PEZHVAKEIRAN.COM نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ
 

نقشه مجتبی خامنه‌ای برای ایران پس از جنگ

 

پیام هفته دولت مجتبی خامنه‌ای با تمجید از پزشکیان آغاز شد، اما با ترسیم حدودی برای گفتار و تصمیم‌های مسئولان پایان یافت؛ حدودی که روایت مشکلات، اختلاف سیاسی و حفظ انسجام اجتماعی را دربر می‌گیرد.

پیام مجتبی خامنه‌ای به مناسبت هفته دولت با تشکر از مسعود پزشکیان شروع می‌شود، اما به یک ممنوعیت ختم می‌شود. او رییس‌جمهوری را «صادق و دلسوز» می‌خواند، از عملکرد دولت در ماه‌های جنگ قدردانی می‌کند و بعد، قدم به قدم، وارد حوزه‌هایی می‌شود که بسیار فراتر از یک پیام تشریفاتی به دولت است: چگونه درباره وضعیت کشور حرف زده شود، چه نوع اختلاف سیاسی قابل قبول است، مشکلات اقتصادی چگونه روایت شوند و مهم‌تر از همه، چه چیزی باید معیار تصمیم‌گیری سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی امنیتی باشد.

پاسخ او در پایان پیام روشن است: «انسجام اجتماعی». مجتبی خامنه‌ای می‌گوید: «قاطعانه اعلام می‌کنم که ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». چند ساعت بعد، واکنش دو مقام ارشد جمهوری اسلامی نشان داد این جمله صرفا توصیه‌ای درباره آرامش سیاسی تلقی نشده است.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، آن را «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر» نامید و گفت انسجام اجتماعی یکی از بنیادی‌ترین مولفه‌های «قدرت و امنیت ملی» است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، یک قدم جلوتر رفت و هر اقدامی را که به انسجام اجتماعی آسیب بزند، «حرام ملی و شرعی» خواند.

کنار هم گذاشتن این سه موضع یک تصویر مهم می‌سازد: «انسجام اجتماعی» در حال تبدیل شدن از یک مفهوم سیاسی به معیاری برای امنیت ملی و اداره کشور است. اما این انسجام دقیقا چیست و چه چیزی می‌تواند آن را تهدید کند؟

از حمایت از پزشکیان تا تعیین نحوه حرف زدن دولت
مخاطب اولیه پیام مجتبی خامنه‌ای روشن است. هفته دولت است و او خطاب به کارکنان دولت و به‌طور مشخص پزشکیان سخن می‌گوید. از عملکرد دولت در تامین کالا، خدمات، ترمیم نقاط آسیب‌دیده و مدیریت انرژی در جریان جنگ و پس از آن تقدیر می‌کند و پزشکیان را «رییس‌جمهور صادق و دلسوز» می‌نامد. بنابراین پیام با حمله به دولت آغاز نمی‌شود. برعکس، ابتدا برای آن مشروعیت و حمایت سیاسی فراهم می‌کند. اما بلافاصله بعد از این حمایت، اولین دستور مهم مطرح می‌شود: نقاط قوت ایران باید روایت شوند، نه ضعف‌ها.

  • پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

    پزشکیان از کاهش درآمدها و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها خبر داد

خامنه‌ای می‌نویسد: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست، بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حل مشکل است». بعد جمله مهم‌تری اضافه می‌کند: «گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است».

در اینجا مساله فقط دروغ نگفتن یا اغراق نکردن نیست. او صریحا از «بیان صادقانه» ضعف‌ها حرف می‌زند و می‌گوید حتی حقیقت، بسته به زمان و مخاطب، ممکن است به دشمن کمک کند. این بخش پیام به‌ویژه در کنار شیوه ارتباطی دولت پزشکیان قابل توجه است. پزشکیان در ماه‌های گذشته بارها کوشیده محدودیت‌های دولت را علنی بیان کند. در اردیبهشت، همزمان با دفاع از مذاکره، گفت مردم باید «با واقع‌بینی شرایط کشور و محدودیت‌های موجود را درک کنند».

تنها چند ساعت پس از انتشار پیام خامنه‌ای، بار دیگر در تلویزیون از کاهش صادرات، کمبود ارز، بنزین و انرژی و ناتوانی دولت در اجرای برخی وعده‌ها گفت و بابت افزایش نیافتن کالابرگ از مردم عذرخواهی کرد. نمی‌توان با اطمینان گفت پیام خامنه‌ای مستقیما واکنشی به پزشکیان بوده است. اما تضاد میان دو رویکرد آشکار است. پزشکیان می‌گوید جامعه باید محدودیت‌ها را بداند. خامنه‌ای هشدار می‌دهد که حتی بیان صادقانه ضعف‌ها می‌تواند به دشمن روحیه بدهد. در واقع، یکی از خطوط اصلی پیام را می‌توان این‌گونه خلاصه کرد: مشکل را بشناسید و حل کنید، اما مراقب باشید چگونه آن را روایت می‌کنید.

