دیپلمات ارشد پیشین آمریکا: مذاکرات ایران و ایالات متحده احتمالاً ادامه خواهد یافت

اطلاعرسانی جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، پس از دیدار با نمایندگان ایران در اسلامآباد در ماه آوریل، در حالی که جرد کوشنر (چپ) و استیو ویتکاف، فرستادگان آمریکا، نظارهگر هستند
گوردون گری، دیپلمات ارشد پیشین آمریکا که در دولت جرج دبلیو بوش معاون دستیار وزیر خارجه در امور خاور نزدیک بود و همچنین بهعنوان سفیر آمریکا در تونس و معاون رئیس هیئت دیپلماتیک آمریکا در مصر خدمت کرده است، میگوید مذاکرات غیرمستقیم میان واشینگتن و تهران، با وجود «فشار و درد قابلتوجه» بر هر دو طرف، احتمالاً ادامه خواهد یافت.
تهران از طریق پاکستان پیشنهادی ارسال کرده که در آن خواستار پایان عملیات نظامی در منطقه، کاهش تحریمها و تضمین امنیت دریانوردی، از جمله بازگشایی تنگهٔ هرمز شده است. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، روز ۲۰ اردیبهشت این موضع ایران را رد کرد، اما همزمان نارضایتی خود از کندی روند دیپلماسی را نیز نشان داد.
این تحولات در شرایطی رخ میدهد که فشار اقتصادی بر ایران افزایش یافته، نگرانیها دربارهٔ عرضهٔ جهانی انرژی ادامه دارد و بحثها دربارهٔ فعالیتهای هستهای تهران دوباره شدت گرفته است. گفته میشود پاسخ جمهوری اسلامی که در حال بررسی است، شامل محدودیت غنیسازی اورانیوم ایران برای دستکم ۱۲ سال در برابر کاهش تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشدهٔ ایران است.

گوردون گری، سفیر پیشین ایالات متحده
رادیو اروپای آزاد/رادیو آزادی با آقای گری، که اکنون استاد امور خلیج فارس و شبهجزیرهٔ عربستان در مدرسهٔ روابط بینالملل الیوت دانشگاه جرج واشینگتن است، دربارهٔ آخرین وضعیت مذاکرات صلح ایران، محاسبات راهبردی در واشینگتن و تهران، و اینکه آیا هنوز فضایی برای ادامهٔ دیپلماسی وجود دارد یا نه، گفتوگو کرده است.
رادیو اروپای آزاد/ رادیو آزادی: ایران اکنون به پیشنهاد آمریکا پاسخ داده است. آیا این را باید یک نقطهٔ عطف دانست؟
گوردون گری: فکر نمیکنم تا آن اندازه یک نقطهٔ عطف باشد، بلکه بیشتر ادامهٔ روندی است که در اسلامآباد آغاز شد؛ زمانی که جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، با رئیس مجلس شورای اسلامی دیدار کرد. هرچند آن گفتوگوها برخلاف امیدواری خیلیها به نتیجهای تعیینکننده نرسید، اما نکتهٔ مهم این بود که دو طرف از طریق میانجیگری پاکستان و شاید در هفتههای اخیر از طریق قطریها، به گفتوگوهای غیرمستقیم ادامه دادند.
نخستوزیر قطر دو روز پیش در میامی بود و گزارش شده که با استیو ویتکاف و جرد کوشنر دیدار کرده است.
آقای ترامپ پیشتر گفته بود رسیدن به توافق بسیار ممکن است. امروز مانع اصلی چیست؛ خواستههای واشینگتن یا خطوط قرمز تهران؟
هر دو. این مانند هر مذاکرهٔ دیگری است، هر دو طرف خواستههایی دارند و هر دو خطوط قرمز خود را دارند. در این مورد، هر دو طرف از اقدامات طرف مقابل آسیب میبینند و همین موضوع آنها را به یافتن نوعی توافق ترغیب میکند.
بر اساس گزارشها از تهران و میانجیها که میگویند ایران کاهش تحریمها را پیششرط مذاکرات عمیقتر هستهای میداند، آیا کاخ سفید اکنون میان «مصالحه» و «تشدید تنش» قرار گرفته است؟
فکر نمیکنم موضوع را بتوان اینگونه مطرح کرد. بهنظر من تصمیم واشینگتن بستگی به این دارد که پاسخ ایران به پیشنهاد آمریکا چیست و آیا دستکم حداقل خواستههای آمریکا را برآورده میکند یا نه.
