جنایت علمای دین ( علم آنها موبق و پرتگاهی بر مردم )‏
طاهره خدانظر

« آنان معامله‌گر [ دین ] اند که هدایت دینی را به گمراهی سوق می‌دهند ، آنها فقط به ظاهر آن نگاه می‌کنند و از هدف و برنامه‌ی خداوند نا‌ آگاهند » ۱۶و۱۷/ بقره

علمای دین در گذر زمان همواره آلت دست حاکمان بوده‌اند و دین وسیله ای برای کسب قدرت و موقعیت برای تثبیت حاکمیت ویا سیستمی ولو فاشیستی بکار رفته است.

در تاریخ پیامبران یهود اکثر پیامبران بعد از موسی ع شهید شده اند. زیرا حاکمیت تحمل وجودی آنها را نداشت و آن ها فقط نصیحت گر مردم و معترض به حاکمیت ظالم بوده اند و در احادیث گوناگون علما تشبیه به پیامبران بنی اسرائیل شده است.  در مقابل به مردم هشدار داده شده  که عالمان حکومتی جزو آنان نیستند و به پرهیز از آنها امر فرموده است. تا جایی که پیامبر به خواب خویش اشاره می کند که بوزینه ها بر منبر آن حضرت بودند.

علمای دین یهود ، حتی مسیح - موعود معرفی شده از تورات - را نشناختند و او را مرتد قلم داد کردند و تا جایی پیش رفتند که موضوع صلیب را پیش آوردند و جالب اینکه قرآن نقش علمای اسلام را در مقابل نور خدا این چنین بیان می کند: که می خواهند با فتواهایشان نور خداوند را خاموش کنند قسم به الله خداوند نور خود را تمام خواهد کرد. ۳ توبه/۸ صف.

علمای دین ابراهیمی اعم از یهودی و مسیحی  و اسلام همواره کوشیده اند خود را جانشین پیامبر و نماینده خداوند در زمین معرفی کنند و در تثبیت قدرت حاکمه همواره مردم را در سخت ترین شرایط با ندادن حق انتخاب ، جامعه را در گذر تاریخی کور و پر از ظلم و ستم قرار دادند. بارزترین آن تفتیش عقاید یا باور پرسی- بازپرسی و جستجو در باورهای فرد - از موضع صاحب قدرت، مردم را به دلیل باورهایی که داشتند بازخواست می کردند. در قرون وسطی در دادگاه های تفتیش عقاید دستگاه کلیسایی در اروپا با اعتراف گیری زیر شکنجه افراد امجازات می‌شد و در بسیاری از مواقع به صورت های غیر انسانی اعدام می کردند. بر اساس فتوای مفتیان و یا حکم علما هر سه دین ابراهیمی برای دو صد سال جنگ های صلیبی را راه انداختند که قربانیان این جنگ دو صد ساله باورمندان این سه دین بودند. انبوهی از اسناد تاریخی کشتارهای وحشیانه سلطان سلیم عثمانی – این بار نه از شیعیان- بلکه از سنیان در شام و مصر در سال‌های ۹۲۲-۹۲۹ هجری شمسی فقط به بهانه ی حمایت حرمین و به اسم اسلام و یاری دین خدا از گزند باورهای باطل بود. ابوحصین از مسیحی شدن دو پسر مسلمان خود به پیامبر(ص) شکایت برد آن هنگام این آیه «لا اکراه فی الدین »۲۵۶ بقره نازل شد زیرا اجباری در دین نیست و خداوند مردم را از اختیار دین آزاد گذاشت تاریخ طبری – المنار طبرسی. اما امروزه عالمان و مفتیان دین اسلام کسی را که از اسلام خارج شود او را مرتد می شناسند و حکم مرگ‌ او را می دهند!

