خسارت هزار میلیارد تومانی احمدینژاد و قرارگاه خاتم به کشور در پروژه سد گتوند
باید ۱۲۰۰ میلیارد تومان خرج شود تا بخشی از خسارات سد گتوند علاجبخشی شود. سدی که برای آن به قیمت سال ٨۵ نزدیک به سههزار میلیارد تومان خرج کردند که به قیمت دلار امروز بیش از ١١ هزار میلیارد تومان میشود.
به گزارش کلمه سدی که تا امروز شوری آب کارون را تا ۱۰ برابر افزایش داد، ۴۰۰ هزار نخل در اروندکنار را نابود کرد، فقط در طول دوره بهرهبرداری حداقل ۶۰۰ میلیارد تومان به کشاورزی این استان خسارت وارد کرد و تا امروز خسارت جانبی حداقل ۳۵۰ میلیارد تومانی برآورد شده است. اینها به جز خودکشی آن هشت کشاورزی است که بر اثر از دست دادن زمینهای کشاورزی و تنگدستی در سد گتوند خود را از زندگی خلاص کردند.
سد گتوند، یکی از دهها پروژههای قرارگاه خاتمالانبیا در حالی ساخته شد که از همان ابتدا اعتراضهای زیادی را به همراه داشت. بیتوجهی پیمانکار سپاه به مطالعات زیستمحیطی فاجعهای را به بار آورد که همچنان مردم و کشور در حال پرداخت هزینههای آن هستند.
سدگتوند علاوه بر هزینههایی که همانند سایر سدها بر کشور وارد کرد، هزینههای منحصر به خود را به دنبال داشته که غیرقابل جبران است. این پروژه برخلاف نظر تمام متخصصان کشور ساخته و آبگیری شد. زمانی که سد را ساختند، گنبدهای نمکی دور از رودخانه بودند و اصلا ربطی به آن نداشتند. کارشناسان هشدار دادند که زمان آبگیری این نمکها وارد آب خواهند شد، اما هیچ گوشی برای شنیدن نظر کارشناسان وجود نداشت. سد را ساختند و شروع به آبگیری کردند. آب، درهها و دشتها را گرفت و به گنبدهای نمکی رسید. هزاران تن نمک در آب حل شد. کارون شور شد. زمینهای کشاورزی به خطر افتاد و دهها مشکل دیگر. این در حالی بود که محصولات و گیاهان تحمل شوری و اسیدیته را ندارند. مثلا اگر شوری آب و زمینی که در آن پنبه کشت میشود، یک درجه بیشتر شود، پنبه از بین میرود. گندم و سایر محصولات هم تا حدی میتواند شوری را تحمل کنند. فاجعه روی داد.
از آنجا که سد توسط نهاد امنیتی ساخته میشد بالطبع فضای پیرامون اخبار و اطلاعرسانی درباره آن هم امنیتی شد و نتیجه همه اینها بازداشت مسئول نظام مهندسی خوزستان توسط سپاه بود.
فاجعه وقتی آشکارتر میشود که بدانیم تنها ۲۰ روز پس از آبگیری سد در تابستان ۱۳۹۰ با حضور احمدی نژاد، دیوارهای که در پاسخ به منتقدان این پروژه، ادعا میشد برای جلوگیری از ورود سنگ نمک از معادن نمک مجاور به مخزن سد ساخته شده، فرو ریخت تا فاجعهای که همه نگران آن بودند، تنها سه هفته پس از آبگیری، آغاز شود.
جالب اینجاست که متخصصان و نخبگان محلی پیش از این به دولت هشدار داده بودند که چنین دیوار حائلی بیثمر خواهد بود و آبگیری و افتتاح سد، نتیجهای جز شوری آب کارون، هدر رفتن میلیاردها تومان بودجه و مشکلات متعدد برای منطقه خواهد بود.
ابعاد فاجعهبار سد گتوند چنان بود که حتی خود مسوولان دولت عدالتمحور هم میدانستند، اتفاقی که در این پروژه افتاده بسیار وسیعتر از حیف و میل بیتالمال و خسارتهای زیستمحیطی است. چنان که وقتی احمدینژاد که این پروژه را بدون تشریفات اداری به قرارگاه خاتم سپرده بود برای افتتاح آن نیامد، وزیر نیرو در توجیه این غیبت گفت: “قرار بود رئیس جمهور برای افتتاح این نیروگاه بیاید ولی به نوعی میتوان گفت ایشان احتیاط کردند زیرا بسیاری در شرایط کنونی منتظر هستند تا دولت اقدامی انجام دهد و از دولت خرده بگیرند. لذا احتیاط کرد که فردا برخی نگویند رئیس جمهور برای افتتاح سدی که از نظر علمی مشکل دارد شخص احمدینژاد برای افتتاحش حضور پیدا کرد.”
او ولی توضیح نداد که اگر این سد به لحاظ علمی مشکل دارد، اساسا چرا ادامه پیدا کرده و چرا افتتاح شده است. دو روز بعد هم معاون وی، که سابقهاش در قرارگاه خاتم الانبیاء و روابطش با سپاه از جمله عوامل پیشبرد این پروژه با وجود همه مشکلات کارشناسی بود، بدون هیچ توضیحی برکنار شد.
حال پس از پنج سال که از افتتاح سد فاجعهبار گتوند میگذرد، رحیم میدانی معاون وزیر نیرو دولت یازدهم در خصوص آخرین وضعیت سد گتوند به ایسنا گفته است: “پس از کشوقوسهای فراوان در نهایت دو تصمیم گرفته شده نهایی شد و قرار است که برای علاج بخشی این سد به موضوع مدیریت مخزن و انتقال آب توجه شود. انجام مطالعات اجرایی شدن راهکار دوم حدود ۸۰۰ تا ۱۲۰۰ میلیارد تومان برآورد شده است.
رقم یکهزار و ۲۰۰ میلیارد تومان که برای علاجبخشی برآورد شده تنها بخشی از جبران یا کاهش خسارات است، وگرنه وسعت خسارات وارده از بیخردی دولت معجزه هزاره سوم چنان است که تا امروز، دههها و هزاران هزار میلیارد تومان وقت و پول برای جبران همه آن لازم است.
منبع:پژواک ایران