ترامپ: هیچ سطحی از غنیسازی برای ایران قابل قبول نیست؛ توافق اوباما احمقانه بود

دونالد ترامپ اعلام کرد از موضع حکومت ایران در مذاکرات رضایت ندارد و تاکید کرد هیچ سطحی از غنیسازی اورانیوم، «حتی ۲۰ درصد»، نباید از سوی تهران انجام شود. همزمان وزیر خارجه آمریکا اعلام کرد که واشینگتن حکومت ایران را بهعنوان «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرده است.
رییس جمهوری آمریکا جمعه هفتم اسفند در جریان سفر خود به تگزاس اعلام کرد از روند مذاکرات با [حکومت] ایران رضایت ندارد و تاکید کرد تهران باید صراحتاً اعلام کند که بهدنبال سلاح هستهای نخواهد رفت.
ترامپ گفت ایران حاضر نیست «به اندازه کافی جلو برود» و همچنان بر انجام «مقداری غنیسازی» پافشاری میکند؛ موضوعی که او آن را غیرقابل قبول دانست. او تاکید کرد: «هیچ غنیسازیای، نه ۲۰ درصد، نه ۳۰ درصد.» رییس جمهوری آمریکا افزود با توجه به منابع گسترده نفتی ایران، این کشور نیازی به غنیسازی اورانیوم ندارد.
ترامپ همچنین با اشاره به چهار دهه تنش میان دو کشور گفت: «۴۷ سال است که با آنها سر و کار داریم» و تاکید که جمهوری اسلامی در این مدت به نیروهای آمریکایی آسیب زده و منافع ایالات متحده را هدف قرار داده است. او تصریح کرد واشینگتن اجازه نخواهد داد این وضعیت ادامه یابد.
ترامپ: تمایلی به اقدام نظامی علیه ایران ندارم، اما گاهی اجتنابناپذیر است
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر توافق هستهای دوران باراک اوباما را «یکی از احمقانهترین توافقها» توصیف کرد و تاکید کرد اگر آن توافق لغو نشده بود، ایران اکنون به سلاح هستهای دست یافته بود. او گفت حتی اگر این توافق فسخ نمیشد، مدت آن تاکنون به پایان رسیده بود.
در پاسخ به سوالی درباره احتمال افزایش قیمت نفت در صورت حمله به ایران، ترامپ گفت نگران پیامدهای اقتصادی نیست و افزود: «من نگران جان مردم هستم. نگران سلامت بلندمدت این کشور هستم.»
اظهارات ترامپ در حالی مطرح میشود که اعلام شد مذاکرات فنی درباره برنامه هستهای ایران همچنان ادامه خواهد داشت و همزمان گمانهزنیها درباره گزینههای نظامی احتمالی علیه تهران افزایش یافته است.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز هشتم اسفند در گزارشی محرمانه به اعضای این نهاد اعلام کرد جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هستهای اصفهان نگهداری میکند.
روبیو: آمریکا حکومت ایران را «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرد
در تحولی دیگر، مارکو روبیو، وزیر امور خارجه ایالات متحده، اعلام کرد که واشینگتن حکومت ایران را بهعنوان «حامی دولتی بازداشتهای ناعادلانه» معرفی کرده است؛ اقدامی که میتواند به اعمال محدودیتهای بیشتر علیه تهران منجر شود.
روبیو در بیانیهای با اشاره به سابقه گروگانگیری کارکنان سفارت آمریکا در تهران در سال ۱۳۵۸ گفت جمهوری اسلامی از ابتدای استقرار خود، بازداشت اتباع آمریکایی و شهروندان سایر کشورها را بهعنوان ابزار فشار سیاسی به کار گرفته است. او تأکید کرد این «رویه نفرتانگیز» باید پایان یابد و خواستار آزادی فوری همه شهروندان آمریکایی شد که بهگفته واشینگتن بهطور ناعادلانه در ایران بازداشت شدهاند.
وزیر خارجه آمریکا تصریح کرد این تصمیم در چارچوب فرمان اجرایی صادرشده از سوی دونالد ترامپ در پاییز گذشته برای حفاظت از اتباع آمریکایی در برابر بازداشتهای ناعادلانه در خارج از کشور و همچنین بر اساس «قانون مقابله با بازداشتهای ناعادلانه ۲۰۲۵» اتخاذ شده است؛ قانونی که به وزارت خارجه اختیار میدهد کشورها را در فهرست حامیان دولتی بازداشتهای ناعادلانه قرار دهد.
او هشدار داد اگر ایران به این روند ادامه دهد، ایالات متحده اقدامات بیشتری را بررسی خواهد کرد؛ از جمله احتمال اعمال محدودیت جغرافیایی بر استفاده از گذرنامههای آمریکایی برای سفر به ایران، از طریق ایران یا از ایران.
فرمانده ارشد سنتکام گزینههای نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد
سابقه بازداشت اتباع خارجی در ایران
موضوع بازداشت شهروندان دوتابعیتی یا خارجی در ایران طی سالهای گذشته به یکی از محورهای تنش میان تهران و کشورهای غربی تبدیل شده است. دولتهای آمریکا و اروپا بارها جمهوری اسلامی را به «دیپلماسی گروگانگیری» متهم کردهاند؛ اتهامی که مقامهای جمهوری اسلامی منکر میشوند و میگویند بازداشتها بر اساس قوانین داخلی و اتهامهای امنیتی انجام شده است.
وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای جداگانه هشدار داد هیچ شهروند آمریکایی نباید «به هیچ دلیلی» به ایران سفر کند. این وزارتخانه همچنین از آمریکاییهایی که هماکنون در ایران حضور دارند خواست فوراً این کشور را ترک کنند.
در سالهای اخیر چندین مورد تبادل زندانی میان ایران و آمریکا صورت گرفته، اما همچنان گزارشهایی از بازداشت شهروندان آمریکایی یا دوتابعیتی در ایران منتشر میشود. تصمیم جدید وزارت خارجه آمریکا در شرایطی اعلام شده که تنشهای سیاسی و امنیتی میان دو کشور همچنان ادامه دارد.
روزنامه گاردین گزارش داد مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، اخیرا به سفیران این کشور در خاورمیانه دستور داده است از هرگونه اظهارنظر علنی که میتواند به افزایش تنشهای منطقهای بینجامد یا تلاشهای کاخ سفید را برای واداشتن ایران به برچیدن برنامه هستهایاش تضعیف کند، بپرهیزند.
به گزارش گاردین که جمعه هشتم اسفند منتشر شد، در این پیام آمده است: «روسای نمایندگیها و سفارتخانهها باید از بیانیههای عمومی، مصاحبه یا فعالیت در شبکههای اجتماعی که به هر شکل ممکن است افکار عمومی منطقه را تحریک کند، به مسائل سیاسی حساس آسیب بزند یا روابط آمریکا را پیچیدهتر کند، پرهیز کنند.»
روبیو «حفظ انضباط در پیامرسانی عمومی» را در مقطع کنونی ضروری دانست و تاکید کرد باید از هرگونه موضعگیری که میتواند درباره سیاستهای آمریکا ابهام ایجاد کند، دوری شود.
گاردین افزود منابعی در دولت آمریکا این دستور را «توبیخ» مایک هاکبی، سفیر ایالات متحده در اسرائیل، دانستهاند. این در حالی است که در پیام غیرمحرمانه روبیو که تاریخ آن به چهارم اسفند بازمیگردد، اشارهای به نام هاکبی نشده است.
هاکبی دوم اسفند در مصاحبه با تاکر کارلسون، مجری آمریکایی، گفته بود بر اساس کتاب مقدس، اسرائیل نسبت به بخش بزرگی از سرزمینهای خاورمیانه دارای «حق» است. این سخنان با واکنش منفی کشورهای منطقه روبهرو شد.
هشدار سفیر آمریکا در اسرائیل: اگر میخواهید اسرائیل را ترک کنید، امروز بروید
به گزارش گاردین، برخی مقامهای آمریکایی در آن مقطع نگران بودند چنین اظهاراتی موضع جمهوری اسلامی را در مذاکرات با واشینگتن سرسختتر کند و فضای گفتوگوها را تحت تاثیر قرار دهد.
پایگاه خبری واینت هشتم اسفند نوشت در واشینگتن، بحث بر سر حمله به ایران یا ادامه دیپلماسی بالا گرفته است.
