برگى از تاريخ: انعكاس مبارزات سازمان مجاهدين از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ در نشريه باختر امروز
تراب حق‌شناس

در چارچوب جمع آورى اسناد و آرشيو سازمان پيكار و پيشينه آن (سازمان مجاهدين)، فهرستى از آنچه در اين رابطه در نشريه باختر امروز منعكس شده مى آوريم. اين نشريه كه به قطع روزنامه از شهريور ۱۳۴۹ تا دى ۱۳۵۵ در ۷۷ شماره انتشار مى يافت ارگان "سازمان هاى جبهه ملى ايران در خاور ميانه" بود كه در بغداد چاپ و منتشر مى گشت. در درون همين تشكل، هسته اى ماركسيستى وجود داشت كه اين جبهه را رهبرى مى كرد و بعد از انقلاب ۵۷ سازمان وحدت كمونيستى نام گرفت. آرشيو باختر امروز را بطور كامل روى سايت انديشه و پيكار مى يابيد. در اين نشريه اخبار و مقالات مربوط به مبارزاتى كه عمدتا از سوى اپوزيسيون انقلابى (سازمان چريك هاى فدايى خلق، سازمان مجاهدين خلق ايران و...)، حركت هاى مردمى و روحانيون مخالف، عليه رژيم شاه در آن سالها جريان داشت منعكس ميشد. ما در اينجا تنها به فهرستى از اطلاعيه ها، بيانيه ها، شرح حال ها و مطالبى اشاره مى كنيم كه به سازمان مجاهدين خلق ايران مربوط مى شده است يعنى از تاريخ اول شهريور سال ۱۳۵۰ كه دستگيرى اعضا و كادرهاى مجاهدين رخ داد تا سال ۱۳۵۵. همكارى بين سازمان مجاهدين (بخش خارج كشور در آن موقع) و جبهه ملى طى آن سال ها ابعاد ديگرى هم داشت از جمله اداره مشترك سه راديو به ترتيب زمانى: "صداى انقلابيون ايران"، "راديو ميهن پرستان" و "راديو سروش" كه هر سه به خوبى در ايران شنيده مى شدند.
اضافه كنيم كه فهرست زير حاوى اسناد و مطالبى ست غالبا منحصر به فرد كه طى چهل سال گذشته در كمتر جايى تكثير شده است. ما با باختر امروز همكارى داشتيم و مقالاتى از ما با امضاى مجاهدين يا بدون امضا در آن چاپ شده است. 
با ياد و احترام به مبارزان "جبهه ملى" در آن سال ها و با تشكر از رفقاى جمع آرشيو پيكار كه دوره باختر امروز را اسكن كرده، مرا در تدوين اين گزارش يارى دادند.

تراب حق شناس، اوت ۲۰۱۲

در اينجا يك به يك از شماره ۱۷ به بعد ورق مى زنيم و به صورت يك پرونده در آرشيو سازمان پيكار، بخش مربوط به مجاهدين قبل از سال ۱۳۵۴ ميگذاريم و ارجاع ميدهيم به پ.د.اف نشريه باختر امروز روى سايت انديشه و پيكار. 
http://peykarandeesh.org/Niruhaye-Digar/bakhtare-emrooz.html

از شماره ۱۷ شروع ميكنيم كه نخستين اطلاعيه ها در رابطه با دستگيرى مجاهدين در آن آمده است. اطلاعيه ها را ما يعنى ارگان خارج از كشور سازمان مجاهدين تهيه كرده بوديم؛ ما چند نفر بوديم كه پس از آموزش نظامى در پايگاه هاى فلسطينى، در خارج كشور باقى مانديم تا فعاليت هاى تبليغى و پشت جبهه اى سازمان را انجام دهيم. از اين جمع در ابتداى امر، حسين روحانى بود (كه در آن زمان بيشتر در اروپا فعاليت داشت)، تراب حق شناس، محمد يقينى و محسن نجات حسينى (كه اين دو در بيروت زندانى بودند) و محمود شامخى كه در اواخر سال ۱۳۵۱ به ايران رفت و متاسفانه پس از مدت كوتاهى در آنجا شهيد شد.

باختر امروز شماره ۱۷ به تاريخ ۱۸ شهريور ۱۳۵۰ 
اطلاعيه شماره ۱: در اول شهريور جمعى از دانشجويان و فارغ التحصيلان دستگير شدند. دستگيرى سعيد محسن و ديگران.
اطلاعيه شماره ۲: ليست كامل تر اعضايى كه دستگير شده بودند. سعيد محسن، پرويز يعقوبى، مهدى فيروزيان، لطف الله ميثمى، على باكرى و ديگران. (در صفحه اول). تعداد افرادى كه دستگير شده بودند و ما آن موقع ليست آنها را داشتيم حدود ۳۰ نفر است. البته چند نفر ديگر دستگير شدند كه معروف شد به گروه ۳۷ نفر. بعدها اسامى بيشترى از دستگير شده ها به دستمان رسيد. سازمان هنوز نام رسمى نداشت و اعلام موجوديت نكرده بود.

شماره ۱۸ به تاريخ ۱۹ مهر ماه ۱۳۵۰ 
در صفحه اول اطلاعيه شماره ۳ آمده است: "۳۵ نفر از قهرمانان دلاور خلق در زندان هاى شاه". بعدا در همين شماره ۱۸ اعلاميه اى هست كه سازمان الفتح در بغداد داده كه نماينده اش صبرى البنا (ابونضال) بود. آنها اعلاميه اى را به حمايت از رفقاى زندانى ما نوشتند كه ما آن را ترجمه كرديم. در اين شماره باختر امروز آن اعلاميه چاپ شده با عكس چند تن از مجاهدين زندانى از جمله كاظم شفيعيها، لطف الله ميثمى، على باكرى. 

