رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد
مجید محمدی

با کنار رفتن آرمان مستوفی از مدیریت رادیوفردا، این رسانه، تحت مدیریت جدید به تغییرات جدی نیاز دارد. مهم‌تر از تغییر مدیر رسانه یا برخی کارکنان آن، تغییر سیاست‌ها و جهت‌گیری‌ها و اولویت‌ها، نوع ارتباط با مخاطب، چینش نیرو‌ها و نوع استفاده از منابع است. مدیریت جدید رادیوفردا باید این رسانه را از نگرش حاکم غیرانتقادی، نا‌متوازن و غیرحرفه‌ای (بالاخص وبسایت اینترنتی آن) به رسانه‌ای با مشی تحلیلی-انتقادی، متوازن و حرفه‌ای تبدیل کند؛ رسانه‌ای که همه‌ی کسانی که خبر و گزارش صحیح، چندجانبه، منصفانه و روشن می‌خواهند و نمی‌خواهند توسط دستگاه تبلیغاتی حکومت، مهندسی شوند خود را از آن بی‌نیاز نبینند. متاسفانه اگر کسی هفته‌ها به وبسایت رادیوفردا مراجعه نکند چیز زیادی را از دست نداده است چون این وبسایت نه تولیدکننده بلکه عمدتا تکرارکننده است. در این نوشته به مشکلات جدی این وبسایت از حیث مخاطب و محتوا و نحوه‌ی ارائه‌ی آن می‌پردازم.

ابتدا این توضیح را در اینجا بیاورم که همکاری با یک رسانه به هیچ وجه به معنای بستن چشم بر مشکلات آن نیست، گرچه این همکاری در سال‌های گذشته با دشواری بسیار همراه بوده و ده‌ها مطلب انتقادی و تحلیلی این نویسنده در وبسایت رادیوفردا سانسور یا رد شده است. به عنوان یک نویسنده و تحلیلگر آزاد، معتقد به همکاری با رسانه‌هایی که با مالیات شهروندان امریکایی و بریتانیایی و فرانسوی اداره می‌شوند هستم اما اتقاقا به علت دولتی بودن منابع، باید مدام آنها را مورد انتقاد قرار داد و با قهر، آنها را به حال خود‌‌ رها نکرد. یک نویسنده و تحلیلگر به علت همکاری با یک موسسه، دیدگاه انتقادی‌اش را تعطیل نمی‌کند و تا زمانی که بتواند، باید به فعالیت در آن ادامه دهد مگر آنکه عذر وی را بخواهند (اتفاقی که برای من در رادیوفردا در روز ۳۱ مارس ۲۰۱۸ افتاد.)

مشکل مخاطب

وبسایت رادیوفردا علی‌رغم داشتن امکانات کافی مالی و پرسنل، مخاطب بسیار کمتری از وبسایت‌هایی مثل الف، تابناک، و خبرآنلاین دارد. وبسایت‌های الف و تابناک اصولا مطالب تولیدی اندکی دارند و بیشتر، مطالب وبسایت‌های دیگر را می‌گذارند. از این جهت توجیه عدم استقرار در ایران و دشواری تولید خبر، توجیه قابل قبولی برای مخاطب اندک نیست. بنا به اطلاعات وبسایت‌هایی که میزان بازدید روزانه و تعداد صفحات بازدیدشده را منعکس می‌کنند مخاطبان رادیوفردا بسیار کمتر از وبسایت‌های داخلی رقیب آن است. شاید ده سال پیش رادیوفردا وضعیت بهتری داشت اما امروز از همه‌ی آن‌ها عقب مانده است.

jdm_1.gif

سه وبسایت تابناک، الف و خبرآنلاین (تحت نظر محسن رضایی، احمد توکلی و علی لاریجانی که هر سه از تبلیغاتچی‌های سرسخت نظام ترور، سرکوب و تحقیر هستند) از این جهت در نظر گرفته شدند که بیشترین بازدید را در داخل کشور داشته‌اند. وبسایت بی‌بی سی فارسی را در این مقایسه نیاوردم چون اطلاعات مربوط به این وبسایت به طور جداگانه از کل وبسایت بی‌بی سی ارائه نشده است. حتی اگر اطلاعات فوق، دقیق نباشند نسبت‌ها نمی‌تواند نادرست باشد چون در تخمین‌ها از یک مدل استفاده شده است.

از بودجه‌ی اختصاص‌یافته به وبسایت‌های مذکور اطلاعی نداریم تا تعداد مخاطبان آن‌ها را از این حیث با هم مقایسه کنیم اما تصور اینکه بودجه‌ی وبسایت رادیوفردا با توجه به اینکه با مطالب تهیه‌شده در رادیو هم تغذیه می‌شود کمتر از وبسایت‌های داخلی باشد دشوار است. توجیهاتی مثل فیلتر شدن وبسایت، دیگر قابل قبول نیست چون اکثر ایرانیان به فیلترشکن دسترسی دارند. در روزهای تظاهرات اعتراضی دی ۹۶ که تلگرام فیلتر شد حدود ۳۰ میلیون از ۴۰ میلیون کاربر آن با فیلترشکن توانستند به این سایت دسترسی پیدا کنند. ضعف‌ها و شکست‌های یک وبسایت اینترنتی و سیاست‌ها و راهبردهای نادرست آن را نمی‌توان به گردن محدودیت‌هایی انداخت که امروز وجود ندارند یا پشت سر گذاشتن آنها بسیار آسان شده است.

