PEZHVAKEIRAN.COM روزنامه «اورشلیم پست»: ایرانیان خواستار بازگشت پهلوی‌ها و نظام پادشاهی هستند
 

روزنامه «اورشلیم پست»: ایرانیان خواستار بازگشت پهلوی‌ها و نظام پادشاهی هستند

-الکس وینستون تحلیلگر سیاسی در مقاله‌ای که جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در روزنامه «اورشلیم پست» منتشر شد با اشاره به تظاهرات ضدحکومتی گسترده در ایران و شعارهای مردم در حمایت از پهلوی‌ها از جمله «جاوید شاه» استدلال می‌کند که این شعارها صرفاً نوستالژی یا حمایت ساده از نظام پادشاهی نیست، بلکه نشانه‌ای از ضدیت بخش بزرگی از جامعه با کلیت نظام جمهوری اسلامی است.

-شعار «جاوید شاه» در یک سطح، بیانگر تمایل مردم ایران به چیزی است که در بخش عمده‌ای از تاریخ خود تجربه کرده‌اند (یا تحمل کرده‌اند، بسته به نگاه به پادشاهی). بسیاری از ایرانیان، آیت‌الله‌ها را با وسواسشان نسبت به امت اسلامی و حمایت از فلسطینیان و گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله، به‌عنوان عناصری بیگانه با تاریخ ایران می‌بینند.
-دانشجویان در سال ۱۳۵۷ نقش محوری در سرنگونی شاه داشتند. دانشگاه‌ها در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ کانون فعالیت اسلام‌گرایان و چپ‌های سکولار بودند و بسیاری از چهره‌هایی که به فروپاشی نظام پادشاهی کمک کردند از دل آن‌ها بیرون آمدند. جنبش دانشجویی آن دوران به‌شدت ضدپادشاهی بود. اینکه امروز همان قشر جمعیتی، شعارهای طرفدارانه از پهلوی سر می‌دهد، نشان می‌دهد که نقاط مرجع سیاسی ایران تا چه اندازه عمیق و بی‌سروصدا تغییر کرده‌اند.

الکس وینستون تحلیلگر سیاسی در مقاله‌ای که جمعه ۱۲ دی‌ماه ۱۴۰۴ در روزنامه «اورشلیم پست» منتشر شد با اشاره به تظاهرات ضدحکومتی گسترده در ایران و شعارهای مردم در حمایت از پهلوی‌ها از جمله «جاوید شاه» استدلال می‌کند که این شعارها صرفاً نوستالژی یا حمایت ساده از نظام پادشاهی نیست، بلکه نشانه‌ای از ضدیت بخش بزرگی از جامعه با کلیت نظام جمهوری اسلامی است.

در مقدمه این مقاله آمده، در حالیکه مخالفان جمهوری اسلامی در خیابان‌‌ها دست به اعتراض زده‌اند، در میان شعارهای خشم‌آلود علیه علی خامنه‌ای و عصبانیت از اقتصادی که در حال سقوط آزاد است، مردم شعارهایی نظیر «جاوید شاه» سر می‌‌دهند که شاید از نظر سیاسی دوباره شنیدن آن غیرممکن به نظر می‌رسید.

شاهزاده رضا پهلوی در نشست «همکاری ملی برای نجات ایران» و سلام نظامی به خلبانان ارتش شاهنشاهی / مونیخ / ۲۶ ژوئیه ۲۰۲۵

ویدیوهایی که از داخل ایران ارسال شده‌اند نشان می‌دهند که معترضان بصورت علنی در حمایت از خاندان پهلوی شعار سر می‌دهند و همزمان خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی هستند. برای حکومتی که بر پایه سرنگونی نظام پادشاهی و محو میراث پهلوی بنا شده‌است، این شعار تهدیدی ماهیتی است. این نشانه آن است که خشم عمومی یا نارضایتی، از مسئولان یا وضعیت اقتصادی فراتر رفته و به سمت رد کامل اصل نظام جمهوری اسلامی حرکت کرده است.

اعتراض‌ها از بازار تهران شروع شد، طبقه‌ای قدرتمند که نسبت به تشدید بحران مالی در ایران معترض‌اند. آنها مغازه‌های خود را تعطیل کردند و دست به اعتصاب زدند. سقوط ارزش ریال، ناامیدی اقتصادی انباشته‌شده را به ناآرامی آشکار تبدیل کرد. از تهران تا اصفهان، مشهد، اهواز و همدان، اعتراض‌ها به‌سرعت گسترش یافت و شعارها خیلی زود از مطالبات معیشتی فراتر رفت.