شماره ۱۹ آبان ۱۳۵۰
جزو اخبار صفحه ۴ خبر دستگيرى اصغر بديع زادگان با عكسش چاپ شده است.

شماره ۲۰ آذر ۱۳۵۰
اطلاعيه مربوط به دستگيرى ۳۷ نفر از مجاهدين همراه با دو عكس از محمود عسكرى زاده و فتح الله ارژنگ خامنه اى. در همين شماره مطلبى هست تحت عنوان "خاطره اى از ابوعباس" كه منظور چريك فدايى خلق على اكبر صفايى فراهانى است كه من ترجمه كردم و دادم به باختر امروز براى چاپ، نقل از نشريه الفتح است شماره ۲۴ نوامبر ۱۹۷۱. علتش هم اين است كه من با يكى از نويسندگان نشريه مركزى الفتح به نام ابو ثائر آشنايى داشتم و با او صحبت ميكردم و اوضاع ايران را ميگفتم و ضمنا از سياهكل صحبت كردم و بالاخره از كسى كه زمانى براى آموزش نزد فلسطينى ها آمده و به نام ابو عباس معروف بوده است. ابو ثائر او را ميشناخت و خيلى هم از شهادت او متاثر شد و بعد مقاله اى نوشت تحت عنوان "از ايران به دره هاى اردن و بالعكس" كه در اين شماره چاپ شد. خبر ديگر مصاحبه مطبوعاتى است كه من در قاهره ترتيب داده بودم در ۲۳ نوامبر ۱۹۷۱ يعنى سال ۱۳۵۰ پس از دستگيرى شمار زيادى از مجاهدين. من به مصر رفته بودم براى تماس با رئيس اتحاديه وكلاى مدافع عرب به نام شفيق ارشيدات و جلب حمايت اين اتحاديه از زندانيان. من در آنجا مهمان الفتح بودم. اتحاديه مزبور بيانيه اى در اين مورد داد كه خيلى خوب و افشاگرانه بود. ما هنوز اسم نداشتيم و من ناگزير رفقاى زندانى را از "جبهه ملى و جانبداران مصدق" معرفى كردم، البته پس از اطلاع دادن به رفقاى جبهه ملى كه در بغداد بودند و موافقت آنان. بعدا چون هنوز اسم نداشتيم دستگير شدگان را، كه آنموقع ۳۷ نفر ميشدند تحت عنوان "مهندس سعيد محسن و يارانش" آورديم. در همين شماره باختر امروز (شماره ۲۰) كه اين خبر مصاحبه مطبوعاتى را آورده گفته شده كه بعضى از روزنامه هاى بيروت هم اين خبر را چاپ كرده اند. همچنين بيانيه اتحاديه وكلاى مدافع عرب در باره سرنوشت مبارزان ايرانى در زندان هاى تهران آمده است. مطلبى هم هست كه از نشريه فتح، نشريه مركزى سازمان آزاديبخش فلسطين شماره ۳۱۲ مورخ ۱۷ نوامبر ۱۹۷۱ ترجمه شده در دفاع از مبارزين ايرانى.

شماره ۲۱ نيمه دوم آذر ۱۳۵۰
خبر زندانيان كه اين بار بجاى ۳۵ نفر از ۷۵ مبارز انقلابى نام برده شده است.
همينطور در صفحه اول شرح زندگى جليل سيد احمديان آمده و بيانيه اى از جبهه ملى در رابطه با دستگيرى اين مبارزين (مجاهد) به زبان عربى. 
متن نوشته نشريه الفتح در مورد ابو عباس (صفائى فراهانى چريك فدائى خلق) كه ترجمه اش در شماره ۲۰ آمده بود عينا به عربى در اين شماره آمده است. بيانيه اى از جبهه ملى نيز در مورد دستگيرى مجاهدين در اين شماره به زبان عربى آمده است. 
طومارى هم هست كه در آن جمعى از وكلاى مدافع لبنان اعلام كرده اند كه ما حاضريم برويم از مبارزين ايرانى در زندان هاى شاه دفاع كنيم. ۳۰ نفر از آنها با مبارزين ايرانى ابراز همبستگى كرده اند. 
همچنين بيانيه اى از سازمان جهانى حقوقدانان دمكرات آمده كه مربوط به همين مسئله است.

شماره ۲۲ نيمه اول بهمن ۱۳۵۰
يك مطلب هست در باره كمك به مبارزين انقلابى و اشاره دارد به دستگيرى اين ۷۵ نفر از مجاهدين كه هنوز اسم مجاهدين روى آنها نبود. 
مقاله ديگرى هست در همين صفحه تحت عنوان به دام افتادن يك سازمان انقلابى. و شرح حالى از احمد رضايى تحت عنوان چهره يك انقلابى.
بعد چهره دو انقلابى ديگر، مهندس رسول مشكين فام و مهندس محمد حنيف نژاد كه عكس آنها چاپ شده. 
اين شماره عموماً در باره اين دستگيرى ها و شرح حال مجاهدين است. 

