در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...
 

در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...
همنشین بهار

 

 
 
 

در مقاله آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟  به یكی‌ از نامدارترین ‌چهره‌های‌ ملّی‌ در تاریخ‌ معاصر بلوچ‌ (دادشاه)، اشارات کوتاهی داشتم. از آنجا که در مورد وی حرف و حدیث بسیار است، کند و کاو در زندگی و زمانه او که برای امروز ما نیز، به کار می‌آید، مفید است.

دو شعر آخر مقاله برای فارسی‌زبانان خسته کننده است. برای آشنایان به زبان بلوچی اضافه کرده ام فقط برای اینکه جایی ثبت بشود و گم و گور نگردد.

۱- شعر دادشاه اثر مولانا عبداله روانبد پیشینی و،

۲- شعر لال بخش که با دادشاه در یک طایفه بوده و چندین بار دادشاه را دیده‌است. 

 

دادشاه یاغی هست و یاغی نیست.

در مورد «دادشاه» که بسیاری از مردم بلوچ او را می‌ستایند و به چشم قهرمان نگاه می‌کنند، برخی نظر دیگری دارند و وی را به معنی منفی کلمه یاغی می‌دانند. برای مثال آقای عبدالکریم بلوچ نوشته اند:

«من اهل و ساکن همان منطقه ای هستم که محل جولان گاه دادشاه بوده و هنگام کشته شدن وی که درعصر روز جمعه بیستم دیماه سال ۱۳۳۶ شمسی در دامنه هشت و در نقطه ای بنام زمین هارون اتفاق می‌افتد من هفده ساله یودم و در پهره درس می‌خواندم و نعش دادشاه و برادرش را به آنجا آورده بودند و در حیاط گروهان ژاندارمری زیر درخت‌های انارگذاشته بودند...» 

آقای عبدالکریم بلوچ در مقاله ای با عنوان: خلاصه ای از بیوگرافی دادشاه  محبوبیت وی را زیر سئوال برده و دادشاه را ــ

« یک انسان بیمار که جنون آدمکشی به او دست داده بود وتمام قربانیان خود را در طول چهارده سال ازمیان طبقه کارگر و کشاورز و از میان فقیر ترین قشر جامعه بلوچ انتحاب می‌کرد»ــ نشان داده‌است. 

شماری از مخالفین دادشاه، به موضوع سه تن از زنان عقدى وی که چون بَرده به اعراب فروخته، اشاره می‌کنند و می‌گویند دادشاه با خبر بود که این نوع اعمال زشت و بر خلاف اصول، پذیرفته شده بلوچ است.

جدا از این مورد، گفته شده که وی ۱۲ نفر بلوچ را (از طایفه های رقیب) دستگیر نموده و در کشور عمان فروخته تا با پولش مهمات و، پنج تیر بلژیکی بخرد...

زنده‌یاد ثمین باغچه‌بان در یاداشتی با عنوان  ۴۵ سال قبل در بلوچستان از قتل فردی به نام محسن شمس به دست «دادشاه» صحبت کرده و نوشته:

«محسن شمس، وقتی یک گروه پژوهشی را در بلوچستان راهنمایی می‌کرد، با گلوله یک یاغی به اسم دادشاه کشته شده...» 

در نقطه مقابل، بسیاری از مردم بلوچ او را دوست دارند و به قضاوت های نامربوط کسانی که همچون گذشته های دور، مردم بلوچ را به دو طیف مالیات دهنده و تفنگچی خان، تقسیم می‌کنند و برای لاپوشانی «گوش و بینی بریدن» خان های ظالم، به دادشاه می‌تازند ــ اهمیت نمی‌دهند.

برخی همانند دكتر محمد حسن حسین بُر و دکتر عظیم شه بخش، که از زندگی دادشاه، نوشته اند، وی را می‌ستایند و قهرمان مردم بلوچ معرفی می‌کنند.

به نظر دوستداران دادشاه، گرچه او یاغی خطاب شده، اما بر خلاف زبان فارسی که این کلمه بار منفی دارد، یعنی از یاغی و یاغیگری، راهزنی و زورگویی برداشت می‌شود ــ در زبان بلوچی، (یاغی) معنای ‌تحسین‌آمیزی‌ دارد و در خصوص‌ كسانی‌ به کار می‌رود كه‌ همانند دادشاه زیر بار ستم نرفته، مسلحانه‌ در برابر حکومت (قجر ها) می‌ایستند.

 

برای شناخت دادشاه باید بلوچستان را بشناسیم.

برای اینکه دادشاه را بشناسیم و پی ببریم چرا او با وجود ضعف های خصلتی و معرفتی و اشکالاتی که از آن به راحتی نمی‌توان گذشت برای خیلی از بلوچها حکم قهرمان دارد ــ باید بلوچستان و ویژگی‌های آن را بشناسیم و بدانیم بلوچ برای یاغی احترام خاصى قائل است.

بلوچستان به دلیل زخمهایی که بر جان دارد٬ ھمیشه امید یک ناجى و قھرمان را داشته است. قهرمانی که مقدمتاً بتواند و بخواهد بکشد و از خون و خونریزی واهمه نکند.

در نظام عشیره ای و فئودالی، آنھایى که می‌کشند جایگاه  قھرمانى دارند و مایه احترام خانواده و الگوى خردسالان ھستند و برای همین، کودکان  هم دوست دارند مٽل الگوھاى خودشان «اشرار» و مایه افتخار شوند. این برای یک غیربلوچ مفهوم نیست٬ اما واقعیت دارد. (در فرهنگ حکومتیان، مردم به جان آمده در شمار اشرار هستند. اما در فرهنگ بلوچ کلمه اشرار همان معنی را ندارد.)

با توجه به درجه معنی کلمه، اگر در دیگر مناطق ایران «اشرار» بار منفی دارد، در بلوچستان به آن ارج می‌نهند.

توجه کنیم که «اجتماع بلوچستان در زمان حیات دادشاه یک اجتماع فئودالى بوده و ھنوز ھم در بیشتر  مناطق به شکل قبایل کنفدرات و فئودالى اداره می‌شود.»

از آنجا که در بلوچستان شیوه  زندگى قبیله اى و قھرمان پرورى رواج داشته٬ طبیعی است که امثال دادشاه رو بیآیند و سنت دیرینه یاغى گرى را از سر ‌گیرند. یاغیگری ای که همزاد کشتن و خونریزی است.

در بلوچستان قبایل و طوایف (هنوز هم) نقش خیمه را دارند و برای قومی که در طول تاریخ مدام براو تاخته و تحقیر کرده‌اند سرپناه و سایبان‌ند. آنچه خیمه را سرپا نگاه می‌دارد و حفظ می‌کند نه فقط رئیس و سردار قبیله و آداب و رسوم قوم، بلکه کسانی هستند با سر نترس و دل شیر قبیله را می‌پایند تا گزندی به آن نرسد، آنان جا پای اشرار گذاشته، خود را به آب و آتش می‌زنند و، با تفنگ و کشتن همدل و همنشین‌اند.

از این زاویه دادشاه در شمار اشرار است و اگر داستانش تأثیر فراوانی بر شعرا و نویسندگان بلوچ گذاشته و خوانندگان و نوازندگان بلوچ در مراسمی چون عروسی، جشن تولد و... از رشادت و شجاعتش می‌گویند، بی دلیل نیست.

 

گاهی دادشاه به عرش برده می‌شود.

گاهی دادشاه به عرش برده می‌شود و شعرا نیز، به زندگی او شاخ و برگ داده، خوب را خوبتر می‌بینند...

از اشعار معروف درباره دادشاه می‌توان به اشعار ملا ابابکر کلمتی، ملا جان محمد، ملا محمود ویدادی، عبدالله روانبدپیشینی، و شعر لال بخش اشاره کرد.

کمالان، شهداد جدگال و غلام قادر...این اشعار را که به صورت حماسی، به شرح ماجرای دادشاه می‌پردازد، با صدای زیبا خوانده‌اند.

مردم بلوچ به سرکشی در برابر متجاوزین ارج می‌نهند و سرکشان را که حکومت هم، اشرار خطاب می‌کند دوست دارند، از همین رو افراد زیر که ممکن است همانند دادشاه از عیب و نقص مبرا نباشند، به دلیل جانبازی هایشان مورد احترام مردم بلوچ هستند.

حلیل خان گمشاد زهی / سردارجیند خان یارمحمد زهی / سردار حسین خان شیران زهی / هوت همل / کمال صلاح الدین / بهرام خان بارک زهی / میر دوست محمد خان / ابراهیم خان بارک زهی / نور محمد رئیسی ( ارجمندی ) / میرعبدی خان سردار زهی / موسی خان مبارکی / حلیل خان گمشاد زهی / بلوچ خان اسمال زهی / جلال خان بامری / محمد خان میرلاشاری / امان الله خان مبارکی / علی خان مبارکی / جلال شهمراد ازباغی / ملا کمال اهورانی ( صلاحزهی ) / مھندس اشکانى / رحیم زردکوھى / بىبکر زردکوھى /عبدالرحیم رییسى...

***

هرگاه حکومت و جباریت باهم در می‌آمیزند و ستم را به اوج می‌رسانند، کسانی‌که در برابر آن می‌ایستند نیز، به اوج می‌روند و سر از عرش در می‌اورند و کسی حاصر نیست عیب و نقص آنان را تصور کند. آنها سمبل پاکی و سپیدی هستند، چون در برابر پستی و سیاهی قدعلم کرده‌اند.

دادشاه تنها نیست. درباره امثال او در سراسر دنیا، سخنانی اسطوره وار که گاه واقعیت ندارد، ساخته و پرداخته شده و باز هم می‌شود.

در گذشته در همه جای دنیا از نظایر دادشاه،اسطوره ساخته اند و می‌دانیم اسطوره ها نه بازگو کننده وقایع و تاریخ بلکه بازتاب اذهان و امیال نوع بشر هستند که سعی دارند جامه ای واقعی و تاریخی بخود بپوشانند.

 

دادشاه محصول مناسبات آلوده حاکم بر بلوچستان است.

آفریقای ایران (بلوچستان)، تا اواخر حکومت قاجار، حالتی خودمختار و ملوک الطوایفی داشت و حاکمان آن گوش‌شان به حکومت مرکزی ایران بدهکار نبود و ساز خودشان را می‌زدند.

بلوچستان تا پیش از تسلط دولت مرکزی ایران در سال ۱۳۰۷، «سربرخود» بود و به دلیل احاطه شدن با کویرها و بیابان های وسیع و گرم، همچون جزیره ای مستقل در کنار ایران عمل می‌کرد.

رضاشاه تا حد زیادی خوانین بلوچ را مهار کرد و سرداران و خان های محلی وقتی سمبۀ ارتش را پر زور دیدند دست از سرکشی برداشتند و درگیریهای طایفه ای که به صورت قتل و غارت نمودار می‌شد ظاهراً فروکش کرد. اما با غروب حکومت او، خان ها و سرداران محلی بلوچستان به پله اول برگشتند و بغض ۱۶ ساله کینه ها مجدداً ترکید.

پس از رضاشاه سیاست دولت در ارتباط با خوانین عوض شد و استقرار نظم و امنیت در برخی مناطق به آنها سپرده شد و بار دیگر (خان‌ها) در بلوچستان همه کاره و آقابالاسر شدند.

از آنجا که سیستم اقتصادی حاکم بر جامعه معیشتی و نظام اجتماعی، مخلوطی از زندگی عشایری و روستایی بود، سردارن و خوانین برای توسعه حوزه نفوذشان، همیشه توی سر و کله هم می‌زدند و دعوا می‌کردند.

طایفه ها به یارگیری از یکدیگر پرداختند و در اتحادیه های مختلف با همدیگر همدست شدند و سعی در جذب افراد توانمند و نترسی داشتند که بتوانند در نبردهای بین طایفه ای از آنان استفاده کنند. دادشاه و برادرانش (احمد شاه و محمد شاه)، از جمله این گونه افراد بودند.

