سال ١٣۶٠ طعمه سال ١٣٩٨ کمینگاه
م-ت اخلاقی

به همت و اراده ایرانیهای خارج کشور از هر قشر و گروه و سازمان و دسته مخالف رژیم  و به سبب تلاش هموطنان داخل میهن یعنی صاحبان اصلی حرکتها در داخل ،تقریبا کلیه اخبار حرکت پایان ناپذیر آبانماه ١٣٩٨ برای همه روشن وقابل دسترسی است ،لذا از ضمیمه کردن فیلم ها خود داری می کنم.

در ابتدای خروش ملت ایران در آبانماه ١٣٩٨ برای ریشه کن کردن و نابودی حکومت اسلامی، ابتدا سران رژیم و در راس آنها خامنه ای جنایتکار  مسئله را جدّی حس نکرده و نگرفتند.موضع تمامی حاکمان از  بالا تا پائیین  این بود که مثل سالهای قبل بایک قشر از جامعه مثلا دانشجو روبرو هستند و با یک تشر و سرکوب ملت معترض در خیابان، به خانه بر می گردند. امّا پس از ٢روز وشدت اعتراضات که تقریبا تمامی مردم  وتمامی شهرهای ایران را فراگرفت، رژیم عظمت اعتراض را به چشم دید، دست پاچه از  بالا تا پائین تصمیم به حداکثر سرکوب را پیشه کردند.این تصمیم را می توان در واژه "اشرار"  که ابتدا از دهان کثیف سید علی خامنه ای و سپس از دهان گشاد دیگر مزدورانش بیرون آمد را بروشنی دید،اما یک موضعگیری و شاید بتوان گفت یک فرمان و خیال  از طرف آنها قابل مکث و تامل است که اگر اشتباه نگرده باشم شخص خامنه ای یا یکی از سران نزدیک به او گفت، و پس اراینکه دیدند مسئله خیلی جدی است،از این گفته خویش با چراغ خاموش عقب نشسته و خفه شدند،ان فرمان و خیال این بود که :

باید به شیوه سال ۶٠ برخورد کرد و "دادگاه های" سال ١٣۶٠ را به راه انداخت .

شیوه سال ۶٠ و دادگاه های سال ۶٠ چه بود   ؟

ابتدا برای پاسخ دادن به سئوال بالاو نهایتا رسیدن به هدف از نوشتن این مطلب، نیاز است که کمی شرایط سال ۶٠ را تشریح و به زبان عامیانه نبش قبر کنیم .

مختصات سال ۶٠ :

1-      روح الله خمینی یعنی  بنیانگذار و رهبر حکومت اسلامی زنده بود .

2-   جنگ خمینی و عراق بیش از یک سال بود که شروع شده  و لحظه به لحظه شعله ورتر می شد.( شهریور ۱۳۵۹ برابر ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ آغاز شد)

3-   نیروهای قابل  چشمگیر ی آماده رفتن به جبهه های جنگ"خمینی- عراق" بودند و بویژه نیروهای مکتبی خمینی به تبع آن آماده هر نوع تهاجم به هر نقطه ای که خمینی فرمان می داد.

4-    اعلام جنگ مسلحانه سازمان مجاهدین خلق ایران در ٣٠ خرداد ١٣۶٠،یعنی درست ١١ ماه پس از شروع جنگ خمینی- عراق و ٣ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی .

5-   اعدام دسته دسته(شبی ١٠٠ ها زندانی) زندانیان سیاسی دارای تشکیلات سازمانی اکثرا هواداران سازمان مجاهدین خلق و پخش تصویر آنها از تلویزیون و درخواست از خانواده برای آمدن به زندان جهت تحویل اجساد فرزندانشان(در ست عکس امروز که از دادن اجساد پیکر قهرمانان ملی-میهنی وطن نه تنها خود داری می کند،بلکه در وحشت بسر می برد) .

موضع خمینی در رابطه با جنگ خودش و عراق این بود که: "جنگ نعمتی است الاهی".