بر اساس این گزارش، در حلقه نزدیکان دونالد ترامپ اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند فرصت اقدام علیه ایران در حال از دست رفتن است و گزینههای نظامی در دسترس هستند، اما برخی دیگر نسبت به احتمال درگیری طولانی و هزینههای سنگین هشدار میدهند.
«ترامپ از دخالتهای هاکبی عصبانی است»
یک منبع آگاه در مصاحبه با گاردین گفت: «رییسجمهوری ترامپ]دارد از دخالتهای هاکبی در روند مذاکرات عصبانی میشود.»
به گفته این منبع، ترامپ «هنوز فراموش نکرده» که سارا هاکبی سندرز، سیاستمدار جمهوریخواه و دختر مایک هاکبی، در انتخابات ریاستجمهوری ۲۰۲۴ از او «حمایت نکرد».
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره سرنوشت مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه حضور نظامی گسترده آمریکا در منطقه بالا گرفته است.
گاردین به نقل از یک منبع آگاه نوشت دور آخر گفتوگوها در ژنو «تا حد زیادی بینتیجه ماند» و استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکرهکنندگان آمریکایی، «سرخورده» به کشور بازگشتند.
بر اساس این گزارش، ویتکاف و کوشنر در ژنو از جمهوری اسلامی خواستند با برچیدن سه مرکز اصلی غنیسازی خود در فردو، اصفهان و نطنز که در جنگ ۱۲ روزه هدف حملات هوایی آمریکا قرار گرفتند، موافقت کند و ذخایر اورانیوم را به واشینگتن تحویل دهد.
افزون بر این، واشینگتن خواهان آن است که توافق دائمی باشد و هیچگونه «بند غروب» در آن گنجانده نشود.
همزمان با ادامه استقرار تجهیزات جنگی ایالات متحده در منطقه، دونالد ترامپ، رییسجمهوری آمریکا، اعلام کرد تمایلی به استفاده از نیروی نظامی علیه جمهوری اسلامی ندارد، اما «گاهی» گزینه دیگری باقی نمیماند.
ترامپ جمعه هشتم اسفند در مصاحبه با خبرنگاران گفت هرچند از مواضع حکومت ایران در مذاکرات «راضی» نیست، اما «تصمیم نهایی» را اتخاذ نکرده و همچنان قصد دارد با تهران به توافق برسد.
او افزود انتظار میرود مذاکرات تهران و واشینگتن ادامه یابد و ابراز امیدواری کرد جمهوری اسلامی با «حسن نیت و وجدان بیدار» در گفتوگوها حاضر شود، امری به گفته ترامپ تاکنون محقق نشده است.
رییسجمهوری آمریکا بار دیگر تاکید کرد جمهوری اسلامی نمیتواند به سلاح هستهای دست پیدا کند.
اظهارات ترامپ ساعاتی پس از آن مطرح شد که پایگاه خبری بلومبرگ گزارش داد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات آمریکایی، مذاکرات اخیر با حکومت ایران در ژنو را با «ناامیدی» ترک کردند.
در سوی دیگر، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بدر البوسعیدی، همتای عمانی او، هفتم اسفند از «پیشرفت خوب» در مذاکرات ژنو و ادامه گفتوگوها در هفته آینده خبر داده بودند.
آژانس بینالمللی انرژی اتمی هشتم اسفند در گزارشی محرمانه به اعضای این نهاد اعلام کرد جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هستهای اصفهان نگهداری میکند.
ترامپ در خصوص حمله به ایران: در هر کاری ریسک وجود دارد
ترامپ در پاسخ به پرسشی درباره هزینههای اقدام احتمالی علیه تهران گفت: «در هر چیزی ریسک وجود دارد، چه در جنبههای خوب و چه بد. [مخصوصا] وقتی جنگی در کار است. با رهبری من موفقیتهای بزرگی داشتهایم؛ سلیمانی، البغدادی، عملیات چکش نیمهشب و بسیاری موارد دیگر و همهچیز خوب پیش رفت. میخواهیم همینطور بماند، اما باید ببینیم چه میشود.»
او همچنین در خصوص احتمال تغییر حکومت در ایران بلافاصله پس از حمله آمریکا افزود: «هیچکس نمیداند. ممکن است محقق شود، ممکن است نشود.»
در روزهای اخیر، گمانهزنیهای مختلفی درباره زمان، دامنه و اهداف حمله احتمالی آمریکا به ایران مطرح شده است و همزمان رایزنیها برای کاستن از تنشها در منطقه ادامه داد.
هشتم اسفند، وزیر خارجه عمان راهی آمریکا شد و با جیدی ونس، معاون رییسجمهوری این کشور، دیدار و گفتوگو کرد.
البوسعیدی در شبکه ایکس نوشت در این دیدار، «جزییات مذاکرات جاری میان ایالات متحده و ایران و پیشرفت حاصلشده» را با ونس در میان گذاشته است.
او افزود: «مشتاقم در روزهای آینده شاهد پیشرفتهای بیشتر و تعیینکننده باشیم. صلح در دسترس ماست.»
ادامه اختلافنظرها در واشینگتن درباره حمله به ایران
واینت هشتم اسفند گزارش داد در واشینگتن، بحث بر سر حمله به ایران یا ادامه دیپلماسی بالا گرفته است.
بر اساس این گزارش، در حلقه نزدیکان ترامپ اختلاف نظر وجود دارد؛ برخی معتقدند فرصت اقدام علیه ایران در حال از دست رفتن است و گزینههای نظامی در دسترس هستند، اما برخی دیگر نسبت به احتمال درگیری طولانی و هزینههای سنگین هشدار میدهند.
واینت افزود اولویت ترامپ دستیابی به توافق است، اما همزمان گزینه نظامی را نیز کنار نمیگذارد.
او در موضعگیریهایش رویکردی «دوگانه» نشان داده است: تاکید بر راهحل دیپلماتیک در کنار آمادهسازی فضا برای حمله نظامی و اعلام اینکه اجازه نخواهد داد ایران به سلاح هستهای دست پیدا کند.
واینت با استناد به گزارشها از آمریکا نوشت ترامپ به طیفی از دیدگاهها گوش میدهد و در مقاطعی متمایل به اقدام نظامی به نظر میرسد، هرچند همزمان با دادن فرصت بیشتر به دیپلماسی موافقت کرده است.
فرمانده ارشد سنتکام گزینههای نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد
رییسجمهوری ایالات متحده پیشتر در سخنرانی سالانه خود در کنگره گفت جمهوری اسلامی تاکنون تعهد نداده که «هرگز» بهدنبال سلاح هستهای نخواهد رفت.
به گفته او، حکومت ایران در حال توسعه موشکهایی است که توان تهدید اروپا و پایگاههای آمریکا در خارج از کشور را دارند و بهزودی قادر خواهند بود به خاک ایالات متحده برسند.
ترامپ ادامه داد: «ترجیح من حل این مسئله از راه دیپلماسی است. اما یک چیز قطعی است؛ هرگز اجازه نخواهم داد بزرگترین حامی دولتی تروریسم در جهان به سلاح هستهای دست یابد. چنین چیزی نباید رخ دهد. هیچ کشوری نباید در عزم ما تردید کند. ما قدرتمندترین ارتش جهان را داریم.»
روزنامه والاستریت ژورنال هفتم اسفند نوشت آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانهای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله میتوان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده اشاره کرد.
اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هستهای، شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی نیز باشد.
پرسش واقعی این نیست که آیا ایالات متحده میتواند توانمندیهای ایران را نابود کند یا نه، بلکه این است که آیا میتواند به جمهوری اسلامی پایان دهد و آنچه را پس از آن رخ میدهد کنترل کند یا خیر.
برتری هوایی یک وضعیت نظامی است؛ تغییر رژیم یک نتیجه سیاسی. در بحث درباره حملات قریبالوقوع آمریکا به ایران، بسیاری این دو را با هم اشتباه میگیرند، گویی یکی بهطور خودکار دیگری را به دنبال دارد اما چنین نیست.
تجربه اسرائیل در سالهای ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ در ایران، لبنان و سوریه نشان داده است که کارزارهای هوایی مدرن میتوانند بهطرز چشمگیری در آسیب زدن به ساختارهای دفاعی دشمن موثر باشند، اما همچنان طرف مقابل را، هرچند زخمی و بدگمان، با دستگاه سرکوب و اجباری که به آن وابسته هستند، پابرجا باقی بگذارند.