***

توجه کنیم که در جامعه سنتی بلوچستان دو چیز بسیار مهم است: سلاح و، ناموس فرد.

اگر به یکی از این دو خدشه ای وارد شود دیگر اعتباری در بین جامعه خود ندارد.

با توجه به حاکمیت نظام عشیره‌ای، از دست دادن ابزار قدرت (سلاح) و هتک حرمت ناموس فرد، تنها به معنای از دست رفتن آبرو و اعتبار فرد نیست بلکه به معنی بی آبرویی کل عشیره است.

دادشاه که از اهالی سفید کوه و فردی نترس و ورزیده بود به علت مسائل کوچکی که در خانواده اش اتفاق افتاد مجبور شد به علت تعصب قومی و تهمت های ناروایی که به همسرش زده شد، او را به قتل برساند، یاغی شود و سر به کوه بگذارد...

او قبل از درگیری با خوانین و دولت مرکزی، همراه با طایفه اش در کمال آرامش زندگی می‌کرد. ولی با توجه به حاکمیت سیستم عشیره ای، نمی‌توانست نسبت به مسائلی که برای طایفه اش پیش می‌آمد، بی تفاوت باشد. البته ستم حکومت، آزار برخی ژاندارم‌ها و خوانین مرتبط با آنان نیز، قوزبالاقوز بود و نقش «مبنا» را بازی می‌کرد. دادشاه (با بد و خوبش)، پدیده ای بر خاسته از دل زور و ظلم و محصول مناسبات آلوده حاکم بر منطقه بود.

 

«آمریکایی کُشی» دادشاه، مبارزه ضد امپریالیستی نیست.

در طول ده سال، حکومت مرکزی در نخ دادشاه بود تا به تورش بیاندازد ولی او و گروه اندکش که حداکثر به چهل نفر می‌رسیدند با اتخاذ تاکتیک های رزمی ویژه و قدرت فراوان در راهپیمایی در مناطق صعب العبور و متبحر در تیراندازی، جیم می‌شدند. جنگ و گریز و فرار به پاکستان و آن سوی خلیج فارس و دریای عمان، از دیگر شگردهای دادشاه بود. 

دولت مرکزی قضیه دادشاه را به طور جدی دنبال نمی‌کرد، تا اینکه در اوایل سال ۱٣٣٦ ﻫ. ش. مأمورین آمریکایی و ایرانی «اصل چهار» توسط گروه او کشته شدند. این قضیه منجر به واکنش شدید دولت مرکزی شد و دولت آمریکا هم پشت قضیه رفت.

جدا از مسئله فوق، گویا هواداران دادشاه، با تفنگ برنو (تك تیر) هواپیمای حامل رئیس ستاد ژاندارمری را سرنگون كرده و او را كشته بودند و این دو حادثه، حال دولت را حسابی گرفته بود.

 

شماری از طرفداران دادشاه این «آمریکایی کشی» را مبارزه با امپریالیزم تعبیر می‌کنند که البته بی‌معنا است. در فیلم سینمایی دادشاه (حبیب كاووش – ۱۳۶۲) با آب و تاب، به اجنبی ستیزی او اشاره شده اما، در عالم واقع او شناختی از امپریالیزم و ارتجاع نداشت.

یادآوری کنم که عملیات دادشاه و کشتن مأمورین آمریکایی و ایرانی «اصل چهار»، در رابطه با انگلیسی ها و دارو دسته اسدالله عَلم، هم تفسیر شده، با این توضیح که ناامن جلوه دادن بلوچستان در رقابت انگلیس با آمریکا، تاثیر زیادی داشت و چه بسا به مُلغی شدن اصل چهار و یافتن نفت از سوی آمریکاییها می‌انجامید.

بگذریم...

پس از کشته شدن آمریکایی ها، نیروهای دولتی و همکاران محلی، به تعقیب دادشاه و افرادش پرداختند و در ۱۴ فروردین ۱۳۳۶ (روزی که دکتر اقبال مامور تشکیل کابینه شد)، درگیری شدیدی بین طرفین در مرز پاکستان رخ داد. با اینکه صدمات ریادی به گروه دادشاه وارد شد، آنان موفق شدند به خاک پاکستان وارد شوند.

دادشاه بر خلاف برادرش (احمد شاه) که به پاکستان پناهنده و در نهایت هم تسلیم رژیم ایران شد و اعدامش کردند ــ خواهان بازگشت به بلوچستان برای عملیات تازه بود.

 

زاندارمری تیغش به دادشاه نمی‌رسید از همین رو مُهیم خان لاشاری و عیسی خان مبارکی که خوشنام بودند و چه بسا خودشان دل خونی از حکومت و ژاندارمها داشتند برای مذاکره به تهران، دعوت شدند و حکومت با تقاضا و نیز، اولتیماتوم با آنان حالی کرد که باید غائله دادشاه بخوابد.

سروان خداداد خان ریگی (فرمانده ژاندارمری نی ریز) هم که پس از قتل آمریکاییها، داوطلبانه به بلوچستان آمده بود، در پی همکاری آنان نمود.

اگرچه امثال میر مهیم خان لاشاری و عیسی خان مبارکی، نه مدرسه و درمانگاه ساختند، نه راه سازی کردند و نه در توسعه تجارت و صنعت بلوچستان، همه کوشش خود را به کار بستند با اینحال، در نزد مردم ارج و قرب داشتند. کسانی که دادشاه را به عرش می‌برند و خوب را خوبتر می‌بینند، آنان را به ته چاه می‌کشند و بد را بدتر می‌بینند که صحیح نیست.

عیسی خان مبارکی گرچه بعد از سال ۱۳۲۱سر از بخشداری و فرمانداری و مجلس شورا درآورد و جای سرلشکر کیکاووسی نشست، گرچه با شور و شوق انقلابیون بیگانه بود و انگیزه های خاص خودش را داشت اما، به مدت دوازده سا ل با قوای رضاشاه جنگید.

 

دادشاه پایان دوران سنتی شورش و یاغیگری است.

دادشاه به مهیم خان لاشاری احترام می‌گذاشت و به همین جهت مهیم خان به او پیغام داد که از شاه برای تو و همراهانت تأمین گرفته ام، از کوه پایین بیا و با نماینده ارتش که همراه من است، مذاکره کن. دادشاه پذیرفت. (می‌گویند عیسی خان هم قسم قران خورده که دادشاه بیا در امان هستی...اما من در این مورد اطلاع ندارم...)

 

مهیم خان لاشاری، سروان ریگی، استوار یادگاری، گروهبان محمودی (به جای سرهنگ ژیان که ظاهراً ماشینش بین راه گه به هیچان خراب می‌شود)، و چند تفنگچی بلوچ (موسی خان میربل برهانزهی، محمد عمر خان ملک نژاد، یوسف حان مبارکی، کریم خان متسنگی )، به سوی محلی که قرار گذاشته بودند، رفتند. دادشاه هم سر قرار رفت اما صحبت از تسلیم بدون قید و شرط او کردند و با خواسته او (آزادی برادرش احمد شاه که دولت پاکستان تحویل رژیم شاه داده بود) هم، موافقت نشد.

دادشاه که گویا قصد گروگانگیری داشته تا بلکه با رهایی برادرش موافقت کنند، حاضر به تسلیم نمی‌شود.

دادشاه می‌گوید من به قول و قرار گجرها (قجرها = حکومت) اطمینان ندارم آنها کارشان فریب است. اگر واقعاً هدف تامین من است، یکی از نظامیان را با خود می‌برم تا برادرم احمد شاه که گروگان است آزاد گردد. سپس دست گروهبان را می‌گیرد ومی‌گوید من به همین منظور حاضر به ملاقات شدم...

در این حال مهیم خان که نمی‌تواند ببیند همراهش را به گروگان می گیرند، در یک عمل انجام شده قرار گرفته با هفت تیر بر بناگوش دادشاه شلیک می‌کند. دیگران هم شلیک می‌کنند و دادشاه و همراهانش نقش بر زمین می‌شوند.

 (البته نمی‌دانم رئیس قبیله‌ای که هفتاد پشتش سردار یکی ازطوایف پراوازه بلوچستان بوده چگونه می‌تواند زیر قولش بزند و به سوی دادشاه شلیک کند؟) 

 

در درگیری بین طرفین، برادر دیگر دادشاه (محمد شاه) نیز، تیر می‌خورد و جان می‌سپارد. 

دولت برادر دوم دادشاه (احمدشاه) را هم که پاکستان تحویلش داده بود، بدون محاکمه تیرباران کرد. گفته شده آنروز خود «مهیم خان لاشاری» هم کشته می‌شود.

 

البته روی داستان دادشاه همه بلوچی ها نظر یکسان ندارند و برخی کشتن وی را با گلوله های «مهیم خان» نمی‌پذیرند و می‌گویند اگر مهیم خان قصد کشتن دادشاه را داشت می‌توانست بدون اینکه جان خود را بخطر باندازد بوسیله افراد طایفه بزرگ لاشاری قالش را بکند...

 

با همه حرف و حدیث ها اما، در این واقعیت نمی‌توان تردید کرد که مسئله دادشاه بلوچها را با هم پیوند داد. چون جرقه طغیان دادشاه توهین ناموسی و هتک حرمت وی توسط خوانینی بود که دولت مرکزی از آنها حمایت می‌کرد، همه بلوچها آن را مسئله خود می‌دانستند و روزنامه‌های بلوچ زبان با حمله به رژیم پهلوی و خوانین اشاره می‌کردند که قهرمان ملی آنان مظلومانه و با حیله و مکر خوانین و دولت از پای درآمده‌است.

 

فراموش نکنیم که دادشاه در ساختار همان سنت های حاکم بر جامعه‌اش قیام کرد. قیام دادشاه پایان دوران سنتی شورش و یاغیگری است.

 

 

 

برای آشنایی بیشتر:

۱- جلال فرهمند (داد شاه) ماهنامه بهارستان شماره ۵۴

 ۲ـ شه بخش، عظیم. پژوهشی در تازیخ معاصر بلوچستان. شیراز: چ اول، ۱۳۷۳.

 ۳- محمد سردار خان / تاریخ قوم بلوچ و بلوچستان

۴- ناصح، ذبیح الله. بلوچستان. بی جا: ابن سینا، ۱۳۴۵.

 ۵ـ همت، محمود. تاریخ بلوچستان. تهران: گلی، ۱۳۷۰.

 ۶- دادشاه بلوچ ( پژوهشی در تاریخ معاصر ایران ) نوشته : مهندس منوچهر کارگر

 ۷- جهانبانی، امان الله. سرگذشت بلوچستان و مرزهای آن. بی جا: بی نا، ۱۳۳۸.

 ۸ـ نیکبختی، سعید. آهنگ بلوچستان. بی جا: هامون، ۱۳۷۴.

 ۹ـ غراب، کمال الدین. بلوچستان یادگار قرون مطرود. تهران: کیهان، چ دوم، ۱۳۶۴.

 ۱۰- افشار (سیستانی)، ایرج. بلوچستان و تمدن دیرینه آن. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، ۱۳۷۱

۱۱- سمیه خانی پور / طغیـان دادشـاه در بـلوچسـتان

۱۲- محمود زند مقدم / حکایت بلوچ

۱۴- پیام امید / دادشاه قهرمان ننگ و نابودى

۱۵- عبدالغنی دامنی / سیمای تاریخی بلوچستان

۱۶- دكتر محمد حسن حسین بُر / ایران و قومیتهایش (بلوچ ناسیونالیزم)

۱۷- عبدالکریم بلوچ / بلوچستان درگذر زمان

۱۸- محمود همت / تاریخ بلوچستان
 ۱۹- قاضی عبدالصمد سربازی / بلوچ و بلوچستان

۲۰- وبلاگ بلوچستان / ماجرای دادشاه (ترجمه فارسی شعر دادشاه از ملا ابوبکر)

در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه http://www.balochistaan.blogfa.com /

۲۱- عبدالحسین یادگاری/ حماسه های مردم بلوچ

۲۲- عبدالکریم بلوچ، من متولد شهر فنوج هستم.