مشخص است که در سال‌های اخیر، وبسایت‌های داخلی (که همه بخشی از دستگاه تبلیغاتی رژیم هستند) دارند رسانه‌های فارسی خارج کشور را پشت سر می‌گذارند. رادیو و تلویزیون دولتی ورشکسته است اما حکومت فقط با رادیو و تلویزیون دولتی به نشر دروغ و مهندسی خبری و فرهنگی اقدام نمی‌کند. حکومت هزاران وبسایت اینترنتی، صد‌ها بنگاه تولید فیلم، ده‌ها خبرگزاری، صد‌ها مرکز نشر و هزاران روزنامه دارد و همه‌ی این‌ها صبح تا شام مشغول نشر و پخش مواد اسلامیزه شده و دروغگویی در مورد غرب هستند.

محتوای نامتمایز

وبسایت رادیو فردا غیر از انعکاس برخی گزارش‌ها و مواد شنیداری رادیو و برنامه‌ی یک ساعته‌ی تلویزیونی صبح، دارای سه دسته مطلب است:

۱. بریده‌هایی از مطالب وبسایت‌های داخلی بدون نگرش انتقادی و تحلیلی که خوانندگان در وبسایت‌های دیگر هم می‌توانند آن‌ها را ببینند و پیدا کنند (مثل اخبار مربوط به احمدی‌نژاد یا دیگر مقامات و نهاد‌ها که در وبسایت‌های خود آنها می‌آید)؛ اگر رادیوفردا در داخل ایران خبرنگار ندارد دست‌کم می‌تواند نشر اخبار کپی‌شده را متوقف سازد و صرفا در چارچوب گزارش خبری به آن‌ها بپردازد. نقل سخنان خامنه‌ای یا روحانی بدون اشاره به دروغ‌های آنها بیشتر تبلیغات است تا خبررسانی.

۲. مطالب خبرگزاری‌های بین‌المللی که امروز در وبسایت‌های داخلی هم منتشر می‌شوند حتی آن دسته از سخنانی که مقامات خوش‌شان نمی‌آید مثل اظهارات مقامات اسراییلی، امریکایی و سعودی. اگر در دهه‌های قبل، این مطالب در روزنامه‌ها و وبسایت‌های داخلی نمی‌آمد و وبسایت‌های فارسی‌زبان خارج کشور آن‌ها را مجبور به گزارش این موارد کرده‌اند، اعتبار این کار را به آن‌ها می‌دهیم اما این دستاوردی است که داشته‌اند و تا ابد نمی‌توانند روی سکوی قهرمانی مدال بر گردن بیاویزند.

۳. یادداشت‌های سیاسی: اکثر نویسندگان وبسایت رادیوفردا از نیروهای اصلاح‌طلب مذهبی و چپ ضد امریکایی و ضد اسراییلی هستند. نقدهایی که امروز در سه وبسایت داخلی مذکور ارائه می‌شود ساختارشکنانه‌تر از نقدهای این نویسندگان است (نگاه کنید به نقل قول‌های وبسایت تابناک از محمد دادکان، ۱۰ فروردین ۱۳۹۶) مطالب این افراد در جمهوری اسلامی سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قابل انتشار بودند و بسیاری از آن‌ها هنوز هم هستند. این‌گونه مطالب نه مبانی نظام را مورد پرسش قرار می‌دهند، نه به سازمان ترور و سرکوب و دستگاه تبلیغاتی و مداخلات خارجی و برنامه‌های تولید سلاح کشتارهای جمعی کار دارند و نه مخاطب را به مخاطرات آن آگاهی می‌دهند. صرف زندانی شدن در جمهوری اسلامی یا طرد شدن از نهادهای آن، مبنای به‌کارگیری برخی از این افراد بوده است و نه اشتغال حرفه‌ای آن‌ها به تحلیل مسائل ایران. اکثر این نویسندگان، مخالف خامنه‌ای و برخی نزدیکان وی هستند و نه مخالف و منتقد سپاه پاسداران یا روحانیت شیعه یا جمهوری اسلامی. من معتقد به حذف این افراد نیستم اما هرجا که آن‌ها حضور دارند باید دیگاه رقیب آن‌ها نیز حضور داشته باشد. تک‌صدایی در همه‌ی برنامه‌ها و مواد باید از یک رسانه‌ی حرفه‌ای رخت بربندد. اگر فردی بزرگ داشته می‌شود نقد وی هم باید منعکس شود. متاسفانه چنین چیزی در وبسایت مشاهده نمی‌شود. وبسایت با گرایش چپ‌گرایانه از مطالب منتقد فقر و فساد به سرعت استقبال می‌کند اما مطالبی که در نقد سازمان سرکوب و دستکاه تبلیغاتی حکومت باشد با دشواری از صافی آن رد می‌شود. وبسایت در مواردی مشغول ساختن فیلسوف و روشنفکر جهانی برای ایرانیان است کاری که سالها در ایران انجام می‌شده و می‌شود.

تنها به مطالب بخش فرا‌تر از خبر وبسایت در روز ۲۹ مارس ۲۰۱۸ نگاه کنید: خبر مربوط به تیم ملی فوتبال، کشته شدن یک سیاه‌گوش، خودروی برقی نیسان و نویسنده شدن "شان پن" (از معدود بازیگرانی که وبسایت خبرشان را می‌گذارد، شاید به علت سفر وی به ایران در دوران احمدی‌نژاد و دیدار همیشگی وی با دیکتاتورهای ضد امریکایی) که همه خبری هستند و نه فرا‌تر از خبر. البته احتمال اینکه یک‌باره یکی از همکاران رادیوفردا این خبر را دیده و فکر کرده آن را ترجمه کند- بدون هیچ سیاست خبری خاصی برای انعکاس اخبار این‌چنینی سلبریتی‌ها- بیشتر از از جهت‌گیری سیاسی "شان پن" است. این خبر‌ها بدون هیچ مشکلی در وبسایت‌های داخلی نیز منتشر می‌شوند (و اگر نشوند هم مردم ایران با سانسور خبری سلبریتی‌ها یا خودرو‌ها مواجه نشده‌اند) و معلوم نیست چرا مالیات‌دهنده‌ی امریکایی باید هزینه‌ی نشر دوباره‌ی آن‌ها را در وب‌سایت رادیوفردا بدهد.