پرونده ی سیاه دولت عثمانی با کشتارهای وحشیانه در تاریخ در طول قرن ها، در اروپای شرقی با اجازه‌ی شریعت اسلام برای رضایت خداوند چهره ای در اروپا نمایان گشت توأم با وحشت و کشتار که محصول آن کینه ها یی است که امروزه شاهد آن بوده و هستیم ، نمونه‌ی آن کینه‌ی صرب‌ها و کرواتها از کشتار خود توسط مسلمانان بوسنی با کمک عثمانی‌ها هنوز مرمت نیافته ، که باز مسلمانان بوسنی در جنگ جهانی دوم  با فتوای مفتی اعظم فلسطینیان محمد امین الحسنی به یاری ارتش هیتلر شتافتند و به بهانه ضد یهودی بودن آلمانی‌ها، با هموطنان خود در صربستان درگیر شدند آنها را قتل و عام و آواره نمودند. و آتش انتقام آن فتنه مردم بوسنی را مقابل ژینوساید قرار داد که بعد از فروپاشی شوروی سابق و مرگ تیتوی کمونیست در یوگسلاوی صرب ها اعلام کردند که به انتقام خواهی از مسلمانان بر می آیند و حتی در کوچه و بازار با بلندگو می گفتند‌ که هر صربی مسلمانی را امان دهد آن صرب هم کشته خواهد شد. بد ترین جنایت ها در بوسنی اتفاق افتاد که در حقیقت عاملان آن فقط ژنرال راتکو ملادیج صربی نبود بلکه عثمانی ها و مفتی اعظم فلسطین هم بودند.

در سال ۱۹۸۸ رژیم صدام دست به ژینوساید کردها زد که بنا به آمار سازمان های جهانی ۱۸۲ هزار نفر زنده به گور شدند به نام انفال -هشتمین سوره ی قرآن کریم - جالب این جاست اکثر علمای عراق اعم از شیعه و سنی و حتی علمای کرد کار صدام را در قالب فتوی پسندیدند. صدام در دادگاه با بلند کردن یک جلد قرآن از آن کشتار دفاع کرد ! ولی بمباران شیمیایی حلبچه که ۵ هزار کشته بر جای گذاشت را به برادرش علی حسن مجید نسبت داد که علی حسن هم مرید شیخ عثمان سراج الدینی در طریقه ی قادریه بود.

در این روزها هم شاهد نسل کشی و کشتار دیگری از کردها توسط اردوغان هستیم که با خواندن سوره ی فتح آغاز گشته است و تمام مسلمانان در مساجد ترکیه ، فلسطین ، برمه و ...  دعای فتح و سوره ی فتح را برای پیروزی لشکر ترک می خوانند. امپراتوری عثمانی در ترکیه مسئول بسیاری از موارد بزرگ نقض حقوق بشری بوده است که با فتوای مفتیان دینی توجیه دینی می‌شد ، وحشتناک‌ترین آنها نسل کشی ارامنه بود که دین آنها باطل و حکم مرگشان تثبیت شد . از آغاز ۱۹۱۵ میلادی در زمان جنگ جهانی اول سربازان ترک به نسل کشی ارامنه پرداختند مردان را قصابی می‌کردند و زنان و کودکان را به راهپیمایی‌های مرگ با عبور از صحرای سوریه مجبور کردند ، تمامی روستاها با ساکنانش به آتش کشیده می‌شدند و قایق‌های پر از ارامنه به دریای سیاه می‌بردند و غرق می‌نمودند که سربازان شاد از اجرای فرامین الهی بودند . متاسفانه بعد از بیست‌ودو سال از قتل و عام ارامنه باز قرعه نسل کشی بنام کوردهای شیعه در ترکیه رقم خورد ، کشتار در میانه سال‌های ۱۹۳۷ و ۱۹۳۸ میلادی در « درسیم » که اکنون استان تونج ایلی نامیده می‌شود روی داد نزدیک ۹۰ هزار کورد علوی توسط ارتش مسلمان ترک کشته شدند - هرچند دولت ترکیه ادعا می‌کند که کشته‌ها کمتر از پنجاه هزار نفر بودند – در طی آن پروسه هفتصد هزار کورد شیعه مجبور به جابجایی اجباری شدند در میان کوچ اجباری حدود سیصدوپنجاه هزار نفر از بین رفتند راهپیمایی مرگ‌ آور شبیه به آنچه برای ارامنه اتفاق افتاد.

فهم صحیح و درک درست از ارزش ها و راه شناخت آن همواره در طی دوران ها ملزم آگاهی و فهم بوده است. دقیقا بعد از رحلت پیامبر اسلام (ص) عرب مسلمانان در حل مشکلات داخلی خویش نا توان بوده و لشکرکشی و هجوم به بلاد همجوار تا حدی آنها را مشغول نگاه می‌داشت . متأسفانه بعد از فتوحات تمام کتاب ها و کتابخانه ها ی امپراتوری های ایران و رم طعمه ی حریق نمودند عملأ شمشیر زبان منطق مسلمانان شد. در حالی که یمن فقط با دادوستد از طرف بازرگانان با اسلام آشنا َشدند. در نهج البلاغه آمده که امام علی(ع) به کمیل بن زیاد یمنی می گوید علم و آگاهی بالاترین ثمره و تحفه‌ی الهی برای تعالی بشر است اما من کسی را نمی یابم که امانتدار این امانت باشد.

