مکگورک در تحلیلی برای سیانان، جنگ را رقابتی بر سر «اهرم فشار و توان ادامه دادن» توصیف میکند. به نوشته او، پس از ازسرگیری حملات ایران به کشتیهای تجاری در تنگه هرمز، این تصور قوت گرفت که آمریکا گزینه موثری برای مقابله با تهران ندارد و ناچار خواهد شد کنترل عملی تنگه را به ایران واگذار کند؛ برداشتی که او آن را نادرست میداند.
آمریکا از اواسط ژوئیه محاصره نظامی بنادر ایران و تحریم تجارت نفت این کشور را از سر گرفته و همزمان برای باز نگه داشتن مسیرهای کشتیرانی و حفاظت از کشتیهای تجاری در تنگه هرمز تلاش کرده است.
به نوشته مکگورک، نتیجه تاکنون ایجاد فشار موثر بر صادرات نفت ایران، همزمان با بازگشت تدریجی حملونقل دریایی و ثبات نسبی قیمت انرژی بوده است. او با استناد به بلومبرگ میگوید جریان نفت از تنگه هرمز اکنون به حدود دو سوم سطح پیش از جنگ بازگشته است.
از نگاه او، اگر تهران توانایی استفاده از تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار را از دست بدهد، بخش مهمی از قدرت چانهزنی خود را نیز از دست خواهد داد.
فشار اقتصادی؛ نقطه آسیبپذیر ایران
مکگورک میگوید اقتصاد ایران که پیش از جنگ نیز تحت فشار تحریمها و سوءمدیریت قرار داشت، اکنون با شرایط بسیار دشوارتری روبهروست. او با استناد به برآوردهای صندوق بینالمللی پول مینویسد اقتصاد ایران امسال بیش از پنج درصد کوچک خواهد شد و تورم به حدود ۷۰ درصد میرسد. یک مقام وزارت کار ایران نیز اخیرا گفته بود تنها در سه ماه نخست جنگ بیش از یک میلیون شغل از بین رفته است.
به اعتقاد مکگورک، توان ادامه جنگ فقط به تعداد موشکهای باقیمانده بستگی ندارد؛ توان اقتصادی و اجتماعی حکومت برای تحمل فشار نیز تعیینکننده است.
او مینویسد «پرده چهارم» جنگ، یعنی محاصره نظامی و فشار اقتصادی، جمهوری اسلامی را با شرایط تازهای روبهرو کرده است. به گفته او، این نخستین بار از انقلاب ۱۳۵۷ است که ایران با چنین محدودیت جدی در مسیر حیاتی اقتصادی خود از طریق تنگه هرمز مواجه میشود.
راه خروج یا تشدید جنگ؟
به اعتقاد مکگورک، راه خروج تهران توقف تهدید کشتیها در تنگه هرمز و کنار گذاشتن آنچه از برنامه غنیسازی هستهای باقی مانده است؛ شرایطی که به نوشته او دولت ترامپ حاضر به پذیرش آن خواهد بود.
اما ایران ممکن است در مقابل، تشدید درگیری را انتخاب کند. راهبرد تهران تاکنون بر ایجاد اختلال در تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی و در نتیجه بالا بردن هزینه سیاسی جنگ برای ترامپ، بهویژه در آستانه انتخابات میاندورهای آمریکا، استوار بوده است.
مکگورک معتقد است این راهبرد تاکنون نتیجه مورد انتظار تهران را نداشته است. کشورهای عربی خلیج فارس با ادامه جنگ موافق نیستند، اما به گفته او حاضر به پذیرش خواستههای ایران درباره تنگه هرمز نیز نیستند. تلاشهای ایران برای بستن تنگه با پهپاد و مینگذاری نیز به نوشته او برای نخستین بار با شکست مواجه شده است.
در نتیجه، هرچند احتمال تشدید تنش از سوی تهران وجود دارد، مکگورک بعید میداند چنین اقدامی بتواند فشار اقتصادی را کاهش دهد. به ارزیابی او، ترامپ برای ادامه فشارها مصممتر از آن چیزی است که رهبران ایران تصور میکردند.
«همه یک نقطه شکست دارند»
مکگورک سپس به این استدلال در تهران و میان برخی تحلیلگران غربی میپردازد که جمهوری اسلامی در برابر فشارها مقاوم است و هرگز بر سر برنامه هستهای، تنگه هرمز یا نیروهای نیابتی خود عقبنشینی نخواهد کرد.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، نیز هفته گذشته گفته بود فشار ناشی از محاصره و تحریمها «محکوم به شکست» است.
مکگورک با اشاره به تجربه خود در کارزار علیه داعش و مذاکرات آزادی گروگانهای حماس میگوید در آن موارد نیز استدلالهای مشابهی درباره مقاومت طرف مقابل در برابر فشار مطرح میشد.
نتیجهگیری او این است: «همه یک نقطه شکست دارند.» اگر تهران تصور کرده نقطه شکست ترامپ را پیدا کرده است، ممکن است ترامپ نیز بتواند نقطه شکست ایران را پیدا کند؛ هرچند به گفته او هنوز برای قضاوت نهایی زود است.
مکگورک تاکید میکند که «پرده چهارم» لزوما آخرین مرحله جنگ نیست و این رویارویی ممکن است تا پایان دوره ریاست جمهوری ترامپ و حتی پس از آن ادامه یابد.
با این حال، به اعتقاد او یک تفاوت مهم ایجاد شده است: هدف نظامی آمریکا اکنون مشخصتر است؛ اعمال محاصره علیه ایران و همزمان تسهیل عبور کشتیهای تجاری. هدف سیاسی نیز باید روشن باشد: عقبنشینی ایران از ادعاهای خود درباره تنگه هرمز و توقف برنامه غنیسازی.
تا آن زمان، به نوشته مکگورک، وضعیت کنونی میتواند به «نظم جدید» جنگ تبدیل شود؛ نظمی که شاید برای نخستین بار از آغاز درگیری، کفه ترازو را به سود واشنگتن تغییر داده باشد.