گزارش‌های خبری وب‌سایت نیز کمتر با نگرش انتقادی و دادن پس‌زمینه‌ها و وارسی دروغ‌ها منتشر می‌شوند. وب‌سایت رادیوفردا اصولا از فکت‌چکینگ (وارسی دروغ مقامات و نهاد‌ها) تهی است. همه‌ی این عوامل را که روی هم بگذاریم می‌بینیم که جذابیت این وبسایت برای مخاطب به اندازه‌ی وبسایت‌های دیگر نیست. تعداد بازدید روزانه‌ی وبسایت رادیوفردا چند سال پیش تا حدود ۷۰۰ هزار هم بود اما این وبسایت روند رو به افولی داشته است (مشخص نیست در این سال‌ها بودجه‌ی آن افزایش داشته یا کاهش). متاسفانه وبسایتی که با مالیات شهروندان امریکایی اداره می‌شود بودجه‌ی سالانه‌اش را اعلام نمی‌کند.

عقب ماندن از رقبا

به همین علت است که بر اساس آمار وب‌سایت الکسا، مخاطبان وبسایت رادیوفردا به طور متوسط به دو و نیم صفحه‌ی آن سر می‌زنند اما مخاطبان الف، تابناک و خبرآنلاین به بیش از چهار صفحه‌ی آن‌ها. زمانی که مخاطب در وبسایت فردا می‌ماند حدود چهار دقیقه است اما رجوع‌کنندگان به تابناک بیش از ۶ دقیقه، الف بیش از ۹ دقیقه، و خبرآنلاین بیش از ده دقیقه در آن‌ها وقت می‌گذرانند. این مایه شرمساری است که وبسایت‌های تحت نظر عناصر امنیتی و نظامی در جمهوری اسلامی که به دروغ‌گویی شهره هستند بازدیدکننده‌ی بیشتری دارند تا وبسایت رادیو فردا. این نکته را در همین‌جا ذکر کنم که اگر هرکدام از این آمار‌ها یا مطالب گفته‌شده نادرست یا غیر دقیق هستند مسوولان وبسایت رادیوفردا موظفند در این زمینه‌ها به شهروندان امریکایی که مالیات‌شان هزینه‌ی رادیوفردا را تامین می‌کند پاسخ‌گو باشند. قرار نیست اطلاعات مربوط به یک رسانه، رمز و راز میان مدیران بالا‌تر و مدیران پایین‌تر آن باشد.

jdm_2.gif

ممکن است مدیران رادیوفردا بگویند که وبسایت‌های داخلی از امکان حضور در داخل کشور برخوردارند و از این جهت بهتر می‌توانند به منابع داخلی اخبار دسترسی داشته باشند اما گرچه این ادعا درست نیست (در دنیایی که هم در وبسایت‌ها و هم در شبکه‌های اجتماعی مدام اطلاعات راست و دروغ و خاکستری منتشر می‌شود) اما رادیوفردا از نعمت آزادی برخوردار است که آن‌ها برخوردار نیستند. متاسفانه گزینش نادرست و ناقص و یک‌طرفه‌ی همکاران، خودسانسوری و عدم توجه به ماموریت اصلی که مقابله با دستگاه تبلیغاتی حکومتی و دولتی است نگذاشته وبسایتی مثل رادیوفردا به پربازدید‌ترین وبسایت اینترنتی خبری و تحلیلی تبدیل شود. بسیاری از کارکنان رادیوفردا هنوز در فضای رسانه‌ای ایران تحت ولایت فقیه زندگی می‌کنند؛ اگر چنین نبود خود را به گفتمان اسلام‌گرایی شیعی محدود نمی‌کردند و به جای تعابیری مثل نماینده‌ی مجلس، فرهنگ، رسانه و انتخابات در فضای سیاسی ایران از تعابیر عینی‌تر مثل عضو مجلس، تبلیغات، مجرای تبلیغاتی و بیعت استفاده می‌کردند.

رادیوفردا علی‌رغم در اختیار داشتن منابع مالی و نیرو از دنیای شبکه‌های مجازی نیز عقب افتاده است. محدود بودن بودجه توجیه نادرستی است چون بودجه‌ها بر اساس اولویت‌ها خرج می‌شوند. می‌توان از نیروهایی که بریده مطالب دستگاه تبلیغاتی رژیم را بدون وارسی و نگرش انتقادی در وبسایت می‌گذارند کاست و آن‌ها را بر کارهای دیگری گمارد. امروز چهل میلیون کاربر شبکه‌های مجازی در ایران مدام مشغول دیدن یا شنیدن فایل‌های صوتی و تصویری کمتر از یک یا دو دقیقه هستند (برخی از آن‌ها بریده‌هایی از تلویزیون دولتی‌اند) اما تشکیلات رادیوفردا و خواهر جان‌باخته‌ی آن (صدای امریکا) از تولید محتوا برای این شبکه‌ها عاجز بوده‌اند. اگر رادیوفردا نجنبد به زودی به سرنوشت صدای امریکای در حال احتضار دچار خواهد شد. راستی اگر حسین موسویان و تریتا پارسی تحلیلگران حرفه‌ای بودند چرا با آمدن ترامپ آن‌ها از صدای امریکا حذف شده‌اند؟ این‌گونه سوالات نیز ممکن است بعدا از مدیران وبسایت رادیوفردا پرسیده شود.