عملأ برداشت‌های مختلف از عبارات و آیات می‌شد و بر منفعت طلبی  خویش تنظیم و نص می‌گشت و به جامعه قالب می‌گردید . که پیشتر قرآن در آیه ی۹۶ سوره ی توبه چنین مردم عرب را معرفی می کند: براستی اعراب حق کش ترین (مردمان) هستند در پوشاندن حقیقت و ایجاد نفاق، در حالیکه حدود الهی را هم می دانند و خداوند بر شما حکیم و آگاه است.

در اسلام " قتل و جهد " معانی زیادی را بر خود می گیرد ، " جهد " در اصل بر تلاش و سعی و کوشش معنا دارد نه جهاد و خونریزی  و" قتل " بر کشتن و جنگ معنا ندارد بلکه قناعت دادن مقابل با منطق و برهان صحیح است که کلام حق خود در وجود و روح هر انسانی پذیرفته شده است. معنی آیه ی وقاتلواهم حتی لا تکون فتنه: بدین معنی است آنان را برهان و قناعت دهید تا فتنه از بین برود در حالیکه کشتن و جنگ خود عامل فتنه خواهند بود اما حاکمان دینی جنگ را برکت الهی دانسته و جنگ تا رفع فتنه در عالم شعار خود کردند !

در قاموس جعفری «اختلاف امتی رحمة - اختلاف امت من رحمت است-» اختلاف را به متفاوت بودن معنی داده اند نه تفرقه. اما عالمان دینی که عاجز از فهم درست کتاب خدا هستند اختلاف بین دو گروه معاویه و علی (ع)  و غیره را رحمت دانسته و قاتل و مقتول را به بهشت می رانند! و اختلاف و تفرقه در بین ممالک اسلامی امری عادی و برکت الهی می خوانند. در حالیکه قرآن هشدار داده است که مانند کسانی نباشید که اختلاف و تفرقه می اندازند با وجود بینات و دلایل منطقی و روشن ... ۱۰۵ آل عمران.

برای سودجویی و بهره کشی از دین اسلام حتی تاریخ و اهداف واقعه های دینی را تحریف کرده‌اند. چنانچه حرکت اعتراضی امام حسین به سیطره ظلم یزیدیان – با تغییر مکان زندگی خود و خانواده و پیروان خویش در قالب مهاجرت اجباری – که علمای دین آن مهاجرت را به قیام برای حکومت تعبیر و تفسیر کرده‌اند آن هم در محرم ، ماه حرام از جنگ. ۳۶/ توبه . گویی امام حسین حرمت ماه های حرام را شکست تا به حکومت دست یابد و در محرم قیام نمود. بدون ارائه‌ی توضیح و وجهه ی درست از موقعیت آن زمان و بدون توجه به وصیت نامه ی امام حسین(ع).

حرکت امام حسین(ع) تکرار سنت الهی بود که در تاریخ یهود سموئیل نبی(ع) با تمام یهودیان از دیار خود بیرون آمدند و یهود از گزند انحراف دور شد.

امام حسین(ع) عارف به خدا و کشتی نجات از انحراف و ظلم بود. ظلم پایه ی انحراف است و عدل اصل و بنیان رسالت الهی؛ در زمستان محرم ۶۴ هجری قمری با شهادت امام حسین و تعبیر نادرست زورمندان و قدرت طلبان با اصرار در قتل دوباره ی امام حسین اسراف کردند در حالی که او منصور است.اسرا /۳۳. حرکت اعتراضی با بیرون رفتن از دیار و شهر خویش از دست ظلم خود نوعی نمایش عمق فاجعه‌ی ظلم و راه گذر از آن است که در خیلی ممالک دیگر حتی غیر مسلمان انجام شد. از جمله حرکت گاندی در هند، نلسون ماندلا در آفریقا و حتی در سال ۱۹۹۱ میلادی خروج تمام کوردهای عراق بعد از حمله ی مجدد صدام از شمال عراق به طرف مرز ترکیه و ایران ، عامل بازدارنده ی صدام بود. و در حال حاضر هم ترکیه بعنوان اهرم فشاری بر اروپا تهدید به بازکردن مرز خویش به طرف اروپا برای ۳ میلیون آواره ی سوری می کند.