۲۳- عبد ا لکریم بلوچ ، خلاصه ای از بیوگرافی دادشاه ،سایت «بهره روتاک»

شعر دادشاه اثر مولانا عبداله روانبد پیشینی

جی مكران مام یلان

باتی مدام عیش و گلان

هنچو كه صد برگین گلان

گون ناز و كهیب و گنگلان

پروا مبات تَی بلبلان

زهر چمب و دریا چینكلان

كشّنت په سوزی زیملان

نالنت چو نه بوگین نلان

تَی بچ گون شیری توكلان

جوش و خروش و ولولان

گرّ انت كه ترّنت دیولان

گیران تَی زرین چنگلان

كیلَّی مدام گون همبلان

براهندگین هم گنگلان

پیندَی دو براگین سنّلان

پنجگ گون جارین ترامبلان

هنزار بندی درنگلان

ماتكوه و جكّین چنبلان

زیان كنَی تلین یلان

مپتا مهارین حملان

شیر گُرگین صاحبدلان

سوجا مگر چه پاگلان

عیار و تگین گوچلان

دایم دمنت روكین جلان

برانز دینت موجین دلان

تپان دارنت تركّلان

چون بیت كه كپتَی مشكلان

شور انت مدام تَی محفلان

هور نبریت تَی تلان

استین گون مستین ترونگلان

هر روچ گوزنت تَی منزلان

گرندان و شیكان و شلان

كهلاپ گون زبرین گادلان

دنز دینت تَی شمپلان

كور و جگردین هارملان

ژند كننت تَی جنگلان

باغانی سبزین سمبلان

مرزنت هما پیشی پلان

شیر گون شكاری چنگلان

شاهین گون نقشین بانزلان

هر روچ هزیننت تیتلان

ودانی برین ماهلان

چو ما په گوشان اشكتگ

دوشی نسیما شیكتگ

كوهی جران سر كشّتگ

مكران مُجان مان پوشتگ

هیرتین شموران شنزتگ

ترمپ اِش چو دُرّا درنزتگ

شومین شمالا سركتگ

واری چه وشگواتا زتگ

گون سیاهگا پر لگتگ

استینی سبزین جگتگ

جمبر چو دیها سُرّتگ

هر نیمگاآگُرّتگ=آشفته

گرندا په هیبت گـُرّتگ

آسی چه چـمان پرّتـگ

برقا دو دستی چاپ جتگ

بیر مان درچكان چندتگ

استین چو كوها لُـمبتگ

ملكَی سرا ایرژُمبتگ

گرانین رگامان گرمبتگ

آپ چو تیابا رمبتگ

طوفانَی سیلا ستتگ

مكران ذمینی متتگ

چهرانی گردون چرتگ

دنیا دگرگون ترتگ

جمبرا چه كوهان چُرّتگ

ساچانَی گردا برتگ

كوكر چو پژما شنگتگ

هر پتوی جاهی شتگ

دنیا صباحَی منزل انت

گرمی مسافر مهتل انت

مَهری تیار و گندل انت

دیما تهارین جنگل انت

راهی نوشّ و گادل انت

ای زندگی بی حاصل انت

گاهی غم و گاهی گل انت

نادان چیا چو غافل انت

گرانجان و سست و تنبل انت

شیطانَی رُمبا شامل انت

دایم گون براتا پندل انت

مانند مارا منگل انت

هركس رضا انت مان دلا

براتَی سرا بییت ای بلا

بلّی كپیت مان گپچلا

تهنا گران من منزلا

میری زرینان محفلا

ای فكری نیست انت جاهلا

زیان كنان همگنگلا

روچی كپان وت مان گلا

تنُّن گریت مان جنگلا

نُكّ هشیت مثل دلا

ای عبرت انت په عاقلا

پیشچار لوتیت اولا

بیا شاعر شیرین مقال

وش زیملین فرخنده قال

از من بزیر یك و دو گال

طنبورگَی گروهان بمال

مان مجلسى نند و بنال

شود چه دلا زنگ و ملال

كپتگ منا اندر خیال

یك قصه ای بهر مثال

میر دادشاه ابن كمال

اندر بلوچی رسم وچال

با همت و جاه و جلال

مان نیلّگَی برزین جبال

پاد آتكگت سولین چنال

شاخی جتگ قطب شمال

با حشمت و مال و منال

قصدی نهت جنگ و جدال

خونریزی و قتل و قتال

سوتكگ حسدّان بد سگال

بی اهتبارین كم كجال

ترسیت چه نر شیرا شگال

داتی سرا كشّ و كشال

بلّی كه بیت گار و زوال

وش گیگ بِن بی قیل و قال

پر وت جتِش چاه وبال

ای زندگی آب سفال

گاهی لُر و گاهی زلال

دنیا درختی كهنه سال

گه گُنج دنت گه پرتقال

بیت چه بنا روچی نهال

كسّ نبیت بُلّ و گُلال

نَی گركِ مانیت نَی غزال

آخر كه كتنت ماه و سال

غیر از خدای ذواللال

پروردگار بی هـمال

هر چیز روت راه زوال

تهنای مانیت لایزال

چو راوی داتگ خبر

میر دادشاه والا گهر

دیتی چه بد خواهان ضرر

آسیب و رنج و شور و شر

ظلم و اذیت بی قدر

بدنامی اِش داتگ په سر

زهر گپت امیرین معتبر

دریا دلین رستم جگر

ظلم نَسَگّیت شیر نر

پر غیرتا بستی كمر

گون دشمنان بیت چیر وسر

گاشینتگنتی چك و گور

آسی جتگ در خشك و تر

ملكی كتگ زیر و زبر

كت دشمنان مكر و هنر

زُرتِش دلا خوف و خطر

زانتش نبیت مارا ظفر

جنگا نلُپّیت نامور

عرضش كتگ شاهَی درا

ایران زمینَی رهبرا

ای یاغی انت تَی كشورا

كپتگ مان ملكا ظاهرا

هنّی بگر آیی سرا

بدنام كنت روچی ترا

سوچیت جهانا یكبرا

هنچو كه برق و هنگرا

پر دشمنانی الگرا

گُرّ و نهیب و تكّرا

گردن ندات دنگین نرا

میردادشاه مردورا

هنچو كه شیرین چاكرا

جزم اَت وتی ساندین سرا

بیمی نزرتگ خاطرا

فوج و سپاه و لشكرا

مردی ستر خود دار بیت

آرام و بی آزار بیت

خونسرد و باز اوپار بیت

وقتی كه دشمن دار بیت

بدگو تها بسیار بیت

ظلم و ستم در كار بیت

بدنامی یی سربار بیت

اندیش و فكری گار بیت

آخر سرا بیزار بیت

هر وقت كه آئیا وار بیت

آماده پیكار بیت

چو اژدها حونوار بیت

مردم په ننگ و غیرتا

پر دشمنانی كُنّتا

بد واهشانی تهمتا

گندیت كه كپتگ شدّتا

پر دشمنان لدیت وتا

پر كردگارَی حكمتا

رب جلیلَی قدرتا

حكم آتكگت از دولتا

دستور چه اعلاحضرتا

یكدم بغیر از مهلتا

لشكر بزیریت حركتا

كوشش كنت هر صورتا

راحت كنت می‌ملتا

چی ناكسین ناراحتا

ملكی جتگ مان آفتا

گاری كنت په عبرتا

بر حكم دستورات شاه

هر نیمگا رمبت سپاه

روچ چو شپا بیتگ سیاه

گپتنت دلیران دك و راه

ده كپتگت میر دادشاه

زانتی كه موقع بیت تباه

گون صاحب تاج و كلاه

جنگ نبیت خواهی نخواه

كوه نكنزیت دست كاه

كت دشمنان ای رپك و راه

شاه نزانت كییگ انت گناه

قادر وت انت تهنا گواه

من وت بسی دیتگ الم

از دست بدواهان ستم

جور و جفا و رنج و غم

نین دشمنَی دستَین قلم

ظالم منا كنت لاجرم

یاغی منی ناما رقم

افسوس كه دنیا آخر انت

نوكین علامت ظاهر انت

مرچی چه زیگا بدتر انت

هرچی كه زرنگ و مالور انت

گردن كلفت و قلدر انت

راجَی كماش و مستر انت

ملكَی سرا زورآور انت

شاهی دران سردفتر انت

میر و وزیر و افسر انت

دروغی جهانا باور انت

آكه نزور و بی كس انت

بی طاقت و كم دسترس انت

مظلوم و وار و بیوس انت

گركَی دپا مثل پس انت

دنیا دغایی مجلس انت

مكر و فریبانی گس انت

جامی خیالان شم بدَی

ترندین رگامان تم بدَی

بورا دمانی دم بدَی

حالان پدا سرجم بدَی

 