جدول زیر، تعداد دنبال‌کنندگان کانال تلگرام رادیوفردا را در مقایسه با برخی از رقبای داخلی و خارجی آن تا تاریخ ۱۷ اپریل ۲۰۱۸ (۲۸ فروردین ۱۳۹۷) نشان می‌دهد. بر اساس این جدول، در محبوب‌ترین اپلیکیشن شبکه اجتماعی حال حاضر ایران با بیش از ۴۰میلیون عضو نیز، رادیوفردا از رقبایش عقب مانده و سهم اندکی را به خود اختصاص داده است. در این میان، نسبت اعضای کانال تلگرام بی‌بی‌سی فارسی، بیش از ۹ برابر اعضای کانال رادیوفردا است.

jdm_3.gif

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

این مطلب قبلاً در سایت [تقاطع] منتشر شده است.

رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد، مجید محمدی

Majid_Mohammadi.jpgبا کنار رفتن آرمان مستوفی از مدیریت رادیوفردا، این رسانه، تحت مدیریت جدید به تغییرات جدی نیاز دارد. مهم‌تر از تغییر مدیر رسانه یا برخی کارکنان آن، تغییر سیاست‌ها و جهت‌گیری‌ها و اولویت‌ها، نوع ارتباط با مخاطب، چینش نیرو‌ها و نوع استفاده از منابع است. مدیریت جدید رادیوفردا باید این رسانه را از نگرش حاکم غیرانتقادی، نا‌متوازن و غیرحرفه‌ای (بالاخص وبسایت اینترنتی آن) به رسانه‌ای با مشی تحلیلی-انتقادی، متوازن و حرفه‌ای تبدیل کند؛ رسانه‌ای که همه‌ی کسانی که خبر و گزارش صحیح، چندجانبه، منصفانه و روشن می‌خواهند و نمی‌خواهند توسط دستگاه تبلیغاتی حکومت، مهندسی شوند خود را از آن بی‌نیاز نبینند. متاسفانه اگر کسی هفته‌ها به وبسایت رادیوفردا مراجعه نکند چیز زیادی را از دست نداده است چون این وبسایت نه تولیدکننده بلکه عمدتا تکرارکننده است. در این نوشته به مشکلات جدی این وبسایت از حیث مخاطب و محتوا و نحوه‌ی ارائه‌ی آن می‌پردازم.

به کانال خبرنامه گویا در تلگرام بپیوندید

ابتدا این توضیح را در اینجا بیاورم که همکاری با یک رسانه به هیچ وجه به معنای بستن چشم بر مشکلات آن نیست، گرچه این همکاری در سال‌های گذشته با دشواری بسیار همراه بوده و ده‌ها مطلب انتقادی و تحلیلی این نویسنده در وبسایت رادیوفردا سانسور یا رد شده است. به عنوان یک نویسنده و تحلیلگر آزاد، معتقد به همکاری با رسانه‌هایی که با مالیات شهروندان امریکایی و بریتانیایی و فرانسوی اداره می‌شوند هستم اما اتقاقا به علت دولتی بودن منابع، باید مدام آنها را مورد انتقاد قرار داد و با قهر، آنها را به حال خود‌‌ رها نکرد. یک نویسنده و تحلیلگر به علت همکاری با یک موسسه، دیدگاه انتقادی‌اش را تعطیل نمی‌کند و تا زمانی که بتواند، باید به فعالیت در آن ادامه دهد مگر آنکه عذر وی را بخواهند (اتفاقی که برای من در رادیوفردا در روز ۳۱ مارس ۲۰۱۸ افتاد.)

مشکل مخاطب

وبسایت رادیوفردا علی‌رغم داشتن امکانات کافی مالی و پرسنل، مخاطب بسیار کمتری از وبسایت‌هایی مثل الف، تابناک، و خبرآنلاین دارد. وبسایت‌های الف و تابناک اصولا مطالب تولیدی اندکی دارند و بیشتر، مطالب وبسایت‌های دیگر را می‌گذارند. از این جهت توجیه عدم استقرار در ایران و دشواری تولید خبر، توجیه قابل قبولی برای مخاطب اندک نیست. بنا به اطلاعات وبسایت‌هایی که میزان بازدید روزانه و تعداد صفحات بازدیدشده را منعکس می‌کنند مخاطبان رادیوفردا بسیار کمتر از وبسایت‌های داخلی رقیب آن است. شاید ده سال پیش رادیوفردا وضعیت بهتری داشت اما امروز از همه‌ی آن‌ها عقب مانده است.

 

 

jdm_1.gif

سه وبسایت تابناک، الف و خبرآنلاین (تحت نظر محسن رضایی، احمد توکلی و علی لاریجانی که هر سه از تبلیغاتچی‌های سرسخت نظام ترور، سرکوب و تحقیر هستند) از این جهت در نظر گرفته شدند که بیشترین بازدید را در داخل کشور داشته‌اند. وبسایت بی‌بی سی فارسی را در این مقایسه نیاوردم چون اطلاعات مربوط به این وبسایت به طور جداگانه از کل وبسایت بی‌بی سی ارائه نشده است. حتی اگر اطلاعات فوق، دقیق نباشند نسبت‌ها نمی‌تواند نادرست باشد چون در تخمین‌ها از یک مدل استفاده شده است.

از بودجه‌ی اختصاص‌یافته به وبسایت‌های مذکور اطلاعی نداریم تا تعداد مخاطبان آن‌ها را از این حیث با هم مقایسه کنیم اما تصور اینکه بودجه‌ی وبسایت رادیوفردا با توجه به اینکه با مطالب تهیه‌شده در رادیو هم تغذیه می‌شود کمتر از وبسایت‌های داخلی باشد دشوار است. توجیهاتی مثل فیلتر شدن وبسایت، دیگر قابل قبول نیست چون اکثر ایرانیان به فیلترشکن دسترسی دارند. در روزهای تظاهرات اعتراضی دی ۹۶ که تلگرام فیلتر شد حدود ۳۰ میلیون از ۴۰ میلیون کاربر آن با فیلترشکن توانستند به این سایت دسترسی پیدا کنند. ضعف‌ها و شکست‌های یک وبسایت اینترنتی و سیاست‌ها و راهبردهای نادرست آن را نمی‌توان به گردن محدودیت‌هایی انداخت که امروز وجود ندارند یا پشت سر گذاشتن آنها بسیار آسان شده است.

