داستان های غیر کارگری در جهت منافع ملی و مذهبی ‏

 

توضیحی برای انتشار این مطلب

چند ماه پیش ما تعدادی از پرسنل گروه ملی در مورد شخص و اشخاصی که نماینده نظری اشان شخصی بود به نام آقای  آل مهدی که خود را فعال کارگری شرکت گروه ملی فولاد اهواز می نامید مطلبی را آماده انتشار کردیم، ولی بخاطر بعضی از ملاحظات و پیشنهادات دوستان از انتشار آن خودداری شد تا مبادا در نتیجه گیری مان در فضای عمومی اشتباه کرده باشیم. متاسفانه آقای آل مهدی که در ۸ ماه گذشته و بطور مشخص در آخرین مصاحبه اش که چند روز پیش بیرون آمده است، مدعی این است که " از اواخر سال ۱۳۹۵، برای ۷۲ تن از کارگران فولاد اهواز، ۱۱۲ پرونده در دادگاه ها تشکیل شده است که اغلب این پرونده ها هم چنان باز است. به این معنا که کارگری ۲ یا حتی ۵ بار احضار و یا بازداشت شده و هم چنان پرونده باز دارد. مثلاً روز کارگر امسال، با بعضی کارگران تماس گرفتند و به آن ها یادآوری کردند که پرونده هایشان باز است. هم چنین بعضی از کارگران را احضار کردند و یا پی آن ها مامور فرستادند." "که زندگی مخفی داشته ٬ او را به شرکت راه نمی داده اند و کارت او را بسته بوده اند" و مطالب متناقض بسیاری که ما را بر آن داشت تا این نوشته را چاپ کنیم. پاسخ به این اباطیل ضروری است زیرا که ما در سال ۹۵ حتی یک دستگیری هم نداشتیم و بازداشت ها از اواخر پاییز و زمستان ۹۶ آغاز شد و دوما کلیه این بحث روندی است انحرافی  ٬ در سال ۹۵ صاحب شرکت فولاد آقای موسوی شاکی خصوصی داشت. واوکاوی آن شرایط در این یاداشت نه دلیلی است بر توجیه سرکوب های سال ۹۶  ٬ ۹۷ و نه ما نمی خواهیم مدیریت را تایید کنیم. زیرا رای برائت صادره شده در دادگاه برای ۴۰ نفر از فراخوانده شدگان دستگیری ۹۶ و ۹۷ تاییدی است بر ادعای ما. اما علت این مصاحبه از جانب آل مهدی برای برائت گرفتن از عملکرد دوستان خودش در ضد و بند با مدیریت است و از این زاویه است که ما می خواهیم این نوشته را انتشار دهیم و کارگران می دانستند که آقای آل مهدی در ۸ ماه گذشته در ایران نبوده و خارج از ایران بوده و ادعاهایی که کرده بود تنها می توانست برای کسانی درست باشد که یا در رویایی جنبش کارگری مورد نظرشان در امر سازمانیابی شورای به سبک هفت تپه بودند و یا می خواهند نشان دهند که جنبش کارگری رهبرانی هم دارد که در مخفیگاه هستند و امروز ایشان هم در کنار همانها علنا قرار گرفته است. تنها جریاناتی دام به این مباحث می زنند که از مشکلات کارگران گروه ملی فولاد اطلاعات چندانی ندارند و یا این نوشتجات محلی است برای گرفتن کمک های دولتهای غربی برای پروژه هایشان. تمامی کسانی که آقای آل مهدی از کیسه آنها خرج می کرد و می کند  ٬ نه امروز مبارز هستند و نه در حال رفت و آمد به دادگاه  ٬ این موضوعی است که باید در آینده بیشتر شکافته شود. اگر در هفت تپه نوارهای صوتی جرینگی گرفتن پخش شد در فولاد به جاه و مقام و برخی مسائل دیگر ختم شد. قضاوت این  نوشته را به خوانندگان آگاه می سپاریم. و در آخر هم تقاضایی که از جامعه کارگری و همچنین روزنامه ها و سایتها و کانالهای کارگری داریم که هر شخصی که ادعایی میکند تا از واقعیت آن مطلع نشده اند  ٬ آن را منتشر نکنند. وظیفه مهمی که بر دوش ما قرار گرفته است که ما نباید بگذاریم فعالین کارگری با پیدا شدن حقیقت دچار سر خوردگی شوند.