تعریف‌ها و روایت‌ها از عملکرد پیامبر وهم یا امامان متناقض و متضاد است. بعنوان مثال آیت الله منتظری- معمار ولایت در جمهوری اسلامی- در محکومیت کشتارهای تابستان ۱۳۶۷ در زندان ها می گوید امام علی(ع) تمام اسیران حربی را که خود (اسیران) انتظار انتقام و اعدام داشتند را بخشید، اما آیت الله خمینی رهبر انقلاب با حکم به قتل و عام زندانیان ادعا می‌کند که امام علی(ع) در یک روز گردن هفتصد نفر از اسیران بنی قریضه را زده است.

حاکمان مجتهد مسلمان در ایران هم حرکت اعتراضی امام حسین ع را به نهضت قیام حسینی تعبیر کردند بدین معنی که برای ایجاد حکومت می‌توانند تمام حرام‌های اشاره در قرآن را حلال و واجب الاجرا کنند قرآن را برای خود تفسیر و توجیه کردند ، انقلاب ۵۷ را انفجار نور و روز انقلاب را ایام الله خواندند [ ایام الله سه روز مهم تحت امر خداوند الجاثیه ۱۴۱ ]  به عبارت دیگر ارزش انقلاب هم راستا با روز قیامت است . بدین جهت انقلاب اسلامی ایران را تکلیف الهی بیان داشتند که اطاعت از آن واجب و حفظش اهم واجبات ولو با قربانی کردن امام مهدی باشد و صدورش حیاتی و وظیفه‌ی دینی شد ! ادعا کردند ولایت تمام نشده‌ی امام علی را تمام کردند . خطبه ۸۴ مشهد

ثمره‌ی این انقلاب بعد از ۴ دهه ، اعدامهای بی‌شمار ، حاکم کردن جو فشار و خفقان ، وعده و وعید بی‌اساس ، ترور مخالفان و نویسندگان و آزاد اندیشان در داخل و خارج کشور ، رواج دروغ و فحشا و بی‌بندوباری و ناعدالتی ، اختلاس و دزدی‌های کلان و جنگ افروزی و نابسامانی در منطقه است.

نظام اسلامی ایران در جریان جنگ هشت ساله‌ با عراق با اذعان خود ، بارها سناریوهای چون کربلای ۴ به وجود آوردند که با عملیات لو داده شده بتوانند بر تعداد خانواده‌ی شهدا – صد هزار در یک روز – بیفزاید  . چون مردم خویش را از قبل قربانی کرده‌ بودند همچون آتش زدن سینما رکس آبادان طبق فتوایی ، که عاملان آن همه در پست‌های وزارتی‌اند . زیرا مجتهدین و علمای دین معتقدند پایه‌های حکومت آنها بر خون استوار خواهد شد و ادامه‌ی جنگ و کشتار را تکلیف الهی می‌دانند . برای تحکیم قدرت منطقه‌ای خود به نام دفاع از مکان‌های مقدس  مدافعان حرم را به سوریه روان می‌کند و در داخل ایران با سناریویی حرم امام رضا را منفجر می‌کند .

در عربستان هم علمای اسلام و حاکمان به نام ' خادمین شریفین ' بانک تروریسم جهانی را بعد از ایران به نام خود ثبت نموده‌اند . جنایات این خادمین هم فقط به کشتار و سرکوب ناراضیان داخل و شیعیان بحرین و یمن ختم نمی‌شود بلکه آنان صادر کننده‌ی آتش و خون و پرورشگاه بزرگ ترور و انتحاری اسلامی در جهان‌اند که با ایجاد مدارسی به نام " نهاد اسلامی " در کشورهای اسلامی - نمونه‌ی آن را در پاکستان و افغانستان شاهد هستیم – که پرورشگاه بزرگ ترور ، ترویج خشونت ، رعب و وحشت بنا بر تفکر اسلامی آنان است . القاعده و طالبان و داعش از جمله‌ی مرگ‌بارترین محصولات فکری نهادهای اسلامی در این مدارس دینی است که زندگی را برای مسلمانان جهان به جهنم مبدل کرده است. نقش جنایتکارانه‌ی عربستان در طی چهار دهه‌ی اخیر با همراهی پاکستان در جهت ایجاد بحران موجود  در افغانستان برای تجهیز و تمویل گروه‌های هراس افکن و تروریستی بس نهایت بزرگ و کلان و جبران ناپذیری می‌باشد .