کارزار اسرائیل در جنگ ۱۲ روزه تابستان گذشته جسورانه بود، دقیقا به این دلیل که صرفاً به هواپیما متکی نبود. این عملیات، موجهایی از حملات هدفمند را با خرابکاریهای مخفیانه ترکیب کرد.
در آن عملیات، با هدف تضعیف حس امنیت رژیم و توانایی آن برای هماهنگی پاسخ به رادارها، سامانههای پدافند هوایی، پایگاههای موشکی و افراد کلیدی بهصورت متوالی و سریع حمله شد.
آن درگیری کوتاه، ماهیت ترکیبی اقدامات اسرائیل را برجسته کرد: عملیاتهای فیزیکی در هم تنیده با اثرات سایبری و اطلاعاتی، که در آن سردرگم کردن ساختارهای فرماندهی به همان اندازه مهم بود که نابود کردن تجهیزات اهمیت داشت. دقیقا به همین دلیل است که اکنون برخی درباره سرنگونی جمهوری اسلامی چنان سخن میگویند که گویی تنها کافی است همان چیزی که اسرائیل نشان داد در مقیاسی بزرگتر تکرار شود. اما این نتیجهگیری یک واقعیت را نادیده میگیرد: حکومت ایران از این حملات میآموزد.
فرمانده ارشد سنتکام گزینههای نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد
رژیمی که از تلاشها برای ریشهکن کردنش جان سالم به در میبرد، بدون تغییر باقی نمیماند. تطبیق مییابد، تقویت میشود، پراکنده میشود و سامانههای پشتیبان و جانشینی از پیشبرنامهریزیشده ایجاد میکند. الگوهای ارتباطی خود را تغییر میدهد و دیگر بهصورت هدفی مرتب و شستهرفته روی اسلاید پاورپوینت یک افسر ستاد ظاهر نمیشود.
پس از جنگ ۱۲ روزه، فرماندهان ارشد نظامی جمهوری اسلامی بهطور علنی اذعان کردند که به پدافند هوایی آسیب وارد شده اما ادعا کردند این سامانهها با سیستمهایی که از پیش ذخیره و مستقر شده بودند جایگزین شدهاند.
از یک سو، این اعتراف به آسیبپذیری بود که در قالب نشانهای از تابآوری نهادی ارائه شد؛ از سوی دیگر، نشان میدهد رژیم جنگ بعدی را چگونه میبیند: نه بهعنوان یک رویارویی قاطع واحد، بلکه بهصورت چندین دور تنبیه که در آن صرفا زنده ماندن، خود نوعی پیروزی محسوب میشود.
ایالات متحده تقریباً بهطور قطع میتواند آزادی عمل در حریم هوایی ایران را به دست آورد. توانمندی آمریکا در سرکوب و انهدام پدافند هوایی دشمن، نمونهای از قابلیتهای پیشرفته و توسعهیافته است. پرسش این است که این آزادی عمل از نظر سیاسی چه دستاوردی دارد و آمریکا تا چه مدت میتواند آن را حفظ کند.
بیایید از بخش سادهتر شروع کنیم: چالش پدافند هوایی. دفاع ایران یک گنبد نفوذناپذیر واحد نیست. ترکیبی است از سامانههایی با منشاء روسی مانند اس-۳۰۰، سامانههای بومی نظیر باور-۳۷۳، و مجموعهای از حسگرها و سامانههای موشکی دیگر که کارآمدی آنها وابسته به یکپارچگی مناسب و فرماندهی و کنترل تابآور است.
پهپادهای انتحاری آمریکا ممکن است در حمله به جمهوری اسلامی استفاده شوند
مزیت اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه توانایی برهم زدن این یکپارچگی از همان ابتدا بود، از جمله از طریق عملیاتهای مخفیانه علیه زیرساختهای پدافند هوایی که همزمان با حملات انجام شد.
اکنون و در پی آن درگیری، رژیم پرتابگرها را جابهجا خواهد کرد، پوشش راداری را گسترش خواهد داد، نرمافزارها را بازپیکربندی خواهد کرد و فرض را بر این خواهد گذاشت که شبکهها نفوذپذیر شدهاند و با این درک عمل خواهد کرد.
این تطبیق فقط به پدافند هوایی محدود نخواهد شد. داستان مهمتر این است که تهران چگونه میتواند هزینهها را در حوزههایی تحمیل کند که برتری هوایی آمریکا بهطور خودکار به معنای کنترل نیست: در دریا، از طریق نیروهای نیابتی، ابزارهای سایبری و سیاستهای تشدید تنش.
این هفته گزارش شد جمهوری اسلامی در حال نزدیک شدن به توافقی برای خرید موشکهای کروز ضدکشتی مافوق صوت سیام ۳۰۲ (CM302) از چین است. این سامانهها بهطور مشخص برای به چالش کشیدن دفاع دریایی طراحی شدهاند، در ارتفاع پایین و با سرعت بالا پرواز میکنند و رهگیری آنها دشوار است. حتی اگر نهایی شدن این توافق زمان ببرد، روند کلی روشن است: حکومت ایران برای پیچیدهتر و پرهزینهتر کردن یک کارزار آمریکایی نیازی ندارد نیروی هوایی آمریکا را شکست دهد؛ فقط باید صحنه نبرد را خطرناکتر کند.
و این ما را به نکتهای میرساند که اغلب نادیده گرفته میشود: رژیم چیزی بیش از چند چهره قابل مشاهده است. شبکهای پیچیده از نهادهاست که برای تحمل تغییرات رهبری طراحی شدهاند: سرویسهای امنیتی، دستگاههای اطلاعاتی، پشتوانه اقتصادی سپاه پاسداران، نهادهای اجرایی محلی، و ساختارهایی که مشروعیت روحانیون را حفظ میکنند.
گزارش واینت از سناریوهای جنگ با جمهوری اسلامی؛ اسرائیل آماده اما محتاط
اسرائیل نشان داد که میتواند بهشکلی عمیق در جمهوری اسلامی نفوذ کند و چهرههای ارشد آن را حذف کند، اما همین موفقیت موجب خواهد شد کادرهای باقیمانده به زیرزمین بروند. برای نخبگان هدفگرفتهشده، «پیدا نشدن» به هدف اصلی تبدیل میشود. بقا معیار موفقیت آنها خواهد بود، و در نتیجه زمان بزرگترین داراییشان میشود.
تصور فروپاشی سریع با واقعیت تابآوری اقتدارگرایانه در تضاد است. رژیمهای اقتدارگرا اغلب برنامهریزی میکنند که از دامنه توجه مخالفانشان بیشتر دوام بیاورند. رژیم فقط باید دوام بیاورد. در مقابل، نظام سیاسی آمریکا بهدلایلی از جمله چرخههای خبری، نظرسنجیها، گفتوگوهای کنگره و تقویمهای انتخاباتی به زمان بسیار حساس است.
نتایج یک نظرسنجی اخیر این تنش را بهخوبی نشان میدهد: بسیاری از آمریکاییها ایران را دشمن میدانند و درباره برنامه هستهای آن نگراناند، اما همزمان اعتماد به قضاوت رییسجمهوری ترامپ درباره استفاده از نیروی نظامی پایین است. این امر، محدودیتی سیاسی ایجاد میکند. اگر رژیم به سرعت سقوط نکند، احتمالا تعریف «موفقیت» در واشینگتن از پیروزی کامل به «تضعیف توانمندیها» و اعلام پایان ماموریت تغییر خواهد کرد.
محدودیتهای عملی نیز وجود دارد. رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا هشدار داده است که ذخایر مهمات کاهش یافته و با توجه به فشار بر ذخایر بهدلیل تعهدات دیگر و دشواری حفظ عملیات طولانیمدت در مقیاس وسیع، عملیات گسترده علیه ایران پیچیده است.
آمریکا میتواند آنچه را که میخواهد هدف قرار دهد، اما «تا هر زمان که بخواهد» ادعای متفاوتی است، و چنین کاری به خطوط تولید، پایگاههای متحدان و آمادگی شرکا برای پذیرش ریسک تلافیجویی بستگی دارد. حتی اگر هیچیک از این محدودیتها بهتنهایی تعیینکننده نباشند، در مجموع بر همان متغیری اثر میگذارند که رژیم بیش از همه به آن اهمیت میدهد: زمان.