 

مقدمه

۷ خرداد مطلبی با عنوان نگاهی به اعتراضات کارگران فولاد ملی اهواز و پیامدهای آن از طرف ما٬ تعدادی از کارگران فولاد اهواز انتشار یافت٬‌ ٬ کانون مدافعان که این مطلب را انتشار داد و گوشه ای از تجربیات ما خطاب به جامعه کارگری مطرح شد. در آن مطلب کوشیده شد تا به صورت مختصر به اعتراضات دو سال گذشته کارگران فولاد اهواز اشاره شود. بنظر ما شرایط بحرانی جامعه ما بر بستر در گیری های قومی-مذهبی قرار گرفته است و نشانه های آن را  در کل جامعه می توان دید و این را ما از نزدیک شاهد هستیم و مناقشه اصلی نه جنگ است و نه حمله ای در کار است. امروز وظیفه نیروهای کارگری ایستادن در مقابل این ارتجاع عقب مانده و سازماندهی کارگری است.

در نوشته قبلی ما سعی کردیم شمه ای از شرایط اعتراضات دو سال گذشته بر متن شرایط یک دهه گذشته را بطور اجمالی بررسی کنیم و گفتیم که ما نمیتوانیم از سازماندهی کارگری صحبت کنیم ولی به شرایط اقتصادی و سیاسی در درون جامعه بی توجه باشیم آنهم در کشور ایران که به هر حرکت حتی بسیار کوچک صنفی بطور خشن برخورد می شود و فضای پلیسی بسیار عریان است.

ما نیز واقف هستیم که مبارزه برای سازماندهی و ایجاد تشکل از هر نوع اش در محیط کار یک اقدام مثبت و قابل حمایت از طرف تمامی گروهها و نهادهای اجتماعی حامی کارگری است و این یک اصل پایه ای است. اما سیاست گرایشات و نیروهای سیاسی کارگری و حتی انواع گرایشات سرمایه داری مالی و تجاری برای تغییرات سیاسی به نفع خودشان در این شرایط بحران زده متفاوت عمل می کند ٬ در این راستا جریانات سرمایه داری در چهارچوب سیاست  خودشان و پیشبرد منافع اقتصادی اشان می خواهند از تمامی جنبش های اجتماعی و کارگری بهره گیرند.

تفاوت گرایشات سرمایه داری مخالف حکومت و حامیان طبقه کارگر در رسیدن به اهداف خود را باید بسیار دقیق دید و شکافت. بطور مثال گرایشات سرمایه داری از طبقه کارگر بعنوان سیاهی لشگر استفاده می کنند و از هر نوع ابزاری بخصوص مذهبی و قومی در چند دهه گذشته استفاده کرده اند و این موضوع در کشورهای تازه تاسیس بعد از فروپاشی شوروی، یوگسلاوی شروع شده و تا امروز که آثارش در کشورهای آفریقای و خاورمیانه بسیار روشن شده است و کسی نمی تواند آن را نفی کند.

برخلاف گرایشات سرمایه داری در جنبش کارگری ما هم می بینیم که اغتشاش نظری برای دامن زدن به مبارزه برای تشکیل شوراها و دامن زدن به جنبش شورائی و خودمدیریتی کار مبارزه را بسیار دشوار کرده است.

همه توافق دارند که تشکل توده ای کارگران میتواند اشکال مختلفی داشته باشد از سندیکا تا شورا و غیره. بسیاری قبول دارند تا این تشکلها در صورتی که وابسته به دولت نباشند و توده کارگران در یک واحد تولیدی و یا یک رشته و یا  در سطح سراسری را در خود بطور مقطعی و یا مداوم و پایدار متشکل کرده باشند ارزشمند هستند و باید جنبش کارگری را در مقابل سرمایه داران و دولت آنها تقویت میکنند. 