شماره ۲۳ نيمه دوم بهمن ماه ۱۳۵۰
مطلبى دارد تحت عنوان "شرح فرار من" از رضا رضايى كه چاپ آن در روزنامه لوموند خيلى سرو صدا ايجاد كرد. سفارت ايران به لوموند نامه اعتراضى نوشت كه "چرا اين مطلب را چاپ كرده ايد؟ آقاى رضا رضايى با نيروهاى امنيتى همكارى كرده و بعد از زندان آزاد شده". لوموند جواب داده بود كه "همين كه او فرار كرده و الان دارد با شما مبارزه مى كند خودش نشان دهنده نوع همكارى اى ست كه با شما كرده!" (نقل به مضمون) ترجمه عربى "شرح فرار من" در مجله معتبر البلاغ چاپ بيروت نيز منتشر شد. تا آنجا كه من مى دانم متن اصلى در هيچ جاى ديگرى جز باختر امروز چاپ نشده است. نام شكنجه گران ساواكى كه اين روزنامه از نامه هاى رضا رضايى استخراج كرده نيز چاپ شده.
همچنين اطلاعات بيشترى از گروه ۷۵ نفر در صفحهء آخر آمده.

شماره ۲۴ اسفند ماه ۱۳۵۰ 
در اين شماره بيانيه سياسى سازمان مجاهدين خلق ايران آمده. ما سه نفر در بيروت آن را نوشتيم: حسين روحانى، محمود شامخى و من. آن زمان نامش را گذاشتيم بيانيه سياسى سازمان ولى اين بيانيه اعلام موجوديت ما، مجاهدين بود و براى اولين بار است كه نام سازمان به صورت كامل يعنى "سازمان مجاهدين خلق ايران" گفته شده. انتشار اين اعلاميه مورد حمايت و استقبال رفقاى داخل از جمله مسئول تشكيلات كه در آن زمان رضا رضايى بود قرار گرفت و نام سازمان از آن به بعد است كه به صورت كامل سازمان مجاهدين خلق ايران عنوان شده. همينطور "به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران" شعار هميشه مجاهدين.
اين بيانيه اعلام موجوديت سازمان مجاهدين كه در اين شماره آمده كمتر جاى ديگرى تكثير شده است.
http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/Bayaniyeh-siasi-1350.pdf

مطلب ديگرى هست تحت عنوان "از نامه اى در مورد محاكمات اخير" كه باز از دستگيرى مجاهدين و همينطور شرحى از دادگاه آمده. دادگاهى كه در آن على ميهن دوست، ناصر صادق، مسعود رجوى، محمد بازرگانى، منصور بازرگان، تقى شهرام و ديگران محاكمه شدند. 

شماره ۲۵ فروردين ۱۳۵۱
اين شماره بيشتر به رفقاى فدايى پرداخته است از جمله خبر تكان دهنده اعدام رفقا مسعود احمد زاده و ديگران.
همچنين يك تلگراف همبستگى خطاب به فرمانده كل نيروهاى انقلاب فلسطين از طرف سازمان مجاهدين خلق ايران و سازمان جبهه ملى ايران در خاورميانه. 

شماره ۲۶ خرداد ۱۳۵۱
خبر و شرح اعدام ۵ نفر از كادرهاى سازمان مجاهدين در ۴ خرداد همراه با حمايت علماى بزرگ فارس از مجاهدين مسلمان.
سرمقاله با عنوان "به انقلاب ايران يارى رسانيد" جو پرشور و حمايتگرانه از مبارزه انقلابى آن سال ها را بازتاب مى دهد. 

شماره ۲۷ نيمه دوم خرداد ۱۳۵۱ 
در صفحه اول آمده است: اعلاميه سازمان مجاهدين خلق ايران در مورد شهادت ۵ نفر از مجاهدين در ۴ خرداد ۱۳۵۱ يعنى محمد حنيف نژاد، رسول مشكين فام، اصغر بديع زادگان، محمود عسكرى زاده و سعيد محسن. 
مقاله ديگرى از مجاهدين در همين صفحه است تحت عنوان " گفتارى در باره شكنجه و زندان". اين مقاله را رفيق سرخ يعنى مصطفى شعاعيان نوشته و در اختيار سازمان مجاهدين گذاشته بود تا پخش شود. او به خاطر دوستى دراز مدتى كه با احمد رضايى و رضا رضايى داشت، روابطى با سازمان مجاهدين و همينطور با فداييان برقرار كرده و تلاش مى كرد كه بين اين دو يك نوع اتحاد يا همكارى بيشتر جبهه اى وجود داشته باشد با روزنامه مشترك و غيره كه توضيح اش مجال ديگرى مى خواهد. به هر حال اين مطلب را رفيق شعاعيان نوشته و نثر او است به تاريخ بهمن ۱۳۵۰.
يك اعلاميه نظامى از مجاهدين هم هست به تاريخ ۴ خرداد ۱۳۵۱.
يك اطلاعيه نظامى شماره ۳ هم باز اينجا هست به تاريخ ۱۰ خرداد ۱۳۵۱. 
در همين شماره يك اعلاميه هست كه رفقاى چريكهاى فدايى خلق امضا كرده اند ۱۱خرداد ۱۳۵۱ كه در آن از مجاهدين پشتيبانى كرده اند و ابراز شادمانى از اينكه هر دو سازمان عمليات موفقيت آميزى داشته اند در پيوند با همديگر، اطلاعيه نظامى شماره سه.