محتملترین پایان بازی الزاما یک انقلاب لیبرال با برنامه انتقال قدرت روشن نیست. یک رژیم میتواند رهبری خود را تغییر دهد و در عین حال عمیقا سرکوبگر باقی بماند. ونزوئلا هشدار روشنی است و نشان میدهد وقتی نیروهای اجبار و شبکههای حامیپروری دستنخورده باقی میمانند، تغییر رهبری تا چه حد میتواند حداقلی باشد. نسخه ایرانی آن میتواند صرفا یک جابهجایی درونسیستمی باشد که برخی چهرههای مسالهدار را کنار میگذارد، ژستهای نمادین کاهش تنش میگیرد و توافقی همسو با چرخه انتخاباتی آمریکا ارائه میدهد.
استقرار گسترده موشکها و سامانههای راداری سپاه پاسداران در مرز ایران و عراق
گزینه جایگزین به همان اندازه نگرانکننده است. سرنگون کردن حکومت میتواند به تکهتکه شدن قدرت منجر شود: مراکز قدرت رقیب که برای مشروعیت میجنگند، نیروهای امنیتی که در حال ارزیابی شانسهای خود هستند، فرماندهانی که به اربابان جنگ تبدیل میشوند، و وفادارانی که به نام نظم قدیم با یک ضدانقلاب میجنگند.
جنگ داخلی قطعی نیست، اما ریسکی است که باید جدی گرفته شود. حتی اگر ائتلاف جدیدی برای حکومت شکل بگیرد، ممکن است سالهای نخست را صرف جنگ با بقایای نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی یا به احتمال بیشتر، ادغام آنها در ازای مصونیت کند. در هر دو صورت، مردم ایران ممکن است میان تداوم و هرجومرج گرفتار شوند؛ هیچیک از این دو آن پیروزی اخلاقی نیست که در شعارهای غربی القا میشود.
گزینههای تلافیجویانه حکومت ایران محدود به ساقط کردن هواپیماها نیست. تهران میتواند از ابزارهای نامتقارن استفاده کند: حملات موشکی و پهپادی به زیرساختهای منطقهای، آزار کشتیرانی، بستن تنگه هرمز، عملیات سایبری و خشونت از طریق نیروهای نیابتی.
سناتور جمهوریخواه: آیتالله قابل اعتماد نیست، هر توافقی باید با تضمین اجرایی همراه باشد
گزارش شده برخی فرماندهان نظامی جمهوری اسلامی هشدار دادهاند در پاسخ به هرگونه حمله آمریکا، از «تلافی محدود» فاصله خواهند گرفت و حتی نیروها و منافع آمریکا در خلیج فارس را هدف خواهند گرفت. نکته این نیست که جمهوری اسلامی میتواند آمریکا را از نظر نظامی شکست دهد که نمیتواند، بلکه مساله این است که میتواند واشینگتن را مجبور کند همزمان با اجرای کارزار هوایی، از یک محیط گسترده دفاع کند و این کار را به شیوهای انجام دهد که خطر محاسبه اشتباه و تشدید تنش را افزایش دهد.
مسیرهای تاریکتری برای تشدید تنش نیز وجود دارد. اگر رژیم باور کند با نابودی مواجه است، ممکن است به گزینههایی متوسل شود که در شرایط عادی از آنها پرهیز میکند، زیرا چنین گزینههایی میتوانند واکنشی فاجعهبار به دنبال داشته باشند. منطق یک دولت به گوشه راندهشده را باید جدی گرفت: اگر رهبری باور کند پایان نزدیک است، وسوسه شوکآفرینی، ایجاد وحشت یا بینالمللی کردن درگیری یا حتی استفاده از سلاحهای شیمیایی یا بیولوژیک افزایش مییابد. بهترین رویکرد، بازدارندگی و مدیریت ریسک است اما این سناریو بخشی از چشمانداز راهبردی است که هر برنامهریز جدی باید آن را ارزیابی کند.
اگر ترامپ دستور حمله را صادر کند، برنامهریزان نظامی آمریکا انتظار عملیاتی طولانیمدت و چند هفتهای علیه ایران را خواهند داشت؛ عملیاتی در مقیاسی بسیار فراتر از یک «حمله پیامگونه» یکشبه.
اینکه چنین حملهای به واقعیت تبدیل شود، نهتنها به امکانپذیری نظامی بلکه به این نکته بستگی دارد که کاخ سفید با چه سرعتی میتواند بمباران را به فروپاشی واقعی سیاسی در داخل ایران تبدیل کند. اگر این فروپاشی رخ ندهد، دولت ترامپ وسوسه خواهد شد اهداف را محدود کند: زیرساختهای هستهای و موشکی را هدف قرار دهد، مراکز فرماندهی را تنبیه کند، سپس عملیات را متوقف و ادعای پیروزی کند، در حالی که رژیم زخمی اما پابرجا باقی مانده است. این وسوسه با هر هفتهای که رژیم دوام آورد افزایش مییابد، زیرا هر هفته اضافی جنگ، یک طرح نظامی را به یک مسئولیت سیاسی داخلی تبدیل میکند.
تقابل یا عقبنشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است
نتیجه نظامی یک کارزار حمله زمانی نامطمئن نیست که پرسش این باشد آیا آمریکا میتواند آنچه را که مییابد نابود کند یا نه. پرسش دشوارتر این است که آیا نابود کردن آنچه پیدا میکند به نتایج سیاسی مورد نظر واشینگتن منجر میشود یا نه. قدرت هوایی میتواند طرف مقابل را وادار به پذیرش کند، آن را تضعیف کند، وحشت بیافریند و حتی اگر رژیم از پیش در حال فرسایش باشد و آلترناتیوی آماده بهرهبرداری باشد، موجب فروپاشی داخلی شود. اما دههها تجربه نشان داده کارزارهای هوایی مشروعیت ایجاد نمیکنند، قلمرو را اداره نمیکنند و تعاملات درونی تعیینکنندهای را شکل نمیدهند که روشن میکند پس از پایان بمباران چه کسی حکومت میکند. برتری هوایی به معنای کنترل سیاسی پایدار نیست و آن پیروزی که صرفا بر اساس نابودی اهداف تعریف شود، اغلب به بیثباتی پیچیده و بلندمدت منجر میشود.
اینها ریسکها هستند. با این حال، کاملاً ممکن است کارزار برنامهریزیشده به موفقیت بزرگی دست یابد و به انتقالی آرام به سوی ایرانی دموکراتیک و آزاد منجر شود. این غیرممکن نیست. اما رژیم آموخته است که بقا کلید موفقیت است و اکنون خود را حول زنده ماندن سازماندهی خواهد کرد، نه نمایش قدرت. میتواند از نظر تاکتیکی سریعتر از آنکه افکار عمومی غرب واکنش عاطفی نشان دهد تطبیق یابد. میتواند هزینهها را افزایش دهد بدون آنکه پیروز شود، و حتی اگر واشینگتن بتواند ابزارهای قدرت ایران را از آسمان نابود کند، نمیتواند صرفاً با بمباران به جانشینی پاک و بیدردسر برسد.
ایالات متحده خواهد توانست توانمندیهای ایران را در هم بشکند. اینکه آیا میتواند چنگال رژیم را بشکند، و اگر چنین کند دقیقا چه چیزی جای آن را خواهد گرفت، همان موضوعی است که باید ما را نسبت به هر کسی که جنگی کوتاه با پایانی مرتب و تمیز را تضمین میکند بدبین نگه دارد.
خبرگزاری رویترز با استناد به گزارش محرمانه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نوشت جمهوری اسلامی مقادیری از ذخایر اورانیوم با غنای بالای خود را در بخشی زیرزمینی از تاسیسات هستهای اصفهان نگهداری میکند. همزمان، وبسایت بلومبرگ از «ناامیدی» مقامهای آمریکایی از مذاکرات ژنو خبر داد.
بر اساس گزارش آژانسبینالمللی انرژی اتمی که جمعه هشتم اسفند در اختیار کشورهای عضو قرار گرفت و نسخهای از آن به رویت رویترز رسید، در تصاویر ماهوارهای، تردد منظم خودروها در اطراف ورودی سایت اصفهان مشاهده میشود.
رویترز به نقل از منابع دیپلماتیک افزود ورودی این مجموعه زیرزمینی در حملات نظامی آمریکا و اسرائیل در جریان جنگ ۱۲ روزه هدف قرار گرفت، اما به نظر میرسد این تاسیسات تا حد زیادی آسیب ندیده است.
