ترامپ و نتانیاهو «نمایش اتحاد» را بر تصمیمگیری قاطع درباره ایران ترجیح دادند

روزنامه هاآرتص در تحلیلی از دیدار اخیر دونالد ترامپ و بنیامین نتانیاهو نوشت نشست سهساعته دو رهبر در کاخ سفید بیش از آنکه به تصمیمی مشخص درباره ایران یا غزه منجر شود، تلاشی برای نمایش یک جبهه متحد بود؛ آن هم در شرایطی که اختلافات راهبردی میان دو طرف همچنان پابرجاست.
به گزارش هاآرتص، رییس جمهوری آمریکا پس از این دیدار اعلام کرد «هیچ چیز قطعی» حاصل نشده است؛ عبارتی که بهگفته تحلیلگر این روزنامه، نشاندهنده فاصله میان انتظارات و واقعیت مذاکرات بود. با وجود نمایش همبستگی، در زیر سطح اختلافهایی جدی درباره ماهیت هرگونه توافق احتمالی با حکومت ایران وجود دارد. نخستوزیر اسرائیل بهطور صریح تاکید کرده که هر توافقی باید شامل محدودیتهای سختگیرانه بر برنامه موشکهای بالستیک حکومت ایران باشد، در حالی که موضع دولت ترامپ در این باره متناقض توصیف شده است.
بر اساس این گزارش، سیاست آمریکا درباره ایران «نوسانی» بوده است؛ بهگونهای که ترامپ گاه بر لزوم توافقی جامع شامل برنامه موشکی، قطع حمایت از نیروهای نیابتی منطقهای و نحوه برخورد تهران با معترضان داخلی تاکید میکند، اما در مواردی دیگر از کفایت توافقی محدود به برنامه هستهای سخن گفته است. این دوگانگی حتی در درون دولت آمریکا نیز دیده میشود و مقامهایی مانند مارکو روبیو و جیدی ونس مواضعی متفاوت بیان کردهاند.
ترامپ پس از دیدار با نتانیاهو: امیدوارم حکومت ایران این بار منطقیتر و مسئولانهتر عمل کند
هاآرتص همچنین نوشت که هر دو رهبر منافع مشترکی در حفظ روابط نزدیک دارند؛ نتانیاهو با انتخابات پیشروی کنست روبهروست و ترامپ نیز در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا قرار دارد. از این رو، بهنظر میرسد هر دو ترجیح دادهاند از ایجاد تنش علنی میان خود پرهیز کنند.
بهنوشته این روزنامه، اگرچه ترامپ در گذشته گزینه اقدام نظامی علیه ایران را مطرح کرده بود، اکنون بهنظر میرسد تمایل بیشتری به راهحل دیپلماتیک دارد؛ مسیری که میتواند بدون ورود به جنگی گسترده، دستاوردی سیاسی برای او رقم بزند. در مقابل، نتانیاهو تلاش دارد گزینه اقدام نظامی علیه ایران همچنان روی میز باقی بماند، بیآنکه چنین جلوه کند که اسرائیل آمریکا را به این سمت سوق میدهد.
هاآرتص در پایان نتیجه میگیرد که ترامپ و نتانیاهو بار دیگر حفظ ظاهر اتحاد و ملاحظات سیاسی داخلی را بر اتخاذ تصمیمی قاطع درباره ایران ترجیح دادهاند؛ اما پرسش اینجاست که این موازنه شکننده تا چه زمانی قابل دوام خواهد بود.

پس از انتقادها به نامه تبریک آنتونیو گوترش به مسعود پزشکیان به مناسبت ۲۲ بهمن، سازمان ملل اعلام کرد این پیام در چارچوب «روالی استاندارد» و از قبل تعیین شده ارسال شده است.
استفان دوجاریک، سخنگوی دبیرکل سازمان ملل، به ایراناینترنشنال گفت نامه تبریک دبیرکل به مناسبت روز ملی که تاریخ آن از سوی دولتهای عضو تعیین میشود در چارچوب رویهای ارسال شده که دهههاست برای مناسبتهای ملی کشورهای عضو سازمان ملل اجرا میشود.
بر اساس توضیح دفتر سخنگو، هر کشور عضو در روز ملی خود نامهای با متن یکسان دریافت میکند. این پیامها از پیش آماده شدهاند و به معنای تایید سیاستهای هیچ دولتی نیستند و نشاندهنده تغییر موضع سازمان ملل در قبال هیچ کشور عضوی محسوب نمیشوند.
این موضعگیری بهطور علنی نیز تکرار شد. دوجاریک در نشست خبری روزانه سازمان ملل تاکید کرد این نامه «نباید از سوی دریافتکنندگان آن به عنوان تایید هرگونه سیاستی که آن دولت در پیش گرفته تلقی شود.»
تصویری از نامههای ارسال شده دبیرکل به جمهوری اسلامی و جمهوری گامبیا
این نامه در زمانی صادر شد که ایران با موج تازهای از توجه و انتقادهای بینالمللی درباره سرکوبها، بازداشتها و گزارشهای مربوط به برخوردهای خشونتآمیز روبهروست. در هفتههای اخیر، خانوادههای متعددی در سراسر کشور در سوگ عزیزان خود بودهاند و نهادهای حقوق بشری همچنان از بازداشتها و اقدامات سختگیرانه امنیتی گزارش میدهند.
منتقدان میگویند حتی اگر این نامه در چارچوب یک روال اداری قدیمی ارسال شده باشد، زمانبندی آن در شرایطی که جامعه ایران با اندوه و تنش سیاسی روبهروست، نابهجا به نظر میرسد. به باور آنان، لحن تبریکآمیز این پیام ممکن است از واقعیت زندگی بسیاری از ایرانیانی که همچنان خواستار پاسخگویی و تغییرات سیاسی هستند، فاصله داشته باشد.
رسانههای وابسته به جمهوری اسلامی این نامه را بهطور گسترده بازتاب دادند و آن را نشانهای از مشروعیت بینالمللی حکومت معرفی کردند؛ بازتابی که به گفته برخی فعالان و اعضای جامعه ایرانیان خارج از کشور، میتواند در داخل کشور مورد بهرهبرداری سیاسی قرار گیرد.
سازمان ملل در سالهای گذشته بارها در مجامع مختلف، از جمله از طریق گزارشهای دفتر کمیسر عالی حقوق بشر و بحثهای مطرحشده در شورای حقوق بشر و مجمع عمومی، نگرانیهای خود را درباره وضعیت حقوق بشر در ایران مطرح کرده است. مقامهای این نهاد تاکید دارند که پروتکلهای دیپلماتیک جدا از سازوکارهای نظارتی و گزارشدهی حقوق بشری عمل میکنند.
با این حال، این رویداد بار دیگر نشان داد که حتی اقدامات تشریفاتی و مبتنی بر روال اداری نیز میتوانند در بستر سیاسی و اجتماعی حساس، واکنشبرانگیز شوند. به باور منتقدان، حتی اگر اقدامی رویهای باشد، زمانبندی آن اهمیت دارد.

نمایندگان پارلمان اروپا در نشست ۲۲ بهمن با تمرکز بر سرکوب گسترده در ایران، از قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی حمایت کرده و همزمان خواستار تشدید تحریمها و بررسی ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به مراجع بینالمللی از جمله دادگاههای لاهه شدند.