شماره ۲۸- تير ۱۳۵۱ 
مطلبى هست از مجاهدين به ياد مجاهد شهيد احمد رضايى.
اخبارى از انعكاس شهادت چند نفر از مجاهدين در۴ خرداد ۵۱: به دنبال اعدام چند تن از مجاهدين از جمله رسول مشكين فام اهل شيراز، مجلس ختمى در مسجد نو شيراز برگزار شد كه انعكاس فعاليت مجاهدين را در بين مردم نشان مى دهد. 
تكه هايى از سخنان مجاهدين در دادگاه نيز در اين شماره آمده از جمله:
على ميهن دوست: "همينجا اگر اسلحه داشتم دادستان را به خاطر بى عدالتى هايش مى كشتم". 
مسعود رجوى: "ما اسلحه ها را براى عناصر پليدى مثل شما آماده كرده بوديم".
ناصر صادق: "درست است كه ما مسلمانيم و مطالعات اسلامى داريم ولى به ماركسيسم به عنوان يك مكتب مترقى اجتماعى احترام مى گذاريم." (در دادگاه سال ۱۳۵۰، چون وكيل تسخيرى خواسته بوده به اصطلاح از آنها دفاع كند گفته بوده كه بله اين ها مسلمان هستند و كتاب هاى ماركسيستى كه از آنها گرفته شده بخاطر اين بوده كه مى خواسته اند جواب آنها را بدهند. ناصر صادق بلافاصله بلند مى شود و اين حرف را مى زند). 
در همين شماره مطلبى هست در باره شهادت غسان كنفانى از رهبران جبهه خلق فلسطين، مؤسس و مدير مجله الهدف كه در بيروت با بمب گذارى صهيونيست ها شهيد شد. من آن زمان مطلبى در اين باره نوشته بودم كه اينجا چاپ شده و چنين پايان مى يابد: "خوشا به حال غسان كه دشمن او را دشمن خود شناخت".

شماره ۲۹- شهريور ۱۳۵۱
يك اعلاميه از مجاهدين چاپ شده تحت عنوان: "اجراى حكم دادگاه انقلابى خلق: چرا طاهرى اعدام شد؟" سرتيپ سعيد طاهرى ترور شد. از طرف مجاهدين كسانى كه ترور را انجام دادند باقر عباسى، محمد مفيدى و عليرضا سپاسى آشتيانى بودند. باقر عباسى و محمد مفيدى بعد از چندى كه تحت پيگرد بودند دستگير و اعدام مى شوند. [باقر عباسى طى چند روزى كه در زندان بوده مرتب از پشت ميله هاى زندان پيام مى فرستاده و داد مى كشيده كه همه بدانيد كه من ماركسيست هستم و اين در سال ۱۳۵۱ بوده. باقر عباسى خانواده مبارزى داشت و چند نفر از برادرانش هم شهيد شدند و عليرضا سپاسى در اين رابطه كسى بوده كه چون سلاح مفيدى گير كرده بوده شليك مى كند. به هر حال سپاسى فرار كرد و دستگير نشد]. تاريخ اين اعلاميه مجاهدين كه اين خبر را داده ۲۲ مرداد ۱۳۵۱ است. 
يك نامه از ايران آمده كه اينجا چاپ شده است. در رابطه با انعكاس فعاليت هاى مجاهدين و انعكاس اعدام ها و غيره.
يك مطلب ديگر هم هست تحت عنوان "زنده باد دلاورى خلق" كه از دو رفيق فدايى احمد زيبرم و محمد صفارى آشتيانى و يك مجاهد، مهدى رضايى، نام برده است همراه با عكس.

شماره ۳۰- مهر ۱۳۵۱
مقاله اى تحت عنوان تداوم انقلابى و ضد انقلابى كه به همين قضايا اختصاص دارد. 

شماره ۳۱- اكتبر ۱۹۷۲
ترجمه بيانيه سازمان مجاهدين در باره ترور سرتيپ سعيد طاهرى به عربى.

شماره ۳۲- آذر ۱۳۵۱
در اين شماره مقاله اى از نوشته هاى آموزشى مجاهدين كه در سال ۱۳۴۶ مجاهد شهيد مهندس سعيد محسن نوشته و در اينجا به ياد او آمده است. عنوان مقاله: "چشم انداز پر شور". همچنين رك به سايت انديشه و پيكار با تايپ مجدد.
http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin/Chashmandaze-Porshur.pdf


شماره ۳۳- دى ۱۳۵۱ 
در صفحه اول به ياد مجاهد شهيد محمود شامخى مقاله اى آمده كه جزو يادنامه هايى ست كه آن زمان براى رفقاى شهيد مجاهد نوشته شده بود. بعدها در ايران همه يكجا در زمان رضا رضايى تكثير شد.
يك مقاله از مجاهدين با "به نام خدا و به نام خلق قهرمان ايران" بيشتر پيرامون شهادت مهدى رضايى و اعدامش و نيز خبرهايى ديگر.

شماره ۳۴- اسفند ۱۳۵۱ 
جزو مهمترين خبرها در صفحه اول دستگيرى مهدى محسن است كه برادر سعيد محسن بود و پس از خوردن سم شهيد شد. يك هفته اى هم در بيمارستان نگهش داشتند. خبر ديگر، مجلس يادبودى كه براى سعيد محسن در جهرم بر پا كرده بودند. 
همچنين درباره مهدى رضايى و انعكاس شهادتش و بالاخره بزرگداشت سعيد محسن در زنجان. 
نامه مسعود رجوى از زندان قزل قلعه به تاريخ ۳-۲-۱۳۵۱.