این نخستین بار است که آژانس بینالمللی انرژی اتمی محل نگهداری اورانیوم غنیشده ۶۰ درصدی جمهوری اسلامی را گزارش میکند.
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، هفتم اسفند در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز هشدار داد جمهوری اسلامی در تلاش برای بازسازی زیرساختهای هستهای خود، از جمله در سایت کُلَنگ گَزلا، بهمنظور دستیابی به سلاح اتمی است.
سناتور جمهوریخواه: آیتالله قابل اعتماد نیست، هر توافقی باید با تضمین اجرایی همراه باشد
تاکید آژانس بر لزوم دسترسی به سایتهای غنیسازی ایران
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در ادامه گزارش محرمانه خود اعلام کرد از زمان جنگ ۱۲ روزه، به هیچیک از چهار تاسیسات غنیسازی اورانیوم ایران دسترسی نداشته و در نتیجه نمیتواند تایید کند که آیا جمهوری اسلامی فعالیتهای غنیسازی خود را متوقف کرده است یا خیر.
این نهاد هشدار داد عدم دسترسی مورد نیاز برای «راستیآزمایی» ذخایر اورانیوم جمهوری اسلامی، «موضوعی نگرانکننده از منظر اشاعه هستهای» است.
آژانس تاکید کرد «بسیار حیاتی» است که بدون هرگونه تاخیر بیشتر، فعالیتهای راستیآزمایی در ایران از سر گرفته شود.
تا پیش از جنگ ۱۲ روزه، ذخایر اورانیوم جمهوری اسلامی شامل ۱۸۴.۱ کیلوگرم اورانیوم با غنای تا ۲۰ درصد و ۴۴۰.۹ کیلوگرم اورانیوم با خلوص تا ۶۰ درصد به شکل هگزافلوراید اورانیوم برآورد شده بود.
بر اساس تعریف آژانس، حدود ۴۲ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد یا ۱۲۵ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۲۰ درصد در صورت غنیسازی بیشتر، از نظر تئوریک میتواند برای تولید یک بمب هستهای کافی باشد.
رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی، ششم اسفند اعلام کرد راه برونرفت از بحران کنونی میان جمهوری اسلامی و آمریکا دستیابی به یک توافق است و اگر مذاکرات شکست بخورد، ممکن است گزینه استفاده از زور مطرح شود.
او افزود: «ذخایر اورانیوم غنیشده ممکن است در نهایت برای ساخت سلاح هستهای مورد استفاده قرار گیرند. این به معنای وجود سلاح هستهای در حال حاضر نیست، اما آن مواد وجود دارند و ما نتوانستهایم مجددا آنها را بازرسی کنیم.»
بقایی: بازرسی آژانس از تاسیسات اتمی آسیبدیده ایران پیششرط توافق با آمریکا نیست
«ناامیدی» هیات آمریکایی از مذاکرات ژنو
پایگاه خبری بلومبرگ هشتم اسفند به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، اعضای ارشد هیات آمریکایی، در نهایت مذاکرات ژنو را با «ناامیدی» ترک کردند.
این در حالی است که عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و بدر البوسعیدی، همتای عمانی او، هفتم اسفند از «پیشرفت خوب» در مذاکرات ژنو و ادامه گفتوگوها در هفته آینده خبر داده بودند.
روزنامه والاستریت ژورنال هفتم اسفند نوشت آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانهای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله میتوان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده اشاره کرد.
اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هستهای، شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی نیز باشد.
بر پایه ویدیویی که بهتازگی منتشر شده است، یکی از عوامل جمهوری اسلامی در برابر دوربین مخفی افبیآی درباره نقشه خود برای ترور دونالد ترامپ در سال ۲۰۲۴، زمانی که او پیشتاز رقابتهای مقدماتی حزب جمهوریخواه بود، توضیح میدهد.
روزنامه نیویورکپست گزارش داد این تبعه پاکستانی تصور میکرد میتواند با پرداخت تنها پنج هزار دلار بهعنوان پیشپرداخت به دو مرد، آنها را برای ترور ترامپ به خدمت بگیرد.
در این ویدیو که ۱۵ خرداد ۱۴۰۳ بهصورت مخفی ضبط شده، آصف مرچنت ۴۷ ساله در اتاق متلی در کویینز نیویورک، نقشه ترور ترامپ را روی یک دستمال بازسازی میکند.
او با قرار دادن یک سیگار الکترونیک نارنجی روی یک دستمال میگوید: «این هدف است. چگونه خواهد مُرد؟»
این ویدیو پنجشنبه هفتم اسفند در دادگاه فدرال بروکلین به نمایش درآمد.
این نخستین بار نیست که نام جمهوری اسلامی در ارتباط با توطئههای ترور ترامپ مطرح میشود و پیش از این نیز گزارشهای متعددی در این خصوص منتشر شده بود.
پیشتر در مردادماه ۱۴۰۳، وزارت دادگستری آمریکا اعلام کرده بود مرچنت به ارتباط با جمهوری اسلامی و تلاش برای ترور سیاستمداران و مقامهای دولتی در ایالات متحده متهم شده است.
به گفته وزارت دادگستری، او بهدنبال جذب افرادی در آمریکا برای اجرای توطئه ترور با هدف انتقام از کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده پیشین نیروی قدس سپاه پاسداران، بوده است.
پایگاه خبری پولیتیکو مهر سال گذشته از ادامه تلاشهای جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ خبر داد.
یک کتاب جدید از ابعاد توطئه جمهوری اسلامی برای ترور ترامپ پرده برداشت
نقشه ترور ترامپ در یکی از تجمعات انتخاباتی
نیویورکپست در ادامه گزارش داد مرچنت در مجموع ۱۰ هزار دلار بهعنوان پیشپرداخت برای اجیر کردن دو مامور مخفی که خود را آدمکش معرفی کرده بودند، پرداخت کرد.
دادستانها معتقدند مرچنت قصد داشت نقشه قتل را در قالب یک اعتراض صحنهسازیشده در یکی از گردهماییهای انتخاباتی ترامپ به اجرا درآورد.
افزون بر این، بر اساس فایلهای صوتی ارائهشده در دادگاه، او درباره طرحهایی برای سرقت اسناد دولتی آمریکا نیز گفتوگو کرده بود.
هرچند مرچنت در گفتوگوها هرگز بهصراحت نام ترامپ را ذکر نکرد، اما به گفته بازرسان، او در جستوجوهای اینترنتی، محلهای برگزاری تجمعات انتخاباتی ترامپ را بررسی کرده بود؛ موضوعی که نشان میدهد هدف مورد نظر او رییسجمهوری کنونی آمریکا بوده است.
گزارش نیویورکپست در شرایطی منتشر میشود که در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره حمله احتمالی آمریکا به جمهوری اسلامی بالا گرفته است.
شبکه ایبیسینیوز هفتم اسفند گزارش داد برد کوپر، فرمانده ستاد فرماندهی مرکزی (سنتکام)، ترامپ را در جریان گزینههای نظامی احتمالی علیه جمهوری اسلامی قرار داده است.
جمهوری اسلامی از وعده قتل ترامپ تا حاشای آن
همکاری مامور مخفی با افبیآی
نیویورکپست در ادامه نوشت خبرچینی با نام مستعار «ندیم علی» در برابر هیات منصفه شهادت داد از طریق دوستانی در میان پاکستانیهای مقیم نیویورک با مرچنت آشنا شد و این فرد ابتدا با پیشنهاد همکاری تجاری در زمینه واردات پوشاک به سراغش آمد.
ماموران افبیآی سپس به علی که پیشتر بهعنوان مترجم ارتش آمریکا در افغانستان فعالیت میکرد، اطلاع دادند که مرچنت تحت بررسی قرار دارد و از او خواستند در این زمینه همکاری کند.
علی پذیرفت دیدارهایش با مرچنت را ضبط کند و بعدا بابت مشارکت در این عملیات نفوذ، ۲۰ هزار دلار دریافت کرد.
مقامهای آمریکایی مرچنت را عامل جمهوری اسلامی معرفی کردهاند. بر اساس فایلهای صوتی پخششده در دادگاه، فردی که بهعنوان رابط او در ایران معرفی شده، «ارتباطات سیاسی» داشته و در حلوفصل یک مساله مهاجرتی مربوط به همسر مرچنت در ایران به او کمک کرده است.
مرچنت آوریل ۲۰۲۴ با ویزای موقت وارد ایالات متحده شده بود.