نمایندگان پارلمان اروپا در این نشست که در استراسبورگ برگزار شد با محوریت «سرکوب سیستماتیک، شرایط غیرانسانی و بازداشتهای خودسرانه در ایران»، جمهوری اسلامی را به نقض گسترده حقوق بشر متهم کردند، خواستار اجرای کامل تحریمها علیه سپاه پاسداران شدند.
محکومیت «خشونت، اعدام و قتل»
آنتونیو لوپز ایستوریس، نماینده اسپانیا در پارلمان اروپا در سخنرانی خود گفت: «ما اینجا هستیم تا خشونت رژیم آیتاللهها را محکوم کنیم. از زمان خیزش مردم، رژیم بار دیگر نشان داده که هیچ رحم و مروتی برای شهروندان خود ندارد: خشونت، اعدام، قتل.»
او با اشاره به گزارشهای نهادهای حقوق بشری افزود که آمار کشتار «کودکان، زنان، سالمندان، مسیحیان، بهائیان، کردها و بلوچها» رو به افزایش است و تاکید کرد: «ما خواستار آزادی همه بازداشتشدگان و زندانیان سیاسی هستیم.»
تاکید بر آزادی زندانیان و طرح نام نرگس محمدی
لوچیا آنونزیاتا، نماینده ایتالیا در پارلمان در معرفی قطعنامه مربوط به ایران گفت این متن «بار دیگر از مقامات ایرانی میخواهد همه کسانی را که صرفاً به دلیل استفاده مسالمتآمیز از حق آزادی بیان زندانی شدهاند، بدون قید و شرط آزاد کنند.»
او به طور ویژه از نرگس محمدی نام برد و گفت: «او امروز نماد سرکوب رژیم و در عین حال نماد تابآوری مردم ایران است.»
بر اساس برنامه رسمی، رایگیری درباره قطعنامه پیشنهادی قرار است روز پنجشنبه ۲۳ بهمن برگزار شود.
جنایت علیه بشریت و نقش سپاه
ریچاردز کولز، نماینده لتونی در پارلمان با استناد به گزارشهای درزکرده مدعی شد شمار کشتهشدگان به دهها هزار نفر میرسد و افزود: «این اقدامات به آستانه جنایت علیه بشریت میرسد.»
او سپاه پاسداران را مسئول «سازماندهی این ماشین سرکوب» دانست و خواستار «گسترش تحریمها علیه همه اعضای سپاه، دادستانها و مسئولان زندانها» شد.
سپاه «تروریست» است، اما کافی نیست
هلموت براندشتاتر، نماینده اتریش در پارلمان گفت: «ما دوباره میگوییم سپاه پاسداران تروریست است، اما این فقط آغاز کار است. اکنون باید پیامدها [این تصمیم] را اجرا کنیم.»
او بر ممنوعیت هرگونه تجارت با نهادهای وابسته به سپاه تاکید کرد و افزود: «ستون فقرات اقتصاد ایران همین سپاه است که در اروپا پول درمیآورد تا مردم خود را سرکوب کند.»
درخواست ارجاع پرونده حکومت ایران به دادگاه لاهه
در بخش مهمی از نشست، موضوع ارجاع پرونده جمهوری اسلامی به مراجع قضایی بینالمللی در لاهه بهطور صریح مطرح شد.
راینهولد لوپاتکا، نماینده اتریش در پارلمان با اشاره به مرگ مهسا امینی و تحولات اخیر گفت: «ایرانیان همچنان تحت سرکوب سیستماتیک زندگی میکنند؛ بازداشتهای خودسرانه و کشتار، واقعیت روزمره است.»
لوپاتکا با اشاره به آنچه «سرکوب سیستماتیک، بازداشتهای خودسرانه و کشتار معترضان» خواند، تاکید کرد: «ما باید هر آنچه در توان داریم انجام دهیم تا ایران را به دیوان بینالمللی دادگستری در لاهه بکشانیم.»
این موضع در چارچوب درخواست گستردهتر نمایندگان برای پایان دادن به مصونیت مقامات جمهوری اسلامی و ایجاد سازوکارهای موثر پاسخگویی بینالمللی مطرح شد؛ رویکردی که نشان میدهد بخشی از پارلمان اروپا دیگر صرفاً به تحریمهای سیاسی بسنده نمیکند و به دنبال پیگیری حقوقی در سطح بینالمللی است.
«رژیمی که از نسل جوان میترسد»
عبیر السهلانی، نماینده سوئد در پارلمان اظهار داشت: «آنچه در ایران میبینیم قدرت نیست، ترس است. رژیمی که از زنان جوان و دانشجویان میترسد.» او خطاب به رهبران جمهوری اسلامی گفت: «شما میتوانید بدنها را زندانی کنید، اما تاریخ را هرگز.»
درخواست برای اقدام فراتر از قطعنامه
دنیل آتارد، نماینده مالت در پارلمان تصریح کرد: «در برابر این جنایات، مسئولیت داریم از کلمات به اقدام برویم. اروپا نمیتواند محتاط بماند در حالی که مردم اعدام میشوند.»
آفرودیتی لاتینوپولوس، نماینده یونان در پارلمان نیز با انتقاد از آنچه «بیعملی اروپا» خواند، گفت: «در کمتر از دو ماه، بیش از سی هزار نفر کشته شدهاند… ما باید اقدام کنیم، چون کلمات کسی را نجات نمیدهد.»
شاهزاده رضا پهلوی صدای مردم ایران
سباستین تینکینن، نماینده فنلاند در پارلمان گفت پیام او به رییس پارلمان اروپا روشن بوده است: «این مجلس باید صدای مردم ایران را بشنود، و آن صدا رضا پهلوی است.» او از پارلمان خواست در انتخاب مخاطبان خود برای گفتوگو درباره آینده ایران تجدیدنظر کند.
ایزابلا توالییری، نماینده ایتالیا در پارلمان، نیز با اشاره به «چهلوهفتمین سالگرد انقلاب» گفت: «برای ۴۷ سال، رژیم اسلامگرا در ایران از طریق ترس، شکنجه و بازداشتهای خودسرانه حکومت کرده است.»
او افزود پیامش به رییس پارلمان اروپا این بوده که «این مجلس باید صدای مردم ایران را بشنود» و تاکید کرد: «آن صدا رضا پهلوی است؛ رهبری روشن و متحدکننده که مردم ایران خودشان او را به رسمیت میشناسند.»
او در پایان سخنانش تصویری از علی خامنهای را پاره کرد و به همین دلیل از ریاست جلسه تذکر گرفت.
موضع کمیسیون اروپا
مارتا کوس، کمیسر اتحادیه اروپا، در پایان نشست اعلام کرد وضعیت حقوق بشر در ایران «بهشدت نگرانکننده» است و گفت: «افزایش چشمگیر اعدامها، دستکم ۱۵۰۰ مورد در سال ۲۰۲۵، مایه نگرانی عمیق است.»
او یادآور شد که اتحادیه اروپا از سال ۲۰۱۱ تحریمهای حقوق بشری علیه مسئولان نقض حقوق بشر در ایران اعمال کرده و اخیراً نیز سپاه پاسداران را در فهرست سازمانهای تروریستی قرار داده است.
دیدهبان حقوق بشر: مقامهای جمهوری اسلامی مرتکب قتلعامهای دستهجمعی شدند
کمیسیون همچنین از تمدید ماموریت «هیات حقیقتیاب سازمان ملل» و «گزارشگر ویژه سازمان ملل درباره ایران» حمایت کرده و تاکید کرد: «استفاده از خشونت علیه شهروندانی که حقوق بنیادین خود را اعمال میکنند، با پاسخ قاطع اتحادیه اروپا مواجه خواهد شد.»