دادشاه دومی بهر

گردیت په نوبت روزگار

هر روچ په رنگی بیت تیار

گاهی خزان گاهی بهار

رودَی رهَین عمرَی كشار

شاعر دلا شكا میار

مَی نگدهان گوشان بدار

یك ساعتی نودی بگوار

چون كت یلا آخر قرار

میر دادشاه سر مچار

زانتی كه نیست دهرا مدار

دنیا نمانیت پایدار

رپتگ چه دستا اختیار

شت چه بلوچا اعتبار

موكلّی كت نیل و سگار

ویلی كتنت جاه و دوار

بُن پیركی ملك و دیار

ایر كپت چه درنگان نرمزار

گون خانه و خویش و تبار

چندی دگر از بیل و یار

گُرّان چو ببر كوهسار

په زامرانا رهسپار

پیچ پیچ ورانَت مثل مار

اندر میان گیر و دار

كپتگ گون ماموران دچار

فوج و چریك بیشمار

وقتی كه گرم اَت كار زار

زرتگ تفنگان گمگمار

تیرانی زرمبشت و توار

دنیا چه دنزا بیت تهار

چشم فلك شد پر غبار

سر پرّتنت كوهین تلار

رتكنت چه دربندان حصار

دیما درآتكگ شیر شكار

جنگانی ملین شهسوار

شیر زهرگین گردن شهار

فوجی لپاشان كت چو هار

چكتابی داتنت چو پتار

پروشت و جتی په یك كنار

دیرا نبیتگ انتظار

هنچو گروكی كت گزار

شانتی په هر دیما شرار

ژندی كتنت كوه و دگار

ناگه بفرمان قدیر

حكم خداوند خبیر

شَیرازَی دیما در مسیر

چكّابَی آبدارین غدیر

همراهی سستنت دیر په دیر

بیت از قضا در دار و گیر

برات و عیال آن امیر

در دست پاكستان اسیر

ره داتگت شاه كبیر

محمد رضاشاه شهیر

دیم په كراچی یك سفیر

بندیگی برتنت ناگزیر

مرد و زن طفل صغیر

بیتگ بسی منت پذیر

لائق پاكستان نهت

روچا بكنت راها غلط

لوگَی میارا بی مدت

تحویل بدنت بدست وت

شت از جهانا ای صفت

مردمگری و معرفت

دایم نجلّنت ماه و روچ

هركس چدا لدیت په كوچ

بیا وهدیگین قبران بكوچ

مرتگ په باهوتا بلوچ

بیتگ تباه و سُتك و سوچ

كُشت و كُشار و درّ و دوچ

نامِش نمایان انت چو روچ

شاهان میار نیست انت مروچ

بی ساهگین درچكا بسوچ

باز كنتگ و شوشكین كروچ

تكرتگ انت لاشار و رند

حد جگین تا رود سند

ای كست و كینگ زند په زند

سی سال جنگ و گند و نند

ای اختلاف و بُرّ و سند

په گوهرَی هِرّانی جند

نا اهلَی شكلا كس مگند

آیی نوانا كس منند

میـرزا سكندر نامراد

نام نكو داتگ بباد

یاد نكنت از روز داد

چـه هـمتا هستت لُجـاد

كم جرئت و بی دست و پاد

بی سایی اَت مثل جـماد

سستـی میارَی بند و ساد

آرام دل هجـبـر مباد

حالان سهی بیت باب په باب

میر دادشاه گردن نتاب

جنگ آذمائین شه شناب

پادآور و كوهی عقاب

رپتگ چه سارا جور جواب

وارتی چو گرّاپیچ و تاب

واتـرّی كت چسـت و شتاب

نوشـی كتـگ قهـرَی شراب

ریتكی چه حلقا زهر ناب

برگشتگـت لوحـا كتــاب

سستـی امیــدانی تناب

اشتـی بلوچی دود و داب

انگاری كت شرم و حجاب

باز خانه ای كرتگ خراب

باز سینه ای كرتگ كباب

برپایی كرتگ انقــــلاب

روكی كتـگ آس عـذاب

برتی قرار و ورد و واب

كپتگ مان ملكان چو قصاب

مهلوكی كشتگ بی حساب

آخر ز جوش انتقام

دركاری كرتگ قتل عام

اعلانی كت مرگَی پیام

فرقی نكت میر و غلام

ملكی بهم جت انتطام

جوری كتنت نُكا طعام

وابی كتگ چمان حرام

گیگ ات په جنگا المدام

داشتِش خیالا فكر خام

در تنك سرحه یی مقام

چند افسر عالی مرام

امریكهی ات انت تمام

گون خانمی كارُل په نام

قتلی كتنت یكجا تمام

ای حال شتگ مان مركزا

گون بادشاه محمد رضا

شاه شجاع و جانفزا

بیتگ نهایت نارضا

سرداری بستنت مهمزا

گُرّ و نهیب جانگزا

گوشتی شمارا نیست انت جزا

الا كه زندانَی سزا

یك دادشاهی از قضا

كپتگ شمَی ملكَی بزا

هنچو كه گرك اندر بزا

هرجا ورانِت ترگزا

بی هاتیگ ات چو عاجزا

ایران شما كت افتضاح

لگّنت منا ای عیب و زا

مهمان منی ناجائزا

قتلی كتنت مفت و گوزا

نین بر شما فرض انت غزا

حكما منیگا گوش كنت

گردنكشا چكپروش كنت

دُزَّی دوایا كوش كنت

ای فتنها خاموش كنت

میران جواب دات پر ردا

عرضِش كتگ پر یك صدا

جانا كنِن پر تو فدا

بواهی اگر پاكین خدا

سوج كنِن كوه و لـدا

هرجا گرِن نكسَی پدا

بلكین بگندِن آ بدا

روچی كپیت په می‌زدا

گتـی كنِن دیم و پدا

قتلی كنِن مثل ددا

یا ختم بیت تنّ و شُدا

گاری كنِن ملكَی ردا

عالم خرابین مفسدا

یا آهِ بیت یا ما ادا

مردان گون شاها قول كتگ

لبز و قرار ایدول كتگ

شاهَی عتابَیش هول كتگ

دیم پر نهنگَیش نول كتگ

آتكگ سرا امر قدیم

لاشارَی سردار میر مهیم

موسی و میر محمد كریم

یوسف یلین مرد سلیم

رپتنت په صد امید و بیم

گون لشكر و فوج عظیم

كوه و گران بیتنت مقیم

هر كس چه زندا بیت یكیم

غافل در این دنیا مشو

چو بیخودان مست و نشو

شیطانَی دنبالا مرو

هركس وتی فعلان گرو

كنت كشتگین تُهما درو

 

اشعار زیر بعد از قتل دادشاه توسط فردی بنام لال بخش ساکن کوه لاف گه (نیکشهر) سروده شده‌است. لال بخش با دادشاه در یک طایفه بوده و چندین بار دادشاه را دیده‌است.

 

اولین شعر دادشاه

 

شک نیست ای جلیل کاران

ربی قدروتو در باران

هستن سیه جگر گلزاران

بندنت اسنین بنباران

برنت بی پروگین کاران

بیائیت منی همدلانی یاران

زردو همبلودوستداران

گوش داریت منی گفتاران

نوکین کسیه من کاران

ای لاشاری دهین سرداران

جدی زحم جنو نامداران

راجی واجهین بور سواران

سرحیل وملک رفتاران

ای خانی احرین کرداران

باد ای گوشتگین گفتاران

من اظهار کنون اشراران

پاد اتک نیلگا چندی شوم

دنیایش کتگ گارو گوم

کشتش بی حسابا مردم

ای کوهین عکربین بد ساعت

چندی مردمنت وت به وت

مهلوکش کتگ ناراحت

اگت دادشاه چارده سال

بازی برتگت بندو مال

هچ پیما نبیتنت سر حال

بسیاری کتگ بیرانی

نا راضی کتنت شیرانی

فوجش لوطتنت ایرانی

تاکیبت تمام شیرانی

بله گشتر بوت فسات و زیانی

صحرائی کمالی رندان

اهلو وارثو فرزندان

دنیایش اسیر کوت چندان

اگنت به حصارو بندان

تنکش کشتگت امریکا

مالوم بوتگنت پاکستان

نو تاکیب کت مروکین ملان

سرحیل شهکلی گون بیلان

گپتش احمد شاه گون کولان

گون دوستو شر سرین گران مولان

منتنت دادشاه ومحمد

بیتنت به جهانا زحمت

هچش به دلا نی رحمت

تاکیبش کوتگ نام اور

اندیش نی بلوچا هچ بر

بیت گون دولتان سر به سر

بندی جابوان بمیا نا

گردی به مراو شانا

کوه وکوه سرو بیابانا

هچ پیمه نمنیت ترانا

بزان گیری کپتگ چه اسمانا

روکن به جهانی جانا

نو شاها لوطته لاشاری

تهرانی برنت احظاری

کین که دادشاه ها بیاری

نامی جکستگ اشراری

کشتی حانمی امریکائی

چندی افسرو کاردانی

نو ساند بوتگ یلین لاشاری

جواب دات خان مهیم خانملا

سردار هوتی خانی ولا

اکراری کتگ گون شاه ها

هر چه لوطته الله ها

بله هچ مردن نتونت غیر وت

بزان سردارا نصیبت جنت

افسوس مهیم لاشاری

زیبایت ترا سرداری

راجی جلگو دوستداری

ای تهران ترتگ پر توکل

راجان زرتگت شادو گل

اتکگ می‌مولوکین افسر

کلین عالمی ره دربر

به دیمین بازی

کاری که خدائی سازی

بارین چون کنت شهزادگ

سردار کمبری ا وبا دگ

هچ مردن نتونت ای کارا

بندیت اسنین بون بارا

مثل کمبرین سردارا

بله هنگت افرین لاشارا

تازه کت مهیم بور سوارا

کم پهرین مزن کردارا

سودا مشکلین بیوارا

نو خانا سنگتت دوسه جوان

موسی وملک یوسف خان

سر حیلین حسن گون براسان

زحم بازین کریم خان سلطان

جنگی زهر کننت کلین جوان

به جنگا لایقت موسی خان

میربلی نهال زیبو شان

شیرو زحم جنین یوسف خان

بسته میر کریم خانا میان

اشکارش کتگ ننگو نام

شیران دوست نیت عمرو جان

خان گون انبلان چارینان

همراهان مرا داراینان

پستولان طلاه کارینان

جنگی اطلسان شارینان

نو دوکنت گون بدان کهرینان

گون هندیگان جگربهرینان

گون جورو کاتلان زهرینان

گون اشراران هزار شهرینان

نو سنگان ایر کپنت کهرو گیر

ناامید و دلگیر

میانش بستگت تیغو تیر

ایگور خانتو ان گورمیر

لوطنت دیم په دیمین دادگیر

نو پرست زحم جنین سردارا

هما راجی واجهین بورسوارا

ای کهرو عکربین اشرارا

دادشاه تو انگار کن فساتین کارا

شاه بکشت کن ای بارا

نند به کوه سران حوشیارا

جواب دات دادشاه بی پیرا

محمد مردکشین روح گیرا

گستاح ای کمانو تیرا

گوشتی خان ما گفتگ حبر دی دیرا

ما لوطن احمد شاهی جندا

یا سرهنگا برن په بندا

بیزار کنن ای زندا

نو زهر گپتگ یلین نام اور

لاشاری ملوکین افسر

راجانی طلاهین گوهر

بس کن کوه بلوچین نا شر

تی هفت پشتا نبیتگ همسر

جوش رفتگ مهیم نام اور

منی هفت پشتا نکت چوشین کار

همراهی ندانتگ هچ بار

ای پیما نمنیت لاشار

نو دور به جهلگان کپتنت کار

خان گون موجگین انگشتا

پنجه ای په وطاس مشتا

شیرا کار کتگ به پشتا

اهانی دلا حاموشت

میر په جنگی حاطرا مدهوشت

بله جنگانی صناعت کوشت

هچ مردن نکنت داوایا

چوشین ظاهرین سودایا

مثل تیغ جنین دودایا

به حکم واحد القهارا

اتکگ ای ذوالجلالا تقدیر

سالونک بیتگنت خان میر

نزدیکین حبر بوتنت دیر

سرپتنت ای دو نیما جان گیر

کانی مهتران وارتگ تیر

هر دو نیمگا مچت سیر

نو بحتا کر کتگ جوانیگا

هما لاشاری بلند شانیگا

دادشاه مزن نامیگا

کپت مه پنجگا خانیگا

درشتی چو جنترو دانیگا

محمد ایر کپیت ای پاسگاها

من چم دیدی کنون دادشاه ها

خان ای کپتگین جا گا ها

پولاتین دلی اگاها

نیلی ترگا بد راها

لگت تیغ جنانی کستی

خانا مه دلا نی سستی

ای نیمگ دو انگو نه

عرشی نایبان گپتنت روح

اشراران جهان دل سیاه کت

چار ده سال وتش گمراه کت

بله خانا معامله کوتاه کت

راجی مشکلین ای رنگا

نگراننت بلوچ دل تنگا

ای خانی نا گمانی جنگا

باری بستگت هم تنگا

همسر نی کرگ گون انبا

وت روکین کروچ گون گونگا

بزان الله لوظته ای رنگا

شما حرپا گوش کنت جنگیگا

پردوتین دلی زنگیگا

کردار طلاه رنگیگا

به محض حاطر ننگیگا

چون کت زحم جنین سلطانا

لاشاری نوابین خانا

گون دوسه چوت بروتینجوانا

چو میر کمبر گونا شمشانا

مهرابی کتگ بی جانا

چو دودایا گونا گرم اپا

بیبگررا نکت انصافا

چوسردارا گونا سربازا

رندی کشتگنت بیوارا

نو خانانی منوک بیتنت چار

دهر احرا کپتنت کار

پاد اتکنت نولین نامدار

گپتش هر کسی دستا وار

دنیایش کتگ بندو بار

بازن به مجلان نامدار

سر حیلو امیرو سردار

بله هچ مردا نکت چوشین کار

میرا دور کتنت گرانی بار

هنگت ای محلان لاشار

سردارن مهیم تازی سوار

بله ای تیغنت جوهرین زره بردار

تپانا برنت وقت کار

کار نی بز دلین مردانی

هما پهر بندین محل گردانی

ای کارنت تیغ جنین میرانی

لاشاری بلاه زیرانی

زیبایت مهیمی خانی

په ای عمر کموکی وجوانی

هفت پشتی کتگ سلطانی

شهزادگ ابد سارکنت

کهرین ظالمان گارکنت

لاشارا شرف دار کنت

ای گهرامی یلین فرزندن

میرین کمبری دل بندن

ای کارنت شیر دلین میرانی

وانت کارنت تلین بورانی

کهنوباغچهوشهرانی

چم گوهرنت راجانی

نامش نوک کوتگ پیرانی

هما پیشی زحم جنین میرانی

ای نوکین کصیه پر جا ها

بهرن په بلوچستانا

په ملک کشور ایرانا

افسوس در شهیدن غازی

هلک عالمت کت راضی

پونزت برز کتگ براتانی

اهلو وارثو دوستانی

رپتی په جنتا اسانی

راجانا ندنت ازارا

به حیرو برکت سردارا

بله جنگانی حکایت جوان بیت

هر دو دو نیمگا تاوان بیت

لال بخش بس بکن گفتارا

دوا گون قادر ستارا

بحشون ای گناهان مارا

ازادن بکن ای نارا

به دوستی رسول الله ها

کلین امتی دوست واها

همنشین بهار

hamneshine_bahar@yahoo.com

 