ما در محیط کارمان باید به خود کارگران، سطح آگاهی اشان و توازن قوا و شرایط مبارزه که اصل اساسی مبارزه است را بسنجیم و قوای این مبارزه و امکانات اش را هم ببینیم و دچار توهم نشویم و کسانی را که براساس آرزوی اشان ادعا می کند و می گویند” ما شورا و تشکل های نوع شورائی را بهترین و کارآمد ترین شکل تشکل کارگری میدانیم و برای شکل گیری شوراها مبارزه میکنیم” را باید توضیح داد ٬ چون دوستانی که خارج از محیط کار هستند ٬ نمی خواهند بپذیرند که امر سازماندهی را چه کسی قرار است پیش ببرد  ٬ برای بها دادن دیگران جوابگو نیستند . این نظرات در اصل از جانب الیت کاذب سیاسی تراوش می کند  ( نوشته های در حمایت آل میثم این امر را نشان می دهد) و با مرجعیت نظری اشان می خواهند توده ها این امر را پیش ببرند. ولی این توده وجود خارجی ندارد ٬ در این جا است که ما می بینیم گرایشات سرمایه بعنوان مرجع تغییر با پول و امکانات وارد صحنه می شوند و با انواع و اقسام حیله سعی می کند جنبش کارگری را به بیراه بکشانند. نیروهای سرمایه داری به هیچ اصل اخلاقی و اجتماعی پایبند نیستند و در این مسیر هر بهایی را به جنبش کارگری تحمیل می کند. نوشته قبلی ما در اصل برخوردی بود بر این اصل سرمایه داری که می خواست با به میدان آوردن مسایل قومی و مذهبی این مبارزه را به بیراه بکشد. ما در این زمین مبارزه کرده ایم و دیدیم که چگونه در تمامی این پروسه مساله قومی پیش می رفت.

محور بحث قبلی ما این بود که چگونه نهادهای مستقیم و غیر مستقیم در هدایت و دوشیدن این نهاد اقتصادی قوی و ملی برای واگذاری به بخش خصوصی ـ امنیتی ٬ بانکی و با  سند سازی آن را ورشکسته نشان دادن چه نقشی داشتند. بالطبع کارگران برای جلوگیری از بسته شدن فولاد ملی و این وضعیت نابسامان دست بکار شدند و سیر حوادث روند دیگری هم داشت.

ما واقف بودیم که بعضی افراد یا گرایشات با نیات مثبت شاید نتوانند مضمون آن مطلب را درست متوجه شوند٬ و هر حرکتی در محیط کار را در جهت منافع کارگران بدانند. بخصوص که فرهنگ سیاسی جامعه ایران تهییجی و لحظه ای عمل کرده است.  مشکل ما این نیست که بسیاری هنوز در فضای مجازی می خواهند مبارزات را رصد کنند چرا که اکثر فعالین سیاسی دهه شصت شمسی هنوز نمی توانند تشخیص دهند که اگر کردستان روزگاری پایگاه عدالتخواهی بود امروز ناسیونالیسم و مذهب چگونه و از کجا در جامعه تغذیه می شود و سرچشمه اش در کدام کشور حاشیه ایران است.

اگر جنبش سیاسی- مدنی در کردستان در دهه شصت شمسی نقش مهمی در ایران داشته است ولی بهیچ وجه این دوره و آن دوره را یکی نمی دانیم و با گرایشات فرصت طلبانه که رسیدن به تعالی را در کوتاه ترین راه جستجو می کنند و کسانی که وابسته به کمک سرمایه داری هستند ( این بدین منظور نیست که لزوما کمک مالی است٬ در دنیایی امروز دیدگاههای ارتجاعی تحت پوشش کمک های بشر دوستانه تقویت می شود)  و تحت پوشش شعارهای رادیکال نمایانه می خواهند خود را ضد سرمایه داری نشان دهند باید ایستاد و مطلب قبلی ما توانست اثر کند و ما شاهد بودیم که به فاصله کمتر از یک روز مصاحبه های به زبان عربی و ترجمه فارسی آل میثم بر روی سایت ها رفت و افرادی تحت پوشش نبود مساله قومیتی شروع کردند مطلب بنویسند و مصاحبه کنند٬ ما کاری به افرادی که در دنیایی مجازی امکانات دارند نداریم و مساله مان هم نیست. ما می دانیم این بخش نه کمکی به جنبش کارگری می کند٬ ما هنوز هم معتقدیم که : یکـ ـ نشان دهیم که کارگران از نظر دانش کارگری متفاوت با نسل قبل از خود هستند حتی از این دیدگاه که به جنبش عدالتخواهی به مفهوم دهه پنجاه شمسی نباشند. دوـ ما با فعالیت های رادیکال مخالف نیستیم ولی رادیکال نمایی به تنهایی نمی تواند گره گشای مبارزات کارگران فولاد باشد. سه ـ مساله مورد بحث کارگران فولاد نه اکونومیستی و نه رفرمیستی ٬ هنوز هم اعتلای انقلابی وجود ندارد و کار اگر به درگیری فیزیکی در میان کارگران در شیفت ها کشیده نشده است را باید محصول روشنگری کارگران چه عرب و بختیاری و غیره باید گذاشت ٬ والا نیروهای امنیتی و اقتصادی با بالا بردن عکس صدام و تغییر نام شهرها به اهواز (احواز) خرمشهر(محمره) شادگان (فلاحیه)سوسنگرد (خفاجیه) بیشتر هماهنگ هستند.