کوس در جمعبندی گفت: «پاسخ اتحادیه اروپا هر زمان که حقوق مردم ایران پایمال شود قاطع خواهد بود. حق دسترسی به اطلاعات و اینترنت نه قابل مذاکره است و نه قابل تفسیر.»
نشست پارلمان اروپا نشان داد که اجماع قابلتوجهی میان گروههای مختلف سیاسی این نهاد درباره محکومیت سرکوب در ایران شکل گرفته است. اجرای کامل تحریمها علیه سپاه پاسداران، پیگیری پاسخگویی بینالمللی و حمایت از جامعه مدنی ایران، محور اصلی سخنان نمایندگان بود.

شبکه حقوق بشر کردستان در گزارشی با اشاره به کشته شدن هزاران نفر در اعتراضات مردمی دیماه نوشت تاکنون توانسته است از طریق گفتوگو با منابع مطلع، نام و مشخصات ۲۳۲ شهروند کرد را که در جریان سرکوب اعتراضات در شهرهای مختلف ایران جان باختهاند، تایید و ثبت کند.
این نهاد حقوق بشری چهارشنبه ۲۲ بهمن در مورد کشتار بیسابقه معترضان که اوج آن در ۱۸ و ۱۹ دی بود، نوشت این کشتار «بار دیگر و به شکلی آشکارتر و هولناکتر، ماهیت اقتدارگرایانه، سرکوبگر و ناقض حقوق بشر جمهوری اسلامی را نمایان ساخت.»
شبکه حقوق بشر کردستان در ادامه گزارش خود پس از اشاره به قطع اینترنت و اختلال گسترده در خطوط تلفن و پیامرسانها توسط جمهوری اسلامی، افزود که این اقدامات «با هدف قطع ارتباط شهروندان در داخل کشور با یکدیگر و جلوگیری از انتشار اخبار، تصاویر و مستندات مربوط به اعتراضات و کشتار به خارج از ایران صورت گرفت.»
این نهاد حقوق بشری نوشت که «با وجود دشواریها و محدودیتهای گسترده ارتباطی با داخل ایران و همچنین فشارها و تهدیدهای امنیتی حکومت علیه خانوادهها با هدف جلوگیری از انتشار خبر کشته شدن عزیزانشان»، تاکنون توانسته است نام و مشخصات ۲۳۲ شهروند کرد را که در جریان سرکوب اعتراضات جان باختهاند، تایید و ثبت کند.
پیشتر شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرده است که ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
در گزارش شبکه حقوق بشر کردستان نوشته شد که اطلاعات مربوط به شمار دیگری از افرادی که گزارش شده است در جریان این اعتراضات کشته شدهاند، در اختیار شبکه حقوق بشر کردستان قرار دارد و بررسیهای تکمیلی برای تایید نهایی این موارد همچنان ادامه دارد.
بر اساس این داده های تایید شده، از مجموع این ۲۳۲ جانباخته، ۷۹ نفر در استان کرمانشاه (۶۲ نفر در شهر کرمانشاه، ۱۵ نفر در اسلامآباد غرب، یک نفر در هرسین و یک نفر در کنگاور)، ۱۱ نفر در استان ایلام (۵ نفر در شهر ایلام، ۵ نفر در ملکشاهی و یک نفر در زرنه ایوان غرب)، ۷۳ نفر در استان تهران، ۲۸ نفر در استان البرز (کرج)، ۱۲ نفر در استان خراسان رضوی (۸ نفر در مشهد و ۴ نفر در چناران)، ۱۱ نفر در اسفراین استان خراسان شمالی، ۵ نفر در استان گیلان، سه نفر در استان قزوین، دو نفر در کوهدشت و نورآباد دلفان استان لرستان؛ دو نفر در استان اصفهان، دو نفر در استان مرکزی، یک نفر در بیجار استان کردستان، یک نفر در آبادان استان خوزستان، یک نفر در چالوس استان مازندران و یک نفر در قشم استان هرمزگان، جانباختند.
بر اساس این گزارش، ۳۱ نفر از جانباختگان از جامعه یارسان بودهاند.
به نوشته این گزارش همچنین بخش قابل توجهی از جانباختگان جوان و بزرگسال به قشر کارگر تعلق داشتند.
اسامی کودکان کشته شده به دست نیروهای جمهوری اسلامی
این سازمان حقوق بشری نوشت ۲۰ نفر از جانباختگان، کودک زیر ۱۸ سال بودند که شماری از آنان به دلیل شرایط اقتصادی خانواده، ناچار به اشتغال برای تامین بخشی از هزینههای معیشتی بودند. از جمله کودکان زیر ۱۸ سال که در اعتراضات سراسری در کرمانشاه به دست نیروهای حکومتی جمهوری اسلامی کشته شدند، ابوالفضل فعلهگری، ۱۶ ساله؛ اسرا طاووسینیا، ۱۴ ساله؛ امیرعلی عباسیفر (دوکانهای)، ۱۷ ساله؛ امیرعلی حیدری، ۱۷ ساله؛ امیرمحمد اربابپوری، ۱۶ ساله؛ رضا قنبری، ۱۶ ساله؛ محمدمتین باقری، ۱۶ ساله؛ ملینا اسدی، کودک ۳ ساله؛ نازنینزهرا صالحی، ۱۳ ساله، بودهاند.
این گزارش حاکی است که در ملکشاهی در استان ایلام هم محمدرضا کرمی، ۱۶ ساله، در جریان اعتراضات کشته شد.
در استان تهران هم آرین قاسمیزاده، ۱۴ ساله؛ امیرمحمد صفری، ۱۵ ساله؛ امیرمهدی مرادی، ۱۳ ساله؛ حیدرعلی براتی کردکانلو، ۱۵ ساله؛ ریبین مرادی، ۱۷ ساله؛ سام صحبتزاده، ۱۴ ساله؛ علی عباسی، ۱۸ ساله، علیرضا صیدی، ۱۶ ساله؛ و محمدرضا عبدالرحمنزاده، ۱۶ ساله، کشته شدند.
همچنین در استان البرز ثنا توسنگی، ۱۲ ساله؛ و رضا کاووسی، ۱۶ ساله، به دست ماموران حکومتی کشته شدند.
بر اساس گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، اکثر این کودکان زیر ۱۸ سال، کودکان کار بودند.
شهادت خانوادههای کشتهشدگان در مورد استفاده گسترده نیروهای حکومتی از سلاحهای جنگی
این سازمان اشاره کرد که بر اساس شهادت دستکم ۱۰۰ نفر از اعضای خانوادههای جانباختگان در داخل ایران، نیروهای نظامی-امنیتی جمهوری اسلامی در جریان سرکوب اعتراضات، به طور گسترده از سلاح جنگی استفاده کرده و در بسیاری از موارد، معترضان را به صورت مستقیم و با هدف قرار دادن ناحیه سر مورد هدف تیراندازی قرار دادهاند.
همچنین شماری از این خانوادهها گزارش دادهاند که بستگان آنان در زمان وقوع اعتراضات صرفا به دلیل حضور در آن محل، توسط یگانهای موتوری یا نیروهای بسیج سپاه پاسداران که سوار بر خودروهای شخصی بودهاند، از فاصله نزدیک یا از پشت سر هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شدهاند.