منبع:پژواک ایران


همنشین بهار

فهرست مطالب همنشین بهار در سایت پژواک ایران 

*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (66) جنگ جهانی اول یکی از برجسته‌ترین رخدادهای تاریخ بشر [2018 Nov] 
* عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۶) قراردادِ نوامبر ۱۸۱۴ (عهدنامهٔ تهران)  [2018 Nov] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(۱) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با خانم هایده ترابی - استوانه گِلی کورش واقعیت دارای حقیقت‌های گوناگونی است  [2018 Oct] 
* مدیحهِ کورش، یا لعنت‌‌نامه برای نَبونَئیدوس  [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۵) معاهده صلح ترکمانچای [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۴) عهدنامهٔ گلستان Гюлистанский договор [2018 Oct] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۳) Anglo-Persian Treaty of 1812 عهدنامهٔ مُفَصّل  [2018 Oct] 
*دکتر علی شریعتی و مکتب فرانکفورت  [2018 Oct] 
*تاجگذاری «شاهنشاهِ اسلام‌پناه» [2018 Oct] 
*گفت‌و‌شنود با هدایت‌ متین ‌دفتری(1) اگر حقوق رعایت نشود زندگی هم باطل است [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۲) Preliminary Anglo-Iranian Treaty قرارداد مُجمَل (عهدنامهٔ مقدماتی) [2018 Sep] 
*داستان عاشورا، آلوده به خرافه و افسانه است  [2018 Sep] 
*عهدنامه‌های ایران در عصر قاجار (۱) Treaty of Finckenstein پیمان فینکنشتاین  [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها فایل صوتی جعفر شریف امامی؛ شب قبل از ۱۷ شهریور ۵۷ [2018 Sep] 
*غبارزدایی از آینه‌ها - عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر Algiers Agreement + متن کامل قرارداد  [2018 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2018 Sep] 
*بیژن هیرمن‌پور و تاریخچه فدائیان  [2018 Sep] 
*عهدنامه مودّت بین ایران و ایالات متحده  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۳) داستانِ «پایان قرن» Fin de Siècle  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۲) قرنِ نوزدهم، یکی از پربارترینِ اعصار تاریخِ بشری  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2018 Aug] 
*غبارزدایی از آینه‌ها / چهل سؤال پیرامون قتل‌عام سال ۶۷  [2018 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 54 دنیای واقعی تابلوی نقاشی نیست که هرجور بخواهیم رنگ‌آمیزی کنیم  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 53 پیش‌زمینه تحولات ۱۸۳۰ اروپا؛ انقلاب کبیر فرانسه است [2016 May] 
*اینترپل؛ و اخبار مهندسی‌شده  [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 52 فلسفه کانت؛ نظریه آلمانی انقلاب فرانسه است [2016 May] 
*زد و بند «سایکس ـ پیکو» Sykes–Picot Agreement [2016 May] 
* تاریخ؛ بایگانی اسناد مرده نیست. یاد کنفدراسیون بخیر [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 51 شرط خارجی؛ به اعتبار مبنا، وارد عمل می‌شود [2016 May] 
* غبارزدایی از آینه ها / «تُراب» مثل اسمش، خاکی بود [2016 May] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک(50) انقلاب کبیر فرانسه چارچوب سیاسى رژیم کهن را درهم شکست [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (49) با انقلاب آمریکا بردگی زیر سوال نرفت [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 48 باخ؛ «نه یک جویبار، بلکه یک دریا» [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 47 مرتجعین؛ «دانیل دِفو» را به غُل و زنجیر، کشیدند [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 46 هیچ‌کس حق ندارد با «اسپینوزا» حرف بزند  [2016 Apr] 
*گذشته پیش‌درآمد اکنون است What’s past is prologue  [2016 Apr] 
* گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی - قسمت آخر چهار تندیس یک دفتر  [2016 Apr] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 45 «اولیور کرامول» را از قبر درآوردند و گردن زدند  [2016 Apr] 
*داستان مرد حصیری The Wicker Man [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 44 کلیساى مسیحی تجارت برده را نکوهش نمی‌کرد  [2016 Mar] 
* دکتر هاشم بنی‌طُرُفی به میهمانی خاک رفت [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 43 بودن یا نبودن؛ آیا مسئله به واقع این است؟  [2016 Mar] 
*اعتدال بهاری و؛ حس غریب نوروز  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 42 جان ویکلیف را نبش قبر کردند و استخوان‌هایش را سوزاندند [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 41 با خدا و خرافات هر جنایتی توجیه می‌شود  [2016 Mar] 
* تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 40 رویارویی با ستمگران به قشریگری و جمود مشروعیت نمی‌دهد  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 39 جنگهای صدساله؛ اروپا را به خاک و خون کشید  [2016 Mar] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 22  [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 38 حق و عدالت را در برابر هیچ اراده‌ای نمی‌فروشیم [2016 Mar] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 37 تاریخ یک علم است؛ و کرونولوژی، بخشی از آن [2016 Feb] 
*اعتصاب فوریه ۱۹۴۱ در هلند February strike [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 36 جنگ‌های صلیبی؛ یکی از تأثیرگذارترین نبردهای تاریخ  [2016 Feb] 
*إذا الشّعْبُ يَوْمَاً أرَادَ الْحَيَاةَ ، روزی که مردم زندگی را برگزیدند [2016 Feb] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 35 پاپ‌ و پادشاه باهم کنار می‌آیند  [2016 Feb] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 21 کی خادم است کی خائن؟  [2016 Feb] 
*آشکار شدن امواج جاذبه؛ لحظه‌ای مهّم در تاریخ علم  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (34) وایکینگ‌ها با ترس و رحم بیگانه بودند  [2016 Feb] 
*یکی بود یکی نبود میلیون میلیون گل رُز [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 33 نشیبی دراز است پیش فراز  [2016 Feb] 
*کنفرانس گوادلوپ؛ ژنرال هایزر، انقلاب ۵۷ [2016 Feb] 
*شنگول و منگول؛ و گرگ‌های پنجه فرو کرده در آرد  [2016 Feb] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 32  [2016 Feb] 
*تائو ته جینگ - کتاب طریقت [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک31 تاریخ؛ تحقّق زمان در زندگی اجتماعی است  [2016 Jan] 
*آسیاب‌های بادی ذهنِ تو The Windmills of Your Mind  [2016 Jan] 
*عباس رحیمی و قاعدهِ طلایی گفت‌وشنود با مختار شلالوند [2016 Jan] 
*نماز مِیّت، برای «زنده»ای چون عباس که اکنون بیش از همیشه حضور دارد [2016 Jan] 
* نامۀ چارلی چاپلین به دخترش؛ ساختگی و مَن‌ درآوردی است [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی 20 هفت حصار و حصار هشتم [2016 Jan] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک(30) تاریخ بایگانی اسناد مرده نیست [2016 Jan] 
*آواز در باران تا همیشه زنده می‏ماند Singin' in the Rain  [2016 Jan] 
*آلبر کامو و رُمان سقوط La Chute  [2016 Jan] 
*پیر بولز Pierre Boulez غزل خدا حافظی را خواند ما بر زمان می‌گذریم نه زمان بر ما  [2016 Jan] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی19 یک اشتباه؛ هزاران جسَد را بر زمین می‌ریزد  [2016 Jan] 
*اخلاق ماکیاولی و سیاست مروانی / آیا تزویر و نادرستی، کوتاه‌ترین راه نیل به پیروزی است؟  [2015 Dec] 
*ای همه هستی ز تو، آیا تو هم هستی؟  [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 29 بُردنِ ارزشهای یک عصر به عصر دیگر؛ مغالطه‌ای راهزن است [2015 Dec] 
*ادیت پیاف Edith Piaf گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی  [2015 Dec] 
*شبِ یَلدا و انقلابِ زمستانی  [2015 Dec] 
*فرانک سیناترا؛ ماوراء صدا و خود صدا بود  [2015 Dec] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2015 Dec] 
*عباس رحیمی و رنج‌هایش [2015 Dec] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی18 ؛ هر گونه تلاشی برای اجرای شریعت به خشونت می‌انجامد  [2015 Dec] 
*هانا آرنت، سبزینه پوش عاشق و بُرنا [2015 Dec] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 28 پنج سال یا صد سال همچون پرکشیدن پرنده‌ای می‌گذرد [2015 Dec] 
*چند قصهِ گلپایگانی - آخاله اُوغُور بخیر  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک27انسان با ابداع خط گام بزرگی در راه تمدن برداشت [2015 Nov] 
*داعشِ سیاه و داعشِ سفیدBlack Daesh, white Daesh  [2015 Nov] 
*گفت‌‌‌وشنود با اسماعیل یغمائی17 هر لحظه به شکلی بُتِ عیّار بر آمد  [2015 Nov] 
*اصلِ عدمِ قطعیّت؛ خاصیت بنیادین و گریزناپذیرِ جهان Uncertainty Principle [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک26جنونِ قدرت آدمی را خُل و چِل می‌کند [2015 Nov] 
*کُنسِرتو آرانخوئز Concierto de Aranjuez  [2015 Nov] 
*پوری سلطانی‌(همسر مرتضی کیوان) به میهمانی خاک رفت  [2015 Nov] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک25 فراز و نشیب امپراتوری روم  [2015 Nov] 
*گفت‌‌ وشنود با اسماعیل وفا یغمائی 16-واقعیّاتِ دردناک را نمی‌توان با خونریزیِ رژیم پوشاند  [2015 Nov] 
*آبشخور واقعه لیبرتی در دارالخلافه است [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک24 ؛ وجود اسپارتاکوس به تعداد یارانش تکثیر شده بود  [2015 Oct] 
*بمباران محله گیشا و استخبارات عراق  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک ۲۳ ؛ جاده ابریشم؛ بزرگ‌ترین شبکهٔ بازرگانی دنیا  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک22 ؛ارشمیدس و داستان «اروکا»؛ یافتم یافتم  [2015 Oct] 
* آیا مسعود رجوی در فرانسه است؟ مگر مسعود رجوی زخمی شده‌‌ بود؟ [2015 Oct] 
*بخش دیگری از گفتگوی مسعود رجوی با حبوش «من در ابتدای انقلاب در شورای انقلاب بودم» [2015 Oct] 
*سباستین کاستلیو؛ و سوختنِ «سِروِه‌تُس» در آتش  [2015 Oct] 
*مرضیه با خودش تعریف می‌شود گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی 15  [2015 Oct] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک21 / قارقارِ غازها؛ کاپیتول را نجات داد  [2015 Oct] 
*توافق هسته‌ای؛ سکنجبین بود یا جام زهر؟  [2015 Oct] 
*آب در سیاره بهرام (مریخ) [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک20/ سِلت‌ها (کِلت‌ها) The Celts  [2015 Sep] 
*کاوالریا روستیکانا Cavalleria rusticana  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۴)  [2015 Sep] 
*نامه مسعود رجوی به میخائیل سرگئیویچ گورباچُف  [2015 Sep] 
*وقتی که من بچه بودم؛ غم بود، اما کم بود  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 19 قوم و خویش ما؛ هومو نالِدی Homo naledi  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 18  [2015 Sep] 
*ژاله خون شد؛ هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2015 Sep] 
*چه خَبر و چه اَتَر؟ کتابِ «دیک چینی» و دخترش «لیز»Exceptional  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 17  [2015 Sep] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۳)  [2015 Sep] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (16) جباّران سی گانه و انحطاط آتن Thirty Tyrants  [2015 Sep] 
*نشستِ عبرت‌ انگیزِ صدام حسین [2015 Aug] 
*گردشِ ایام-برای هر چیز زمانی وجود دارد  [2015 Aug] 
*پاییز خودش نوعی بهار است ؛ به رهی دیدم برگ خزان... [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک 15 فهم قانون به معنی درست بودن قانون نیست  [2015 Aug] 
*چَک و چونه مسعود رجوی با دستگاه اطلاعاتی صدام حسین  [2015 Aug] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۱۲- اشغال کویت و شورش کردهای عراق در سال ۱۹۹۰ [2015 Aug] 