نکته : پس از سقوط حکومت پهلوی و وعده های خمینی در ابتدا و بویژه وعده های آب و برق مجانی،اتوبوس مجانی و بطور کلی وعده های پیشرفت کشور و ایجاد آسایش بالاتر از حتی کشورهای اروپایی ،ملّت و بویژه طبقه "درصد بالای جوان" نیروی انقلاب که منتظر شرکت در تغییر و پیشرفت کشور بودند،آزاد شده منتظر حرکت بودند. خمینی و اندیشه عقب مانده اش از آنجایی که پاسخگوی شرایط  زمان خود و این همه نیروی جوان آماده حرکت به پیشرفت کشور را نداشت،با نیرویی عظیم مواجه گشت که اگر راهی برای مصرف این نیرو پیدا نمی کرد،دیر یا زود به بلای جان خودش و رژیم واپس مانده اش می شد،لذا بنا بر ماهیت عقب مانده اش ،تنها راه را تنوری می دید که هزار هزار این نیروی آزاد شده را در آن به خاکستر مبدل ساخته و از شرشان راحت شود ، و آن هیچ تنوری نبود مگر راه انداختن جنگی خارجی(اینکه چرا عراق را انتخاب کرد،خود نیاز به بحثی دگر دارد).

 لازم به ذکر است که عراق اولین کشوری بود که به حاکمیت رسیدن خمینی و برقراری جمهوری اسلام  راتبریک گفت.امّا این خمینی بود که درست بعد از چند ماه به قدرت رسیدن شروع به حمله های نامنظم نظامی به مرزهای عراق کرد. در این رابطه صدام حسین بارها بر تلویزیون ملی عراق ظاهر شده و درخواست پایان این حرکتهای ایذائی و حمله به پادگانهای مرزی کشورش را کرد و ایران و عراق را دو کشور برادر خواند.امّا خمینی همانطور که خودش می گفت"نعمت الاهی" را کشف و یا اختراع کرده بود،جنگی خارجی و به خاکستر مبدل کردن نیروهای آماده سازندگی و پیشرفت و خفه کردن زمزمه های شروع نارضایتی های جسته گریخته از وضع پیش آمده را.

از طرف دیگر خمینی در مقابل خود نیروی متشکل مسلمانی به اسم سازمان مجاهدین خلق ایران را می دید که  جوانان مسلمان و حتی میانسال مسلمان و همچنین برخی غیر مسلمان دسته دسته جذب آن شده و این را تهدیدی بزرگ برای خود می دید.

تمامی سران رژیم و بویژه شخص خمینی شب و روز به دنبال به اصطلاح حذف مشروع و"با بهانه محکم" این خار آزار دهنده خود بودند.هواداران مجاهدین را به جرم فروش نشریه بازداشت و پس از مدتی اجبارا(تازه به اصطلاح انقلابی شده بود) آزاد می کردند،میز کتابهایی که در معابر عمومی جهت فروش و یا افشاگری برپا بود توسط نیروهای چاقو کش وفادار به رژیم، بهم  ریخته و حتی چند نفری را با دشنه و چاقو  کشتند،اما هیچ بهانه محکمی جهت سرکوب و در یک کلام حذف فیزیکی کل آنها از خاک ایران یعنی اعدام و تیرباران و فراری دادن را نداشتند.رژیم با تمام وجود و با حداکثر فشار دنبال این بود که این سازمان را به درگیری نظامی وبه دنبال آن سرکوب جمعی و حذف آنها از جغرافیای ایران بکند و به تبع آن به حذف دیگر جریانهای سیاسی دست بزند.

حمله نیروهای دادستانی به خانه پدری مهدی ابریشم‌چی در ۲۸ خرداد ۱۳۶۰ و اقدام سازمان مجاهدین به صدور «اطلاعیه سیاسی ـ نظامی شماره ۲۵»،عملا آتش آرزوی در سر پرورانده خمینی واوباشانش را روشن کرد.متن این اطلاعیه صادر شده از طرف سازمان مجاهدین خلق ایران به شرح زیر است :

 « متن « اطلاعیه سیاسی ـ نظامی شماره ۲۵

بسم الله الواحد القهار

مردم قهرمان ایران

مردم مبارز تهران

مزدوران ارتجاع سه شنبه شب ۲۶ خرداد ماه جاری، با حمایت دسته های متعدّد اوباش مسلّح و چماقدار، به خانه پدری برادر مجاهد مهدی ابریشمچی یورش برده و پس از ضرب و شتم ساکنان آن، بخشی از اموال و کتب موجود در خانه را به غارت بردند.