شماره ۳۵- نيمه دوم اسفند ۱۳۵۱ 
اطلاعيه سياسى- نظامى سازمان مجاهدين با عنوان "غرش بمب ها شكست ضد انقلاب را نويد ميدهد".
يك سرى تاسيسات غارتگران داخلى و خارجى با بمب به لرزه در آمد كه اطلاعيه شان در صفحه اول و چهار چاپ شده. تاريخ اين اطلاعيه ۸-۱۱-۱۳۵۱ است.
يك اعلاميه از مجاهدين در حمايت از سازمان چريكهاى فدايى خلق و رفقاى دلير مهدى سوالونى، عبدالكريم حاجيان، بهمن آژنگ و غلامرضا گلوى. 

شماره ۳۶- فروردين ۱۳۵۲
مقاله اى در صفحه اول با عنوان گزارشى از روستاى شهرآباد، نوشته يكى از انقلابيون ايران. تا آنجا كه يادم هست اين گزارش متعلق به مجاهدين بود.
در بخش اخبار خبرى از مجاهدين آمده. 
در صفحه آخر يك اعلاميه هست در باره بررسى اعتصاب ۱۲ روزه دانشجويان دانشگاه اصفهان. بالاى اعلاميه نوشته اند به نام خلق مجاهد و فدايى ايران. امضاء را اينطور گذاشته اند: استادان و دانشجويان دانشگاه اصفهان.

شماره ۳۷- نيمه دوم فروردين ۱۳۵۲
صفحه اول، آخرين پيام شهيد محمد حنيف نژاد با عكسى از او كه هيچ كجا چاپ نشده. اين متن مهمى است به خصوص آنجا كه از وحدت تشكيلاتى، ايدئولوژيك و سياسى صحبت كرده اصل بقاء پيشتاز را مطرح ميكند. عين پيام را در اينجا مى آوريم:
"درود بر همه رفقا،
اين سطور در شرايطى نوشته ميشود كه ما را از هر طرف بحرانى سخت احاطه كرده است.
يك طرف شدت ضربات كوبنده اى كه يكى پس از ديگرى بما ميخورد و يك طرف دستگيريها و شكنجه هاى وحشيانه دژخيمان و نابودى و اعدام بالاترين، پاكترين، منزه ترين و شجاعترين فرزندان خلق ما كه انرژى فوران يافته فكر انقلابى آنها پرچم سرخ و خونين انقلاب مسلحانه توده اى را در اهتزاز در آورده است. در اين شرايط سهمگين كه از هر جهت نمونه نادرى از تسلط بين المللى امپرياليسم و صهيونيسم بر نيروى كار استثمار شوندگان ميباشد تنها و تنها يك چيز ميتواند ما را از كشاكش شكست وارهانده و بسر منزل آرمان انسانى خود كه رهائى خلقهاى اسير است نزديك سازد.
انتظار دارم قبل از آنكه به بيان تنها عامل پيروزى خود كه تنها ضامن پيروزى آرمانهاى ملى است بپردازم از همه رفقا و برادرانى كه در جنبش مسلحانه ما سهيم اند تقاضا كنم كه بخاطر حفظ نواميس و ارزش غائى كلمات و از آنجا كه پيوسته در معرض تحليلات و جملات نغزى بوده اند كه سطور حاضر در قياس با آنها چيزى شمرده نميشود به تشريح اين نكته بپردازم كه سوابق درخشان انقلابى گروه مجاهدين خلق دستاوردهاى انقلابى فراوانى را فراهم آورده كه با برخوردارى از آنها و درك روح مفاهيم در پس قوالب و كلمات ميتوان بخوبى در مسير آرمانهاى انقلابى گام برداشت و آنها را با پروسه خلاق و دائمى تئورى و عمل روز بروز غنى تر ساخت. بهر حال رمز پيروزى ما در حفظ وحدت دائمى سياسى و تشكيلاتى گروه است كه در مساعى زير متجلى ميگردد.
۱ـ وحدت تشكيلاتى
۲ـ وحدت استراتژيك
۳ـ وحدت ايدئولوژيك
باين ترتيب تنها ضامن پيروزى، حفظ دقيق اصول راجعه بوحدت است كه تنها و تنها از طريق اصل (۱) انتقاد و انتقاد از خود و (۲) اصل ادامه بقاء پيشتاز حفظ ميشود." (۱۲)

http://peykarandeesh.org/Niruhaye-Digar/bakhtare-emrooz/bakhtare-emrooz-37.pdf

شماره ۳۸- نيمه اول ارديبهشت ۱۳۵۲ 
در صفحه ۴ يك مقاله هست با عنوان "نگاهى به آنچه در ايران ميگذرد" نوشته مجاهدين خلق، همراه با نام زندانيان مجاهد و وضع زندانها و جامعه و غيره.

شماره ۳۹- نيمه دوم ارديبهشت ۱۳۵۲
در اخبار آمده كه ۲۰ نفر از كارگران چاپخانه در يزد به جرم همكارى با مجاهدين دستگير و شديداً تحت شكنجه قرار گرفته اند.
اعلاميه شماره ۱۴مجاهدين به تاريخ ۱۶-۱۲-۱۳۵۱ با عنوان "جنايت پليس در خيابان سيروس". 
در صفحه ۴ از شهادت مهدى محسن صحبت شده و بعضى اخبار مبارزاتى از همه نيروها از جمله اينكه در روز سالگرد شهادت مجاهد ناصر صادق ۳۰ فروردين ۱۳۵۱ دويست كماندو با ماشين پليس به اجتماع زنان جلوى منزل صادق حمله ميكنند. زنان به شدت مقاومت ميكنند و دو نفر از خانم ها به نام هاى ميهن دوست و ميرخانى بازداشت و به شكنجه گاه كميته اعزام شدند.