مطلب میثم آل مهدی که با نشریه اینترنتی ... را که تا حد اطلاع ما شاید کمتر کارگری آن را دیده است. اما جواب این ادعا را باید داد که می گویید *یک سینه داریم که خیلی وقت است نذر گلوله های شما است* (ادعای که بزرگان و ستاره های مبارزاتی ایران هم نداشتند٬ بخصوص اگر در ایران باشی). باید این مصاحبه را در کنار فیلم های او در توییتر و ایسنا گرم اش فهمید. در آن مصاحبه شخص میثم آل مهدی را یکی از پیش رو ترین فعالین کارگران شرکت گروه ملی معرفی کرده اند که متاسفانه هم ایشان و هم نشریه اظهار نظرهای غیرواقعی از این شخص و این گرایش ارائه داده و از آنجاییکه آل مهدی در محیط کار نیست و حتی خواهان بازگشت به کار نیست و می خواهد خود را رهبر نشان دهد لازم است داستان را یکبار دیگر مرور کنیم و جایگاه آل میثم ها را نشان دهیم و برای کارگران روشن کنیم که این خط در جامعه کارگری نمی تواند کار کند و باید سازماندهی خودمان را دنبال کنیم.

در آن مطلب ایشان نوشته شده است  ٬ که آل میثم و سایر کارگران از محل کار اخراج شده اند که واقعیت ندارد. چرا این را می گوییم چون این نوع شایعات برای کارگرانی که درآن اعتراضات شرکت کرده اند و به دلایل بسیاری شاید در متن این وقایع نیستند می تواند شبهه ایجاد کند و هراس در دل کارگران بیاندازد که پس نباید در حرکت های جمعی بعدی شرکت کرد. ما باید حقیقت را با افتخار به کارگران بگوییم که بعد از اعتراضات و بازداشت تعدادی از همکاران و آزادی همه آنها به سرکار برگشته٬ اتفاقا گفتن این حقیقت نه برای شهید پروری و روحیه رهبر سازی است بلکه از این زاویه است مبارزه در جهت درست حرکت کرده است و نمی توان قاطع گفت که هیچ محدودیتی از هر نظر برای آنها ایجاد نشده است اما شواهد نشان می دهد که همه آنها حقوق  و مزایایش پرداخت شده و تنها خود آقای آل مهدی است که دستگیری اش حتی به یک روز هم کشیده نشد و می خواست خود را بزرگتر از آنچه بود نشان دهد برای بخشی از کارگران ما هم سوال برانگیز شده است؟ و اینکه حق خودش است که در محل کار خود حاضر نشود اما نباید نشان دهد که از کارگرانی که بیش از سی روز در زندان بوده اند مهمتر بوده است. اینکه ایشان رهبر کارگری فولاد اهواز نیست و معلوم نیست در کجا هست ٬ کدام کشور ( یا کشورهای حوضه خلیج فارس) در حال انتشار این نوع مطالب در مورد شرکت گروه ملی صنعتی فولاد می باشد حرکتی است مشکوک از دید ما. بستن چفیه قرمز (در خوزستان گرایشات جدایی طلب با چفیه قرمز شناخته می شوند و در تظاهرات روز عید فطر امسال با بالا بردن عکس صدام حسین کسی که در کشتار و بی خانمانی مردم خوزستان نقش داشته و آل سعود بسیار روشن است) و سخنرانی به زبان عربی برای کارگرانی که فارسی را از خود فارس زبانان بهتر می دانند را باید جدی گرفت و باید گفت این شخص نه تنها نماینده کارگری نمی باشد بلکه باید گفت همانگونه که در ایران و در تجمعات حضور داشتند جز افرادی بودند که در راستای به انحراف کشیدن مبارزات به حق کارگران  از صنفی به مسائل غیر کارگری و سواستفاده برای اهداف شخصی و قومی گرایی است انجام میدادند. ما در مطلب قبلی که در کانال کانون مدافعان کارگران انتشار یافت تمام اتفاقاتی که در طول چند سال گذشته و مصیبتهایی که بر پرسنل گروه ملی رفته است بازگو کردیم و از سواستفاده هایی که این گرایش که به ناحق خود را نمایندگان شرکت گروه ملی با حمایتهایی که از داخل و خارج از کشور از آنها میشد بازگو کردم و این مطلب فقط نقدی است به گزافه گویی هایی ایشان.