بر همین اساس، یکی از الگوهای مشخص سرکوب در اعتراضات، استفاده نیروهای سپاه پاسداران و بسیج از خودروهای شخصی برای نزدیک شدن به شهروندان در محلههایی بوده که اعتراضات به صورت پراکنده یا بدون تجمع گسترده جریان داشته است.
علاوه براین، در شبهای ۱۸ و ۱۹ دی، تک تیراندازان سپاه پاسداران بر بام تعدادی از ساختمانها در شهرهای کرمانشاه و اسلامآباد غرب مستقر شدند و به صورت هدفمند معترضان را هدف تیراندازی قرار دادند.
شبکه حقوق بشر کردستان در ادامه گزارش خود به نقل از دو شاهد عینی از وجود صدها پیکر در پزشکی قانونی کرمانشاه خبر داد و اضافه کرد در شماری از موارد، نهادهای امنیتی برای تحویل پیکر جانباختگان، مبالغ سنگینی از خانوادهها مطالبه کردهاند.
بر اساس این گزارش، در موارد دیگر، خانوادهها برای دریافت پیکر عزیزان خود ناچار شدهاند با ثبت علت مرگ در گواهی فوت تحت عناوینی نظیر «سقوط از ارتفاع» و «سکته قلبی» یا دلایلی غیر از اصابت گلوله موافقت کنند. همچنین در موارد متعددی، خانوادهها تحت فشار و تهدید قرار گرفتهاند تا فرد جان باخته را «عضو بسیج» معرفی کنند و مسئولیت قتل را به معترضان نسبت دهند.
این شبکه افزود در شماری از موارد، نهادهای حکومتی از صدور مجوز خاکسپاری جانباختگان در آرامستانهای شهر محل سکونت آنان یا از انتقال پیکر به زادگاهشان جلوگیری کردهاند و در نتیجه، خانوادهها ناچار شدهاند پیکر عزیزان خود را برای دفن به شهرها یا روستاهای دیگر منتقل کنند.
همچنین در مواردی، خانوادهها و در حتی شهروندان حاضر در محل، به دلیل نگرانی از ربایش پیکر جانباختگان توسط نیروهای حکومتی، اقدام به انتقال پیکرها از خیابان به منازل مسکونی کرده و یا ناچار شدهاند بدون اطلاعرسانی عمومی و خارج از تشریفات معمول، پیکر عزیزان خود را به صورت شبانه و مخفیانه به خاک بسپارند.

گروهی از سناتورهای دموکرات ایالات متحده از مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، خواستند تا اخراج پناهجویان ایرانی را متوقف کند.
در نامه ۱۰ سناتور دموکرات مجلس سنای ایالات متحده به روبیو ضمن اشاره به گزارشهای پنج ماه قبل رسانهها و فعالان حقوق بشر ایرانی - آمریکایی، در مورد توافق دولت ترامپ با جمهوری اسلامی برای بازگرداندن شهروندان ایرانی از آمریکا به ایران، نوشته شد که ۴۵ نفر در اواخر ماه سپتامبر یا اوایل اکتبر سال گذشته از طریق قطر به تهران بازگردانده شدند.
به نوشته این نامه، ۵۰ ایرانی در هفته نخست دسامبر سال گذشته میلادی از طریق کویت به ایران و ۱۴ نفر دیگر در روزهای پایانی ماه ژانویه از آمریکا اخراج شدند.
امضاکنندگان نامه اشاره کردند که اگر شیوع گسترده سرخک در بازداشتگاه نبود و همچنین واکنشهای گسترده دو حزبی وجود نداشت، آمار اخراجیها بسیار بالاتر میبود.
آنها با تاکید بر «پرونده وحشتناک حقوق بشری» جمهوری اسلامی، به شدت ابراز نگرانی کردند که دولت ترامپ باز هم اقدام به اخراج شمار دیگری از ایرانیان کند.
در این نامه نوشته شده است که اخراجشدگان پس از رسیدن به ایران تحت بازجویی یا شکنجه قرار خواهند گرفت و در نتیجه این اقدام را خلاف قوانین ایالات متحده یا بینالمللی دانستند.
۱۰ سناتور امضاکننده نامه به روبیو ضمن اشاره به سخنان او و دیگر اعضای دولت ترامپ در مورد نقض گسترده حقوق بشر در ایران از سوی رژیم جمهوری اسلامی و از جمله کشتار معترضان در اعتراضات دیماه، نوشتند که دولت ترامپ تصمیم گرفته است شهروندان ایرانی را به همان جایی که برای نجات جان خود از آنجا گریختهاند، بازگرداند.
آنها همچنین از روبیو و دولت ترامپ خواستند تا قوانین ایالات متحده و بینالمللی را با بازگرداندن مردم نقض نکنند.
این نامه به امضای سناتورها تیم کین، پیتر ولش، جین شاهین، مارک وارنر، آدام شیف، کریس وان هولن، جفری مرکلی، آنجلا دی آلسو بروکس، مایکل بنت و ران وایدن رسیده است.
پیشتر در ارتباط با این موضوع، یکی از ۱۲۰ ایرانی اخراجشده از آمریکا در گفتوگو با ایراناینترنشنال از بدرفتاری در بازداشتگاههای ایالاتمتحده با آنها و استفاده از زور در روند انتقال این گروه به ایران خبر داده بود.
روایت یکی از ۱۲۰ ایرانی بازگرداندهشده از آمریکا: ۲۵۰۰ نفر دیگر در انتظار اخراج هستند
پیش از این هم دیو مین و یاسمین انصاری، دو عضو دموکرات مجلس نمایندگان ایالات متحده، چهارم بهمن در بیانیهای با انتقاد از اخراج مهاجران ایرانی از آمریکا نوشتند: «نمیتوانید مدعی ایستادن در کنار مردم ایران باشید، اما آنها را به حکومتی اقتدارگرا بازمیگردانید که مخالفان را میکشد و افراد کوییر را اعدام میکند.»
این دو نماینده با اشاره به هشدارهای قبلی خود به وزارت امنیت داخلی و وزارت خارجه آمریکا و پاسخگو نبودن این نهادها، تاکید کردند اکنون، در حالی که ایرانیان به دلیل مطالبه آزادی کشته و بازداشت میشوند، اخراج مهاجران ایرانی از آمریکا غیرقابل پذیرش است.
همچنین بری روزن و جان لیمبرت، دو گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران، ۱۵ بهمن در مقالهای در وبسایت انگلیسی ایراناینترنشنال، با اشاره به کشتار گسترده معترضان در ایران از اخراج پناهجویان ایرانی انتقاد کردند.
آنها ایران را کشوری گرفتار در چنگ سرکوب خشونتبار خواندند و افزودند: «دولتی که معترضان ایرانی را تشویق میکند و به آمریکاییها درباره گروگانگیری و اجبار ایران هشدار میدهد، نمیتواند همزمان افراد آسیبپذیر را به چرخدندههای سرکوب تحویل دهد.»
این دو گروگان پیشین سفارت آمریکا در ایران ضمن اینکه از دولت ترامپ خواستند اخراج پناهجویان ایرانی و فرستادن آنها به ایران را متوقف کند، از کنگره ایالات متحده نیز خواستند که از دولت در این مورد توضیح بخواهد.

در روزهای گذشته تقریبا همه کشورهای خاورمیانه بهطور کمسابقهای بهدنبال جلوگیری از شروع جنگی گسترده بین جمهوری اسلامی و آمریکا بودهاند. آنها چنین جنگی را بهعنوان وضعیت باخت-باخت میفهمند.