همچنین در همین ایّام شاهد دستگیریهای غیرقانونی اعضای دفتر ریاست جمهوری هستیم؛ که بعضاً حتّی خبر و اسامی افراد دستگیر شده نیز اعلام نمی شود. کما اینکه نقشه های وسیعی برای دستگیری کلیه شخصیتهای ترقّیخواه و ضدانحصارطلب کشور در دست آمادگی است. سازمان مجاهدین خلق ایران، ضمن اعتراض به این قبیل اقدامات ضدانقلابی و خلاف شرع و قانون، بدین وسیله از خلق قهرمان ایران کسب اجازه میکند تا از این پس ـ به یاری خدا ـ در قبال حفظ جان اعضای خود، به ویژه اعضای مرکزی سازمان که در حقیقت بخشی از مرکزیت تمامی خلق و انقلاب محسوب می شوند، قاطع ترین مقاومت انقلابی را از هر طریق معمول دارد.

بدیهی است برا بر اعلامیه حاضر، از این پس مسئولیت هرآنچه که حین مقاومت انقلابی واقع شود، تنها و تنها بر ذمّه مرتجعین انحصارطلب و اوباش چماقدار آنهاست که قصد آن کرده اند تا نقشه به پایان نرسیده شاه خائن و ساواک منفور او را در قلع و قمع مجاهدین به پایان رسانند. از این حیث برآنیم که نامبردگان هر که باشند و در هر لباسی دقیقاً شایسته سخت ترین کیفر و مجازات انقلابی خواهند بود. ضمناً سازمان مجاهدین خلق ایران این حق را برای خود محفوظ می دارد تا در هر موردی هم که کیفر فی المجلس جنایتکاران در حین انجام جرم ضدانقلابی میسّر نباشد، به زودی و به طور مضاعف، آمران و عاملان مربوطه را به جزای خود برسانند. و ماالنصرالامن عندالله.

مجاهدین خلق ایران ـ ۲۸/خرداد/۱۳۶۰ »

 

در ٣٠ خرداد ١٣۶٠ تظاهراتی نیم میلیونی از طرف هواداران سازمان مجاهدین در تهران برگزار شد که به فرمان خمینی به گلوله بسته شد که به شکل یا شکلهایی از طرف سازمان مجاهدین در همان روز بی پاسخ نماند.

به زبان ساده جشن شیرینی خوران و رسیدن به آرزوی دیرینه آنها یعنی حذف مجاهدین و دیگر نیروهای حتی منطبق با سیاست های مقطعی با خمینی مثل حزب توده و اکثریت کلید خورد،حذف فیزیکی و حذف آنها از خاک ایران .

بنا به آمار نشر داده شده توّسط سازمان مجاهدین بیش از ١٢٠٠٠٠ هزار انسان سیاسی که اکثرا هوادار و گاها عضو مجاهدین یا دیگر جریانهای سیاسی بودند تیرباران گشته  و هزاران به بند و شکنجه کشیده شدندو مابقی به فرار از کشور روی آوردند که در راس آنها مسعود رجوی بهمراه رئیس جمهور وقت یعنی آقای بنی صدر توسط یک هواپیمای شکاری از کشور فرار و وارد فرانسه شدند. رژیم به آرزوی خویش رسید،یا همه را کشت،یا زندانی کرد و یا فراری داد. کشور شد خالی از نیروی رهبری و هدایت کننده ناراضیتیهای موجود در آن مقطع و دیگر نارضیتیهائی که تا کنون ادامه داشته و در آبانماه ١٣٩٨ یکی از قللش را در جلو داریم .