انتظار ندارم پاسخ ایران همهٔ مسائل را کاملاً حل کند. گزارشهایی که دیدهام، و البته هنوز اولیه هستند چون ایران بهتازگی پاسخ خود را تحویل داده، نشان میدهند که ممکن است آتشبسی کوتاهمدت و بازگشایی تنگهٔ هرمز در ازای فرصت برای مذاکرهٔ موفق بر سر سایر مسائل مطرح باشد.
اگر این گزارشها درست باشد، در صورتی که واشینگتن آن را بپذیرد، من آن را مصالحه نمینامم، بلکه بخشی از روند مذاکره میدانم.
آیا فکر میکنید تهران برای دستیابی به کاهش فشار مذاکره میکند یا چون کارزار فشار مؤثر بوده است؟
نمیگویم کارزار فشار موفق بوده، بلکه میگویم این فشار انگیزهای برای ایران ایجاد کرده تا بهدنبال راهحل دیپلماتیک باشد. البته ایران خواهان کاهش فشار است، اما پیش از ۹ اسفند (شروع جنگ) هم خواهان کاهش تحریمها بود.
برخی تحلیلگران میگویند حتی اگر توافقی حاصل شود، تنگهٔ هرمز همچنان میتواند نقطهای برای بازگشت تنشها باشد. آیا شما هم با این ارزیابی موافقید؟
قطعاً چنین ظرفیتی وجود دارد، زیرا ایران نشان داده که توان اقدام نامتقارن برای بستن تنگهٔ هرمز را دارد.
موضوع فقط جریان آزاد انرژی از تنگه نیست. مسئله اعتماد شرکتهای بیمه، شرکتهای کشتیرانی و کسانی است که قراردادهای میانمدت و بلندمدت خرید نفت منعقد میکنند. ایران لازم نیست کار زیادی انجام دهد تا این اعتماد را متزلزل کند.
با وجود فشار نظامی، آیا خطوط قرمز اصلی ایران در موضوع هستهای تغییر کرده است؟
فکر نمیکنم. بهنظر من ایران همچنان بر آنچه حق خود بهعنوان عضو پیمان منع گسترش سلاحهای هستهای میداند، یعنی غنیسازی اورانیوم، اصرار خواهد داشت.
این فقط موضع جمهوری اسلامی نیست. این موضع محمدرضا شاه پهلوی هم بود که برنامهٔ هستهای ایران را آغاز کرد.
اگر رئیسجمهور ترامپ شروط ایران را رد کند، آیا با شکست دیپلماسی روبهرو خواهیم شد یا جنگی بسیار گستردهتر؟
نه، فکر نمیکنم دیپلماسی شکست بخورد. تصور میکنم گفتوگوها ادامه پیدا کند.
این به آن معنا نیست که حملات نظامی از سوی یکی از طرفها رخ نخواهد داد، اما در نهایت هر دو طرف انگیزه دارند که از وضعیت کنونی خارج شوند، زیرا طرف مقابل درد و فشار کافی ایجاد کرده و همین امر انگیزهای برای رسیدن به نوعی راهحل فراهم کرده است.
با توجه به شرایط فعلی، واقعبینانه چقدر زمان لازم است تا اختلافهای باقیمانده برطرف و توافق امضا شود؟
دیپلماسی زمان میبرد. میتوان به مذاکرات کنترل تسلیحات در خارج از خاورمیانه هم نگاه کرد.
ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی ظرف ۳۰ یا ۶۰ روز به پیمان محدودسازی سلاحهای راهبردی نرسیدند. این مذاکرات پیچیده هستند.
بنابراین زمان زیادی لازم خواهد بود، چون مسائل پیچیدهٔ فراوانی وجود دارد.
در کوتاهمدت، میتوانم تصور کنم توافقی به توقف درگیریها، بازگشایی تنگهٔ هرمز و احتمالاً کاهش تحریمها یا آزادسازی داراییها منجر شود.
اما اگر صحبت از حلوفصل مسئلهٔ هستهای باشد، آن موضوع آنقدر پیچیده است که رسیدن به توافق دربارهٔ آن زمان بسیار زیادی خواهد برد.
منبع:رادیو فردا