*اوسا عَلَم این چه رنگ بود توک عَلَم ؟ خامنه‌ای در دانشگاه پاتریس لومومبا !  [2015 Aug] 
*آبجو؛ نه، ولی آب شلغم اوکی [2015 Aug] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک14از بنیان‌گذاری رُم تا تمدن چاوین [2015 Aug] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۱) دکان امام زمان  [2015 Aug] 
*یکبار دیگر قتلعام سال ۶۷ ؛ هرچه را که از آن چشم بپوشیم حمایت کرده‌ایم  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک ۱۳ توت‌آنخ‌آمون Tutankhamun و عصر طلایی فرعون  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک 12 تمد‌ن‌ها می‌آیند و می‌روند؛ اما باورها می‌مانند  [2015 Jul] 
*نشست توجیهی عملیات فروغ جاویدان (جمعه ۳۱/۴/۱۳۶۷) [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۱۰)تنها «بُزِ اَخفَش» فردیّت ندارد [2015 Jul] 
*در جنگ ایران و عراق هر کسی کشک خود را می‌سابید [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت تا فیسبوک (11)  [2015 Jul] 
*نگذارید کسی به خواب رود !Nessun dorma  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (10)  [2015 Jul] 
*تاریخِ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (9)  [2015 Jul] 
*هاريس الکسيو و تانگوی نِفلی  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت تا فیسبوک (8)  [2015 Jul] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی (۹)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (7)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۶)  [2015 Jul] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۵) [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۴) -دوران نوسنگی Neolithic [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۳)  [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک ۲ World history from mammoth to Facebook [2015 Jun] 
*تاریخ جهان از ماموت‌ تا فیسبوک (۱)  [2015 Jun] 
*صبحانه در تیفانی و رفیق و مونس من «ماه‌رود»  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۸ هان، ای شرم، سرخی‌ات پیدا نیست [2015 Jun] 
*منشور بزرگ آزادی‌ (مگنا کارتا) - Magna Carta [2015 Jun] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۱۴) گراکوس بابوف و جنبش بابوفیسم Babeufism  [2015 Jun] 
*چه بر سر گل ها آمده‌است؟  [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۷ [2015 Jun] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۶ انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*زنوبیا Zenobia و پالمیرا Palmyra [2015 May] 
*گفت‌و‌شنود با اسماعیل وفا یغمائی(۵) انقلاب ایدئولوژیک  [2015 May] 
*تاریخ ایران و مقاله نیویورک تایمز  [2015 May] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2015 May] 
*یادی از بیژن جزنی، فرزانه سخت‌ رو؛ مارکسیسمِ اسلامی یا اسلامِ مارکسیستی  [2015 May] 
*امید راه رسیدن به حقیقت را هموار می‌کند یادی از مبارز دلاور هوشنگ ترگل [2015 May] 
*بوریس آلکساندرویچ آلکساندروف  [2015 May] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی انقلاب ایدئولوژیک . قسمت چهارم  [2015 Apr] 
*نامه‌ی آلبرت آینشتاین به اریک گوتکیند  [2015 Apr] 
*«زمین، این «نقطهٔ آبی کمرنگ Pale Blue Dot [2015 Apr] 
*رقص با دیکتاتورها Dancing with Dictators  [2015 Apr] 
*عزت إبراهیم الدوری و ویتو کورلئونه [2015 Apr] 
*چغندر کلو ته توبره (چغندر بزرگ در ته توبره است)  [2015 Apr] 
*گونتر گراس و «آنچه باید گفته شود» Was gesagt werden muss  [2015 Apr] 
*تام کاتن و کیسینجر و جُرج شولتس، عزا گرفته‌اند  [2015 Apr] 
*فناوریِ هسته‌ای تنها عرصه تولید انرژیِ هسته‌ای نیست  [2015 Apr] 
*پرونده هسته‌ای و پروتکل الحاقی Protocol Additional  [2015 Apr] 
*چکیده سخنرانی نتانیاهو در کنگره آمریکا در مورد ایران  [2015 Apr] 
*واشنگتن‌پست و مذاکرات اتمی  [2015 Apr] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفایغمایی ؛ انقلاب ایدئولوژیک بخش سوم [2015 Apr] 
*باراک اوباما:‌ داشتنِ چکش دلیل نمی‌شود که به هر مشکلی به دید میخ نگاه کنیم  [2015 Mar] 
*جان بولتون و بمباران ایران To Stop Iran’s Bomb, Bomb Iran  [2015 Mar] 
*پُلاریزاسیونِ سیاسی و نشستن بینِ دو صندلی Fall between two stools  [2015 Mar] 
*سایه ماه بر آفتاب Solar Eclipse [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی ۲ انقلاب ایدئولوژیک [2015 Mar] 
*ابوحامد محمد غزالی و حس غریب نوروز [2015 Mar] 
*گفت و شنود با اسماعیل وفا یغمائی / انقلاب ایدئولوژیک  [2015 Mar] 
*گوگل کروم و مشکل یوتیوب  [2015 Mar] 
*داستان بوته سوخته  [2015 Mar] 
*لحظه‌هایِ بودن ویرجینیا وولف  [2015 Mar] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است / داستانِ «پایان قرن» (۱۳)  [2015 Mar] 
*دروغ‌ها و دورنگی‌ها، روح مرا می‌سائید - گفت‌وشنود با رضا مولائی‌نژاد  [2015 Mar] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۱۲  [2015 Feb] 
*ثابت‌های فیزیک آدمی را به مکث وامی‌دارد [2015 Feb] 
*همنشین بهار.وکیلِ مُستقل، دادبانِ آزادی‌ است گفت‌ و شنود با محمد رضا روحانی در باره کانون وکلا [2015 Feb] 
*به هنگامِ فریبِ عالمگیر، گفتنِ حقیقت، کنُشی انقلابی است مناقشه اتمی و حرص و جوش نتانیاهو  [2015 Feb] 
*بهمن ۵۷ و افتادن ژنرال گاست در هَچَل [2015 Feb] 
*الله قلی جهانگیری و واقعه کوه حاجی‌لو [2015 Feb] 
*گفت ‌و ‌شنود با خانم میهنِ جزنی در مورد عشق  [2015 Feb] 
*درد و بلایِ «مَک کین» بخوره تو جونِ ابوبکر بغدادی  [2015 Jan] 
*بهمن قشقایی و قرآنِ مُهرکردهِ اسدالله عَلم [2015 Jan] 
*عهدنامه «صلح» ترکمانچای [2015 Jan] 
*بیانِ تنّفرآمیز Hate speech  [2015 Jan] 
*گاست و هایزر و گوادلوپ، عاقبت از ما غُبار مانَد  [2015 Jan] 
*«شارلی»، شیخ حارث النظاری و استبدادِ زیر پرده دین [2015 Jan] 
*یادی از م. ا. به آذین، آن «دُنِ آرام» + وصیتنامه و صدای او  [2015 Jan] 
*دنباله‌ دارِ لاوجوی Comet Lovejoy [2015 Jan] 
*ترور نمادین از زبان برمی‌خیزد / Charlie Hebdo attack  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو و مدعّیانِ صاحب‌اختیاریِ «مقاومت» [2015 Jan] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۱۱) «سن ژوست» و «روبسپیر» را آئینه عبرت دان  [2015 Jan] 
*هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2015 Jan] 
*نشان‌دادنِ ضعف با خیانت یکی نیست داستان منافِ فلکی تبریزی  [2014 Dec] 
*تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۱۰) ایده‌آلیسم آلمانی Deutscher Idealismus  [2014 Dec] 
*شب یلدا و انقلاب زمستانی Winter solstice  [2014 Dec] 
*دروغ «آیت‌الله العظمی» که خناق نیست  [2014 Dec] 
*سازمان سیا CIA و شکنجه با آب Waterboarding  [2014 Dec] 
* تاریخ جهان، دادگاه جهان است (۹) رمانتیسم قیامی علیه هنجارهای عصر روشنگری [2014 Dec] 
*اتاق بی سقفِ «فارل ویلیامز» Room without a roof [2014 Dec] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است ۸ شورشِ فلاخَن La Fronde  [2014 Dec] 
*ایده جوچه 주체사상  [2014 Dec] 
*آندره ریو سلطان والتز André Rieu King Of The Waltz  [2014 Dec] 
*رساله یهودا Epistle of Jude [2014 Dec] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۷) انقلاب فرانسه Révolution française  [2014 Dec] 
*گفت و ‌شنود همنشین بهار با ایرج مصداقی در مورد «ابلاغیه چراغ خاموش» مسعود رجوی  [2014 Nov] 
*مجاهدین و رابینسون کروزوئه خراسانی [2014 Nov] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۶)انقلاب آمریکا American Revolution  [2014 Nov] 
*مسعود رجوی و «پرچم»اش / از «جیم» تا «عین جیم» [2014 Nov] 
*بارگشت دوباره ویلیام باتلر ییتس  [2014 Nov] 
*الله‌ قلی برای من دوست خوبی بود = گفتگو با ساسان سترگ دره شوری و حیدر جهانگیری [2014 Nov] 
*تاریخِ جهان دادگاهِ جهان است (۵) [2014 Nov] 
*زیگونروایزن (آوای کولی) [2014 Oct] 
*سخنرانی تروتسکی در مکزیک در مورد محاکمات مسکو  [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است ۴ عصر روشنگری The Age of Enlightenment  [2014 Oct] 
*گفتگو با شادی Разговор со счастьем [2014 Oct] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (۳) رنسانس Renaissance دوران گذار بین سده‌های میانه و دوران جدید  [2014 Oct] 
*داستان یهودیان بنی‌قُریْظه غبارآلود است  [2014 Oct] 
*گفت‌ و ‌شنود با دکتر کریم قصیم ۱ آزادیِ نظر را به بهایِ «احترامِ شخصی» نباید فروخت  [2014 Sep] 
*پاییز خودش نوعی بهار است  [2014 Sep] 
*تاریخ جهان دادگاه جهان است (۲) قرون وسطی فاصله میان دوران باستان و رنسانس [2014 Sep] 
*رساله سه شیاد  [2014 Sep] 
*همنشین بهار.تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است دوران کلاسیک باستان Classical antiquity [2014 Sep] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند [2014 Sep] 
*در دلِ هر «نفرین»ی «آفرین»ی‌‌ است  [2014 Sep] 
*ما برای چی زاده شدیم؟ همنشین بهار  [2014 Sep] 
*پیمان مولوتف ـ ریبن‌تروپ Molotov–Ribbentrop Pact [2014 Aug] 
*کتاب الشفاء مشعلی فروزان در قرون وسطی [2014 Aug] 
*تنها صداست که می ماند «من ماندگار نخواهم شد» «نیمای غزل» به میهمانی خاک رفت  [2014 Aug] 
*فراز و فرود علی زرکش در گفتگو با اسماعیل وفا یغمائی  [2014 Aug] 
*یوهانس کپلر Johannes Kepler طرحی نو در آسمان نجوم  [2013 Dec] 
*تیرباران چائوشسکو و همسرش  [2013 Dec] 
*اسپانیا و «قطعیتِ حکم دادگاه»اش  [2013 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (۳۲) ای چنگ ناله برکش و ای َدف خروش کن [2013 Dec] 
*یکبار دیگر ماندلا [2013 Dec] 
*سرنوشتم را با دست خویش می‌نویسم. یادی از نلسون ماندلا  [2013 Dec] 
*ایتوس، پاتوس، لوگوس/ Ethos , Pathos , Logos [2013 Dec] 
*تاریخ همچون تانکی از روی سرِ ما می‌گذرد / خاطرات خانه زندگان (۳۱)  [2013 Dec] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی از سعید محسن [2013 Nov] 
*Exit Strategy استراتژی خروج [2013 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان(۳۰) هر چیز و هر امری در «شدن» خود است که «حقیقت» می‌‌‌‌‌یابد.  [2013 Nov] 
*بچه‌ها دارند می‌میرند؛ ای که دستت می‌رسد کاری بکن  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها. دفاعيات پرشور شکرالله پاک نژاد [2013 Nov] 
*کلاه آبی‌ها Blue Beret United Nations peacekeeping  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه‌ها ترور محمد مسعود و بازجویی خسرو روزبه  [2013 Nov] 
*غبارزدایی از آینه ها / بازجویی محمد حنیف‌نژاد  [2013 Nov] 
*ای روشنی صبح به مشرق برگرد / ای ظلمتِ شب، با من بیچاره بساز- خاطرات خانه‌ زندگان ۲۹  [2013 Nov] 
*آسیمیلاسیون Assimilation  [2013 Nov] 
*اینجا «جلجتا» ست، جائی که مسیح را به صلیب کشیدند (خاطرات خانه زندگان ۲۸) [2013 Oct] 
*سیاست‌زدگی واگیر دارد [2013 Oct] 
*عهدنامه گلستان و کارچاق‌کن آن گور اوزلی [2013 Oct] 
*جان رالز و «پسِ پردهِ بی‌خبری» The veil of ignorance [2013 Oct] 
*هستم آنکه هستم / اِهیِه اَشِر اِهیِه / אהיה אשר אהיה [2013 Oct] 
*بادها می‌وزند و برگها فرو می‌ریزند. خاطرات خانه زندگان (۲۷)  [2013 Oct] 
*Ad Hominem ماه منطق در مُحاق سفسطه [2013 Oct] 
*به من بگو ستارگان و ‏آفتاب دروغند ولی نگو که عشق وجود ندارد.  [2013 Oct] 
*یادی از ژنرال جیاپ و نبرد دین‌بین‌فو Điện Biên Phủ [2013 Oct] 
*Loaded language آب و تاب دادن به زبانِ زبان بسته [2013 Oct] 
*اسطوره اشرف (متن پیام مسعود رجوی، ۲۷ شهریور ۱۳۹۲) [2013 Sep] 
*گفت‌و‌شنود با آقای ناصر‌رحمانی‌نژاد/ واقعیت تا چه اندازه واقعی‌ست؟ [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۵)  [2013 Sep] 
*به رهی دیدم برگ خزان...
پاییز خودش نوعی بهار است [2013 Sep] 