امّا :

رژیم در سال ١٣۶٠ با یک ملّت چند میلیونی ناراضی مثل"سال ١٣٩٨ رژیم تجربه کرده با گوشت و پوست خود" ، در گیر نبود، بلکه با یک جریان سیاسی سازمان داده شده  چند هزاری و شاید چند میلیونی غیر قابل چشمگیر در مقابل کل جمعیت ایران بود، ونه در گیر با کل یک ملّت. در یک طرف(بطور کلی) سازمان مجاهدین خلق ایران(یک تشکیلات) و البته مابقی جریانهای سیاسی دیگر مثل چریکهای فدائی خلق که در همان ابتدا شقه شقه شدند، ودر طرف دیگر یک حاکمیت با تمامی امکانات مادی و دیپلماتیک و محبوبیت هنوز نسبی در میان مردم چه آگاه و چه نا آگاه بود (در این زمینه می توان به مراسم تشییع جنازه خمینی و جمعیت شرکت کننده در آن توجه کرد).

 https://www.youtube.com/watch?v=VUNXTJSVQ7M

 با توّجه به چند نکته محوری بالا، باید به این نکته اساسی خوب توجه کرد که رژیم جمهوری اسلامی ١٣٩٨،رژیمی نیست که امروز با یک سازمان یا گروه سیاسی در گیر است ،بلکه امروز ملت ناراضی ایران را در مقابل خود دارد،حتی بخش زیادی از نیروهای جبهه رفته،جنگ کرده،معلول شده،به اسارت رفته چندین ساله در اردوگا ه های عراق و بطور کلی "ستون فقرات" خود را خورد شده در مقابل می بیند،رژیم جمهوری اسلامی ١٣٩٨،رژیمی است که نیروی جنگنده مکتبیش را از دست داده وفقط متکی به نیروی جیره خوار و مزدوری است که بنا بر منافع می جنگد و در مقابلش ملتی به خیابان ریخته و فریاد می زند:

مرگ بر جمهوری اسلامی

توپ تانک فشفشه آخوند باید گم بشه

مرگ بر خامنه ای، مرگ بر اصل ولایت فقیه

جمهوری اسلامی نمیخوایم نمیخوایم.

 و در کنار اینها مراکز "استراتژیک- ایدئولوژیک" رژیم مثل حوزه های جهلیه و دفاتر امام جمعه و در مواردی مساجدشان یعنی مراکز نشر جهل و خرافات را به آتش می کشند.

و شعارهای بنیانکن دیگر.

 خامنه ای رهبر رژیم اشغالگر ایران و فرماندهان هار دم بریده اش پس از سرکوبهای اولیه، در همان ابتدا با به درمیان کشیدن پای سازمان مجاهدین که آنها سازمان دهنده این شورشهای بنیانکن هستند به اضافه  به قول خود پلیدش،خانواده "پهلوی" که تقریبا هیچ سازمان و تشکیلات منسجمی چه در داخل و چه در خارج کشور ندارند،سعی کردند،خیزش سرنگونی طلب مردم ایران را "۶٠تالیزه" نشان داده و در دنیای ذهن خود آنرا قلع و قمع کنند، در این رابطه اطلاعیه های تو خالی پشت سرهم سازمان مجاهدین مزین به عکس رنگی تپل و مپل مسعود رجوی با لباس نظامی با شیپور و دهل هم نیز مکمل پرت و پلاگوئیهای  خامنه ای و یاران شد ،که خامنه ای نتوانست  حتی با تمسک به چنین اطلاعیه هایی توخالی،حرکت میلیونی مردم ایران را به یک یا دو گروه به قول خودش ضد انقلاب فراری نسبت دهد،اولین موضعگیری خامنه ای پس از خروش مردم  را میتوان در آدرس زیر مشاهده کرد :

https://www.youtube.com/watch?v=JvK5dZo3aqA

خامنه ای و همه انگلهای هارش،پس از شنیدن صدای شیپور بلند سرنگونی توّسط ملتی به جان آمده و غیر مسلح که حتما در زمان مناسب سرنگونی"مسلح" هم خواهند شد، مثل آتشی در زیر ریششان،به قول معروف بالا آورده و دیدند که امروز مثل سال ۶٠ با یک یا دو سازمان و یا جریان سیاسی طبقه روشنفکر و بطور کلی بایک سازمان روبرو نیستند ، لذا دنده عقب گرفته و درجلو ملت به غلط کردن و پرت و پلا گوئی افتاده و همه در یک کر هماهنگ خواندند که :