مشخص است که در سال‌های اخیر، وبسایت‌های داخلی (که همه بخشی از دستگاه تبلیغاتی رژیم هستند) دارند رسانه‌های فارسی خارج کشور را پشت سر می‌گذارند. رادیو و تلویزیون دولتی ورشکسته است اما حکومت فقط با رادیو و تلویزیون دولتی به نشر دروغ و مهندسی خبری و فرهنگی اقدام نمی‌کند. حکومت هزاران وبسایت اینترنتی، صد‌ها بنگاه تولید فیلم، ده‌ها خبرگزاری، صد‌ها مرکز نشر و هزاران روزنامه دارد و همه‌ی این‌ها صبح تا شام مشغول نشر و پخش مواد اسلامیزه شده و دروغگویی در مورد غرب هستند.

محتوای نامتمایز

وبسایت رادیو فردا غیر از انعکاس برخی گزارش‌ها و مواد شنیداری رادیو و برنامه‌ی یک ساعته‌ی تلویزیونی صبح، دارای سه دسته مطلب است:

۱. بریده‌هایی از مطالب وبسایت‌های داخلی بدون نگرش انتقادی و تحلیلی که خوانندگان در وبسایت‌های دیگر هم می‌توانند آن‌ها را ببینند و پیدا کنند (مثل اخبار مربوط به احمدی‌نژاد یا دیگر مقامات و نهاد‌ها که در وبسایت‌های خود آنها می‌آید)؛ اگر رادیوفردا در داخل ایران خبرنگار ندارد دست‌کم می‌تواند نشر اخبار کپی‌شده را متوقف سازد و صرفا در چارچوب گزارش خبری به آن‌ها بپردازد. نقل سخنان خامنه‌ای یا روحانی بدون اشاره به دروغ‌های آنها بیشتر تبلیغات است تا خبررسانی.

۲. مطالب خبرگزاری‌های بین‌المللی که امروز در وبسایت‌های داخلی هم منتشر می‌شوند حتی آن دسته از سخنانی که مقامات خوش‌شان نمی‌آید مثل اظهارات مقامات اسراییلی، امریکایی و سعودی. اگر در دهه‌های قبل، این مطالب در روزنامه‌ها و وبسایت‌های داخلی نمی‌آمد و وبسایت‌های فارسی‌زبان خارج کشور آن‌ها را مجبور به گزارش این موارد کرده‌اند، اعتبار این کار را به آن‌ها می‌دهیم اما این دستاوردی است که داشته‌اند و تا ابد نمی‌توانند روی سکوی قهرمانی مدال بر گردن بیاویزند.

۳. یادداشت‌های سیاسی: اکثر نویسندگان وبسایت رادیوفردا از نیروهای اصلاح‌طلب مذهبی و چپ ضد امریکایی و ضد اسراییلی هستند. نقدهایی که امروز در سه وبسایت داخلی مذکور ارائه می‌شود ساختارشکنانه‌تر از نقدهای این نویسندگان است (نگاه کنید به نقل قول‌های وبسایت تابناک از محمد دادکان، ۱۰ فروردین ۱۳۹۶) مطالب این افراد در جمهوری اسلامی سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۷۸ قابل انتشار بودند و بسیاری از آن‌ها هنوز هم هستند. این‌گونه مطالب نه مبانی نظام را مورد پرسش قرار می‌دهند، نه به سازمان ترور و سرکوب و دستگاه تبلیغاتی و مداخلات خارجی و برنامه‌های تولید سلاح کشتارهای جمعی کار دارند و نه مخاطب را به مخاطرات آن آگاهی می‌دهند. صرف زندانی شدن در جمهوری اسلامی یا طرد شدن از نهادهای آن، مبنای به‌کارگیری برخی از این افراد بوده است و نه اشتغال حرفه‌ای آن‌ها به تحلیل مسائل ایران. اکثر این نویسندگان، مخالف خامنه‌ای و برخی نزدیکان وی هستند و نه مخالف و منتقد سپاه پاسداران یا روحانیت شیعه یا جمهوری اسلامی. من معتقد به حذف این افراد نیستم اما هرجا که آن‌ها حضور دارند باید دیگاه رقیب آن‌ها نیز حضور داشته باشد. تک‌صدایی در همه‌ی برنامه‌ها و مواد باید از یک رسانه‌ی حرفه‌ای رخت بربندد. اگر فردی بزرگ داشته می‌شود نقد وی هم باید منعکس شود. متاسفانه چنین چیزی در وبسایت مشاهده نمی‌شود. وبسایت با گرایش چپ‌گرایانه از مطالب منتقد فقر و فساد به سرعت استقبال می‌کند اما مطالبی که در نقد سازمان سرکوب و دستکاه تبلیغاتی حکومت باشد با دشواری از صافی آن رد می‌شود. وبسایت در مواردی مشغول ساختن فیلسوف و روشنفکر جهانی برای ایرانیان است کاری که سالها در ایران انجام می‌شده و می‌شود.