مردم شعار می‌دهند: «این آخرین نبرده، پهلوی برمیگرده»، «شاه میاد به خونه، ضحاک سرنگونه» و «نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران» که نشان می‌دهد مردم نه‌تنها از فاجعه اقتصادی، بلکه از انتقال مداوم میلیاردها دلار به گروه‌های نیابتی نیز به ستوه آمده‌اند.

تا اینجا، نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران عمدتاً از گاز اشک‌آور، ماشین‌های آب‌پاش و گلوله‌های پلاستیکی برای متفرق کردن جمعیت استفاده کرده‌اند، هرچند شب چهارشنبه نخستین کشته اعتراض‌ها گزارش شد اما به نظر می‌رسد حکومت در به‌کارگیری خشونت شدید، محتاط است و در ابتدا تلاش کرده‌است با راه‌حل‌های سیاسی و پیام‌های «گفت‌وگو» معترضان را آرام کند، زیرا آگاه است که چنین اقدامی می‌تواند ناآرامی‌ها را به مرحله‌ای غیرقابل‌کنترل سوق دهد. با این حال، شعارهایی که در خیابان‌ها طنین‌انداز شده‌اند نشان می‌دهد که مسیری عمیق‌تر از پیش آغاز شده است.

برای ناظران بیرونی، شعار «جاوید شاه» ممکن است به معنای دعوتی مستقیم به بازگشت نظام پادشاهی به نظر برسد. اما در داخل ایران، معنای آن پیچیده‌تر است. برای حکومتی که ظرفیت عظیمی صرف سرنگونی نظام پادشاهی ایران کرده، بازگشت چنین شعارهایی عمیقاً نگران‌کننده است. جمهوری اسلامی در نهایت تنها لحظه‌ای گذرا در تاریخ طولانی ایران به شمار می‌آید. اگر این نظام تا سال ۲۰۲۹ به پنجاه‌سالگی برسد، کمتر از دو درصد از تاریخ ایران را نمایندگی خواهد کرد. در بیشتر این تاریخ، ایران نه توسط روحانیون، بلکه به‌وسیله پادشاهان، شاهان و سلاطین اداره شده است.

الکس وینستون معتقد است شعار «جاوید شاه» در یک سطح، بیانگر تمایل مردم ایران به چیزی است که در بخش عمده‌ای از تاریخ خود تجربه کرده‌اند (یا تحمل کرده‌اند، بسته به نگاه به پادشاهی). بسیاری از ایرانیان، آیت‌الله‌ها را با وسواسشان نسبت به امت اسلامی و حمایت از فلسطینیان و گروه‌های نیابتی مانند حزب‌الله، به‌عنوان عناصری بیگانه با تاریخ ایران می‌بینند.

بیش از چهار دهه است که حکومت، دوره پهلوی را به‌طور خاص فاسد، نامشروع و ضدایرانی معرفی کرده است. از این رو، امروز یاد کردن از شاه صرفاً نوستالژی نیست، بلکه حمله‌ای مستقیم به روایت بنیان‌گذارانه رژیم محسوب می‌شود.

تحولات سیاسی اغلب با شکستن تابوها آغاز می‌شوند؛ همان‌گونه که در اعتراض‌های «زن، زندگی، آزادی» در سال ۲۰۲۲ بر سر مسئله حجاب زنان رخ داد. زمانی که معترضان از زبانی که دولت تحمیل کرده فراتر می‌روند و به نمادهای ممنوعه متوسل می‌شوند، اقتدار حکومت شروع به فرسایش می‌کند. «جاوید شاه» دقیقاً چنین نمادی است.

وقتی بازار و دانشجو با هم سخن می‌گویند

برای قرن‌ها، طبقه بازاری ایران نقشی سیاسی بسیار فراتر از اندازه خود داشته و هم ستون فقرات اقتصادی و هم نیروی بسیج‌کننده در بزنگاه‌های بحران ملی بوده است.

بازاریان که ریشه در بازارهای سنتی شهرهایی چون تهران، اصفهان، تبریز و مشهد دارند، از طریق موقوفات مذهبی، پیوند نزدیکی با شبکه‌های روحانیت داشته‌اند و همین امر به آن‌ها هم اهرم مالی و هم اقتدار اخلاقی داده است.