کی بود کی بود من نبودم، تقصیر آستینم بود

https://www.youtube.com/watch?v=qv0fI9JBFTo

و این هم دنده عقب رفتن روبه مکار خامنه ای حسن کلید :

https://www.youtube.com/watch?v=Mi6YPIo8C6c

وقتی که فیلمهای خروش ملی، توسط رزمندگان"ملی- میهنی" کف خیابان ها از طریق انترنت در همه جا نشر داده شد و به خارج کشور هم رسید،خامنه ای و کل رژیم خود را در محاصره دیدند،بطوریکه آنرا جنگ جهانی بر علیه خود خطاب کردند(که البته بیشتر منظورش وابسته بودن سرنخ شگرف این اعتراضات به نیروی غیر ایرانی و میهنی بود).

رژیم با ذهنیت سال ۶٠ که توانسته بود بزرگترین و متشکلترین جریان سازمانیافته تهدید خود یعنی سازمان مجاهدین خلق  و در حاشیه آن دیگر جریانهای سیاسی را قلع و قمع کرده و فراری دهد و از شر آنها به مدت حدود نیم قرن در داخل خیالش راحت شود و بطور نسبی در خارج کشور بی خاصیت  و از هم پراکنده کند، بله با همان ذهنیت سال ۶٠، با حداکثر توان،مردم به جان آمده را که تمامی طبقات جامعه در آن بودند را به مسلسل و سلاحهای نیمه سنگین از جمله دوشکا بسته و تعداد بیشماری را به قتل برساند( تاکنون اسامی حدود ۴٠٠ انسان شریف و میهن دوست و آزادیخواه اعلام شده است)  و بنا به اعتراف خود رژیم ۷٠٠٠ انسان را دستگیر و روانه  زندانها کرده است .

بنا به اظهارات شاهدان عینی،تعداد کشته شدگان و دستگیر شدگان راه آزادی و آبادی مییهن بیش از این آمار اعلام شده است .

رژیم از وحشت و به سبک سال ۶۷(ختمنامه سال ۶٠) که ملاقاتهای زندانیان و ارتباط تلفنی آنها را با خانواده ها قطع کرده(قطع ارتباط داخل با دنیای خارج زندان) و به قتل عام باقیمانده زندانیان پرداخته بود،اینبار با همان ذهنیت،انترنت سراسری کشور را قطع کرد(بخوانیم ارتباط زندان بزرگتری به اسم ایران با جهان خارج) و در این خواب و خیال بود که همه چیز را تمام شده تلقی کند و همه صداها خوابیده وقضیه تمام شده حساب شود. وبه قول مهدی اخوان ثالث :

"دارها برچیده خونها شسته اند" .

غافل از اینکه اینبار با یک سازمان و جریان سیاسی روبرو نیست،بلکه با یک ملت به جان آمده از سرکوب و گشنگی وبی خانمانی( قبرخواب) و با ملتی روبروست که زمانی نیرو وحامیش بودند و جبهه های جنگش را می چرخاندند و یا در کنار او زیر برق سرنیزه های مزدورانش سکوت کرده بودند.خلاصه با ملتی که علاوه بر مشکلات ذکر شده،بلکه با ملتی روبرو است که به تاریخ و فرهنگ و عضمت خویش روی آورده و از پیله ارتجاع اسلام خارج شده است،شاهد بر این ادعا اینست که این بار شعاری مذهبی-اسلامی حتی الله اکبر هم از طرف حاملین پیکر قهرمانان به خاک افتاده بر اثر شلیک سربازان اسلام بر زبانها نیامد .اینبار به همراه لشکر گشنگان،لشکر روشفنکران دارای امکانات زندگی هم بودند و ملت دم از آزادی و انقلاب می زنند و دیگر به خانه برنخواهند گشت و رژیم را با توهم خود ساخته سال ۶٠به کمین انداخته اند،به صحبتهای پویا بختیاری چند ساعت قبل از به خاک افتادنش در راه میهن_ آزادی و پدر شریف و بزرگوار و شجاع دردمند او را که بیانگر میلیونها پویا و پدر پویای بختیاری است و به کمین افتادن خامنه ای این خلیفه خبیث مسلمان و رژیم متعفن ضدّ تاریخیش را به نمایش می گذارد در زیر توجه کنیم :

    https://www.youtube.com/watch?v=eti5hMalm3U

در یک کلام اینبار خامنه ای و همه مزدورانش وشکنجه گرانش با توّهم ذکر شده در کمین یک ملت هوشیار و به جان آمده گیر افتاده اند و همین در کمین افتادن است که خامنه ای با دجالیت غیر قابل خریدار می گوید که از خانواده کشته شدگان دلجویی کنید و به آنها رسیدگی شود. به زبان بی زبانی در کمین مرگ فریاد می زند که صدای سرنگونی را شنیدم.