این اجماع لفظی تصادفی نیست؛ حاصل تجربه یک دهه جنگهای منطقهای، فشار افکار عمومیِ خسته از درگیری و ترس از ثباتی است که جنگ میتواند در مرزها و خیابانهای آنها ایجاد کند.
در راستای میانجیگری میان دو کشور، ترکیه، عمان، قطر، عربستان و مصر در این مدت نقش فعالی داشتهاند. جمهوری اسلامی بهواسطه تهدیدهایی که برای جنگ منطقهای، در صورت حمله آمریکا انجام داده، در تلاش است تا از نگرانیهای این کشورها در حوزههای مختلف استفاده کند و با تاسی به قدرت چانه زنی آنها، منطقه حائل دیپلماتیکی برای خود بسازد تا از آسیب احتمالی بگریزد یا میزان خسارت بر خورد را کمتر کند.
جمهوری اسلامی در حالی چنین تلاشی را انجام میدهد که اکثر این کشورها با آمریکا روابط بهتری دارند. آنها اما ضمن بد دانستن جنگ، خطر آن را بسیار جدی میبینند و در صورت بروز جنگ احتمالا بازیگران منفعل و همکاران غیرمستقیم آمریکا خواهند بود.
معاریو: بر اساس ارزیابیها در اسرائیل، ترامپ در نهایت به ایران حمله میکند
از مرز تا ترانزیت
بخشی از نگرانی کشورهای منطقه مربوط به مرزها و راههای ترانزیتی است. ترکیه بارها بر این دغدغه مرزی خود تاکید کرده و حتی بهدنبال ایجاد یک منطقه حائل در مرز است.
با این حال، ترکیه یکی از بیشترین مراودات منطقهای را با تهران دارد. آنکارا در هفتههای اخیر دیپلماسی قابل توجه منطقهای و بینالمللی را برای بازداشتن طرفین از جنگ ایجاد کرده است. مقامات مختلف این کشور بارها از تاثیرات مخرب جنگ در منطقه سخن گفته و به جای آن از دیپلماسی حرف زدهاند.
رجب طیب اردوغان چندین بار تاکید کرده که آنکارا جنگ جدیدی در خاورمیانه نمیخواهد و برای جلوگیری از آن تلاش میکند. هاکان فیدان، وزیر امور خارجه این کشور نیز اگرچه در آخرین اظهار نظر خود در ۹ فوریه گفت «تهدید فوری جنگ» را نمیبیند، اما هشدار داد که وضعیت جنگ و مذاکره همگام با هم در حال حرکت هستند. او تاکید کرد که حملات هوایی علیه ایران نه رژیم را ساقط میکند و نه بحران هستهای را حل میکند. او راه حل را در مذاکره مرحله به مرحله دو کشور میداند.
اگر با وجود این تلاشها جنگ آغاز شود، احتمالا ترکیه در سطح رسمی بیطرف خواهد ماند و اجازه استفاده از حریم زمینی و هواییاش را برای عملیات تهاجمی مستقیم علیه ایران نخواهد داد.
با این حال، ترکیه همکاریهای اطلاعاتی و لجستیکی محدود با آمریکا را بهشکل غیرعلنی ادامه میدهد و پایگاه اینجیرلیک همچنان یکی از مقرهای امن آمریکا باقی خواهد ماند.
همزمان، آنکارا نقش میانجی فعالتری خواهد گرفت تا آتشبس یا «توافق موقت» را تثبیت کند. انگیزه اصلی ترکیه از این اقدامات، جلوگیری از موج جدید پناهجویان و ممانعت از سرریز تحرکات قومی (بهویژه در مناطق کُردنشین) به مرزهای خود است.
همپای ترکیه مصر نیز بهرغم فاصله جغرافیایی، بهدلیل وابستگی حیاتی به امنیت کانال سوئز و دریای سرخ، عمیقا نگران تبعات جنگ است. قاهره در دیپلماسی فعال اخیر خود با محوریت بدر عبدالاطی، وزیر امور خارجه این کشور، بر ضرورت راهکارهای سیاسی برای جلوگیری از سرریز بحران به شریانهای اقتصادیاش تاکید کرده است.
در صورت وقوع جنگ، اگرچه مصر از نظر سیاسی همسو با واشنگتن و متحدان عربی باقی میماند، اما با پرهیز از مداخله نظامی، توان خود را صرف تامین امنیت کشتیرانی، مهار افکار عمومی و فشارهای بینالمللی برای آتشبس خواهد کرد تا مانع از انحراف منابع مالی محدودش به سوی یک درگیری فرسایشی و احیای فعالیت گروههای افراطی در منطقه شود.
ترامپ: احمقانه خواهد بود که حکومت ایران نخواهد به توافقی با آمریکا دست یابد
کشورهای خلیج فارس
در نقشه شطرنج سیاسی خاورمیانه، کشورهای حوزه خلیج فارس نه بهعنوان تماشاگر، بلکه در قامت بازیگرانی فعال ظاهر شدهاند که بقای امنیتی و شکوفایی اقتصادی خود را در گرو مهار تقابل میان ایران و آمریکا میبینند.
عمان، نقش کلاسیک «میانجی بیطرف» را بازی میکند. مسقط افزایش تنش را خطری حیاتی برای اقتصاد و ثبات داخلیاش میبیند. عمان در بیانیههای رسمی اخیر، از یمن تا حملات آمریکا و تشدید جنگ غزه و لبنان، بارها از «نگرانی عمیق» نسبت به هرگونه تشدید تنش نظامی در منطقه و پیامدهای آن بر امنیت خلیج فارس و آزادی ناوبری صحبت کرده و راهحل نظامی را رد کرده است و به خاطر همین، پایگاهی برای مذاکرات تهران و واشینگتن شده است.
اولویت مسقط حفظ وضعِ «بحرانِ قابلمدیریت» است، نه جنگ تمامعیار که ثبات مالی و جایگاه لجستیکی عمان را در هم بشکند، نه صلح کامل که نقش میانجیگرانهاش را بیرنگ کند.
در میان کشورهای خلیجفارس قطر وضعیتی ویژه دارد؛ از یکسو نزدیکترین شریک نظامی آمریکا در منطقه است و از سوی دیگر روابط قابل توجهی با جمهوری اسلامی دارد. مقامات قطری در مواضع رسمی اخیر، بارها هشدار دادهاند که هرگونه تشدید درگیری میان آمریکا و ایران برای منطقه «فاجعهبار» خواهد بود.
محمد بن عبدالرحمان آلثانی وزیر امور خارجه قطر، معتقد است که چنین جنگی به مرزهای دو کشور محدود نمیشود و به کل خلیج فارس آسیب میزند. از این رو قطر بهدنبال میانجیگری است.از سوی دیگر قطر به خاطر آنکه یکبار هزینه عینی این تنش را پرداخته است معتقد است که در بروز صورت جنگ، صرفا «ناظر امن» نخواهد بود. اگر جنگی درگیرد، قطر از یکسو طبق تعهدات دفاعی، پایگاه العدید را در اختیار عملیات آمریکا خواهد گذاشت و در کنار آن آمریکا نیز تعهد محافظت از این کشور را داده است.
با این حال به نظر میرسد که در محاسبه دوحه، هر موشکی که به سمت این پایگاه یا زیرساختهای گازی و تاسیسات LNG شلیک شود، مستقیما مدل اقتصادی و حتی بقای سیاسیاش را تهدید میکند.