تنها به مطالب بخش فرا‌تر از خبر وبسایت در روز ۲۹ مارس ۲۰۱۸ نگاه کنید: خبر مربوط به تیم ملی فوتبال، کشته شدن یک سیاه‌گوش، خودروی برقی نیسان و نویسنده شدن "شان پن" (از معدود بازیگرانی که وبسایت خبرشان را می‌گذارد، شاید به علت سفر وی به ایران در دوران احمدی‌نژاد و دیدار همیشگی وی با دیکتاتورهای ضد امریکایی) که همه خبری هستند و نه فرا‌تر از خبر. البته احتمال اینکه یک‌باره یکی از همکاران رادیوفردا این خبر را دیده و فکر کرده آن را ترجمه کند- بدون هیچ سیاست خبری خاصی برای انعکاس اخبار این‌چنینی سلبریتی‌ها- بیشتر از از جهت‌گیری سیاسی "شان پن" است. این خبر‌ها بدون هیچ مشکلی در وبسایت‌های داخلی نیز منتشر می‌شوند (و اگر نشوند هم مردم ایران با سانسور خبری سلبریتی‌ها یا خودرو‌ها مواجه نشده‌اند) و معلوم نیست چرا مالیات‌دهنده‌ی امریکایی باید هزینه‌ی نشر دوباره‌ی آن‌ها را در وب‌سایت رادیوفردا بدهد.

گزارش‌های خبری وب‌سایت نیز کمتر با نگرش انتقادی و دادن پس‌زمینه‌ها و وارسی دروغ‌ها منتشر می‌شوند. وب‌سایت رادیوفردا اصولا از فکت‌چکینگ (وارسی دروغ مقامات و نهاد‌ها) تهی است. همه‌ی این عوامل را که روی هم بگذاریم می‌بینیم که جذابیت این وبسایت برای مخاطب به اندازه‌ی وبسایت‌های دیگر نیست. تعداد بازدید روزانه‌ی وبسایت رادیوفردا چند سال پیش تا حدود ۷۰۰ هزار هم بود اما این وبسایت روند رو به افولی داشته است (مشخص نیست در این سال‌ها بودجه‌ی آن افزایش داشته یا کاهش). متاسفانه وبسایتی که با مالیات شهروندان امریکایی اداره می‌شود بودجه‌ی سالانه‌اش را اعلام نمی‌کند.

عقب ماندن از رقبا

به همین علت است که بر اساس آمار وب‌سایت الکسا، مخاطبان وبسایت رادیوفردا به طور متوسط به دو و نیم صفحه‌ی آن سر می‌زنند اما مخاطبان الف، تابناک و خبرآنلاین به بیش از چهار صفحه‌ی آن‌ها. زمانی که مخاطب در وبسایت فردا می‌ماند حدود چهار دقیقه است اما رجوع‌کنندگان به تابناک بیش از ۶ دقیقه، الف بیش از ۹ دقیقه، و خبرآنلاین بیش از ده دقیقه در آن‌ها وقت می‌گذرانند. این مایه شرمساری است که وبسایت‌های تحت نظر عناصر امنیتی و نظامی در جمهوری اسلامی که به دروغ‌گویی شهره هستند بازدیدکننده‌ی بیشتری دارند تا وبسایت رادیو فردا. این نکته را در همین‌جا ذکر کنم که اگر هرکدام از این آمار‌ها یا مطالب گفته‌شده نادرست یا غیر دقیق هستند مسوولان وبسایت رادیوفردا موظفند در این زمینه‌ها به شهروندان امریکایی که مالیات‌شان هزینه‌ی رادیوفردا را تامین می‌کند پاسخ‌گو باشند. قرار نیست اطلاعات مربوط به یک رسانه، رمز و راز میان مدیران بالا‌تر و مدیران پایین‌تر آن باشد.

jdm_2.gif

ممکن است مدیران رادیوفردا بگویند که وبسایت‌های داخلی از امکان حضور در داخل کشور برخوردارند و از این جهت بهتر می‌توانند به منابع داخلی اخبار دسترسی داشته باشند اما گرچه این ادعا درست نیست (در دنیایی که هم در وبسایت‌ها و هم در شبکه‌های اجتماعی مدام اطلاعات راست و دروغ و خاکستری منتشر می‌شود) اما رادیوفردا از نعمت آزادی برخوردار است که آن‌ها برخوردار نیستند. متاسفانه گزینش نادرست و ناقص و یک‌طرفه‌ی همکاران، خودسانسوری و عدم توجه به ماموریت اصلی که مقابله با دستگاه تبلیغاتی حکومتی و دولتی است نگذاشته وبسایتی مثل رادیوفردا به پربازدید‌ترین وبسایت اینترنتی خبری و تحلیلی تبدیل شود. بسیاری از کارکنان رادیوفردا هنوز در فضای رسانه‌ای ایران تحت ولایت فقیه زندگی می‌کنند؛ اگر چنین نبود خود را به گفتمان اسلام‌گرایی شیعی محدود نمی‌کردند و به جای تعابیری مثل نماینده‌ی مجلس، فرهنگ، رسانه و انتخابات در فضای سیاسی ایران از تعابیر عینی‌تر مثل عضو مجلس، تبلیغات، مجرای تبلیغاتی و بیعت استفاده می‌کردند.

رادیوفردا علی‌رغم در اختیار داشتن منابع مالی و نیرو از دنیای شبکه‌های مجازی نیز عقب افتاده است. محدود بودن بودجه توجیه نادرستی است چون بودجه‌ها بر اساس اولویت‌ها خرج می‌شوند. می‌توان از نیروهایی که بریده مطالب دستگاه تبلیغاتی رژیم را بدون وارسی و نگرش انتقادی در وبسایت می‌گذارند کاست و آن‌ها را بر کارهای دیگری گمارد. امروز چهل میلیون کاربر شبکه‌های مجازی در ایران مدام مشغول دیدن یا شنیدن فایل‌های صوتی و تصویری کمتر از یک یا دو دقیقه هستند (برخی از آن‌ها بریده‌هایی از تلویزیون دولتی‌اند) اما تشکیلات رادیوفردا و خواهر جان‌باخته‌ی آن (صدای امریکا) از تولید محتوا برای این شبکه‌ها عاجز بوده‌اند. اگر رادیوفردا نجنبد به زودی به سرنوشت صدای امریکای در حال احتضار دچار خواهد شد. راستی اگر حسین موسویان و تریتا پارسی تحلیلگران حرفه‌ای بودند چرا با آمدن ترامپ آن‌ها از صدای امریکا حذف شده‌اند؟ این‌گونه سوالات نیز ممکن است بعدا از مدیران وبسایت رادیوفردا پرسیده شود.