آل میثم که مشخص است هیچ حرفی برای گفتن ندارد و از مطلب ما کپی برداری کرده و یکسری حرفهای پوچ که مشخص است دیگران به نام او می نویسند و روشن هم شد. البته ما هم اعتقاد داریم که اشاره ایشان به مدرک تحصیلی اش ضرورتی نداشت و سواد انسانها در مدرک آنها نیست و در خرد آنها می باشد. و قصد توهین به هیچ شخصی را نداریم. او در نوشته اش اشاره کرده است که همه کسانی که در این اعتراضات شرکت کرده اند خود یک لیدر بوده اند که  ما هم به آن اعتقاد داریم ولی صحبت ایشان و عملکرد ایشان و دوستان اش با آن  حرکتهای زشتی در داخل شرکت و در مقابل دربهای کنترل با بسیاری از پرسنل اصلا یکی نیست. ایشان به جای اینکه با گفتگو و سخن گفتن پرسنل را تشویق به شرکت در تجمعات کند. با فحشهای رکیک و درگیری فیزیکی با پرسنل که آن هم نشئت گرفته از همان تفکرات خود بزرگ بینی بود٬‌ ٬ باعث به انحراف کشیدن اعتراضات و همچنین عدم حضور بسیاری از پرسنل در این تجمعات اعتراضی به حق شد. آقای آل مهدی بسیاری از پرسنل گروه ملی شاهد آن بودند که ایشان یک تیم رسانه ی تشکیل داده بودند و با گرفتن عکس و فیلم از خودشان فقط فیلمها و عکسهای خودشان را در شبکه ها و رسانه ها اجتماعی پخش می کردند و بقیه همکاران بطور اتوماتیک سخنرانیهای اشان حذف میشد. ایشان عنوان کرده که مسائل قومی در شرکت گروه ملی به هیچ عنوان وجود نداشته ولی وجود داشته و این گرایش متاسفانه تلاش داشتند که این کار را در اعتراضات کارگری و بعد از آن انجام دهند که اگر چه تا حدودی موفق به انجام اینکار شدند ولی با هوشیاری پرسنل شریف گروه  ملی تیراشان به سنگ خورد و ما شاهد فعالعیت هایشان بودیم که با نمادها و پوشیدن لباسهای یکی از اقوام و همچنین رقص محلی این قوم سعی در انجام اینکار شدند و وقتی بعضی از پرسنل با پوشیدن لباس محلی خودشان در فردای آن روز اعتراضات گرایش  ایشان نگذاشتند که همکاران دیگر با لباس محلی خودشان در اعتراضات شرکت کنند که منجر به درگیری فیزیکی و لفظی شده و آل مهدی ها فقط این حق  را برای خودشان قائل بودند.

 آل مهدی اشاره کرده که ما مجمع تشکیل دادیم ما میگویم شما به کدام مجمع اشاره میکنید همان چند جلسه ای که در تالار شرکت برگزار شد و گرایش شما آن را یکطرفه اداره میکرد و هر کسی برخلاف نظر شما حرف می زد به شدت به آن شخص حمله می کردید و او را تهدید و مورد تهمت قرار میدادید. می گوید که بحث شورا پیش آمد و در همان جلسات اول در مورد آن به توافق رسیدیم چرا دروغ میگویید آقای آل مهدی شماها نبودید که به شدت با تشکیل شورای کارگری و یا اتحادیه کارگری مخالفت میکردید و فقط عنوان میکردید فقط کف خیابان و به غیر از کف خیابان به هیچ چیز دیگری نباید فکر کرد و ما میدانستیم که منظور شما از کف خیابان چیست و بعدها هم برای تمام پرسنل ماهیت شما و افکار شما حتا برای هم قومی های شما مشخص شد. چونکه شما به دنبال اهداف و مشکلات کارگری نبودید و فقط به دنبال اهداف شخصی و قومی تان بودید که از خارج و داخل به شما خط داده میشد. پس اگر اشخاصی از گرایش شما ادعا می کنند که فولاد اهواز شکست خورده به گزافه  نگفتند و دلیل این شکست شما و دوستانتان هستید. شما در جایی به اسم سه شخص اشاره کردید که با سخنان پرشور صحبت کردند ...  کدام سخنان پرشور!!! سخنان پر شور را کسانی دیگر کردند و شما و تیم رسانه ی شما فقط سخنان دوستان خود را پخش کردید که پشت این  سخنان به اصطلاح سخنان پرشور فقط عقده های شخصی و تعصبات قومی و حتا خطرناکتر تفکرات سلفی گری نهفته است. آقای دیگری که اشاره کردید با آن دقت نظر کدام دقت نظر حرفهای پوچ و بیهوده ای که تمام مسیر و جریانات و مبارزات سالم و به حق پرسنل گروه ملی را به انحراف کشانده و این اشخاص فقط به دنبال اهداف شخصی و قومی بودند نه مشکلات کارگری شخص سوم ، کسی که یکی از اتهامات ایشان گرفتن عکس و فیلم از خود و فرستادن برای سفارتخانه ها برای پناهندگی می باشد که این خود سوءاستفاده از مشکلات کارگران برای هدفهای شخصی می باشد.