 به خامنه ای جنایتکار و همه مزدورانش باید گفت که بزودی دوباره شاهد طوفانی از حرکت عظیم مردم خواهید بود که سر همه شماها را از نرم سر(اصلاح طلب) تا سخت سر(اصولگرا) با فیلسوفان داخل و خارج نشسته تان  و مارکسیست های ذلیلی امثال فرخ نگهدار که کارد تیز کن  خامنه ای  و خاتمی و روحانی جنایتکار هستند، به سنگ تاریخ خواهد کوبید و همه  با همه اعوان و انصارتان در داخل و خارج میهن برای همیشه از صحنه روزگار محو خواهید شد. اینجا در کمین ملتی افتاده اید که بزودی بر سر شما خواهند ریخت وشما را در همین کمینگاه به خاک خواهند سپرد.سال ۶٠ و سال ۶۷ طعمه ای شد که به طمع آن به کمین ملتی هوشیار افتاده اید. شاهدش هم اینکه همه سران رژیم از خامنه ای گرفته تا بسیجیان ولگردش وحتی برخی از روشنفکران بی عمل خارج کشوری که فقط حرف می زنند و حرف و یا کارد تیز کن این رژیم پلید هستند، پس از اینهمه سرکوب و نعره کشیدن و دستگیری اصلا انتظار نداشتند که حرکتی در دانشگاه های کشور به مناسبت روز تاریخی دانشجو(١۶ آذر) بر پا شود،امّا دیدیم که دانشجویان شجاع به همت و دلگرمی همه ملت به جان آمده در دانشگاه ها فریاد کشیدند و دیدیم و دیدند که اینبار ملتی است که به میدان آمده و نه یک یا دو جریان سیاسی متشکل،و یعنی که همین شد که می بینیم :