به گزارش نیویورکپست، مرچنت اتهام قتل در ازای دریافت پول و جرائم مرتبط با تروریسم را رد کرده و خود را بیگناه دانسته است. در صورت اثبات جرائم، او با احتمال صدور حکم حبس ابد روبهرو خواهد بود.
وبسایت خبری واینت در تحلیلی هشدار داد که هرگونه حمله گسترده به ایران میتواند پیامدهایی فراتر از یک درگیری منطقهای داشته باشد و معادلات ژئوپلیتیکی و حتی روندهای فناورانه و اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد؛ رخدادی که نویسنده از آن با عنوان «اثر پروانهای ایرانی» یاد میکند.
این تحلیل با مرور ریشههای ایدئولوژیک جمهوری اسلامی - از جمله شعارهای «مرگ بر آمریکا» و «مرگ بر اسرائیل» - به شکاف عمیق میان برداشت بسیاری از ایرانیان از این شعارها و واقعیت جنگ نیابتی تهران علیه اسرائیل اشاره میکند. به نوشته واینت، سالها طول کشید تا بخشی از جامعه ایران دریابد چه منابع عظیمی صرف تقابل منطقهای شده و این هزینهها مستقیماً از زندگی و آینده مردم ایران کسر شده است. در سالهای اخیر نیز شعارهایی مانند «نه غزه، نه لبنان» در اعتراضات ایران بازتاب همین نارضایتی بوده است.
جمهوری اسلامی در بحران
نویسنده در این تحلیل مینویسد جمهوری اسلامی امروز با بحرانهای همزمان روبهروست: از ورشکستگی اقتصادی و بحران آب گرفته تا فروپاشی دکترین امنیتی. به گفته او، اعتراضات گسترده اخیر و موج خشونت متعاقب آن، زمینهساز تنش نظامی کنونی در خاورمیانه شده و این پرسش را مطرح کرده است که شکافهای ساختاری نظام تا چه حد میتواند گسترش یابد.
فرمانده ارشد سنتکام گزینههای نظامی علیه جمهوری اسلامی را به ترامپ داد
- چهار عملیات آمریکا؛ اما هیچکدام شبیه امروز نیست
واینت چهار عملیات مهم آمریکا علیه حکومت ایران از زمان انقلاب اسلامی را مرور میکند: - عملیات نافرجام «چنگال عقاب» در سال ۱۹۸۰ برای نجات گروگانهای سفارت آمریکا؛
- عملیات «آخوندک دعاخوان» در سال ۱۹۸۸ علیه نیروی دریایی جمهوری اسلامی ایران؛
- ترور قاسم سلیمانی در سال ۲۰۲۰ به دستور دونالد ترامپ؛
- و عملیات «چکش نیمهشب» در ژوئن ۲۰۲۵ که طی آن تاسیسات هستهای فردو، نطنز و اصفهان هدف قرار گرفت.
به نوشته این تحلیل، هیچیک از این موارد با سناریوی کنونی قابل مقایسه نیست. گزینهای که اکنون مطرح است، تهدیدی مستقیم علیه بقای رژیم ایران و حتی احتمال هدف قرار دادن شخص رهبر جمهوری اسلامی است؛ اقدامی که میتواند معادلات منطقهای را بهطور بنیادین تغییر دهد.
شکاف در واشینگتن و ترجیح ترامپ به «توافق»
واینت همچنین به گزارشهایی درباره اختلافنظر در رهبری آمریکا اشاره میکند. با این حال، نویسنده یادآور میشود ترامپ در مواردی مانند ونزوئلا، اوکراین و گرینلند نشان داده که بهدنبال معامله است. از دید او، منطقیترین راه برای تهران، پذیرش یک توافق گسترده و سپردن جزئیات به مذاکرهکنندگان آمریکایی است؛ هرچند در غیر این صورت، حکومت ایران با رویارویی نظامی با قدرتمندترین ابرقدرت جهان مواجه خواهد شد.
گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه همزمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی
ریسکها و سناریوهای پیش رو
تحلیل واینت تاکید میکند که اقدام نظامی گسترده علیه حکومت ایران بدون ریسک نیست. یک خطای عملیاتی یا پاسخ موفق ایران میتواند هزینه سیاسی سنگینی برای واشینگتن ایجاد کند. در عین حال، ضربهای جدی به رژیم - حتی بدون سرنگونی کامل - میتواند معادلات منطقه را تغییر دهد.
نویسنده با اشاره به تجربه سوریه در سال ۲۰۱۲، زمانی که اجرای نشدن «خط قرمز» آمریکا درباره سلاحهای شیمیایی به ورود روسیه و جمهوری اسلامی انجامید و پیامدهای جهانی از جمله بحران مهاجرت اروپا را در پی داشت، هشدار میدهد تصمیمهای ظاهراً محدود در خاورمیانه میتواند به تحولات جهانی گسترده منجر شود؛ همانند «اثر پروانهای».
در جمعبندی این تحلیل آمده است: دونالد ترامپ باراک اوباما نیست، اما ایران نیز سوریه نیست. تصمیم پیش رو میتواند نهتنها آینده رژیم ایران، بلکه توازن قدرت در خاورمیانه و حتی سیاست جهانی را دگرگون کند.
شبکه ایبیسینیوز در گزارشی اعلام کرد دریادار برد کوپر، فرمانده نیروهای آمریکا در خاورمیانه و رییس فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، روز پنجشنبه دونالد ترامپ را درباره گزینههای احتمالی نظامی علیه جمهوری اسلامی توجیه کرده است.
به نوشته ایبیسینیوز، در این جلسه همچنین ژنرال دن کِین، رییس ستاد مشترک ارتش و عالیترین مشاور نظامی رییسجمهوری، حضور داشته است. این نشست همزمان با برگزاری گفتوگوهای غیرمستقیم میان مقامهای آمریکایی و ایرانی در ژنو درباره برنامه هستهای و موشکی ایران برگزار شد؛ مذاکراتی که بدون اعلام توافق پایان یافت. با این حال، وزیر امور خارجه حکومت ایران از «پیشرفت در مذاکرات» خبر داد و اعلام کرد گفتوگوهای فنی هفته آینده در وین از سر گرفته میشود.
پیشنهاد پیشدستی اسرائیل
ایبیسینیوز به نقل از دو منبع آگاه گزارش داد برخی جمهوریخواهان و شماری از مقامهای نزدیک به ترامپ بهصورت خصوصی پیشنهاد کردهاند اسرائیل بهجای آمریکا آغازگر حمله به ایران باشد. هنوز مشخص نیست ترامپ چنین رویکردی را پذیرفته باشد، اما گفته میشود او از خودداری تهران در پذیرش خواستههایش برای توقف غنیسازی اورانیوم و محدودسازی برنامه موشکهای بالستیک بهطور فزایندهای ناامید شده است.
پهپادهای انتحاری آمریکا ممکن است در حمله به جمهوری اسلامی استفاده شوند
به نوشته این شبکه، عملیات مشترک آمریکا و اسرائیل همچنان محتمل است؛ بهویژه آنکه ایالات متحده شمار زیادی ناو جنگی و جنگنده به منطقه اعزام کرده که همگی در برد حمله به ایران قرار دارند. کاخ سفید در واکنش به این گمانهزنیها اعلام کرد تنها رییسجمهوری از تصمیم نهایی خود آگاه است.
محاسبات سیاسی و خطرات منطقهای
تحلیلگران به ایبیسینیوز گفتهاند پیشنهاد آغاز حمله توسط اسرائیل میتواند پوششی سیاسی برای جمهوریخواهان در سال انتخاباتی باشد؛ زیرا ترامپ با وعده پایان دادن به جنگها - نه آغاز آنها - وارد کارزار شده بود. در صورت حمله اسرائیل، مقامهای دفاعی پیشبینی میکنند حکومت ایران بهاحتمال زیاد تلافی خواهد کرد و در آن صورت ترامپ میتواند مداخله آمریکا را در چارچوب دفاع از اسرائیل توجیه کند.
با این حال، برخی کارشناسان هشدار دادهاند چنین رویکردی ممکن است در خاورمیانه بهعنوان اقدامی با پشتوانه اسرائیل تلقی شود و پیامدهای سیاسی گستردهای داشته باشد. آنها همچنین نسبت به ریسک درگیری طولانیمدت و احتمال تلفات نیروهای آمریکایی هشدار دادهاند.
