیش از حد، نشت گاز نیز به گسترش ناگهانی آتش کمک کرده و آتش از کنترل خارج می شود. دو کارگر مشغول به کار در واحد که از ساعت ۶ صبح شروع به کار کرده بودند افراد حاضر در طبقه ۸ را که مشغول خواندن زیارت عاشورا (پنجشنبه ۳۰/۱۰/۱۳۹۵) بودند به استمداد می‌طلبند که کاری نمی توانند صورت دهند. کپسول آتش نشانی موجود در واحد (یا در طبقه) نقص داشته و کپسول دیگری که استفاده می کنند موثر واقع نشده و آتش گسترش بیشتری پیدا کرده است. نهایتا راس ساعت ۱۱:۳۳ صبح پنجشنبه مورخه ۳۰/۱۰/۱۳۹۵ نماد مدرنیته تهران قدیم، ساختمان پلاسکو، فرو می ریزد.
 
چند سوال
 
از متون منتشره در سایت خبرگزاری ها و اعلام رسمی دو مقام محترم قضائی شروع کنیم. چند سوال:
 
۱- آیا در واحد پریز برق نبوده است؟
 
۲- آیا در واحد سیستم گرمایش نبوده یا ناکافی بوده که کارگران برای گرم کردن خود، از هیتر استفاده می کردند؟
 
۳- آیا کپسول اطفاء حریق بازدید منظم دوره ای نمی شده است؟
 
۴- آیا نشت کپسول گاز روزهای قبل هم بوده است؟ و کسی بوی گاز را حس نمی کرده است؟
 
۵- آیا کسی این وضعیت کمیک واحد را ندیده بوده؟ از مالک، کارفرما، ناظر، همسایه ها، و ...؟
 
 
 
به راستی چه کسانی مقصرند؟
 
پرواضح است که برق کشی از لامپ های مهتابی سقفی به یخچال و هیتر که احتمالا با کلید لامپ ها نیز روشن و خاموش می شده، منحصرا در روز حادثه نبوده و احتمالا سنتی دیرپا بوده و چه بسا که در واحدهای دیگر پلاسکو نیز ساری و جاری بوده است. البته باید ذکر کرد با چنین روش هایی در سایر جاها نیز حتما برخورد کرده ایم، در خوابگاه های دانشجویی، در مغازه ها در کارگاه ها و...
 
به راستی وضعیتی که از اعلام رسمی مقامات قضائی از چگونگی شروع و شیوع آتش در ذهن نقش می بندد محصول کدام سیستم مدیریتی است؟ آیا آن سیستم مقصر نیست؟
 
در محافل و روش های قضائی همانگونه که اغلب می دانند مقصر حادثه فاعل مستقیم کار است. به عنوان مثال اگر کسی کسی را اجیر کند که لطمه ای به کسی دیگر وارد کند، شخص وارد کننده لطمه مقصر اصلی است و سایر عوامل متهمان بعدی تلقی می گردند. در حادثه پلاسکو، ظاهرا عمدی در کار نبوده و کارگران بدلیل شرایط موجود از رویه ای که احتمالا مرسوم نیز بوده، استفاده می کردند که حادثه ی تلخ پلاسکو رقم زده می شود.
 
آیا به راستی کسی که باید گرمایش واحد و آسایش محیط کار کارگران را فراهم می کرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید کپسول های آتش نشانی را کنترل و به موقع تعویض می کرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید از واحدهای کار پلاسکو بطور مرتب و جدی بازدید می کرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید سیستم کنترل بسیار سختگیرانه برای ایمنی ساختمان پلاسکو فراهم می آورد، مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که نباید اجازه می‌داد محیط کار، انبار، کارگاه و ... با هم یکی نمی شدند مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید طرح هایی را برای بررسی ایمنی ساختمان ها و بویژه ساختمان هایی مانند پلاسکو اجرا می کرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید ساختمان پلاسکو را به دلیل عدم وجود سیستم هشدار و اطفاء حریق پلمپ می کرد، مقصر نیست؟
 
آیا به راستی مالک ساختمان پلاسکو مقصر نیست؟
 
آیا به راستی سرقفلی داران و صاحبان مشاغل مقصر نیستند که موارد ایمنی را رعایت نکردند؟
 
آیا به راستی آن سیستمی مقصر نیست که اجازه وجود چنین وضعیتی را بدهد که از لامپ مهتابی سقف سیمی آویزان گردد و کسی هم ککش نگزد؟
 
آیا به راستی کسی که باید نصب پله های خروج اضطراری را در پلاسکو لازم الاجرا می کرد و نکرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید نصب سیستم هشدار آتش را اجباری می کرد و نکرد مقصر نیست؟
 
آیا به راستی کسی که باید به کاگران شاغل در پلاسکو آموزش رعایت نکات ایمنی را می داد و نداد مقصر نیست؟
 
واقعیت ها
 
واقعیت این است کارگرانی که سیم برق ۱۵ متری را به لامپ مهتابی سقف کاذب پلاسکو وصل کردند، اگر می دانستند که چه حادثه ای می تواند رخ دهد، هرگز این کار را نمی کردند.
 
واقعیت این است که اگر مسئول یا مسئولان مستقیم می دانستند که در اثر اهمال کاری ها چه حادثه ای در پلاسکو رخ خواهد داد، هرگز اهمال کاری نمی کردند.
 
واقعیت این است که اگر همه می دانستند چه خطری در کمین است، بی گمان هرگز ساختمان پلاسکو فرو نمی ریخت.
 
غفلت کردیم. باید اعتراف کنیم که غفلت کردیم. باید به نقاط ضعف خود اعتراف کنیم. باید اذعان کنیم که به موارد ایمنی و کاهش ریسک خیلی خیلی کم توجه می کنیم و وقتی حادثه ای رخ می دهد خسارت های چندین برابری می دهیم.
 
 در کشور ما گاه موضوعات خیلی ساده تر از آن هستند که دنبال نقشه ها و طرح های پیچیده تر باشیم.
 
پیشنهاد
 
پیشنهاد می کنم برای تمرین و تغییر ذهنیت خودمان، ۱۰ ساختمان مشابه پلاسکو را که ممکن است در معرض خطر باشند را نشان کنیم و مسائل ساده آنها را که ممکن است خطر آفرین باشند حل کنیم. این کار خیلی ذهن شرقی ما را می تواند در ارائه روش های خیلی ساده تر پیشگیری از خطرات بزرگ کمک کار باشد. همین، یک کار ساده را شروع کنیم، شاید درس خوبی از پلاسکو بگیریم.

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی