PEZHVAK - E - IRAN ........... پژواک ایران  
 


چند سوال از اکبر گنجی

حسن داعی

حسن داعی

اکبر گنجی در مقاله جدید خود و با لحنی آمرانه خطاب به هموطنان خارج از کشور میگوید: "از همین لحظه به طور شفاف و به صراحت تمام اعلام می کنیم: اول- شعار کمپین "جنایت علیه بشریت" به شرح زیر است: جنگ؟ نه. تحریم اقتصادی؟ نه. محاکمه ی سران رژیم به جرم "جنایت علیه بشریت" ؟ آری. دوم- نماد کمپین "جنایت علیه بشریت"، سبز سبز است و ما هیچ پرچمی، جز نماد سبز بالا نخواهیم برد."1

در اینجا چند سوال ساده که به ذهن من و بسیاری دیگر از هموطنان رسیده را فهرست وار بیان میکنم تا درصورتیکه ایشان ضرورتی به پاسخگوئی دید، اقدام فرمایند:

   منظور اکبر گنجی از "کمپین جنایت علیه بشریت" کدام است و رابطه آن با جنبش سبز در خارج و داخل چیست؟ به بیان دیگر، ایشان دقیقا سخنگوی کدام جریان و کدام دسته از ایرانیان است؟ پاسخ به این سوال از این جهت ضروری است که در جریان اعتصاب غذای نیویورک که به ابتکار گنجی و دوستانش برگزار شد، حمید دباشی یکی از سخنگویان این حرکت، در مصاحبه روز 22 جولای با بی بی سی گفت: "ما به نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور در اینجا هستیم.... مردم ایران از اوباما هیچ توقعی ندارند جز اینکه فقط ناظر باشه."2  چه کسی به ایشان یا حمید دباشی اجازه نمایندگی از طرف همه ایرانیان خارج از کشور را داده و مردم ایران به چه طریق درخواست خود برای بیطرفی اوباما را به ایشان اطلاع داده اند؟

اکبر گنجی در مصاحبه ایکه دو روز پیش با یکی از تلویزیون های چپ آمریکا بنام Democracy Now داشت، ضمن اشاره به کمپین جدید خود و اعتصاب غذای نیویورک، با تحریم اقتصادی مخالفت کرد. بلافاصله پس از این مصاحبه، سایت وابسته به تریتا پارسی، با تیتر درشت نوشت: "اکبر گنجی: اپوزیسیون مخالف تحریم است"3

آیا اکبر گنجی سخنگوی اپوزیسیون جمهوری اسلامی است؟  اگر گنجی خود را نماینده جنبش سبز در خارج از کشور میداند، مشکل بازهم بیشتر میشود. همانظور که میدانیم، محسن مخملباف به نمایندگی از طرف میرحسین موسوی در پارلمان اروپا سخنرانی کرد و از غرب خواست تا جمهوری اسلامی را هم تحریم سیاسی و هم تحریم اقتصادی کند. بنابراین، مواضع گنجی با مخملباف از زمین تا آسمان متفاوت است. بنابراین باید پرسید که ایشان سخنگوی چه کسی در خارج از کشور است؟

اگر میزان شرکت کنندگان در اعتصاب غذای نیویورک را معیار سنجش قرار دهیم، با وجود دهها اعلامیه و بیانیه و با اینکه هنرمندان محبوب ایرانی نیز درآن حضور یافته و برخی از ستارگان هالیوود نیز ازآن حمایت کردند، کل شرکت کنندگان در این گردهم آئی از چند صد نفر تجاوز نمی کرد. تعداد خبرنگاران و نمایندگان رسانه هائی که برای پوشش این حرکت در این سه روز به محل اعتصاب آمدند، بیشتر از تعداد کسانی بود که یا اعلامیه اعتصاب غذا را امضاء کرده یا از آن حمایت کرده بودند. آیا این محبوبیت ناچیز در میان ایرانیان خارج از کشور به اکبر گنجی جسارت بیاناتی چنین آمرانه و بازی کردن نقش سخنگوی ایرانیان خارج از کشور  را میدهد؟ ناگفته نماند که محبوبیت گنجی در میان روشنفکران بین المللی بسیار بیشتر از مقبولیت ایشان در میان ایرانیان است.

   ایشان در نامه خود به سازمان ملل و در مقالات و سخنرانی های مکرر، بارها و بارها از جنایات این حکومت سخن گفته اند. شهرت اولیه اکبر گنجی نیز بخاطر شهامت ایشان در افشاگری علیه هاشمی رفسنجانی بود. اگر گنجی روزی بعنوان شاهد یا شاکی در مقابل دادگاه بین المللی قرار گرفت تا علیه جنایات حکومت ایران سخن گوید، آیا حاضر است در مورد جنایات دهه اول انقلاب که سیاه ترین دوران جمهوری اسلامی است سخنی بر زبان آورد؟

در اینصورت، آیا بهتر نیست که قبل از رسیدن به دادگاه فرضی که سالها از آن فاصله داریم، اکبر گنجی یکبار برای همیشه در مورد این بخش از جنایات رژیم ایران سخن گوید و در مورد نقش روح الله خمینی، دوستان دوم خردادی خویش و بخصوص نقش خودش در این جنایات مخوف سخن گوید؟ آیا مردم ایران محرم تر از قضات دادگاه بین المللی نیستند؟ آیا می توان نقش رهبری جنبش را بازی کرد و گذشته خود و دوستان خود را از مردم پنهان نمود؟ آیا میتوان بعنوان شاکی در این دادگاه حضور یافت ولی در بخش هائی از این جنایات شریک بود؟ کمترین انتظار از گنجی این است که ایشان ضمن بازگشائی دوران سیاه دهه شصت، به نقش مستقیم خود و دوستانش اعتراف کرده و از قربانیان این دوره وحشت و ترور (نسل های کنونی و آینده مردم ایران و همچنین مردم منطقه خاورمیانه و جهان اسلام و همه ساکنان کره خاکی که از بنیادگرائی و تروریسم این حکومت صدمه دیده اند) طلب بخشش نماید.

   اکبر گنجی با تحریم اقتصادی علیه حکومت ایران مخالف است. این عقیده ایشان است و برخی دیگر از هموطنان نیز با ایشان هم عقیده اند. آیا ایشان فقط با تحریم اقتصادی مخالف است یا با دادن امتیاز از طرف غرب به حکومت آخوندی نیز مخالفت میکند؟ خود ایشان در سخنرانی معروف خود در شورای روابط خارجی آمریکا، از غرب خواست که برای حل مسئله اتمی، جمهوری اسلامی دست از غنی سازی بردارد و در مقابل، غرب نیز  تضمین های امنیتی به جمهوری اسلامی بدهد.4 منظور ایشان از این تضمین ها چیست؟ آیا این امتیاز دادن به جمهوری اسلامی نیست؟ کدامیک بدتر است، تحریم های نفتی که سختی هایی برای هموطنان بوجود میآورد یا تضمین های امنیتی که عمر حکومت را افزایش داده و سختی های طولانی تری را نصیب ملت میکند؟

اکبر گنجی معتقد است که غرب نباید به تحریم نفتی این حکومت اقدام کند. جای این سوال باقی است که آیا حراج سرمایه های مردم ایران، نابود کردن ذخیره های کشور و صرف پول آن برای دستیابی به بمب اتم، تروریسم، رشد بنیادگرائی در منطقه، خرج صدها میلیون دلار برای لابی در آمریکا و در یک کلام تلاش برای بقای حکومت ، خیانت به نسل های کنونی و آینده کشور نیست؟ ضرر کدامیک برای مردم بیشتر است، تحریم نفتی یا بنزینی و سختی های ناشی از آن یا ادامه فروش نفت و کمک به بقای این حکومت؟

   اکبر گنجی در بسیاری از سخنرانی ها و مقالات خویش، با حمایت دولت ها و محافل غربی و بخصوص آمریکایی از جنبش مردم ایران یا کمک احتمالی به هر گروه اپوزیسیون مخالفت کرده است. کافی است به فعالیت های تریتا پارسی و لابی رژیم در کنگره آمریکا نگاه کنیم تا استفاده آنان از نوشته های گنجی در این زمینه را بطور مکرر مشاهده نمائیم. آیا این دستور العمل یعنی حرام بودن دریافت کمک از محافل غربی، شامل خود گنجی و دوستان ایشان نیز میشود یا خیر؟ در اینجا بطور مشخص از ایشان درخواست میکنم که برای شفافیت و پاسخگوئی به هموطنان، لیست افراد، بیناد ها و سازمانهائی که در چند سال گذشته به ایشان کمک مالی و سیاسی کرده اند را به اطلاع مردم ایران برسانند. آنانی که در آمریکا زندگی و فعالیت سیاسی میکنند بخوبی واقفند که شفافیت در مورد روابط سیاسی و مالی، از پایه ای ترین اصول دموکراسی و صداقت با مردم است.

    سیاست اصلی آمریکا در سی سال گذشته، پرهیز از سرنگونی رژیم و بجای آن، حمایت از جناحهای باصطلاح مدره یا اصلاح طلب حکومتی در ایران بوده است. بدین ترتیب، جناح موسوم به دوم خرداد از دوازده سال پیش تا کنون مورد حمایت مستقیم آمریکا و اروپا قرار داشته است. بنظر آقای گنجی آیا این مقوله نیز جزو دخالت آمریکا در امور ایران محسوب میشود و باید محکوم شود یا اینکه فقط باید آن بخش از دخالت های آمریکا را محکوم کنیم که متمایل به سرنگونی حکومت ایران است؟ آیا کمک آمریکا به حفظ و بقای این حکومت، یعنی حمایت از یک جناح حکومتی در ایران، دخالت در سرنوشت ایران و ایرانیان هست یا خیر؟

    بسیاری از همکاران و متحدان اکبر گنجی، منجمله برخی از برگزار کنندگان اعتصاب غذای نیویورک کسانی بوده اند که در چند سال گذشته تحت نام مبارزه با جنگ و تحریم، مشغول کمک به جمهوری اسلامی، فریب و جذب گروههای صلح طلب آمریکا و همچنین دروغگوئی به افکار عمومی در مورد ماهیت حکومت ایران و برنامه هسته ای آن بوده اند. این افراد ضمن کمک به بقای این رژیم قرون وسطائی، باعث شده اند که  جمهوری اسلامی چهار سال برای برنامه اتمی اش وقت بخرد. لیلا زند یکی از رهبران این نوع فعالیت های بظاهر صلح طلبانه در آمریکاست که در مقاله چند روز پیش خود به لابی و کمک به حکومت ایران و شخص احمدی نژاد اعتراف میکند:5

"در چند سال گذشته، ما اینجا در آمریکا، از آقای احمدی نژاد و سیاست های وی از هر طریق ممکن که فکر میکردیم به مردم ایران کمک کند حمایت کردیم. ازآنجا که ما انتخاب مردم ایران (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شمردیم، طی چهار سال گذشته به مقابله با هر حرکت غیر منصفانه و توهین کننده ای که علیه ایشان بعنوان ریئس جمهور منتخب ایران بود برخاستیم.

ما برای حمایت از احمدی نژاد تظاهرات براه انداختیم. با سناتورها و نمایندگان کنگره  ملاقات کردیم تا از ایران و رئیس جمهورش  و سخنرانی های وی دفاع کنیم. ما مقالات زیادی در دفاع از وی نوشتیم بخصوص هنگامیکه وی در سال 2007 در دانشگاه کلمبیا رفت و مورد  حمله بی ادبانه رئیس دانشگاه کلمبیا قرار گرفت. هنگامیکه وی سال بعد به آمریکا آمد و با لاری کینگ در تلویزیون سی ان ان مصاحبه کرد برایش دست زدیم. ما برای وی یک جلسه دیدار بسیار محترمانه با بسیاری از گروههای صلح طلب برگزار کردیم تا دیالوگ را ترویج دهیم.

ما دلمان میخواست که همه بدانند که ما از سیاست های تهدید آمیز آمریکا علیه ایران حمایت نمی کنیم. ما با احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور ایران به گفتگو نشستیم. ما همه این اقدامات را فقط به این خاطر که به آقای احمدی نژاد مربوط میشد انجام دادیم بلکه ما در کنار کسی نشتستیم که رئیس جمهور یک کشوری است که مردمش مورد تهدید قرار گرفته اند. ما این کار را برای هر ایرانی که در داخل کشور است انجام دادیم زیرا ما هوش و انتخاب ایرانیان (انتخاب احمدی نژاد بعنوان رئیس جمهور) را محترم می شماریم.”

نظر اکبر گنجی در مورد لابی چهار ساله دوستان و متحدان سیاسی اش برای کمک به جمهوری اسلامی چیست؟ آیا این گونه دخیل بستن به آمریکا برای برداشتن فشار از روی جمهوری اسلامی وطن پرستانه است؟ آیا  آندسته از محافل و بنیادهای آمریکائی که حامی این لابی باصطلاح ضد جنگ و تحریم هستند، همانهائی نیستند که در این سالها از اکبر گنجی حمایت کرده اند؟

 

پاورقی:

  1. مقاله اکبر گنجی در سایت اخبار روز http://www.akhbar-rooz.com/article.jsp?essayId=23200
  2. مصاحبه تلویزیونی حمید دباشی با بی بی سی http://www.bbc.co.uk/persian/iran/2009/07/090722_ir88_hunger_strike_ny.shtml
  3. مقاله اکبر گنجی به انگلیسی http://bostonreview.net/BR32.3/ganji.html 
  4. مقاله لیلا زند به انگلیسی http://forpeace.net/blog/leila-zand/irans-crisis-does-it-feel-velvet


منبع: پژواک ایران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین


   

نسخه‌ی چاپی  
ارسال مقاله به دوستان



دیگرنوشته‌های
حسن داعی   در آرشیو سایت   پژواک ایران:




   [تاریخ ثبت: 17 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:azadeh]  [ feri11111@yahoo.de ]  
آفرین به شما دوست عزیز، از خواندن مقاله شما بسیار لذت بردم.   

   [تاریخ ثبت: 15 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:nonojan]  [ nonojan@gmail.com ]  
با سپاس از شما حسن دائى. درود بر شما و جانباختگان در راه آزاى و عزيزان در بند. پاسدار گنجى كى به شما اجازه داده كه وكيل مردم خارج شويد آن چند صد نفر موزدورى كه شما با پول رژيم خريديشون.ميدانيد كه هنرمندان ميهن فروش ما را ميشه با ٢٠٠٠٠ دلار خريدشون.زمانى كه داريوش و گوگوش و ساير هنرمندان بليط شون ٢٠ دلار است آن هم در استبدونى اسبها شو ميزاراند .آن هم يا پولشون خورده ميشه .يا هزار كلك بهشون ميزنند. پس بدانيد كه ميهن براشون يك شعار است و چه ميفهمند سياست چيست.. تنها پول را خوب ميشناسند.كه ما خارج از كشوريها نه رو آنها حساب ميكنيم نه رو شما با جنايتهائى كه خودتان و دوستانتان كردن.شكنجه هاى مخملباف را در زندان هرگز فراموش نميكنيم.كم شلاق و مشت و لگد و شكستنه دست و پاهامان را از ياد نميبريم.و جنبش سبز دو دسته است كه اون جنبش سبز. ميگه من جنبش سبزم با همه رنگها و پرچم شير و خورشيد هويت ملى ماست و ما پرچم سبز نداريم علامت ما ٢ انگشت است كه بالا ميرود. يك بار ديگر خودت يا دوستان جنايت كارت و يا عبادى از طرف ما خارج از كشوريها حرف بزنى ما مجبور به شكايت از شما جانيها ميشويم . براى بار آخرت باشه اين را از طرف جنبش مردمى خارج از كشوار گفتيم بدرود مزدوران رژيم. نابود باد رژيم اسلامى ايران كه از ابليسان هستن. و نابو باد اكبر گنجى با دوستانش. وظيفه ى ماست كه جلوى شما مزددوران را بگيريم   

   [تاریخ ثبت: 14 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:nahid]  [  ]  

 
 
درود بر شما آقای دایی. لطف کنید بیشتر افشا کنید رژیم جمهوری اسلامی و همه مزدوران آن ها را. بیشتر رسوا و بی آبرو می وشندن. درود بر شما که 30 سال است با این جانی ها مبارزه و افشا می کنید ولی یک عده تازه رسیده هنوز به رژیم وصل هستند.
  

   [تاریخ ثبت: 14 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:جواد شفايى]  [ javadpace22@yahoo.it ]  
با سلام وگرم ترين درودها به اقاي حسن دايى. مقالات افشاگرانه شما در رابطه با لابي هاي رژيم بسيار روشنگر وجالب وبه مانند اين مي باشد كه انگار اب به لانه مورچه گان ريخته شود.وبه هركسي كه فرو مي رود عكس العملش را مي شود فهميد.اكبر گنجي همان روزها كه به خارج از كشور آمد مشخص بود كه چه ماموريتي دارد.حاميان بين المللي رژيم با سلام وصلوات از او استقبال كرده ومرتب از اين كشور به آن كشور براي دادن جوائز مختلف به ايشان پاسكاريش ميكردند.تا به عنوان رهبر اپوزيسيون اورا جا بيندازند.ولي غافل از اين بودند كه دست ايشان رو است وكسي را كه دارند مطرح مي كنند مثل خيلي ديگر از دوستانش كه هم اكنون تعدادى از آنها در زندان هستند در جنايت هاي اين رژيم شريك بوده.اين راه رسم استعمار است كه نگذاردانقلابيون علي رغم تمام جانبازي هايي كه داشته ودارند به مبارزات خلقش پيوند بخوردند.به نظر من الان هم اينها حول برشان برداشته ونگران وهراسان از اينكه اين بار رشته كارازدست در برود.وآن روز شكوه مند درايران اسير اتفاق بيفتد.اكبر گنجي وبسياري از دوستانش در نزدمردم ايران كارت هايي سوخته ايي هستند كه فقط به ممماشات گران وحاميان ببن المللي رژيم دل خوشي ميدهند. بايد به انها گفت كه آن مامارو لولوبرد.ومردم ايران اينبار دگر كلاه سرشان نخواهد رفت.   

   [تاریخ ثبت: 14 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:مهرداد شمس]  [  ]  
ممنونم از درج نظرم كه بنا بر صحبت شما لزوما به معناي اعتقاد شما به آزادي بيان نيست كه البته نقضي است بر بديهي ترين اصول حقوق بشر و خيلي ممنونم كه نظرات سياسي بنده رو سطحي دونستيد، بالاخره نوع نگاه شما مشخص شد گويا هركه آنچه كه شما نميخواهيد را بگويد تكليفش سريعا روشن ميشود اين از مقاله كه نويسنده در ابتدا خواستار روشن شدن موضع گنجي است و ناگهان بدون هيچ مكث زماني سريعا او را محكوم ميكند و خواستار حداقل عذرخواهي ميشود!!! حالا گنجي بيايد و بگويد چه جنايتهايي كرده كه من هم معتقد هستم بايد ايشان و خيلي از افراد داخل و همينطور خارج تاكيد ميكنم پاسخگو باشند كمي مرور و تامل بيشتر شما دوستان عصباني كه هتاكي را جايز دانستيد باعث خواهد شد كه نتايج مثبت اين حركت را شاهد باشيم. يقين بدانيد حداقل تخطي گنجي با شدت توسط مردم ايران و من هم يكي از آنها روبرو خواهد شد، شك نكنيد اميدوارم كه وقتي قرار است باهم صحبت كنيم كمي عصبانيت خود را كنترل كنيم. دادگستري مستقل كه تشكيل شد شما و من جزو شاكيان پرونده هاي ايشان خواهيم بود به اميد پيروزي   

   [تاریخ ثبت: 13 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:شکاری]  [  ]  
ببخشید آقای شمس مگر بقیه ایرانیانی که در خارج هستند و با آقای گنجی مخالفند از کره مریخ آمده اند؟ آقای گنجی 25 سال دیرتر از آن ها به این نتیجه رسیده است که به خارج آمدن کارسازتر است! اشتباه نکنید وقتی آقای گنجی در سپاه پاسدارانی که امروز جلوی دوربینها دست بخون دارد حضور داشت این عده در داخل و خارج از کشور در مقابل رژیم و جنایتکارانش ایستاده بودند.   

   [تاریخ ثبت: 13 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:پژواک ایران ]  [  ]  
آقای شمس در قضاوتتان عجله نفرمایید. درج یا عدم درج نظر یک فرد دلیل بر اعتقاد یک سایت یا نشریه به ازادی اندیشه نیست. با چاپ نظر شما نبایستی نتیجه گرفت که سایت پژواک ایران به آزادی اندیشه پای بند است. عکس ان هم صادق است. شما و یا نظر شما و یا هرکس دیگر نباید میزان قرار بگیرد. متاسفانه درک شما از آزادی اندیشه مانند نظرات سیاسی تان سطحی است.   