عربستان سعودی، بعد از سرمایهگذاریهای بسیار اخیر خود نسبت به جنگ احتمالی رویکردی محتاطتر دارد و اولویت را به مهار تنش داده است. محمد بن سلمان در تماس تلفنی با مسعود پزشکیان، رییس دولت در جمهوری اسلامی، بر «ضرورت پرهیز از هر اقدامی که به تشدید تنش منجر شود» تاکید کرده و همزمان به واشینگتن پیام داده که ریاض مایل نیست خاک یا حریم هواییاش برای حمله به ایران بهکار گرفته شود.
در همین چارچوب، وزیر امور خارجه سعودی علنا از مذاکرات آمریکا و ایران در عمان حمایت کرده و آن را مؤثرترین مسیر برای کاهش تنش معرفی کرده است.
در صورت جنگ، احتمالا رفتار عربستان ترکیبی خواهد بود از همراهی سیاسی با واشینگتن، حداکثرسازی چتر دفاع هوایی و موشکی بر فراز تاسیسات نفتی و تلاش دیپلماتیک برای جلوگیری از واردشدن ضربه مستقیم ایران به خاک سعودی؛ خاطره حملات به آرامکو هنوز در حافظه امنیتی ریاض جای دارد و میتواند از این موقعیت علیه جمهوری اسلامی و برای حفاظت از منافع خود بهرهبرداری کند.
الگوی سفرهای نتانیاهو در دولت دوم ترامپ؛ چرا او مدام به آمریکا میرود؟
نگران از ایران، وابسته به آمریکا
اکثر کشورهای خاورمیانه با وجود اختلافات بسیار با جمهوری اسلامی، مخالف جنگاند نه بهخاطر صلحطلبی انتزاعی، بلکه در تلاقی وابستگی به آمریکا و آسیبپذیری در برابر ایران و بازارهای جهانی.
از یکسو میزبان پایگاهها، سرمایهها و تضمینهای امنیتی آمریکا هستند و از سوی دیگر، در تیررس موشکها، پهپادها و شبکههای نیابتی ایران. جنگ میتواند همزمان قیمت نفت را بالا ببرد که در کوتاهمدت برای برخیشان سودآور است، اما در میانمدت، ریسک تخریب تاسیسات انرژی، اخلال در عبور کشتیها از تنگه هرمز و سوئز، و فرار سرمایه را افزایش میدهد.
رهبران این کشورها با محاسبه هزینه–فایده به این نتیجه رسیدهاند که یک «بحران کنترلشده» با تهدید و مذاکره، برایشان بسیار قابلتحملتر از یک جنگ کنترلنشده است.
کشورهای منطقه امروز در پی «مدیریت تنش» هستند تا از سرریز بحران به پروژههای داخلی خود جلوگیری کنند. نقش این بازیگران بهعنوان «ضریبقدرتِ» دیپلماسی، با کاهش هزینه سیاسیِ مذاکره، فرصت «عقبنشینی آبرومندانه» را برای تهران و واشینگتن فراهم میکند.
با این حال، اگر جرقه جنگ زده شود، واکنش غالب این کشورها نه اتحاد نظامی کامل با یک طرف، بلکه تلاش برای محدودسازی دامنه درگیری و حفاظت از زیرساختهای خود خواهد بود.
منطق دوگانه «وابستگی به آمریکا» و «هراس از آسیبپذیری در برابر ایران»، آنها را به میانجیگرانی محتاط تبدیل کرده است؛ اما این موضع تا زمانی پایدار میماند که شعلههای جنگ، منافع حیاتی و ثبات اقتصادیشان را مستقیما هدف نگیرد. در صورت خروج درگیری از کنترل، به احتمال بسیار میل این کشورها به همسویی با فشارهای بینالمللی علیه تهران، بر تمایلشان به میانجیگری غلبه خواهد کرد.

فدراسیون آموزش بینالملل و اتحادیه آموزش و علم آلمان در بیانیههایی ضمن محکوم کردن دوباره کشتار معترضان در ایران، از معلمان و تشکلهای صنفی آنان در قبال فشارهای امنیتی و قصایی جمهوری اسلامی حمایت کردند.
فدراسیون آموزش بینالملل بهعنوان بزرگترین تشکل صنفی آموزشی در جهان، دوباره بر حمایت رسمی و علنی خود از شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران تاکید کرد.
در این بیانیه از اتحادیههای عضو فدراسیون آموزش بینالملل خواسته شده است تا از معلمانی که بهدلیل دفاع از آموزش عمومی باکیفیت، حقوق صنفی و آزادیهای بنیادین، با سرکوب، بازداشت و خشونت سازمانیافته روبهرو هستند، همبستگی نشان دهند.
این فدراسیون نوشت: «در شرایطی که معلمان، دانشآموزان و اعضای شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران همچنان بهدلیل دفاع از حقوق خود در زمینه آزادی بیان و تجمع مسالمتآمیز با تهدید، بازداشت و اقدامات تلافیجویانه روبهرو هستند، همبستگی شما اهمیت دارد.»
در این بیانیه از اتحادیههای عضو خواسته شده است تا «پیام کوتاهی در حمایت از آنان ارسال کنید تا تأکید شود که آموزگاران و اتحادیههایشان در مبارزه برای دموکراسی، آزادی تشکلیابی، کرامت انسانی و عدالت جنسیتی در کنار آنان ایستادهاند.»
فدراسیون آموزش بینالملل سرکوب خشونتبار غیرنظامیان و معترضان ایرانی را محکوم کرد
بیانیه اشاره میکند: «مطالبات اجتماعی و صنفی بهصورت سیستماتیک جرمانگاری شده و دستگاه قضایی و امنیتی تمامی اشکال اعتراض را سرکوب میکند.»
فدراسیون آموزش بینالملل به نقل از گزارش شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران نوشت که پس از کشتار گسترده غیرنظامیان در روزهای ۱۸و ۱۹دیماه، «فعالان صنفی معلمان بازداشتشده تحت شکنجه، اعترافات اجباری و محاکمه بدون دسترسی به وکیل قرار گرفتهاند. بازداشتشدگان با آزارهای شدید جسمی و روانی، حبس طولانیمدت در انفرادی، محرومیت از خدمات پزشکی و تهدید خانوادههایشان مواجه هستند.»
در بیانیه فدراسیون اشاره شده است در میان دهها هزار غیرنظامی کشتهشده در جریان اعتراضات، کودکان و دانشآموزان نیز حضور دارند.
فدراسیون آموزش بینالملل اضافه کرد: «هدف قرار دادن عمدی افراد زیر ۱۸سال، نقض فاحش حقوق بینالملل و حملهای مستقیم به بنیانهای جامعه است. همچنین مقامات حکومتی پزشکان، کارکنان درمانی و داوطلبانی را که به مجروحان خدمات درمانی ارائه دادهاند، هدف قرار داده و صرفاً بهدلیل نجات جان انسانها آنان را تحت شکنجه و اتهامات سنگین، از جمله اتهامات مستوجب مجازات اعدام، قرار دادهاند.»
در بیانیه به نقش مهم زنان در اعتراضات کنونی و پیشین ایران اشاره شده و آمده است که آنها بهدلیل مطالبه حقوق و آزادیهایشان با حملات و محدودیتهای خاص مواجه هستند.
فدراسیون همچنین با اشاره به «قطع گسترده اینترنت و خاموشیهای ارتباطی، که با هدف جلوگیری از مستندسازی انجام میشود»، افزود این موضوع «بازداشتشدگان را بیشازپیش منزوی کرده و دسترسی به حمایتهای حقوقی و اجتماعی را مسدود میکند.»
