در جریان جنگ جهانی دوم، غیرنظامیانی که بهعنوان پارتیزانها علیه آلمان نازی سلاح به دست گرفتند، برای آزادسازی سرزمین خود جنگیدند و نیروهای اساس را هدف قرار دادند، هرگز «تروریست» نامیده نشدند. تاریخ آنان را بهعنوان مبارزان آزادی به رسمیت میشناسد.
ایرانیان تفاوتی با آنان ندارند.
ایرانیانی که در استانهای ایلام و لرستان برای دفاع از جان خود در برابر نیروهای امنیتی تروریستیِ رژیم اسلامی سلاح به دست گرفتهاند، هیچ تفاوتی با پارتیزانهای اروپایی که در برابر اشغال و ترور دولتی نازیها ایستادند، ندارند.
واقعیت این است: همهی ۳٬۵۰۰ ایرانی که در روزهای اخیر بهدست رژیم کشته شدند، معترضانِ بیسلاح بودند که مسالمتآمیز اعتراض میکردند. آنها هیچ سلاحی نداشتند و هیچ تهدیدی محسوب نمیشدند.
با این حال، نیروهای امنیتی رژیم زنان و مردان جوان و نوجوانان را به قتل رساندند؛ بسیاری از آنان در مسیر دانشگاه، در راه بازگشت به خانه، یا درحال بازگشت از اعتراضات هدف قرار گرفته شدند. آنها نشانه گرفته شدند، شکار شدند، در خیابانها ترور شدند.
وقتی رژیمی بهطور سیستماتیک غیرنظامیانِ بیسلاح را میکشد، پیکرها را مصادره میکند، قربانیان را در گورهای بینامونشان دفن میکند و علیه مردم خود جنگ به راه میاندازد، پرسش این نیست که چرا مردم مقاومت میکنند.
پرسش واقعی این است:
چرا باید از مردم انتظار داشت در برابر چنین رژیم تروریستیای مقاومت نکنند؟