این نفوذ بارها مسیر کشور را تغییر داده است. تعطیلی بازارها در دهه ۱۸۹۰ به لغو امتیاز تنباکو انجامید، به انقلاب مشروطه در اوایل قرن بیستم سوخت رساند و از جنبش ملی شدن نفت به رهبری دکتر محمد مصدق در دهه ۱۹۵۰ پشتیبانی کرد. مهم‌تر از همه، اعتصاب‌های مداوم بازار در سال‌های ۱۳۵۸-۱۳۵۷ دولت پهلوی را از درآمد و ثبات لجستیکی محروم و به تسریع سقوط نظام پادشاهی انجامید.

حتی در دوران جمهوری اسلامی -که خود در ابتدا از ائتلاف روحانیت و بازار سر برآورد- بازاریان به‌صورت دوره‌ای از طریق اعتصاب و اعتراض، به‌ویژه در دوره‌های بحران اقتصادی یا سقوط ارزش پول، قدرت خود را دوباره نشان داده‌اند. بنابراین بازار بسیار فراتر از یک محل خرید و فروش است؛ سابقه آن نشان می‌دهد که موتور تاریخی هدایت‌کننده ایران به این سو یا آن سو بوده است.

سؤالی که در ابتدای هفته مطرح شد این بود: «آیا بازاریان صرفا به دلیل نارضایتی مالی اعتصاب کرده‌اند یا آنها نیز مخالف رژیم هستند؟» شنیده شدن نام پهلوی از زبان آنها، به نظر می‌رسد پاسخ را روشن می‌کند.

اما آنچه ناآرامی‌های کنونی را بی‌ثبات‌کننده‌تر می‌کند این است که بازار دیگر تنها نیست.

در کنار بازرگانان، دانشجویان نیز دوباره به‌عنوان نیرویی فعال ظاهر شده‌اند. گزارش‌ها از تهران حاکی از آن بود که دانشجویان چندین دانشگاه به اعتراض‌ها پیوسته‌اند و نه‌تنها علیه خامنه‌ای، بلکه آشکارا در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار داده‌اند. ویدیوها نشان می‌دهد که دانشجویان بازداشت می‌شوند و هر روز افراد بیشتری در سراسر کشور به اعتراض‌ها می‌پیوندند.

دانشجویان در سال ۱۳۵۷ نقش محوری در سرنگونی شاه داشتند. دانشگاه‌ها در دهه‌های ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ کانون فعالیت اسلام‌گرایان و چپ‌های سکولار بودند و بسیاری از چهره‌هایی که به فروپاشی نظام پادشاهی کمک کردند از دل آن‌ها بیرون آمدند. جنبش دانشجویی آن دوران به‌شدت ضدپادشاهی بود.

اینکه امروز همان قشر جمعیتی، شعارهای طرفدارانه از پهلوی سر می‌دهد، نشان می‌دهد که نقاط مرجع سیاسی ایران تا چه اندازه عمیق و بی‌سروصدا تغییر کرده‌اند.

 

برای دانشجویان امروز، که بیشترشان دهه‌ها پس از انقلاب به دنیا آمده‌اند، شاه شخصیتی تاریخی و نمادین است، نه فردی که بتوانند از روی خاطره با او هم‌ذات‌پنداری کنند. در مقابل جمهوری اسلامی که تمام عمر خود را با آن زیسته‌اند، دوره پهلوی نمایانگر ایرانی بدون سلطه روحانیت، بدون تحمیل ایدئولوژی بر زندگی روزمره است و برای کسانی که می‌خواهند ثمره کار ایرانیان در داخل کشور مصرف شود،نیز بدون هدررفت ثروت ملی در جنگ‌های نیابتی منطقه‌ای است.

در ادامه این مقاله آمده، همگرایی بازاریان و دانشجویان پدیده‌ای نادر و از نظر سیاسی انفجاری است. هرگاه این دو نیرو در کنار هم حرکت کرده‌اند، حکومت‌های ایران برای بقا با مشکل جدی مواجه شده‌اند. در سال ۱۳۵۷، اتحاد آن‌ها به سقوط نظام پادشاهی انجامید. در سال ۲۰۲۵، آن‌ها بار دیگر در حال همگرایی هستند؛ این بار علیه همان سیستمی که به قدرت رسیدنش کمک کردند.

پیش‌آمدن پهلوی و تعیین مرزها

در چنین فضایی که شاهزاده رضا پهلوی به کانون اصلی توجه اپوزیسیون پراکنده ایران تبدیل شده است، دوشنبه شب همزمان با تشدید اعتراض‌ها، پیامی عمومی صادر کرد و گفت: «امروز زمان همبستگی بیشتر است…من از همه اقشار جامعه می‌خواهم که به شهروندان خود در خیابان‌ها بپیوندند و صدای خود را برای مطالبه سرنگونی این نظام بلند کنند.»