گزینههای روی میز
به گزارش ایبیسینیوز، از جمله گزینههای مورد بررسی، حمله محدود به پرتابگرهای موشک بالستیک و تاسیسات هستهای ایران برای اعمال فشار در مذاکرات است. گزینه دیگر، عملیات گستردهتر و طولانیمدت علیه شمار زیادی از اهداف در ایران است. منابع گفتهاند حمله اولیه به رهبری اسرائیل میتواند علاوه بر فشار دیپلماتیک، سامانههای پدافند هوایی ایران را تضعیف کند تا زمینه برای کارزار گستردهتر فراهم شود.
مذاکرات ژنو پایان یافت؛ حمله آمریکا قریبالوقوع است یا گفتوگوها ادامه مییابد؟
تحلیلگران هشدار دادهاند چنین عملیاتی ممکن است هفتهها طول بکشد و تضمینی وجود ندارد که به شکلگیری حکومتی همسو با منافع آمریکا منجر شود. همچنین نگرانی جدی درباره امنیت حدود ۳۵ تا ۴۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در منطقه وجود دارد که ممکن است هدف حملات تلافیجویانه حکومت ایران قرار گیرند.
ادعاهای تازه درباره برنامه هستهای و موشکی حکومت ایران
در همین حال، مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، اعلام کرده [حکومت] ایران پس از حملات آمریکا در ژوئن گذشته در تلاش برای بازسازی برنامه هستهای خود است. او گفت تهران در حال حاضر غنیسازی نمیکند، اما در پی دستیابی دوباره به این توانایی است. روبیو همچنین مدعی شد [حکومت] ایران در مسیر توسعه موشکهای بالستیکی قرار دارد که میتوانند به خاک آمریکا برسند.
گزارش ایبیسینیوز نشان میدهد در حالی که مسیر دیپلماتیک همچنان باز است، گزینههای نظامی علیه حکومت ایران بهطور جدی در سطح عالی دولت آمریکا بررسی میشود و تصمیم نهایی ترامپ میتواند پیامدهای گستردهای برای منطقه و جهان داشته باشد.
بلومبرگ گزارش داد در صورت صدور دستور اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی از سوی دونالد ترامپ، نخستین یگان تخصصی ارتش آمریکا در حوزه پهپادهای «حمله یکطرفه» میتواند در عملیات احتمالی مشارکت کند. این گزارش به نقل از مقامهای آمریکایی و تحلیل کارشناسان نظامی منتشر شده است.
بر اساس این گزارش، یگانی با نام «نیروی عملیاتی اسکورپیون» (Task Force Scorpion) که از یک واحد آزمایشی پهپادی در ارتش آمریکا شکل گرفته، اکنون به مرحله عملیاتی رسیده است. تیم هاوکینز، سخنگوی فرماندهی مرکزی آمریکا (سنتکام)، اعلام کرد این اسکادران سال گذشته با هدف تجهیز سریع نیروهای رزمی به قابلیتهای نوین پهپادی تاسیس شد و توانمندیهای آن همچنان در حال توسعه است.
در نکتهای قابل توجه، ایالات متحده این پهپادها را با مهندسی معکوس بر پایه پهپاد ایرانی «شاهد-۱۳۶» توسعه داده است؛ پهپادی که حکومت ایران و روسیه در سالهای اخیر در حملات مختلف، از جمله در جنگ اوکراین، از آن استفاده کردهاند. بلومبرگ تاکید میکند این موضوع نشان میدهد واشینگتن در پی جبران شکافهایی است که در حوزه پهپادهای انتحاری طی سالهای اخیر شکل گرفته است.
بخشی از بزرگترین آرایش نظامی آمریکا در دو دهه اخیر
یگان پهپادهای حمله یکطرفه بخشی از گستردهترین آرایش نظامی آمریکا در خاورمیانه طی بیش از ۲۰ سال گذشته است؛ آرایشی که شامل دو ناو هواپیمابر، صدها جنگنده و سامانههای موشکی نیز میشود. در اواسط دسامبر، یکی از پهپادهای اسکورپیون در آزمایشی موفق از عرشه ناو آبی-خاکی «یواساس سانتا باربارا» در خلیج فارس پرتاب شد؛ ناوی که هماکنون در منطقه مستقر است.
به گفته آنا میسکلی، تحلیلگر نظامی، استقرار این پهپادها نشانه تغییر رویکرد ارتش آمریکا از اتکا به سامانههای چندمیلیون دلاری مانند MQ-9 ریپر به سمت سامانههای کمهزینهتر است؛ بهویژه در شرایطی که جنگهای مدرن بیش از پیش با حملات انبوه پهپادی تعریف میشوند.
گزارش واینت از سناریوهای جنگ با جمهوری اسلامی؛ اسرائیل آماده اما محتاط
هزینه پایین، ماموریتهای گسترده
فرماندهی مرکزی آمریکا برآورد کرده هزینه هر پهپاد اسکورپیون حدود ۳۵ هزار دلار است. این پهپادها برای ماموریتهای حمله یکطرفه، شناسایی و حتی عملیات دریایی طراحی شدهاند. مقامهای نظامی گفتهاند این سامانهها برد بلند دارند و بهصورت خودکار عمل میکنند.
هر پهپاد توان حمل محمولهای حدود ۱۸ کیلوگرم را دارد و برای هدف قرار دادن تاسیسات مستحکم و بهشدت محافظتشده ایران مناسب نیست. با این حال، برایان کلارک، تحلیلگر دفاعی، معتقد است چنین یگانی میتواند ابزار مؤثری برای حمله به «اهداف نرم» از جمله تاسیسات تولید موشک، شبکههای جادهای و سایتهای پرتاب موشک باشد.
به گفته او، نابودی این نوع اهداف نیازمند حملات متعدد و پراکنده است؛ ماموریتی که پهپادهای کمهزینه و قابل مصرف بهخوبی قادر به اجرای آن هستند.
این گزارش در حالی منتشر میشود که تنشها میان تهران و واشینگتن افزایش یافته و همزمان مذاکراتی درباره برنامه هستهای ایران در جریان است. بلومبرگ مینویسد در صورت شکست مسیر دیپلماتیک، یگان اسکورپیون میتواند به گزینهای عملیاتی در سناریوی حمله احتمالی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود.
گاردین نوشت دونالد ترامپ که در سالهای گذشته خود را مخالف جنگهای خارجی معرفی میکرد، اکنون با استقرار گسترده نیروهای نظامی در خاورمیانه، آمریکا را به آستانه یک درگیری احتمالی با ایران رسانده؛ در حالی که استدلالهای دولت او برای توجیه حمله احتمالی به تهران نیز تغییر کرده است.
به نوشته گاردین، در پی یک جلسه محرمانه درباره ایران با حضور مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، دموکراتهای ارشد با لحنی محتاطانه درباره احتمال بزرگترین مداخله نظامی آمریکا از زمان جنگ عراق هشدار دادند. چاک شومر، رهبر اقلیت سنا، پس از این نشست گفت: «موضوع جدی است و دولت باید استدلال خود را برای مردم آمریکا روشن کند.» او افزود اگر دولت قصد اقدامی علیه ایران دارد، «باید آن را علنی کند.»
با این حال، گاردین تاکید میکند که این مواضع هنوز به مخالفتی صریح علیه حرکت به سوی جنگ تبدیل نشده است. در حالی که اهداف نهایی ترامپ در قبال ایران همچنان روشن نیست، گردآوری بزرگترین نیروی تهاجمی آمریکا از سال ۲۰۰۳، احساس اجتنابناپذیر بودن یک درگیری جدید را تقویت کرده است. برخلاف فضای پس از حملات ۱۱ سپتامبر، اکنون نه اجماع گستردهای برای جنگ وجود دارد و نه مخالفتی یکپارچه؛ بلکه نوعی پذیرش اولیه در سایه نفوذ سیاسی ترامپ و پراکندگی اپوزیسیون شکل گرفته است.
این گزارش مینویسد استدلالهای کاخ سفید برای توجیه اقدام نظامی نیز دستخوش تغییر شده است: ابتدا سرکوب اعتراضات داخلی در ایران و ادعای کشته شدن ۳۲ هزار معترض، سپس برنامه هستهای تهران و اکنون توسعه موشکهای بالستیک.