جدول زیر، تعداد دنبال‌کنندگان کانال تلگرام رادیوفردا را در مقایسه با برخی از رقبای داخلی و خارجی آن تا تاریخ ۱۷ اپریل ۲۰۱۸ (۲۸ فروردین ۱۳۹۷) نشان می‌دهد. بر اساس این جدول، در محبوب‌ترین اپلیکیشن شبکه اجتماعی حال حاضر ایران با بیش از ۴۰میلیون عضو نیز، رادیوفردا از رقبایش عقب مانده و سهم اندکی را به خود اختصاص داده است. در این میان، نسبت اعضای کانال تلگرام بی‌بی‌سی فارسی، بیش از ۹ برابر اعضای کانال رادیوفردا است.

jdm_3.gif

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 

منبع:تقاطع


مجید محمدی

فهرست مطالب مجید محمدی  در سایت پژواک ایران 

*سه (بعلاوه یک) سناریو برای سقوط جمهوری اسلامی [2018 Jul] 
* شش نمایش تهوع‌آور در حکومت اسلامی  [2018 Jul] 
*رهبران ایران اشغالگرند، یا هموطن؟ [2018 Jun] 
* تمام دروغ های ظریف  [2018 Jun] 
*اردک شَل روحانی، آغاز فروپاشی سیاسی [2018 May] 
*رادیو فردا به یک خانه‌تکانی جدی نیاز دارد [2018 Apr] 
*کاهش میانگین سن ازدواج دختران در ایران؛ چرا؟ [2018 Apr] 
*مرثیه ‌ای برای همه‌ء غرب ‌ستیزان  [2018 Mar] 
*تراژدی اسلام‌شناسی، خاورمیانه‌شناسی و ایران‌شناسی در دانشگاه‌های ایالات متحده  [2018 Feb] 
*رژیم‌های سیاسی با همه‌پرسی ساقط نمی‌شوند [2018 Feb] 
*محمود احمدی نژاد: «رهبر انقلابی» که غیبش زد  [2018 Jan] 
*پا گذاشتن جمهوری اسلامی جای پای شوروی  [2018 Jan] 
*چهار ویژگی متمایز کننده‌ خیزش دی ۹۶: جدال با کابوس مستقر [2018 Jan] 
*مهم‌ترین خطر امنیتی کشور: جمهوری اسلامی و تداوم آن  [2018 Jan] 
*«بازندگان جنبش اعتراضی دی ماه ۹۶» [2018 Jan] 
*توهم «تغییر و اصلاح» به پشیمانی رسید [2017 Dec] 
*سپنتا نیکنام و مرگ حاکمیت قانون و حقوق شهروندی  [2017 Nov] 
*اصلاحات سال‌ها پیش مُرد. همین!  [2017 Oct] 
*«جان اسنو» در تهران  [2017 Sep] 
*دشمنی اسلامگرایانه با غرب چه نتایجی دارد؟ [2017 Aug] 
*نظرسنجی‌هایی بدون ارزش علمی [2017 Aug] 
*علی شریعتی: ایدئولوگ نظام سرکوب  [2017 Jun] 
*گام دوم مهندسی انتخابات ۹۶: چینش نامزدها و جهت دادن به کارزارها  [2017 Apr] 
* مهندسی انتخابات ۹۶ آغاز شده است [2017 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2017 Apr] 
*جریان «اصولگرا»: واگرا و آشفته  [2017 Apr] 
*رسانه‌های فارسی‌زبان با مالیات شهروندان و منابع عمومی کشورهای غربی چه می‌کنند؟ [2017 Mar] 
*معضل محمد خاتمی برای «نظام»: ضعیف، کم آزار، اما غیر قابل اعتماد [2017 Feb] 
*چهار روایت شخصی از جنایات داعشی جمهوری اسلامی  [2017 Feb] 
*«آشتی ملی»؛ طرحی توخالی و بی حاصل برای تقرب به خامنه‌ای  [2017 Feb] 
*هاشمی رفسنجانی؛ سیاست‌ورزی اسلامگرایانه در چارچوب ممکن‌ها [2017 Jan] 
*مهندسی غرور ملی با هیچ [2016 Dec] 
*ساختار آسیب‌های اجتماعی در ایران در سه نمودار [2016 Nov] 
*دوازده پرسش پیرامون چرایی و چگونگی پیروزی ترامپ و شکست کلینتون [2016 Nov] 
*واکنش ها به پیروزی ترامپ/ موج نارضایی‌ها، «نخبه‌گرایی، چند فرهنگ‌گرایی و جهان‌گرایی» را به عقب راند [2016 Nov] 
*کودک آزاری جنسی در پناه «بیت» المجرمان [2016 Oct] 
*جنگ با مردگان «غیر خودی»  [2016 Oct] 
*نهادهای پشتیبانی ایدئولوژیک برای استبداد مذهبی، تمامیت خواهی و کشورگشایی درایران  [2016 Oct] 
*مدیران جمهوری اسلامی در چه مواردی به اراذل و اوباش و لات‌ها متوسل می‌شوند؟  [2016 Oct] 
* انگاره بومی اداره و توسعه: واقعیت یا توهم؟ [2016 Sep] 
*میرقلی‌خان، امیری، دری اصفهانی: گامی کوچک از «قهرمان» تا «جاسوس»  [2016 Sep] 
*کدام‌یک اسلام را دزدیده‌اند: تروریست‌ها یا اصلاح‌طلبان؟ [2016 Jun] 