شماره ۴۰- مه (ايار) ۱۹۷۳
اين شماره به عربى است: ترجمه مقالات و نوشته هايى كه در شماره قبل آمده.

شماره ۴۱- تير ۱۳۵۲
دو خبر در تيتر آمده يكى اعدام انقلابى سرهنگ لوئيس هاوكينز به دست مجاهدين و سپس خبر شهادت رضا رضايى در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲.
شرح حالى هم ازمجاهد مهدى محسن چاپ شده و به همين مناسبت گزارشى را كه او از يك جنبش دهقانى در منطقه زنجان تهيه كرده بوده آمده است.
اعلاميه اى از مجاهدين در صفحه ۵ چاپ شده به مناسبت سالگرد شهادت ۵ نفر از مجاهدين خلق با عكس احمد رضايى، محمد بازرگانى، مهندس على باكرى، مهندس ناصر صادق و على ميهن دوست با آرم مخصوص مجاهدين.
شعرى چاپ شده كه محمد بازرگانى در شكنجه گاه اوين سروده. اين شعر كه در صفحه آخر چاپ شده عنوانش "پيروزى" است. اينك شعر را مى آوريم:
درون سلولم، در انتظار روز موعودم
دلم بس تنگ گشته است
ز خود پرسم: بگو فردا چه خواهد شد؟
جوانانى دلير و پاكتر از من
برون آيند و رزم خلق را ره بپيمايند
و مردم را به سوى فتح مى خوانند
و خون ما ز دشمن باز بستانند
و من با اين اميد ژرف تنهايم
همى در انتظار روز موعودم
ــ كه تيرى در سحرگاهى درون سينه ام را باز بشكافد 
و خونم را روان سازد
مرا از هر گناهى پاك گرداند
و فردايش
شفق يك ذره رنگش سرخ تر گردد
كه اين سرخى ز خون ما شهيدان مايه مى گيرد
چراغ ديگرى در راه
روشن مى نمايد خلق
و زان پس سربلند و روسپيدم من
كه بر عهدم وفا كردم
و گويى نيك مى بينم به دنبالم 
خروش خشم مردم را
كه چون موجى به پا خيزند
و بخروشند و مشت آهنين
بر پيكر فرسوده و لرزان شب كوبند
و در فرجام،
ظلمت محو مى گردد
و شب پايان همى يابد.
فروغ آفتاب صبح مى تابد،
فروغى گرم و جان افزا
به خاك ما و بر ويرانه كاخ تبهكاران
و مردم شادمان گردند،
پرچم ها برافرازند
و يك بار دگر اثبات مى گردد،
سرانجام نبرد توده ها اين است:
پيروزى
و من با اين اميد ژرف تنهايم
كنون، در انتظار روز موعودم. 


شماره ۴۲- ژوئيه (تموز) ۱۹۷۳ 
اين شماره به زبان عربى است. شرح حال رضا رضايى را ترجمه كرده.
در اخبارى كه ترجمه شده خبرهايى از مجاهدين هم هست.

شماره ۴۳- نيمه دوم تير ۱۳۵۲
زير عنوان "جاويدان باد خاطره شهيدان چهارم خرداد" با عكس حنيف نژاد، سعيد محسن، بديع زادگان، عسكرى زاده و مشكين فام.

شماره ۴۴- مرداد ۱۳۵۲
مقاله "چهره يك انقلابى، زندگى با طول كم و عرض زياد" در باره رضا رضايى.
در بخش اخبار باز از مجاهدين خبرهايى هست.

شماره ۴۵- شهريور ۱۳۵۲
اطلاعيه سياسى- نظامى شماره ۱۶ مجاهدين كه در صفحه ۳ آمده است در باره اعدام مستشار آمريكايى هاوكينز. تاريخ اعلاميه ۱۵ خرداد ۱۳۵۲ برابر با دهمين سالگرد جنايت خونين شاه.
اعلاميه اى از مجاهدين در باره شهادت رضا رضايى به تاريخ ۳۱-۳- ۱۳۵۲ يعنى چند روز پس از شهادت او در ۲۵ خرداد ۱۳۵۲. 

شماره ۴۶- مهر ۱۳۵۲
در اين شماره مطلب ويژه اى در باره مجاهدين نيست.

شماره ۴۷- نيمه اول آبان ۱۳۵۲
اعلاميه سياسى- نظامى شماره ۱۵ مجاهدين: فرار مجاهدين از زندان، منظور زندان سارى است كه محمد تقى شهرام و حسين عزتى كمره اى كه از يك گروه ديگر بود با همكارى ستوان يكم امير حسين احمديان از زندان فرار كردند با عكس بعضى از سلاح ها و وسايلى كه اينها مصادره كرده با خود آورده بودند مثل كلت و فشنگ و غيره و نيز بيسيم كه ساخت اسرائيل است.

شماره ۴۸- نيمه دوم آبان ۱۳۵۲ 
مقاله اى با عنوان اشغال بانك آمريكا در بيروت به تاريخ ۱۸ اكتبر ۱۹۷۳ كه گروگان هم گرفته بودند و يك عمل چريكى بود. مقاله از مجاهدين است بدون امضا. 
شعرى از رضا رضايى تحت عنوان "غم ما غم نيست، غم ما بار غم هاست".