این پیام در ادامه ماه‌ها موضع‌گیری هرچه سیاسی‌تر او صادر شد.

پیشتر وی در یک کنفرانس خبری در پاریس آشکارا خواستار «تغییر رژیم» شده بود و برنامه‌هایی برای تشکیل یک جبهه گسترده اپوزیسیون تدوین کرده بود. او سرکوب اعتراضات را محکوم کرد و به دولت‌های غربی هشدار داد که از فراهم کردن راه‌های نجات اقتصادی یا دیپلماتیک برای رژیم خودداری کنند. مهم‌تر از همه، اصول بنیادین ایرانِ پس از جمهوری اسلامی را ترسیم کرد: حفظ تمامیت ارضی، برابری همه شهروندان، آزادی‌های فردی و جدایی دین از دولت.

در همان حضور در پاریس، پهلوی مستقیما خامنه‌ای را خطاب قرار داد و از او خواست کناره‌گیری کند و وعده دادرسی عادلانه داد : «بیش از آنچه تاکنون به هر ایرانی داده‌ای». او این لحظه را «لحظه دیوار برلین» ایران توصیف کرد؛ نشانه‌ای از یک گسست روانی، نه تصرف فوری قدرت.

این پیام در یک گردهمایی بزرگ اپوزیسیون در مونیخ در ماه ژوئیه تقویت شد؛ جایی که پهلوی بیش از ۵۰۰ مخالف ایرانی از طیف‌های مختلف ایدئولوژیک را گرد هم آورد. پادشاهی‌خواهان و جمهوری‌خواهان، فعالان سکولار، رهبران قومی، هنرمندان، ورزشکاران و زندانیان سیاسی سابق در آنچه برگزارکنندگان «گسترده‌ترین ائتلاف اپوزیسیون در دهه‌های اخیر» خواندند، شرکت کردند.

 

در آنجا پهلوی، راهبردی پنج‌محوری برای تغییر بنیادین ترسیم کرد: حداکثر فشار بین‌المللی بر رژیم، حداکثر حمایت از مردم ایران، تشویق ریزش نیروها از درون سیستم، بسیج و سازمان‌دهی گسترده، و برنامه‌ریزی دقیق برای بازسازی اقتصادی و سیاسی ایران. او همچنین «دفترچه دوران اضطرار» را ارائه داد و تأکید کرد که نظام آینده ‌ایران -از جمله پادشاهی- باید از طریق همه‌پرسی ملی تعیین شود.

پهلوی بارها، در پاریس، مونیخ و بیانیه‌های بعدی، تأکید کرده است که به دنبال تصدی مقام سیاسی نیست و تاج‌وتخت را تنها در صورت انتخاب از طریق رأی دموکراتیک خواهد پذیرفت. یادآوری این نکته مهم است که پهلوی منتظر نیست که ناگهان وارد صحنه شود و مردم ایران را مجذوب کند؛ او مایل است بگذارد خودشان آینده‌شان را انتخاب کنند. با این حال، صداهایی که از خیابان‌ها به گوش می‌رسد نشان می‌دهد که او از حمایت مردمیِ قابل‌توجهی در میان معترضان برخوردار است.

یکی از مخالفان در تبعید جمهوری اسلامی به روزنامه «اورشلیم‌ پست» گفت: «کاملا روشن است که مردم رهبری شاهزاده رضا پهلوی را پذیرفته‌اند. اکنون این به عهده شاهزاده است که دایره خود را گسترش دهد و نشان دهد کادرهای حرفه‌ای‌اش می‌توانند اداره کشور را به دست بگیرند. در آن صورت، ارتش می‌تواند به مردم بپیوندد. این سناریویی است که در صورت تداوم اعتراض‌ها ممکن است رخ دهد.»

در پایان این مقاله آمده، اینکه آیا اعتراض‌های کنونی ایران شتاب خود را حفظ خواهند کرد یا نه، هنوز نامشخص است. حکومت ممکن است در نهایت سرکوب را تشدید کند و عزم معترضان را به آزمایش بگذارد.

اما چیزی برگشت‌ناپذیر در خیابان‌های جمهوری اسلامی رخ داده است: مردم خواستار بازگشت پادشاه خود هستند.

 

منبع:کیهان لندن