سال ١٣۶٠  طعمه

سال ١٣٩٨ کمینگاه

م- ت اخلاقی

٩ دسامبر ٢٠١٩

١٨ آذر ١٣٩٨

منبع:پژواک ایران


م-ت اخلاقی

فهرست مطالب م-ت اخلاقی در سایت پژواک ایران 

*حداقل مجازات حداکثر چیست ؟ [2020 Jun] 
*از خطا یک نسل را افکند در آتش گریخت [2020 Jun] 
*محمّد ابن زکریای راضی ونه محمّد ابن عبدالله یا همان محمد رسول الله [2020 Mar] 
*سال ١٣۶٠ طعمه سال ١٣٩٨ کمینگاه  [2019 Dec] 
*مصدق روحت شاد روحت  [2019 Nov] 
*کاوه آهنگران ‎  [2019 Jul] 
*لعنت بر خمینی مرگ بر خامنه ای ‏ ننگ بر رجوی  [2019 Apr] 
*مسعود رجوی کجائی ؟ [2019 Jan] 
*بت پروری بت پرستی [2018 Oct] 
*چرا؟ [2018 Aug] 
*دگردیسی و تکامل در حوزه رجوی  [2018 Aug] 
* فراخوان به تجمع ‏۴خرداد ١٣٩٧‏ مکان :بهشت زهرا قطعه :٣٣‏  [2018 May] 
*عیدی پیشکش مزد چی شد ؟  [2018 Apr] 
*زنده بگور  [2018 Mar] 
*جشن چهار شنبه سوری جشن چادرچارقد سوزی [2018 Mar] 
*«انتخاب‌های سیاسی» پنهان‌شده در پس ضدیت کور با مذهب» [2018 Feb] 
*دم خروس یا قسم حضرت عبّاس ؟! [2018 Feb] 
*تاریخ به یاد خویش بسپار [2018 Feb] 
*وصل به رهبری [2018 Jan] 
*راه رفته  [2018 Jan] 
*قضاوت با شما [2018 Jan] 
*خامنه ای ، رجوی  [2018 Jan] 
*بی شرف، بی شرف، بی شرف خرمگس [2018 Jan] 
*فرزندان حنیف ‏ یا ‏ فرزندان کوروش آریائی ؟  [2018 Jan] 
*نگاهی به پیام«شیر نر» وسخنی با خامنه ای  [2018 Jan] 
*تلگرام- واتساپ  [2017 Dec] 
*عرض خود را می برید زحمت به ملّت می دهید [2017 Nov] 
*جاده سازان ولی برای کدام کسان؟و کدام مقصد ؟ [2017 Aug] 
*سلام ای سرزمین شیروخورشید [2017 Aug] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان (بخش چهارم،بخش پایانی) [2017 Aug] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان ‏(بخش چهارم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ،امّا پاسخ زمان ‏(بخش سوّم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ، امّا پاسخ زمان ‏(بخش دوّم)‏ [2017 Jul] 
*نامه ای بی پاسخ اما پاسخ زمان [2017 Jul] 
*آقا وخانم تنها مقاومت [2017 May] 
*نه به ارتجاع  [2017 May] 
*انتخابات فرانسه [2017 Apr] 
*سیلی مردم بر بنا گوش اسلام [2016 Oct] 
*یا تب،یا مرگ [2016 Feb] 
*عبّاس از «ملّی کشی» راحت شد [2016 Jan] 
*پوست خربزه ! ­؟ [2016 Jan] 
*اشرف یا خیابان لاله زار ؟  [2015 Dec] 
*اسلام [2015 Dec] 
*اشرف سابق، لیبرتی حاضر، کارتهای«تضمین» [2015 Dec] 
*پاریس شهر بوسه وعشق [2015 Nov] 
*الله اکبر [2015 Nov] 
*دزدی به سبک امام رذالت پیشگان [2015 Nov] 
*زمینه سازان کشتار [2015 Nov] 
*امنیت یا انتقال ؟ [2015 Oct] 
*مخنث و لوطی؛ ایران انترلینک وخامنه ای [2015 Oct] 
*جل الخالق، جُویی شرم و شهامت ! [2015 Oct] 
*انصاف داشته باشیم ! [2015 Sep] 
*دروغ نمی گویم،خالی هم نمی بندم... [2015 Sep] 
*زیر سئوال بردن رهبری [2015 Aug] 
*؟! ؟!... [2015 Aug] 
* از ناله های این زن مظلوم شرم نمی کنید ؟! [2015 Feb] 
*تا زنده ایم  [2015 Jan] 
*حاصل دو بردار،صفر ملّت به پیش ! [2014 Nov] 
*نه این شوری شور، نه به آن بی نمکی [2014 Nov] 
*اپورتونیزم، خیر؛ بلندگو، آری [2014 Oct] 
*یک زمانی [2014 Oct] 
*نمره انشاء وروضه خوانی ٢٠ [2014 Sep] 
*جمهوری اسلامی آری یا خیر ؟ مهرتابان آری یا خیر ؟ [2014 Aug] 
*نظر دادن- نقد کردن  [2014 Jun] 
*بهم ریخته‌ام  [2014 Jun] 
*تنها ره رهائی جنگ مسلّحانه !؟ [2014 Apr] 
*مادر ج...؟ْ! [2014 Apr] 
*ملّت،موسسان چهارم!؟ [2014 Mar] 
*به ریش هرچه آخوند است................. [2014 Feb] 
*دوست یا دشمن ؟ یا روبه مکار؟ [2014 Feb] 
*سمبلهای مریم یا سمبلهای مقاومت [2014 Jan] 
*سقوط پرشتاب  [2014 Jan] 
*دادگاه اسپانیا،پیروزی !؟ [2013 Dec] 
* خطّ قرمز کجاست ؟  [2013 Dec] 
*بدون شرح ! ؟ [2013 Dec] 
*سرکی به هفت حصار [2013 Dec] 
*اعتصاب غذای نامحدود اما نوبتی  [2013 Nov] 
*از اشرف به لیبرتی- از سازمان ملل به پارک آریانا [2013 Nov] 
*ژنو – اعتصاب غذا [2013 Nov] 
*بیا تا گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم [2013 Nov] 
*تروریا عمل مسلّحانه انقلابی ؟ سانسور چرا ؟ [2013 Oct] 
*مروارید وقطعه 19 فروردین [2013 Sep] 
*مسعود رجوی کجاست ؟! [2013 Sep] 
*آقای رجوی، اشرف یا اشرفی ؟ [2013 Sep] 
*٢ اعتراض و١ عذرخواهی [2013 May] 
*جلیقه وکلاه خود [2013 Mar] 
*«عجب آشفته بازاری است ای دل» [2011 Apr] 
*هل من ناصرأ ینصرنی ؟ [2011 Apr] 
*یک خواهش  [2011 Apr] 
*اشرف-آمریکا- ایران وایرانی [2011 Apr] 
*آقای کدیور وحیا [2011 Mar] 
*شاد باش به خامنه ای [2011 Mar] 
*نوروز ویک نناقض تاریخی !؟ [2011 Mar] 
*خواست یک شهروند ایرانی  [2011 Mar] 
*به افتخار و احترام ٨ مارس روز جهانی زن [2011 Mar] 
*خامنه ای در آینه  [2011 Mar] 
*آقای سروش! [2011 Feb] 
*کانال سوئز، مانورقدرت یا مانور ذلّت ؟ [2011 Feb] 
*١٩ بهمن در زندان [2011 Feb] 
*چرا سانسور ؟! [2011 Feb] 
*خانمها و آقایان مجاهد ما هیچکدا م برجسته ترین نیستیم [2011 Jan] 
*اگر  [2011 Jan] 
*همبستگی یعنی چه ؟ [2011 Jan] 
*برای علی صارمی [2011 Jan] 
*فراخوان به تحصّ، بیان واقعیتها [2010 Dec] 
*بیماران اشرف، وظیفه‌ی انسانی  [2010 Nov] 
*برای ابراهیم آل اسحاق، برای فرهاد اسلامی [2010 Nov] 
*آیا در فردای ایران ؟ [2010 Oct] 
*نامه ای به خدا [2010 Sep] 
*آقای میرحسین موسوی آقای مهدی کرّوبی من این روز دستگیرشدم [2010 Jul] 
*سئوال  [2010 Jul] 
*گر رسم شود که مست گیرند  [2010 Jun] 
*اپورتونیست [2010 Jun] 
*دخت ایران و کرّۀ خمینی [2010 May] 
*خانواده «ماکس» غرق در عزا شد !؟ [2010 May] 
*تز و آنتی تز [2010 May] 
*حیات سخیف انگلی [2010 Apr] 
*فرد پرستی = بت پرستی = دیکتاتوری [2010 Mar] 
*برگردانی از برشت [2010 Mar] 
*رسد آدمی بجائی [2010 Mar] 
*هشدار- ضرورت  [2010 Feb] 
*اگرچه سبز،لیک رنگین کمان [2010 Feb] 
*تف در آش ملت [2010 Feb] 
*آقای منتظری یا آیت الله منتظری ؟ [2009 Dec] 
*خامنه ای قاتله... [2009 Dec] 
*ما سه تا ...... [2009 Dec] 
*بنیانگذاران شورش سبز ؟ رهبریا رهبران جنبش سبز ؟ [2009 Nov] 
*کوتاه سخن [2009 Oct] 
*من  [2009 Sep] 
*کلامی کوتاه، خطاببه «دیدبان» بدنام وزارت اطلاعات [2009 Aug] 
*اشرف یا اشرفی ؟  [2009 Aug] 
*فراخوان برای اشرفیا ن(۵۵۵ امضاء)  [2009 Aug] 
*پندار نیک، گفتار نیک ،کردار نیک [2009 Aug] 
*قطعه مروارید  [2009 Aug] 
*هشدار [2009 Aug] 
*بشرهای بی حقوق  [2009 Jul] 
*من ترانه ام [2009 Jul] 
*عکس: بدون شرح [2009 Jul] 
*سلام ای سرزمین شیروخورشید [2009 Jul] 
*اصحاب کهف  [2009 Jun]