شماره ۴۹- دى ۱۳۵۲
در ميان اخبار، در باره مجاهدين هم خبرهايى هست، از جمله دستگيرى عده زيادى از خانواده هاى آنها.

شماره ۵۰- بهمن ۱۳۵۲ 
در اين شماره نيز در باره مجاهدين خبرهايى هست.

شماره ۵۱- اسفند ۱۳۵۲
اعلاميه اى از سازمان مجاهدين در باره توطئه امپرياليستى- ارتجاعى در خليج و منطقه.
يك نامه از شهيد مجاهد رضا رضايى.

شماره ۵۲- فروردين ۱۳۵۳
در اخبارى كه در اين شماره آمده به يكسرى انفجارات متعدد كه توسط مجاهدين و چريكهاى فدايى صورت گرفته اشاره شده. 

شماره ۵۳- ارديبهشت ۱۳۵۳
در صفحه اول: اعلاميه كميته هماهنگى انقلابى بين چهار جنبش آمريكاى لاتين يعنى جنبش آزاديبخش ملى اروگوئه، جنبش انقلابيون چپ شيلى، ارتش آزاديبخش ملى بوليوى و ارتش انقلابى خلق آرژانتين آمده است. اين اعلاميه را من از عربى ترجمه كرده بودم. بد نيست اضافه كنم كه بعدها مركزيت سازمان ما تفسيرى در اهميت اين اعلاميه و وحدت بين نيروهاى انقلابى آمريكاى لاتين نوشت. اين تفسير در پايان كتاب بيانيه اعلام مواضع ايدئولوژيك سازمان مجاهدين در سال ۵۴ منتشر شد. نظر سازمان اين بود كه با الهام از اين ابتكار وحدت نيروهاى آمريكاى لاتين، پيشنهاد خود دائر بر وحدت بين مجاهدين و فدايى ها را تقويت كند كه بحث آن در جاهاى مختلف و در نوارهاى گفتگو بين دو سازمان با حضور رفقا حميد اشرف و تقى شهرام آمده است.
يك گزارش از اعتصاب كارگران كارخانه ايران ياسا هست به نقل از نشريه جنگل. اين نشريه تا سه شماره با نام جنگل از طرف مجاهدين در خارج كشور منتشر ميشد. بعدا اسم آن به مجاهد تغيير كرد و با آرمى كه واژه مجاهد را به صورت دو مسلسل تصوير كرده بود باقى ماند. اين طرح كار محسن نجات حسينى است.
اطلاعيه سياسى- نظامى مجاهدين شماره ۱۷ با عنوان "اعتراض مسلحانه انقلابيون در مخالفت با سفر توطئه آميز سلطان قابوس به ايران". 

شماره ۵۴- خرداد ۱۳۵۳
به نقل از نشريه جنگل ارگان مجاهدين خلق كه در خارج منتشر ميكرديم، زير عنوان "فرزندان راستين خلق: به ياد مجاهد شهيد على ولى پور" مطلبى چاپ شده.

شماره ۵۵- تير ۱۳۵۳
در اخبار، يك رشته اطلاعات در باره مجاهدين آمده كه در زندان اند يا تحت تعقيب و در خطر اعدام. 

شماره ۵۶- نيمه اول مرداد ۱۳۵۳
اعلاميه سياسى- نظامى شماره ۱۹ سازمان مجاهدين به مناسبت سالروز شهادت ۵ نفر از برادران مجاهد: حنيف نژاد، سعيد محسن، بديع زادگان، عسكرى زاده و مشكين فام. به تاريخ ۴ خرداد.

شماره ۵۷- نيمه دوم مرداد ۱۳۵۳
مطلبى مربوط به مجاهدين ندارد.

شماره ۵۸- شهريور ۱۳۵۳
اعلاميه سياسى- نظامى شماره ۱۹ مجاهدين: "پيام به خانواده هاى قهرمان شهداى در خون خفته و رزمندگان اسير". خطاب آن به مادران و خواهران مبارز است! به تاريخ خرداد ۱۳۵۳. توجه به بسيج خانواده ها از آن زمان براى مجاهدين امر خيلى روشنى بود.
در خبرهايى كه آمده عكسى از مجاهد لطف اله ميثمى هست كه در يك انفجار ناخواسته در خانه پايگاهى واقع در خيابان شيخ هادى زخمى و دستگير شد. مجاهد سيمين صالحى و ناصر جوهرى نيز همزمان زخمى و دستگير شدند. 

شماره ۵۹- آبان ۱۳۵۳
اعلاميه نظامى در باره عمليات انفجارى مجاهدين خلق به پشتيبانى از اعتصابات خشم آلود كارگران كه به صورت خطى نوشته و كليشه و پلى كپى شده بوده. تاريخ آن تير ۱۳۵۳ است. اين يك تاكتيك جديد از مجاهدين بود كه كوشش كنند عمليات نظامى و مسلحانه اى را كه انجام ميدهند در پشتيبانى از جنبش كارگرى باشد و همين نوع گرايش و جمع بندى ها از اين مسئله كه ببينيم آيا عمليات نظامى و مسلحانه در حمايت از مبارزات كارگرى تاثيرى روى طبقه كارگر دارد يا ندارد. همين ها ست كه به تدريج راه را براى فاصله گرفتن از مبارزه مسلحانه چريكى باز كرد و منجر شد به نقد مشى مسلحانه در سال ۱۳۵۶. 