در آن مصاحبه عنوان کرده که ایشان و اسماعیل بخشی با هم بازداشت شده اند. آقای آل مهدی مدت زمان بازداشت اش یک صبح تا بعدازظهر بوده که آن هم بازداشت نبوده و یک بازجویی ساده بوده که به نیم روز هم نرسید. شما خودتان را با اسماعیل بخشی مقایسه نکنید چون در حد و اندازه ی ایشان نیستید. ایشان پای حرفهای خود ماندند ولی شما فرار کردید و دوستانتان هم به مقداری اضافه کار و مرخصی استعلاجی و وپست های بی ارزش قانع شدند پس لطفاً خودتان را با دیگران مقایسه نکنید و کمتر دروغ بگویید. و بگذارید پرسنل شریف شرکت گروه ملی و کارگران با عزت این مرز و بوم به مسیر خود به طرف احقاق  حق خود گام بردارند. شما در پایان سخنان خود به واضح اعتراف کردید که هیچ انتظاری از کسی ندارید ولی گله کرده اید که دوستانتان چرا به خاطر اتهامی که به شما زده شده سکوت کرده اند و بنده هم در بالا توضیح دادم که به خاطر اینکه ماهیت شما و دوستانتان برای پرسنل گروه ملی مشخص شده و دوستانتان هم به دنبال تقسیم قنائم بی ارزشی هستند که همان سرمایه داران و مافیا به آنان وعده داده بودند. و سخن پایانی آقای آل مهدی شما و دوستانتان مانند همان علی کارونی خائن و وطن فروش بعثی که خود را نماینده مردم خوزستان نماینده جوانان اهواز به دروغ معرفی کرد و نامهای ایرانی و باستانی خوزستان را جعلی عنوان کرده اید. ما خواهان آن نیستیم که در آینده در این مسیر موفق باشید و این ره که شما می روید به شورستان است. کارگران از هر ملیت و زبانی باید متحدانه در مقابل سرمایه بایستند و سازماندهی کارگری خود را پیشش ببرند در چند ماه گذشته ما درگیری های بسیاری از زاویه عرب ٬ سلفی و غیره در محیط کار داشتیم و باید این شرایط را پشت سر بگذاریم. ما باید بتوانیم مشکلات طبقاتی و سازماندهی برای رسیدن به زندگی بهتر را در راس مسایل خودمان قرار دهیم. زخم های بوجود آمده قابل ترمیم است.

آقای آل مهدی شما خودتان وگرایش اتان دست نشانده ی همان سرمایه داران و مافیای شدید که دم از مبارزه با آن را می زنید، ولی سرمایه داران و مافیایی که کمر همت به نابودی کارگران زحمت کش را دارند را کارگران نگذاشتند به خواست خودشان برسند. چرا که عربها٬ بختیاری ها بخشی از مردم خوزستان هستند و ما حتما خوشحال می شویم اگر شما خط اتان را عوض کنید و در محیط کار به جنبش کارگری بپینویدید و موضع تشکل کارگری را اتخاذ کنید ولی بعید است با این موش و گربه بازی ها ٬ قایم باشک بازی خواهان تغییر خط اتان باشید.

 

تعدادی از کارگران فولاد ملی اهواز

 

 

منبع:پژواک ایران