یکی از بزرگترین منابع مالی که چرخ آسیاب کشتار عربستان سعودی را در کشورهای اسلامی به گردش می‌آورد عواید پول از کیسه‌ی زائرين حج می‌باشد،  بر حسب محاسبات پیش بینی شده این رقم تا سال ۲۰۲۲ میلادی بالغ بر دوصد میلیارد دالر افزایش خواهد داشت.

در افغانستان اگر دادگاهی عادل و فقط بر مبنای حقوق بشر به جنایت سه دهه رسیدگی کند با اطمینان تمام رهبران طالب و رهبران جهادی‌ها در صف جنایت‌کاران جنگی قرار خواهند گرفت . گلبدین حکمتیار عالم دینی و منتقد کننده‌ی صحاح اهل سنت و چهره‌ی خونریز تاریخ افغانستان حتی در رابطه با ارتکاب جنایت جنگی خود حاضر به معذرت خواهی هم نشد ! و در یک پیام صوتی به خبرگزاری فرانس می‌گوید آنانی که بیشتر مرتکب جنایت جنگی و جرم شده‌اند و توسط محکمه با صلاحیت ما مجرم شناخته شده‌اند باید معذرت بخواهند چون جنگ بر ما تحمیل شده بود. افتخار حکومت وحدت ملی هم توافقنامه‌ی صلح با منفورترین جنگ‌سالاران از رهبران احزاب اسلامی در افغانستان   با تغییر نام قاتل به صلح‌جو است ! زیرا همه‌ی آنها عالمان دینی و مفتیان شریعت اسلام هستند لذا مرجعی وجود ندارد که آنها را به محاکمه بکشاند زیرا مصونیت دینی برای خود تراشیده‌اند.

جالب اینکه با یک فتوا جبهه‌ای اسلامی که سهم دلخواه از حکومت نگرفته در کنار جبهه‌ی طالبان قرار می‌گیرد انگار متعهد به حفظ دو جبهه هستند . جنایت آنها فقط به کشتار مردم بی‌دفاع ختم نشده است بلکه شمول تجاوز به دختران و زنان و شکنجه‌ی مردان و قتل و عام کودکان و همچنین ترور و قتل خبرنگاران و نویسندگان و روشنفکران و در آخر غارت اموال مردم و سرکوب جنبش‌های مردمی است. اگر به پیشینه‌ی یک به یک رهبران جهادی چون خلیلی ، محمدی ، خالص و محقق و ... نگاهی اجمالی شود همه‌ی آنها در مقابل محکمه‌ محکوم به جنایت جنگی خواهند شد.

  از طرف مقابل طالبان که متشکل از علمای دین و همگی با بینش مذهبی اسلامی با اینکه مدعی اند که مخالف حضور نیروهای خارجی در افغانستان اند اما همواره مکان های مقدس همچون مساجد و مدارس و خانقاه‌ها و حسینیه‌ها و... را با انتحاری و انفجار ویران می سازند و حملات آنها دقیقأ بالای مردم بی دفاع و غیر نظامی افغان است آنهم در روزهای مبارک دینی همچون عید قربان و فطر و یا مراسم های عروسی مردم. در بینش اسلامی طالبان و مجاهدین هیچ مکان مقدس و یا روز مقدس و یا ماه حرامی وجود ندارد ، مخالف علوم تجربی اند، به راحتی در هر زمان و مکان ولو زیارتگاه حرمین یا مساجد باشد خون انسان هایی که فقط زائر یا نمازگزارند می ریزند ، در تمام بینش آنها هیچ گاه به زنان ارزشی داده نشده بلکه تمام آنها مقید به بردگی زنان در عمل و در سخن از آزادی نسبی دفاع می کنند. یعنی عملأ تزویر و نیرنگ در تفکر و بینش دینی خود را واجب می دانند.

آنچه عیان است اکثر علمای دین در تمام کشور های اسلامی منشأء کشتار و یا ظلم‌اند و اکثرا مجرمان جنایتکار جنگی در دادگاه صالح اند.

مشکل کجاست ؟ چرا علمای دین، مجتهدین و مفتیان مسلمان به هیچ اصولی پایبند نیستند.

اگر شخصیت و تفکر آنها که پرورده شده در مذهب و بینش اسلامی است. به دقت بنگریم انسانی مریض با تفکری ویرانگر می بینیم که علم‌شان گرداب و پرتگاهی‌ست بر مردم که عملکردشان جهنم ساختن جامعه‌ی بشری است .

طاهره خدانظر

t.khodanazar@yahoo.com

 

منبع:پژواک ایران