در این بیانیه اضافه شده است که بهدلیل تهدیدها و محدودیتها، شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران هنوز قادر به مستندسازی کامل همه معلمان بازداشتشده نیست، اما تأیید شده است که دستکم ۱۵۲ کودک و ۹ معلم، از جمله دو معلم، کشته شدهاند و دستکم ۱۳ فعال صنفی معلمان و صدها کودک در بازداشت بهسر میبرند.
فدراسیون آموزش بینالملل تاکید کرد که اقدامات خشونتبار جمهوری اسلامی با تعهدات بینالمللیاش سازگار نیست؛ بهویژه با مقاولهنامههای بنیادین سازمان بینالمللی کار و میثاقهای بینالمللی حقوق مدنی، سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی.
فدراسیون ضمن درخواست از اتحادیههای خود برای ابراز همبستگی با معلمان و فعالان صنفی آنان نوشت: «صدای شما و همبستگیتان، پیامی قدرتمند به همکاران ما در ایران خواهد رساند؛ اینکه شما تنها نیستید.»
اتحادیه آموزش و علم آلمان: دولت مرتس برای توقف اعدامها در ایران اقدام کند
اتحادیه آموزش و علم آلمان کشتار معترضان، بازداشت معلمان و نقض گسترده حقوق بشر در ایران را محکوم کرد و از دولت آلمان خواست اقدامات مشخص و فوری را در این زمینه انجام دهد.
این اتحادیه صنفی معلمان با استناد به گزارش مای ساتو، گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد درباره ایران، نوشت در روزهای ۱۸ و ۱۹ دی، کشتاری علیه معترضان صورت گرفت که هزاران کشته برجای گذاشته است.
در این ارتباط، مایکه فینرن، رییس اتحادیه آموزش و علم آلمان، از وزیر امور خارجه آلمان خواست با قاطعیت برای توقف اعدامها اقدام کند و همچنین دسترسی ناظران بینالمللی به بازداشتشدگان و آزادی آنان را پیگیری کند.
اتحادیه آموزش و علم آلمان تاکید کرد که دولت فردریش مرتس باید برای حمایت از فعالان ایرانی در معرض تهدید، امکان صدور مجوز اقامت انسانی و سیاسی را فراهم آورد و اخراج پناهجویان به ایران را متوقف کند.
فینرن همچنین در نامهای به سفارت جمهوری اسلامی در آلمان، به «کشتار گسترده، ناپدیدسازی اجباری افراد و نقض سیستماتیک حقوق بشر» اعتراض کرد.
اتحادیه آموزش و علم آلمان اعلام کرد که همراه با آموزش بینالملل خواستار توقف فوری کشتار، بازداشت و شکنجه؛آزادی فوری و بیقیدوشرط رضا مسلمی و تمامی معلمان، دانشآموزان و فعالان صنفی؛ برقراری فوری و کامل دسترسی به اینترنت و سایر ابزارهای ارتباطی است.
شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران در این مورد نوشت موضعگیری رسمی اتحادیه معلمان آلمان نشان میدهد که سرکوب معلمان و دانشآموزان در ایران صرفاً یک مسئله داخلی نیست، بلکه موضوعی با ابعاد بینالمللی و مرتبط با تعهدات حقوق بشری دولت ایران است.
شورا نوشت گسترش همبستگی جهانی با معلمان ایران نشانهای از افزایش حساسیت جامعه بینالمللی نسبت به این وضعیت است و این حمایتها میتواند گامی مؤثر در مسیر پاسخگویی، توقف خشونت و آزادی معلمان و دانشآموزان بازداشتشده باشد.
در این ارتباط، محمد داوری، سخنگوی سازمان معلمان ایران، به سایت دیدهبان ایران گفت آمار دقیقی از شمار دانشآموزان و معلمان کشتهشده، بازداشتشده و مجروح در جریان اعتراضات سراسری وجود ندارد، اما «فقط میدانیم که آمار، بهویژه در میان دانشآموزان، بالاست.»
او افزود: «پژوهشی درباره حضور در تجمعات منتشر شده است که بعد از مشاغل آزاد، دانشآموزان بیشترین فراوانی را داشتهاند. این پژوهش نشان میدهد به همان نسبت، آمار جانباختگان و مصدومان دانشآموز نیز بالاست.»
داوری گفت: «تا جایی که من شنیدهام، جانباختن حدود ۲۰۰ دانشآموز راستیآزمایی شده است.»
پیشتر شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان ایران ۱۹ در بیانیهای اعلام کرد در جریان اعتراضات سراسری، دستکم ۲۰۰ دانشآموز به دست نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی کشته شدهاند.

دیدهبان سازمان ملل متحد، مستقر در ژنو، در نامهای رسمی به آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، از او خواست فورا دعوت از عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، برای سخنرانی در افتتاحیه سالانه شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد را لغو کند.
در نامه دیدهبان سازمان ملل متحد که چهارشنبه ۲۲ بهمن برای گوترش ارسال شده، آمده است که سخنرانی عراقچی در نهاد اصلی حقوق بشر این سازمان در حضور او در چهارم اسفند، در شرایطی است که رژیم ایران در نقض شدید حقوق بشر، از جمله جنایات علیه بشریت، دست داشته است.
هیلل نویر، مدیر اجرایی دیدهبان سازمان ملل، گفت: «مایه شرمساری است که شورای حقوق بشر سازمان ملل، تریبونی را در اختیار عباس عراقچی، چهره کلیدی رژیمی که متهم به کشتار جمعی، شکنجه، اعدام و سرکوب سیستماتیک مردم خود است، قرار میدهد.»
او اضافه کرد: «تبریک دبیرکل به همین رژیم به مناسبت سالگرد به اصطلاح «انقلاب اسلامی» آن - که در آن ایدئولوژیای که منجر به دههها جنایت شده است، جشن گرفته میشود - ریاکاری را تشدید میکند.»
نویر افزود: «سازمان ملل متحد برای جلوگیری از وحشت تأسیس شد، نه برای تجلیل از کسانی که مرتکب آنها میشوند.»
او همچنین گفت: «این ظرافتهای دیپلماتیک وقتی به یک رژیم قاتل که به طور فعال مرتکب جنایات علیه بشریت میشود، تعمیم داده شود، غیرقابل دفاع میشوند» و تاکید کرد: «ما خواستار انتشار کامل نامه هستیم تا جهان دقیقاً ببیند دبیرکل سازمان ملل متحد به رژیمی که مسئول قتل، تجاوز و قتل ایرانیان به نام ایدئولوژی انقلابی خود است، چه گفته است.»
خبرگزاریها در ایران گزارش دادهاند که گوترش در نامه خود به پزشکیان در مورد سالگرد انقلاب اسلامی ۲۲ بهمن ۵۷ نوشته است:«چنین مناسبتهایی یادآور اهمیت گفتوگو و همبستگی در مواجهه با چالشهای جهانی است.»
نویر گفت: «در صورت صحت، گوترش باید توضیح دهد که چگونه چنین پیامی صلح، عدالت یا حقوق بشر را پیش میبرد.»
در این حال، دفتر سخنگوی دبیرکل سازمان ملل به ایراناینترنشنال گفت که نامه تبریک گوترش به پزشکیان به مناسبت ۲۲ بهمن، در چارچوب روالی که از دههها پیش برای مناسبتهای ملی کشورهای عضو سازمان ملل اجرا میشود، ارسال شده است.