   [تاریخ ثبت: 13 Aug 2009]   [ارسال‌کننده:مهرداد شمس]  [ mehrdadshams2@gmail.com ]  
براي من خيلي جالبه كه خيلي از دوستان خارج از ايران از گنجي و عبادي و خلاصه هركسي كه از ايران اومده اينقدر بدگويي ميكنند، دقيقا همان كاري كه حكومت فاشيستي داره ميكنه فقط به گنجي محدود نميشه، موسوي، كروبي، و خلاصه هركسي كه از خودشون نيست حركت درست گنجي كه اتفاقا مردم ايران كاملا از اون حمايت كردند دقيقا جلوي سواستفاده عده اي به اصطلاح يائسه سياسي رو خوب گرفت اينها اگر تونسته بودند توي اين سي سال كاري بكنند كرده بودن، براي همين هست كه ما اونها رو موج سواران ميدونيم دوستان، لطف كنيد به جاي مردم ايران به كسي اعتراض نكنيد، شما همون تفكرات سي سال عقب مونده خودتون رو ادامه بديد انتظار درج اين نظر رو دارم چون مطابق با 4 شرط بالاست در غير اينصورت عدم اعتقاد شما به آزادي انديشه ثابت ميشود   

پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹ 
 ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۰

مقاله
تازه‌ترین مطالب

شروط و مبانی سرنگونی رژیم ولایت فقیه  فرهاد اسلامی

هجمه خطی به خامنه ای ؛ زمینه چینی برای نفی اصل ولایت فقیه   محمود خادمی

ابهام تازه پیرامون برنامه اتمی ایران؛ تولید بمب هیدروژنی یا رآکتور گداخت   رضا تقی زاده

گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوایی دارد  سعید ماسوری

همسوئی فمینیسم و اکولوژی سیاسی   جلال ایجادی

شانه تکان دادیم و زخم شانه ها را تکاندیم  هژیر پلاسچی

مرجع تراشى و نزول موقعيت فتوى: واگذارى استقلال حوزه‌هاى علميه‌ى شيعه   مجید محمدی

تعقیب سیاست زمین سوخته در کردستان  عارف نادری

عوامل بازسازی استبداد، بعد از انقلاب 57 چه کسانی بودند؟(8)  فرید راستگو

متولدین عراق در راس ارکان حکومت ایران  

«بیت رهبری»، اتاق تاریک سیاست ایران (۲) 

ناامنی در محیط کار، کارگران در ایران!  اسماعیل مولودی

هنرپيشه يا خيانت پيشه ؟  

تمامیت خواهى اسلامگرایى نقطه توقف ندارد   مجید محمدی

شهرام امیری، محصول دوران مماشات  حسن داعی

نيروی جانشين کجاست؟  اسماعيل نوری‌علا

سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد
  همنشین بهار

بیت رهبری، اتاق تاریک سیاست ایران 

ما محاربيم يا تو؟  شهره آزاد

گفتگو با «عـروس زمان» و تفاوت آن با «سکولاریسم وارداتی»   منوچهر جمالی

«هرکول فرهنگی» و شرمساریِ تاريخیِ ما  مسعود نقره‌کار

فراز و فرود قرارگاه خاتم‌الانبیا، عسلويه در اغماء   رضا تقی زاده

جند الله دوگام به پس یک گام به پیش  ایرج شكری

ماجرای تبدیل شدن غـوره به انگـور!  پویان انصاری

جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش  کورش گلنام

شيوا نظرآهاری فعال حقوق بشر؛ از کودکی تا هفت ماه در زندان  

فتواى خامنه‌اى در مورد التزام به ولى فقيه؛ «سنگ قبر حاكميت قانون»  مجید محمدی

60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟  حنیف حیدرنژاد

قانون اساسی و آینده جنبش سبز   محمود خادمی

سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند  همنشین بهار

ادامه‌ی فهرست ...

 

فهرست موضوعی

* سیاسی 

* اجتماعی 

* اقتصادی 

* فلسفی و تئوریک 

* تاریخی 

* گوناگون 

* اندیشه 

* معرفی و نقد کتاب 

* زنان 

* حقوق بشر 

* افراد و نهادهای سرکوبگر رژیم 



pezhvakeiran@gmail.com
pezhvak-e-iran dot com 2007  ©
Webmaster:Razieh Matini