تناقض ظاهری: ضعف‌ها را نگویید، اما این هم فهرست ضعف‌ها
این توصیه اما به یک تناقض ظاهری می‌رسد. تنها چند پاراگراف بعد از هشدار درباره برجسته کردن ضعف‌ها، خود مجتبی خامنه‌ای فهرستی از مشکلات کشور ارائه می‌کند: تورم، بیکاری، قیمت کالا و خدمات، رشد اقتصادی، کمبود سرمایه‌گذاری و مشکلات تولید. او حتی از «زنجیره چالش‌های اقتصادی و معیشتی» سخن می‌گوید. پس ممنوعیت مورد نظر او ظاهرا ممنوعیت ذکر مشکل نیست. مرز احتمالی جای دیگری است: میان «بیان مشکل» و «ساختن روایت شکست از مشکل».

  • آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

    آمریکا در ادامه کارزار طرد اقتصادی، تحریم‌ها و محدودیت‌های تازه‌ای علیه تهران وضع کرد

در منطق پیام می‌توان گفت تورم وجود دارد و باید با افزایش تولید، سرمایه‌گذاری و مدیریت قیمت حل شود. اما اگر همان مشکل به نتیجه‌ای سیاسی درباره ناتوانی ساختاری حکومت، شکست سیاست اقتصادی یا ضرورت تغییر مسیر کلان منجر شود، ممکن است از نگاه رهبر جمهوری اسلامی به «روایت ضعف» تبدیل شود. این تمایز بعدتر در بحث «دوگانه‌سازی‌های موهوم» آشکارتر می‌شود.

اقتصاد مقاومتی و «اسقاط تدریجی دلار»
نسخه اقتصادی پیام تقریبا همان الگوی آشنای اقتصاد مقاومتی است: تکیه بر تولید داخلی، مدیریت واردات، افزایش سرمایه‌گذاری، کنترل قیمت و استفاده از ظرفیت‌های داخلی. اما در میان آنها یک عبارت غیرمعمول دیده می‌شود: «اسقاط تدریجی دلار از تراز نقش‌آفرینی مهم».

به زبان ساده، این همان دلارزدایی است. کاهش وابستگی تجارت و نظام پرداخت ایران به دلار و افزایش استفاده از ارزهای ملی و سازوکارهای جایگزین. این جمله از نظر سیاسی اهمیت دارد. در حالی که بخشی از بحث داخلی ایران درباره فشار اقتصادی به تحریم و رابطه با آمریکا گره می‌خورد، نسخه خامنه‌ای عادی‌سازی رابطه با نظام مالی جهانی نیست. پاسخ او کاهش اهمیت همان نظام دلاری است. و بلافاصله می‌گوید دشمن می‌خواهد القا کند که راه آبادانی ایران از «تبعیت از او» می‌گذرد. پس در معماری پیام، بحران اقتصادی پذیرفته می‌شود، اما راه‌حل آن نباید به تغییر جهت راهبردی در سیاست خارجی منجر شود.

«جنگ یا مذاکره» چرا موهوم است؟
بعد از اقتصاد، پیام به حساس‌ترین بخش سیاسی می‌رسد. خامنه‌ای از «هر سخن ناامیدکننده» و «هر نوع دوگانه‌سازی موهوم» انتقاد می‌کند و خودش سه نمونه می‌آورد: «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگ‌طلبی». این انتخاب‌ها تصادفی به نظر نمی‌رسند. «جنگ یا مذاکره» یکی از مهم‌ترین شکاف‌های سیاسی ماه‌های اخیر بوده است. پزشکیان بارها تاکید کرده مذاکره به معنای تسلیم نیست و آن را ابزاری برای دفاع از منافع ملی معرفی کرده است. «وفاق» نیز شعار محوری دولت پزشکیان است و در مقابل آن، مخالفان دولت بارها به عنوان جریان «تندرو» توصیف شده‌اند. در سوی دیگر همین شکاف، طرفداران سیاست سختگیرانه نیز مذاکره را گاه «سازش» و حامیان آن را آماده عقب‌نشینی معرفی کرده‌اند. خامنه‌ای ظاهرا هر دو شکل این صف‌بندی را رد می‌کند.