*لئون فوکو و «آونگ»ش Foucault pendulum [2013 Sep] 
*کمون پاریس طلایه دار انقلاب اجتماعی درقرن نوزدهم [2013 Sep] 
*شبیخون به مجاهدین و «مقراضِ تیزِ تناقض»  [2013 Sep] 
*ژاله خون شد. هفده شهریور، آغازِ پایانِ رژیم شاه [2013 Sep] 
* R2P (اصل حمایت و حفاظت) [2013 Sep] 
*در انتهای غم همیشه پنجره ای باز است. پنجره ای روشن [2013 Sep] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۴) نامش بر برف نوشته بود. خورشید ذوبش کرد و آب آن را با خود برد. [2013 Aug] 
*دکتر منوچهر هزارخانی و آقای ۹۹ درصد [2013 Aug] 
*قطعنامه ۵۹۸، پذیرش آتش بس و عملیات فروغ جاویدان [2013 Aug] 
*گذری به اسپانیا [2013 Aug] 
*رؤيا خود نوعی زندگی است.  [2013 Jul] 
*تجربهِ رؤیاوَش وحی  [2013 Jul] 
* فرقه، و سینه زدن زیر عَلمِ ارتجاع [2013 Jul] 
*کُفرِ یک دوران، دینِ دورانِ بعد است. [2013 Jul] 
*دود از کُنده بلند می‌شود.- هوشنگ عیسی بیگلو، آن «مرد آهسته»‌  [2013 Jul] 
*با چنین فرهنگی چگونه می‌شود ایران را آزاد کرد؟ [2013 Jul] 
*وقتی چیز غریبی می‌شنویم، نباید پیشاپیش آن را رّد کنیم. [2013 Jul] 
*انسان موجودی خاطره گرا است  [2013 Jun] 
*«شریعت» ، آخوندی و غیرآخوندی ندارد. [2013 Jun] 
*طوطی جون می خوام برات قصه بگم - عباس رحیمی با غم ها و طوطی اش  [2013 Jun] 
*مسعود رجوی، «معّلم»ی که «مُبلّغ» شد [2013 Jun] 
*جلیل شهناز، شهنواز تار ایران، به میهمانی خاک رفت. [2013 Jun] 
*آیا «حسن روحانی» تغییر کرده است؟ [2013 Jun] 
*وحدتِ ظرف و مظروف، بی تضاد نیست [2013 Jun] 
*کارمینا بورانا Carmina Burana - اسماعیل وفا یغمایی و سرود ای آزادی  [2013 Jun] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۳) [2013 May] 
*مادر معینی، چاووش شادی و امید [2013 May] 
*ما پروردگان سفره استبدادیم  [2013 May] 
*ما همه «خر ژان بوریدان» یم.  [2013 May] 
*تب و تاب انتخابات، مسعود رجوی را هم گرفت. [2013 May] 
*شب پره ها می آیند و می‌روند، آفتاب می‌ماند [2013 May] 
*در باره نامه سرگشاده
صفحه روزگار، حرف حق را ضبط می‌کند [2013 May] 

*میراث باستانی ایران در جای جای جهان [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۲)  [2013 Apr] 
*داستان زندگی «جیرولامو ساوو نارولا»  [2013 Apr] 
*خاطرات خانه زندگان (۲۱)  [2013 Apr] 
*سیک‌رِدنی داک‌لاد خوروشووا- گزارش محرمانه خروشچف [2013 Mar] 
*امام محمد غزالی و حس غریب نوروز [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان و گزارش Хрущевخروشچف [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت بیستم)  [2013 Mar] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ۱۹)- تاریخ ایران با افسانه و شایعه همراه است.  [2013 Mar] 
*یک مُشت دَری وَری On Bullshit [2013 Feb] 
*ما همه از دَم، «پریود» یم. [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (۱۸) [2013 Feb] 
*هر کسی در زندگیش «او»یی دارد [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت شانزدهم) [2013 Feb] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پانزدهم) [2013 Jan] 
*کلام بی صدای برف Silent Snow [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهاردهم)
مشکل جامعه ایران با گرفتن قدرت سیاسی حل نخواهد شد [2013 Jan] 

*شاه و سمپوزیوم لیزر Laser Symposium [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت سیزدهم)
«مراد برقی» و «سرکار استوار» در زندان قصر [2013 Jan] 