مقامات آمریکایی پیش از مذاکرات ژنو، جمهوری اسلامی را تهدیدی برای امنیت آمریکا خواندند
ترامپ در سخنرانی «وضعیت کشور» بار دیگر اعلام کرد [حکومت] ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد و با وجود ادعای «نابودی» برنامه هستهای ایران در عملیات «چکش نیمهشب»، گفت تهران در حال تلاش برای بازسازی آن است. او همچنین هشدار داد [حکومت] ایران در حال توسعه موشکهایی است که میتواند اروپا و حتی خاک آمریکا را تهدید کند؛ ادعایی که به نوشته گاردین دولت آمریکا برای آن مدرک علنی ارائه نکرده است.
گاردین این اظهارات را با استدلالهای دولت جورج بوش درباره سلاحهای کشتار جمعی عراق پیش از حمله ۲۰۰۳ مقایسه میکند. با این حال، مشاوران نزدیک ترامپ از جمله جیدی ونس و مارکو روبیو این قیاس را رد کردهاند. ونس پیشتر گفته بود با آمریکاییهایی که از «۲۵ سال درگیری خارجی در خاورمیانه خسته شدهاند» همدردی میکند، اما اکنون تاکید کرده «نمیتوان اجازه داد بدترین رژیم جهان به سلاح هستهای دست یابد.»
گسترش هشدارهای سفر در خاورمیانه همزمان با افزایش تنش میان آمریکا و جمهوری اسلامی
گاردین همچنین به تحرکات کنگره اشاره میکند. دموکراتهای مجلس نمایندگان اعلام کردهاند هفته آینده طرحی را به رای میگذارند تا ترامپ را ملزم کنند برنامههایش درباره ایران را توضیح دهد و هرگونه اقدام نظامی بدون مجوز کنگره را به چالش بکشند. در بیانیه آنان آمده است که اگرچه حکومت ایران «بیرحم و بیثباتکننده» است، اما ورود به جنگی اختیاری در خاورمیانه بدون درک کامل خطرات، اقدامی بیملاحظه خواهد بود.
به نوشته گاردین، در حالی که دولت ترامپ همچنان دیپلماسی را بهعنوان گزینه ترجیحی معرفی میکند، تحولات نظامی و سیاسی نشان میدهد تصمیمی سرنوشتساز در راه است؛ تصمیمی که میتواند مسیر سیاست خارجی آمریکا در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ را رقم بزند.
همزمان با پایان دور سوم مذاکرات جمهوری اسلامی و آمریکا در ژنو، کانال ۱۳ اسرائیل گزارش داد بر اساس ارزیابیها در این کشور، اختلافات میان تهران و واشینگتن قابل رفع نیستند. در سوی دیگر، عمان اعلام کرد مذاکرات هفته آینده ادامه خواهد یافت.
رسانهها شامگاه پنجشنبه هفتم اسفند نوشتند هیاتهای جمهوری اسلامی و ایالات متحده پس از پایان گفتوگوها، محل را ترک کردند.
پیشتر پایگاه خبری اکسیوس گزارش داد استیو ویتکاف و جرد کوشنر، مذاکرهکنندگان آمریکایی، از پیشنهادهای نمایندگان حکومت ایران در گفتوگوهای صبح «ناامید شدهاند».
با این حال، او عصر پنجشنبه و پس از پایان مذاکرات در شبکه اجتماعی ایکس نوشت که یکی از مقامات ارشد آمریکایی این دور از مذاکرات را مثبت ارزیابی کرده است.
وبسایت واینت نیز نوشت بر اساس ارزیابی مقامهای اسرائیلی، احتمال حمله آمریکا به جمهوری اسلامی در «آینده نزدیک» زیاد است.
در مقابل، بدر البوسعیدی، وزیر امور خارجه عمان، از «پیشرفت قابل توجه» در مذاکرات ژنو خبر داد.
به گفته او، پس از رایزنیها در پایتختهای دو کشور، گفتوگوها هفته آینده در وین «در سطح فنی» ادامه خواهد یافت.
در روزهای اخیر، گمانهزنیها درباره چشمانداز مذاکرات تهران و واشینگتن زیر سایه آرایش نظامی ایالات متحده در منطقه بالا گرفته است.
روزنامه والاستریت ژورنال هفتم اسفند به نقل از منابع آگاه گزارش داد آمریکا در مذاکرات ژنو شروط «سختگیرانهای» برای جمهوری اسلامی تعیین کرده که از آن جمله میتوان به برچیدن سه سایت اتمی نطنز، فردو و اصفهان و همچنین تحویل تمام ذخایر اورانیوم غنیشده حکومت ایران اشاره کرد.
بر اساس این گزارش، آمریکا در قالب توافق احتمالی، تنها حاضر به لغو شمار اندکی از تحریمها است و این موضوع به یکی از اختلافات اصلی تهران و واشینگتن تبدیل شده است.
عراقچی: در برخی مسائل اختلاف نظر داریم
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی، گفت «امروز یکی از جدیترین و طولانیترین مذاکرات ما بود» و «پيشرفت خوبی» در خصوص پرونده هستهای و موضوع رفع تحریمها حاصل شد.
به گفته او، مذاکرات دوشنبه ۱۱ اسفند «در سطح کارشناسان فنی در آژانس» ادامه مییابد و «در سطح روسای هیاتها حدود یک هفته دیگر پس از مشورت با پایتختها برگزار میشود».
عراقچی افزود: «راجع به برخی مسائل به توافق نزدیک شدیم. در برخی مسائل اختلاف نظر داریم.»
وزیر اموز خارجه جمهوری اسلامی گفت «بحث شورای امنیت و تحریمهای یکجانبه» در گفتوگوهای هفته آینده مورد بررسی قرار خواهند گرفت.
گزارش اندیشکده آمریکایی از «برنامه پنهان شیمیایی» ایران در آستانه مذاکرات ژنو
هشدار درباره فعالیتهای هستهای مخفی ایران
نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، هفتم اسفند در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز هشدار داد جمهوری اسلامی در تلاش برای بازسازی زیرساختهای هستهای خود، از جمله در سایت کُلَنگ گَزلا، بهمنظور دستیابی به سلاح اتمی است.
بنت گفت حکومت ایران در ضعیفترین حالت خود به سر میبرد و بهدنبال «خرید زمان» است؛ به همین دلیل، نباید در این مرحله از فشارها بر تهران کاست.
او افزود جمهوری اسلامی علاوه بر «کشتار ۳۲ هزار تن» از شهروندان ایران در جریان اعتراضات اخیر، مسئول خون ریختهشده هزاران آمریکایی و اسرائیلی است.
۲۳ بهمن، پارلمان اروپا در قطعنامهای ضمن محکوم کردن سرکوب خشونتبار مردم ایران هشدار داد کشتار معترضان از سوی جمهوری اسلامی میتواند مصداق «جنایت علیه بشریت» باشد.
اسرائیل بارها تاکید کرده هرگونه توافق احتمالی با تهران باید علاوه بر برنامه هستهای، شامل محدود کردن موشکهای بالستیک و توقف حمایت از گروههای نیابتی نیز باشد.
تقابل یا عقبنشینی؛ راهبرد لبه پرتگاه تهران به لحظات نهایی رسیده است
«حمله به ایران باید به تغییر حکومت منجر شود»
جان تون، رهبر اکثریت جمهوریخواه سنا، هفتم اسفند تاکید کرد هرگونه اقدام نظامی علیه ایران باید به سرنگونی حکومت منجر شود تا «تغییری واقعی» در کشوری رقم بخورد که سالها با آمریکا و متحدانش، بهویژه اسرائیل، خصومت داشته است.
تون در مصاحبه با خبرنگاران گفت: «اگر قرار است اقدامی انجام دهید، باید آن را معطوف به روی کار آمدن رهبری جدید و تغییر رژیم کنید.»
جان کندی، دیگر سناتور جمهوریخواه، با دفاع از مواضع دونالد ترامپ در قبال جمهوری اسلامی گفت: «ما بهدنبال آغاز جنگی جدید در ایران نیستیم. رییسجمهوری در تلاش است به جنگ در ایران پایان دهد.»
پت فالون، عضو جمهوریخواه مجلس نمایندگان آمریکا، نیز هشدار داد: «اگر حکومت ایران غنیسازی اورانیوم و حمایت حکومتی از تروریسم را متوقف نکند، همه گزینهها برای مقابله با آن روی میز است.»
او ادامه داد: «آیتالله باید بداند که دوران سیاست مماشات اوباما-بایدن به پایان رسیده است.»
منبع:ایران اینترنشنال