پیام او این نیست که مذاکره ممنوع است یا جنگ تنها گزینه است. بلکه می‌گوید تبدیل این سیاست‌ها به دو اردوگاه هویتی که یکی «جنگ‌طلب» و دیگری «سازشکار» باشد، به جامعه آسیب می‌زند. به این معنا، پیام در حال تعیین مرز اختلاف سیاسی مجاز است: درباره ابزارها اختلاف داشته باشید، اما اختلاف را به شکافی تبدیل نکنید که مشروعیت طرف مقابل را زیر سوال ببرد.

«پیوست انسجام اجتماعی» برای همه چیز
مهم‌ترین تغییر لحن در پایان پیام رخ می‌دهد. خامنه‌ای می‌گوید «هر اقدام» در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی و اقتصادی باید دارای «پیوست انسجام اجتماعی» باشد. حتی هشدار می‌دهد بعضی سیاست‌ها ممکن است در میان بخشی از جامعه طرفدار داشته باشند، اما اگر چنین پیوستی نداشته باشند، می‌توانند به همان حامیان نیز آسیب بزنند. او هیچ مثال مشخصی ارائه نمی‌کند. آیا منظور سیاست حجاب است؟ افزایش قیمت بنزین؟ اختلاف درباره مذاکره؟ برخورد با منتقدان؟ سیاست فرهنگی؟ متن پاسخ نمی‌دهد. و شاید همین ابهام مهم‌ترین بخش پیام باشد.

  • موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

    موج تعدیل در هرمزگان ۲۰ هزار کارگر را بیکار کرد

زیرا وقتی معیار «آسیب به انسجام اجتماعی» تعریف حقوقی و مشخصی ندارد، دامنه آن می‌تواند بسیار وسیع باشد.

این همان جایی است که واکنش رضایی و قالیباف اهمیت پیدا می‌کند. رضایی پیام را بلافاصله به زبان امنیت ترجمه کرد: انسجام اجتماعی مولفه امنیت ملی است و تاکید خامنه‌ای یک «راهبرد روشن و غیرقابل تفسیر». قالیباف همان مفهوم را از حوزه امنیت به حوزه تکلیف سیاسی و دینی برد و آسیب به آن را «حرام ملی و شرعی» نامید.

در فاصله چند ساعت، یک زنجیره ساخته شد:
خامنه‌ای می‌گوید «ممنوع است».
دبیر شورای عالی امنیت ملی می‌گوید «راهبرد امنیت ملی» است.
رییس مجلس می‌گوید «حرام ملی و شرعی» است.

این هماهنگی لزوما اثبات‌کننده طراحی قبلی نیست، اما نشان می‌دهد دو مقام ارشد جمهوری اسلامی پیام را نه یک توصیه اخلاقی، بلکه دستورالعملی برای حکمرانی در دوره پس از جنگ فهمیده‌اند.

انسجام یا کنترل روایت؟
پیام مجتبی خامنه‌ای در ظاهر درباره «ایران قوی‌تر» است، اما در عمق آن نگرانی دیگری دیده می‌شود: اینکه مشکلات اقتصادی، فشار جنگ و اختلافات سیاسی، انسجامی را که حکومت معتقد است در ماه‌های جنگ شکل گرفته، فرسوده کند. پاسخ پیشنهادی او فقط اقتصادی یا امنیتی نیست. بخشی از آن درباره «روایت» است.

قدرت باید برجسته شود. ضعف نباید به روایت مسلط تبدیل شود. اختلاف نباید جامعه را به «جنگ‌طلب و سازشکار» یا «وفاق‌طلب و تندرو» تقسیم کند. همه سیاست‌ها باید از فیلتر انسجام اجتماعی عبور کنند. اما همین‌جا پرسش اصلی باقی می‌ماند:
چه کسی تعیین می‌کند یک سخن «ناامیدکننده» است یا شرح صادقانه واقعیت؟ چه نهادی تشخیص می‌دهد یک اختلاف سیاسی «دوگانه‌سازی موهوم» است؟ و مرز میان حفظ انسجام و محدود کردن نقد کجاست؟

پیام به این پرسش‌ها پاسخ نمی‌دهد. اما شاید مهم‌ترین نشانه درباره جهت حرکت جمهوری اسلامی همین باشد: در ایران پس از شش ماه جنگ، «انسجام اجتماعی» دیگر فقط توصیفی از رفتار جامعه نیست. دست‌کم در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی، دبیر شورای عالی امنیت ملی و رییس مجلس، آرام‌آرام در حال تبدیل شدن به معیاری برای آن چیزی است که می‌توان گفت، می‌توان کرد و حتی می‌توان درباره‌اش اختلاف داشت.

منبع:پژواک ایران