*نگاهی به نهادها و مبانی تصمیم‌گیری قوه قضائیه جمهوری اسلامی  [2016 May] 
*یک دیدار معمولی، یک عکس عادی، و موجی از اتهام و اعتراض [2016 May] 
*عرصه‌های جدیدی که روحانیت شیعه در نوردیده [2016 Apr] 
*ویروس ضد امریکایی؛ برندگان و بازندگان [2016 Apr] 
*از چپ عدالت‌گرا تا چپ امنیت‌گرا: طلیعه‌ ناسیونال-سوسیالیزم ایرانی [2016 Apr] 
*چرا در انتخابات مهندسی‌شده شرکت می‌کنند؟ [2016 Mar] 
*پدیده های قابل توجه و شگفت انگیز در نتایج انتخابات ۹۴ [2016 Feb] 
*انتخابات در نظام‌های اقتدارگرا تمامیت‌خواه [2016 Feb] 
*چهار دلیل برای ترغیب به مشارکت در انتخابات ۹۴ و نقد آنها  [2016 Feb] 
*تصویب توافق اتمی در ایران: مجلس یا شورای امنیت ملی؟  [2015 Aug] 
*رژیم خمینی چگونه تداوم یافت؟ [2015 Jun] 
*نظام بی‌شرم جمهوری اسلامی: شرم، سیری چند؟ [2015 Mar] 
*قاسم سلیمانی: «الهه مهربانی»، «سردار عارف» یا فرمانده ترور؟ [2015 Mar] 
*معجزه‌ی حکومت ولایی شیعی: یزید نقش امام حسین را بازی می‌کند [2014 Sep] 
*موضوعاتی که صدای آمريکا پوشش نمی‌دهد يا در اولويت آن نيست [2014 Sep] 
*بی بی سیزاسیون صدای امریکا [2014 Sep] 
*داعش، «سپاه قدس» اسلام‌گرایان سنی [2014 Jun] 
*مسجدسازی دولتی به جای ساخت مسکن عمومی [2014 Mar] 
*افسانه‌ی کمبود روحانی شيعه در ايران، مجيد محمدی [2014 Feb] 
*برنامه‌ تلويزيونی روحانی و پنج بازنمايی از وضعيت دولت  [2014 Feb] 
*رژیم تحریم علیه تحریم [2013 Sep] 
*ملی‌گرايی تکثرستيز: ضد غرب و پرونده‌ساز [2013 Aug] 
*سياست‌ورزیِ تهی از شرم [2013 Jul] 
*چرا سفر به ایران را تحریم نمی کنید؟ [2013 Jul] 
*شان يونسکوی رضا داوری: ننگ و آه [2013 Jul] 
*توهمات علی خامنه‌ای [2013 Apr] 
*علی خامنه‌ای و دروغ‌ها، رجزخوانی‌ها و مدعیات بی اساسش [2013 Apr] 
*بخش فلسفه‌ی دانشگاه تهران، دکان علم‌فروشی و مدرک‌سازی [2013 Apr] 
*فرسایش بنیان‌ها و پیوندهای اجتماعی در ایران [2012 Dec] 
*ناشر غير امين و تبليغات سياسی [2012 Jun] 
*تندیس‌های تنفر، اسلام رحمانی و مخاطرات امنیتی اسلام سیاسی [2012 May] 
*خلائق را از براندازی ولایت فقیه می ترسانند [2012 Apr] 
*«جامعه‌ ايران در سراشيبی انحطاط اجتماعی و اخلاقی»  [2012 Mar] 
*مطالعات خاورمیانه یا بسط تنفر، بی خیالی و پرده پوشی [2012 Mar] 
*روشنفکران دینی و مقدسات مردم [2012 Mar] 
*آمريکاستيزی روشنفکران ـ فعالان چپ ايرانی: سندرم "از موضع بالا" [2012 Mar] 
*امپریالیسم و ادبیات لجن مالی در سنت سیاسی چپ [2012 Feb] 
*مشکلات دروازه بانان سابق رسانه‌ها [2012 Jan] 
*کارنامه‌ی سياه و سوگناک دين سازمان‌يافته [2011 Dec] 
*صدايش را در نخواهند آورد [2011 Dec] 
*دين سازمان‌يافته، مروج تنفر و تبعيض [2011 Dec] 
*بیست روش گریز از پاسخ گویی: نقدی بر گزارش جمهوری اسلامی به کمیته حقوق بشر سازمان ملل [2011 Dec] 
*آیا بدون دین سازمان یافته، دنیای بهتری نمی داشتیم؟ [2011 Nov] 
*همه از دولت‌ها پول می گیرند، اما ...  [2011 Nov] 
*در جستجوی فرزندان از دست رفته  [2011 Nov] 
*رهبر بعدی چگونه تعیین خواهد شد؟  [2010 Jun] 
*يک دروغ بزرگ ديگر؛ فساد اخلاقی ساختاری غرب [2010 May] 
*جنبش سبز: اسلامگرا یا سکولار  [2010 May] 
*شهرنشينی، دانشگاه و طبقه متوسط: تهديدات امنيتی عليه ولايت فقيه [2010 Apr] 
*از ربانی سالاری به اوباش سالاری؛ تحول ساختار قدرت در جمهوری اسلامی  [2010 Mar] 
*رهبر جمهوری اسلامی و مداحی به قصد تقرب  [2010 Feb] 
*هشت تحليل غلط؛ پيش و پس از انتخابات رياست جمهوری  [2010 Feb] 
*زمان محاکمه‌ی خامنه‌ای در دادگاه جنایی بین‌المللی فرا رسیده است  [2009 Jul] 
* الگوهای رایج فریب‌کاری در نظام جمهوری اسلامی  [2009 Feb]