*قتلعام کاتین The Katyn massacre [2013 Jan] 
*خاطراتِ‌ خانه‌‌ زندگان (قسمت دوازدهم) [2013 Jan] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت یازدهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت نهم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هشتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت هفتم) [2012 Dec] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت ششم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت پنجم) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت چهارم) درخت آلو را نمی‌شه به شمشاد پیوند زد.  [2012 Nov] 
*‌خاطرات خانه زندگان (قسمت سوّم) [2012 Nov] 
*سخنرانی تاریخی یاسر عرفات در سازمان ملل (۱۳ نوامبر ۱۹۷۴) [2012 Nov] 
*خاطرات خانه زندگان (قسمت دوّم) [2012 Nov] 
*زندان=‌زنده دان، خاطراتِ خانه زندگان (۱) [2012 Nov] 
*احمد قابل، ظریف جلالی و «گروه والعصر» [2012 Oct] 
*کورش و سنگ‌نگاره مرد بالدار پاسارگاد [2012 Oct] 
*استوانهٔ کورش Cyrus Cylinder «مانترا»ی خیال‌انگیز (+ویدیو) [2012 Oct] 
*گروندریسه Grundrisse کشف حجاب می‌کند(+ویدیو) [2012 Oct] 
*اریک هابسبام و سنّت های ساختگی [2012 Oct] 
*پراودا ПРАВДАدم از پراودا می‌زند. (+ویدیو) [2012 Oct] 
*پیاز، وجودی است بی تناقض. به یاد «ویسلاوا شیمبورسکا» [2012 Sep] 
*حُکمِ قتل زندانیان سیاسی، «قیر»ی که بر سر نظام ریخت [2012 Sep] 
*کشتار سال ۶۷ و سخنان هَشَلهَف [2012 Sep] 
*وقتی می‌میریم چه چیزی با ما خواهد مرد؟ [2012 Sep] 
*من اینجا ایستاده ام و جز این کاری از من ساخته نیست.  [2012 Aug] 
*Standard Model of Particle Physics مُدِل استاندارد [2012 Jul] 
*هر ادعّایی باید مُستند به مَدرک اثباتی باشد. (در مورد مقاله خانم عفت ماهباز) [2012 Jul] 
*دکتر علی شریعتی و «آوف هه بونگ» Aufhebung + ویدئو [2012 Jun] 
*حقِ‌‌ آزادی و «هی‌بی‌اِس‌کورپس» Habeas Corpus [2012 Jun] 
*تاریخِ جهان، دادگاهِ جهان است (+ویدیو) [2012 Jun] 
*Gracias a la vida گراسیاس آلا ویدا (+ترجمه ترانه به ۱۲ زبان) [2012 Jun] 
*ویولتاپارّرا، مرسدس سوسا، گراسیاس آلاویدا (+ویدیو) [2012 Jun] 
*دولت ویشی، گشتاپو و دارزدن رودلف هیلفردینگ (ویدیو) [2012 Jun] 
*پرویز شهریاری و طناب دور زمین (ویدیو) [2012 Jun] 
*پوراژِن چستوا، شکست پذیری و شکست باوری (ویدیو) [2012 May] 
*صَلِّ عَلَی مُحَمَّد ، «سیمون هرش» خوش آمد ! تقویم تاریخ، اردیبهشت ماه [2012 May] 
* اَرِه و اوره و شمسی کوره (ویدیو) [2012 May] 
*شاهین نجفی و «حقِ تمَسخر» The Right to Ridicule (+ ویدیو) [2012 May] 
*ماه به دیدار زمین می‌آید. Supermoon (+ویدیو) [2012 May] 
*«سرزمینِ گوجه‌ هایِ سبز» و اعدام چائوشسکو (+ویدیو) [2012 Apr] 
*تقویم تاریخ و نیمه پنهان ماه (+ویدیو) [2012 Apr] 
*پرویز ثابتی و «ابراز تاسف» در گیومه [2012 Apr] 
*سیروس نهاوندی، اسبِ تراوایِ ساواک (+ویدیو) [2012 Apr] 
*زندان قصر، دادگاه ژیان پناه و داستان تجاوز به زندانیان سیاسی [2012 Apr] 
*با تاریکی نمیشه سراغ تاریکی رفت [2012 Mar] 
*سفره ۷ سین Haft-Seen در هتل اموات ( ویدیو ) [2012 Mar] 
*Bertolt Brecht برتولت برشت و اپرای صَنار سه شاهی (ویدیو) [2012 Mar] 
*خدا و قوری کیهانی Bertrand Russell Interview [2012 Mar] 
*برتراند راسل و «قوری»اش Russell's teapot [2012 Mar] 
*آیا نوترینو، به گَردِ نور می‌رسد؟ [2012 Feb] 
*پرویز ثابتی Parviz Sabeti نمونه کامل یک پلیس سیاسی (+ویدیو) [2012 Feb] 
*از چه چیز واهمه داری؟ من شو خایف ؟ (+ویدیو ) [2012 Feb] 
*والنتین، پوشکین، یوگنی‌ آنه ‌گین Evgeny Onegin [2012 Feb] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه بهمن (+ویدیو) [2012 Jan] 
*جنگ‌افروزان، مُرتجعین را قِلقِلک می‌دهند. (وبالعکس) [2012 Jan] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه دی (+ویدیو) [2012 Jan] 
*سخنرانی استالین ۱۱ دسامبر ۱۹۳۷ Речь Сталина [2011 Dec] 
*شورشِ نان در تهران [2011 Dec] 
*تقویم تاریخ، رویدادهای ماه آذر (+ویدیو) [2011 Dec] 
*Rafiq Tağı «رافق‌تقی» ‌و‌ قصّهِ‌ هولناکِ‌ ارتداد (+ویدیو) [2011 Dec] 
*آنتی‌تزِ اشرف، در خودِ اشرف است. [2011 Nov] 
*آوایِ کولی، زیگونروایزن و قتل‌عامِ سال ۶۷ [2011 Nov] 
*تقویم تاریخ: رویدادهای ماه آبان (+ویدیو) [2011 Nov] 
*R2P و آخرین سخنرانیِ معمر قذافی (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نگاهی به ۳۰۰ سنگ قبر. نیستی، آبستن هستی است.(+ویدیو) [2011 Oct] 
*امیرکبیر و «جِّنِ» جُدَری [2011 Oct] 
*دستخط امیرکبیر، به یادِ استاد ایرج افشار آن مردِ آهسته (+ویدیو) [2011 Oct] 
*نامه هایِ جَعلی یزدگرد ساسانی و عُمَربن خطّاب (+ویدیو) [2011 Sep] 
*دکتر محمود حسابی و جعلیات اینترنتی (+ویدیو) [2011 Sep] 
*عباس شهریاری جاسوس ۱۰۰۰ چهره ساواک (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*۱۱ سپتامبر و بن لادنِ پنتاگون (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*سرلشگر قرنی از کودتا تا ترور (+ ویدیو) [2011 Sep] 
*رّد پای علمای اعلام بر سنگ قبر ستارخان [2011 Aug] 
*ترور سپهبد رزم آرا در مسجد سلطانی [2011 Aug] 
*آخوند مُحقّق کَرکی، عَلمدار تشّیع صفوی [2011 Jul] 
*عملیات پنجه عقاب Operation Eagle Claw [2011 Jul] 
*کلکم راع و کلکم مسئول؛ اسیرکُشی سال ۶۷ و سخنان آقای اردشیر امیرارجمند [2011 Jun] 
*مقام صدیقی تنها راستگویی در قول و عمل نیست [2011 Jun] 
*کمون پاریس ، تنها به پاریس مربوط نمی‌شود [2011 Jun] 
*خوزه مارتی پیامبر استقلال و مبشر انقلاب در آمریکای لاتین (ویدئو) [2011 May] 
*از Srebrenica سربرنیتسا تا بغداد [2011 May] 
*منوچهر سخایی و آن «پرستو» که دشنه آجین شد. [2011 Apr] 
*آوریل سیاه اشرف و نقش اشغالگران عراق [2011 Apr] 
*ریزوم ، خاک و ُخل دارد [2011 Apr] 
*امام محمد غزالی عزیز است اما نوروز از او عزیزتر [2011 Mar] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌  [2011 Mar] 
*کتاب سبز قذافی، تو زرد از آب درآمد  [2011 Feb] 
*وقت آن است که چشم فتنه کور شود ! (گرد و خاک در مجلس ایران) [2011 Feb] 
*روز والنتین ، پالی‌آمِری polyamory و ، «عشق» ضربدری [2011 Feb] 
*کويکی با یک تیر چند نشان می‌زند [2011 Feb] 
*پرویز ثابتی، مقام امنیتی ابرو کمانی [2011 Jan] 
*ستمگران از ما عبور نخواهند کرد. [2011 Jan] 
*خودکشی دردی را دوا نمی‌کند. ( علیرضا پهلوی از کاخ سعدآباد تا بوستون) [2011 Jan] 
*یک بار دیگر تقی شهرام [2010 Dec] 
*« دین‌خو » بود اما، پرسش ‌‌ستیز و ستم ‌پذیر نبود. [2010 Nov] 
*مُشک آن است که خود ببوید، نه آن‌که «هابرماس» بگوید [2010 Oct] 
*«مُدل استانداردِ» فیزیک ذرّات ، قصه‌ای ناتمام [2010 Oct] 
*گلهای صحرائی را همیشه رایحه ای دل انگیز است، یادی از روشنک (گوینده برنامه گلها) [2010 Sep] 
*من به گوش تو سخن های نهان خواهم گفت... [2010 Sep] 
*«طرح عظیمِ» استیفن هاوکینگ - خدا، وِل مُعطل است ! [2010 Sep] 
*مرگ، دوست انسان است و هرگاه رسید قدمش مبارک باد. [2010 Sep] 
*سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد [2010 Jul] 

*سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند [2010 Jul] 
*آشکار‌سازی با پنهان‌سازی همراه است. (خطانامه تاج زاده و، اسیر کُشیِ سال ۶۷)  [2010 Jun] 
*«اشترن» و «ایرگون» در «دیر یاسین» [2010 Jun] 
*نمی توان بر پرسش و نقد، دهنه زد. (آقای کروبی و قتلعام سال ۶۷) [2010 May] 
*سرود زیبای «ای رقیب»
که‌س نه‌ڵێ کورد مردوه‌، کورد زیندوه‌ [2010 May] 

*انتشار اسناد قتلعام کاتین
چراغ حقيقت در طوفان کشمکش‌ ها نخواهد مُرد [2010 May] 

*قرقیزستان و، پدیده «خستگی پنهان» [2010 Apr] 
*شب، هاوانا می‌رقصد...
« کامیلو سینفوئگوس » یکی از معماران انقلاب کوبا [2010 Apr] 

*دانشنامهٔ آزاد ویکی‌پدیا Wikipedia و حق مقدّس ویرایش  [2010 Mar] 
*گويای حکايتی‌ ست آن شمع خموش / خودکشی «منصور خاکسار» [2010 Mar] 
*شعر «مارتین نیمولر»
وقتی مرا گرفتند، صدای احدی در نیآمد. [2010 Mar] 

*دکتر جلال صمیمی، کاشف سرچشمه های پرتو گاما در هاله ی کهکشان [2010 Mar] 
*در بلوچستان بلوچی بود نامش دادشاه...  [2010 Mar] 
* آیا « عبدالمالک ریگی »، جا پای « دادشاه » می‌گذارد؟ [2010 Feb] 
*طفلِ جان و شیرِ شیطان به یاد «دکتر محمد رضا عاملی تهرانی» [2010 Feb] 
*روز عشاق و، «عشق خرمگس» ! (ای عشق همه بهانه از توست...) [2010 Feb] 
*این یک پیپ نیست، تصویری از یک پیپ است (یادی از زندان شاه و یدالله خسروشاهی ...) [2010 Feb] 
*مهندس بازرگان و کتاب «سیر تحول قرآن» (با خدا و خرافات هر جنایت و فریبی ممکن است) [2010 Feb] 
*از دار دنیا یک زن حلال داشتیم، آن را هم آقای خمینی حرام کرد! [2010 Jan] 
*برف نو ، برف نو ، سلام، سلام [2010 Jan] 
*«عالیجناب خاکستری» تاقچه بالا می‌گذارد!  [2010 Jan] 
*در برابر زره‌پوش‌ها چگونه از خود دفاع کنیم ؟ [2010 Jan] 
*درگذشتِ آیت‌الله منتظری و گوشه کنایه‌های مقام معظم رهبری [2009 Dec] 
*راستی کمان در کژی است. آیت‌الله منتظری، خون دو فروهر و «قاعده درأ» [2009 Dec] 
*«تبَر به دستان در عراق» سر برخود تصمیم نمی‌گیرند. [2009 Jul] 
*مسئلهِ مجاهدین به «غیرمجاهدین» هم مربوط است.  [2009 Mar] 
*صورتي‌ در زير دارد آنچه‌ در بالاستی، پیام نوروزیِ «شیمعون پرس»  [2009 Mar] 
*همه عمربرندارم سر از این خمار مستی
آیا خدا نیز، با «نرینه غاصب» کنار آمده است؟ [2009 Mar] 

*هرچه در ديگ است به چمچه مي آيد. کنفرانسِ «دوربانِ ۲» و، آقای اوباما [2009 Mar] 
*آیت الله منتظری بی شیله پیله است، امّا... [2009 Feb] 
*مسیح ِ باز مصلوب - یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته [2009 Feb] 
*عاقبت، از ما غُبار مانَد، «گاست» و «هایزر» و «گوادلوپ»، آن «آلاچیقِ کنارِ دریا» [2009 Feb] 
*«حاج محمد شانه‌چی» بخشی از تاریخ معاصر ایران بود. [2009 Jan] 
*«مِه‌بانگ» BIG BANG و بزرگ‌ترین آزمایشِ علمیِ تاریخِ بشرّیت [2008 Sep] 
* ما قربانيانی هستيم که جامه جلّاد پوشيده ايم. به یاد « محمود درویش » [2008 Aug] 
*گاهی بايد کلمات در خدمتِ پوشاندن واقعّيات باشد. (داستانسرایی در مورد قتل‌عام سال ۶۷) [2008 Aug] 
*سفره هفت‌سین در هتل اموات [2008 Mar] 
*سرود «خمینی ای امام» به مجاهدین ربطی نداشت [2008 Feb] 
*ادیت پیاف Edith Piaf ، گُنجِشَکَکِ اَشی مَشی [2008 Feb] 
*دادگاه‌ پوئک و «نشست ژوئن ۲۰۰۱ در اشرف» [2008 Feb] 
*سفره هفت سین در هتل اموات‌
خدا نکند که خدا مرده باشد... [2007 Dec] 

*ابوذر...چی شده مادر؟ ...چرا می لنگی؟ [2007 Dec] 
*مسیح ِ باز مصلوب - [یادی از الله قلی جهانگیری ، آن جان شیفته] [2007 Dec] 
*در کوچه باغ های عشق ، َبلا می باَرد. یادی از شکرالله پاک نژاد، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش دوم) [2007 Dec] 
*ای عشق چهره آبی ات پيدا نيست. یادی از شکرالله پاک نژاد ، شعور سياسي اجتماعي جنبش آزاديخواهي مردم ايران (بخش نخست) [2007 Dec] 
*سیاست پدر و مادر ندارد  [2007 Nov] 
*تو قلب بیگانه را می شناسی ، زیرا که در سرزمین مصر بیگانه بوده ای
یادی از احمد غفارمنش [2005 Mar] 

*شب ُسرودش را خواند، نوبت پنجره هاست / گفت و شنود با نويسنده کتاب « نه زیستن نه مرگ » [2005 Mar]