بر اساس این توضیح، هر کشور عضو در روز ملی خود نامهای با متن کاملاً یکسان دریافت میکند و این نامهها به معنای تأیید سیاستهای هیچیک از کشورهای عضو نیست.
به گزارش سایت دیدهبان حقوق بشر، در نامه این سازمان به گوترش هشدار داده شده است که لغو نشدن دعوت از عراقچی، دیدهبان سازمان ملل متحد را مجبور خواهد کرد تا از مقامات سوئیسی بخواهد که پس از ورود به ژنو، بهدلیل جنایت علیه بشریت، طبق تعهدات قضایی جهانی سوئیس تحت قوانین بینالمللی و اساسنامه رم، دستگیری او را پیگیری کنند.
دیدهبان سازمان ملل متحد در نامه خود از دبیرکل سازمان ملل متحد خواست که قاطعانه برای محافظت از تمامیت این نهاد بینالمللی اقدام کند و به جای حمایت از عاملان آن، در کنار قربانیان سوءاستفادههای رژیم ایران بایستد.
در همین حال، نویر در ایکس نامهای اینترنتی را با درخواست برای لغو سخنرانی عراقچی در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد منتشر کرد.
در این نامه آمده است:«شرمآور است که قرار است عباس عراقچی، وزیر خارجه رژیم ایران، دوشنبه ۲۳ فوریه {چهارم اسفند} در حضور آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در ژنو سخنرانی کند».
نامه میگوید: «آقای عراقچی خون دهها هزار غیرنظامی بیگناه را به دوش میکشد. ما از درخواست دیدهبان سازمان ملل متحد مبنی بر لغو فوری دعوت از این قاتل توسط سازمان ملل متحد حمایت میکنیم.»
در نامه تاکید شده است: «در غیر این صورت، از پلیس سوئیس میخواهیم آقای عراقچی را به جرم جنایت علیه بشریت دستگیر کند.»
دیدهبان سازمان ملل متحد یک سازمان حقوق بشری مستقل غیردولتی مستقر در ژنو، سوئیس است که به نظارت بر رعایت اصول منشور آن سازمان اختصاص دارد.
پیش از این، مجمع جهانی اقتصاد ۲۹ دی با انتشار بیانیهای در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «وزیر امور خارجه ایران در اجلاس داووس شرکت نخواهد کرد.»
در این بیانیه گفته شد: «اگرچه دعوت از او در پاییز گذشته انجام شده بود، اما جان باختن تراژیک غیرنظامیان در ایران طی چند هفته گذشته بدین معناست که حضور نمایندهای از دولت ایران در اجلاس داووس در سال جاری اقدامی درست نخواهد بود.»
شورای سردبیری ایراناینترنشنال در بیانیهای با استناد به مدارک و روایتهای تازه اعلام کرد ابعاد خشونت نیروهای سرکوب جمهوری اسلامی در جریان انقلاب ملی فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر در این سرکوب هدفمند به دستور علی خامنهای، دیکتاتور تهران، کشته شدهاند.
همزمان با بیانیه مجمع جهانی اقتصاد، مدیر اجرایی دیدهبان سازمان ملل، در ایکس نوشت: «در پی برنامه ما برای ثبت شکایت کیفری نزد مقامهای سوئیس برای بازداشت عراقچی به اتهام جنایت علیه بشریت با توجه به نقش او در کشتار معترضان»، وزیر خارجه جمهوری اسلامی در نشست داووس حضور نخواهد یافت.
مجمع جهانی اقتصاد دعوت از عراقچی برای حضور در نشست سالانه خود را لغو کرد
قبل از آن هم کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۶ دی اعلام کرده بود دعوت خود از نمایندگان جمهوری اسلامی را لغو کرده است و هیچیک از مقامات رسمی حکومت ایران در نشست آتی حضور نخواهند داشت.
بنا بر اعلام کنفرانس امنیتی مونیخ، چند هفته پیش برای برخی نمایندگان جمهوری اسلامی دعوتنامههایی ارسال شده بود، اما با توجه به تحولات اخیر، این دعوتنامهها دیگر اعتبار ندارند.
در مقابل، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی، ۲۸ دی گفت تصمیم کنفرانس مونیخ برای لغو دعوت از عراقچی و دیگر مقامهای حکومت ایران «ظاهرا تحت فشار وزارت امور خارجه آلمان» اتخاذ شده است.

اطلاعات اختصاصی رسیده به ایران اینترنشنال حاکی است که دادگاه کیفری یک استان قم، صالح محمدی، کشتیگیر ۱۹ ساله، را به اتهام «قتل عمد» به «اعدام علنی در میدان نبوت قم از طریق چوبه دار» محکوم کرده است.
در حکم اولیه دادگاه که به رویت ایران اینترنشنال رسیده است، آمده است که شب ۱۸ دی ۱۴۰۴ در میدان نبوت قم، گروهی به سمت ماموران «کوکتل مولوتف» پرتاب کردند و محمد قاسمی هماپور، مامور یگان ویژه فراجا، پس از سقوط از موتورسیکلت با ضربات «چاقو و شمشیر» کشته شد.
در این حکم آمده است که با توجه به گزارش پزشکی قانونی، ۲۹ جراحت بر بدن مقتول ثبت شده و جراحت شماره ۷ به عنوان آسیب موثر در کشته شدن مامور معرفی شده است.
دادگاه این جراحت را به «چاقوی صالح محمدی» نسبت داده و مبنای اطمینان خود را «اقرارهای اخذ شده در بازجویی» اعلام کرده است.
براساس این گزارش، صالح محمدی اتهام قتل را انکار کرده و گفته است اقرارها تحت فشار اخذ شدهاند. همچنین دوربینهای مداربسته نیز چهره او را نشان ندادهاند.
این اتهامات در حالی مطرح شده است که به گفته نزدیکان صالح محمدی، او هنگام وقوع حادثه در خانه عمویش بوده است، اما دادگاه از احضار شاهدان خودداری کرده است. همچنین، به گواه ملیپوشان، مربیان و همباشگاهیهای او، صالح هرگز چاقو نداشته است.
از سوی دیگر، دادگاه برای صدور حکم اعدام به شهادت افرادی استناد کرده که هویتشان در رای صادرشده اعلام نشده است.
با وجود تلاشهای مکرر خانواده صالح محمدی برای انتخاب و معرفی وکیل مستقل، دادگاه از پذیرش وکلای پیشنهادی خودداری کرده و یک وکیل تسخیری برای پرونده تعیین کرده است.
این ملیپوش کشتی آزاد ایران متولد ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ است. او شهریور ۱۴۰۳ با دوبنده تیم ملی ایران مدال برنز جام بینالمللی سایتییف را در کراسنویارسک روسیه به دست آورد.
دادگاه در حالی این قهرمان ملیپوش کشتی ایران را به اعدام محکوم کرده است که دهها هزار نفر در جریان انقلاب ملی ایران کشته شدهاند و خانوادههای آنان نه تنها امکان پیگیری قضایی ندارند، بلکه برای دریافت پیکر عزیزانشان نیز مبالغ هنگفتی پرداخت کردهاند.
صالح محمدی علاوه بر اعدام، به پرداخت دیه بابت جراحت نیز محکوم شده است.
مطابق رای دادگاه، این حکم قابل تجدیدنظرخواهی است.
منبع:ایران اینترنشنال