شماره ۶۰- نيمه دوم آذر ۱۳۵۳
در بخش اخبار، از انفجارى سخن به ميان آمده كه در ۲۷ مرداد ۱۳۵۳ در يك خانه تيمى مجاهدين واقع در خيابان شيخ هادى رخ داد. آنجا ميثمى دو چشم و يك دست خود را از دست داد، سيمين صالحى و محمد ابراهيم جوهرى زخمى و دستگير گرديدند.

شماره ۶۱- نيمه اول دى ۱۳۵۳
يك مقاله به نقل از نشريه جنگل ارگان مجاهدين هست تحت عنوان "اعتصاب دانشگاه شيراز" در صفحه ۴.

شماره ۶۲- نيمه اول بهمن ۱۳۵۳
در بخش اخبار گزارشى از سازمان مجاهدين تحت عنوان سلسه تظاهرات دانشجويان به مناسبت بزرگداشت ۱۶ آذر آمده. 
در بخش اخبار عمليات انقلابى سازمان مجاهدين خلق ايران به مناسبت ديدار توطئه آميز وزير خارجه آمريكا از ايران. مجاهدين در اعتراض و افشاى اين سفر در روز شنبه ۷ آبان ۱۳۵۳ در چند مؤسسه و شركت آمريكايى بمب گذاشتند.

شماره ۶۳- نيمه دوم بهمن ۱۳۵۳
اعلاميه مشترك همبستگى بين خلق هاى ايران و عرب با امضاى جبهه خلق براى آزادى عمان، سازمان چريكهاى فدائى خلق ايران، سازمان مجاهدين خلق ايران، سازمانهاى جبهه ملى ايران. 

شماره ۶۴- ارديبهشت ۱۳۵۴
شرح شهادت بيژن جزنى و يارانش همراه با دو مجاهد: مصطفى جوان خوشدل و كاظم ذوالانوار.

شماره ۶۵- خرداد ۱۳۵۴
شهادت ۹ نفر: جزنى و همراهانش، و ۲ نفر مجاهد كه اسمشان آمده.
در خبرها: به مناسبت دهمين سالگرد انقلاب عمان تلگرام هاى تبريك و همبستگى مشترك از طرف سازمان هاى چريكهاى فدايى خلق، مجاهدين خلق، جبهه ملى بخش خاورميانه به جبهه خلق براى آزادى عمان ارسال گرديد كه باز هم نوعى همكارى ما را در آن سالها نشان ميدهد.
همچنين در اخبار آمده است كه مادر و خواهر رضايى ها مدتى است كه دستگير و زير شكنجه به سر ميبرند. فاطمه رضايى را دوباره دستگير كرده اند و همينطور خانواده هاى كبيرى و غيره. خبر ديگر مربوط به ميثمى، جوهرى و سيمين صالحى ست كه در زندان زير شكنجه اند. 

شماره ۶۶- مرداد ۱۳۵۴
خبر يا مطلبى ويژه مربوط به مجاهدين ندارد.

شماره ۶۷- شهريور ۱۳۵۴
اعلاميه سياسى- نظامى شماره ۲۲ مجاهدين خلق با عنوان: اعدام انقلابى مستشاران آمريكايى اين است پاسخ ما به كشتار وحشيانه فرزندان انقلابى خلق در زندانهاى شاه جنايتكار. اين گفتنى است كه مجاهدين اعلام كرده اند كه اين عمليات را در انتقام از كشتن جزنى و رفقاى ديگر انجام داده ايم. ضمنا اين اولين اعلاميه اى از مجاهدين است كه در باختر امروز چاپ شده و آيه ندارد يعنى بعد از تغيير مواضع ايدئولوژيك سازمان. 

شماره ۶۸- مهر- آبان ۱۳۵۴
پيامى از طرف يك افسر ايرانى كه در حمله ارتش ايران به ظفار شركت داشته و هواپيماى او سقوط كرده بوده و اسير ظفارى ها شده بود. متن سخنرانى اين خلبان ايرانى در مقابل مجمع خلقى را مجاهدين دريافت و ترجمه كرده و دادند به باختر امروز. زمانى كه او اين مصاحبه مطبوعاتى را تشكيل داده بود نماينده لوموند و كسان ديگر هم بودند و رفيق شهيد مرتضى خاموشى (اسماعيل) در آنجا كار ترجمه را به عهده داشته است. اسنادى نيز از افسرى كه كشته شده بود بدست آمد و توسط عمانى ها در اختيار سازمان مجاهدين قرار گرفت و اين را مجاهدين در كتابچه اى منتشر كردند به نام يادداشت هاى افسر ايرانى در ظفار.

شماره۶۹- آذر ۱۳۵۴
در صفحه اول از شهادت رفيق رفعت افراز در ظفار صحبت شده كه مجاهدين به باختر امروز داده بودند. 
يك اطلاعيه نيز از مجاهدين چاپ شده بدون آيه در بالاى آرم سازمان، "در باره عمل ناموفق اعدام ديپلومات آمريكايى" كه به جاى او مترجم سفارت كشته شد كه متاسفانه از رفقاى خودمان بود به نام حسن حُسنان. سازمان اين اشتباه فاجعه آميز را كه رخ داده بود به عهده گرفت.

شماره ۷۰- بهمن ۱۳۵۴
از شماره ۷۰ به بعد ديگر از مجاهدين مطلبى نيست چون رابطه ما با رفقاى جبهه ملى با دشوارى و اختلافاتى همراه شده بود.
شماره ۷۶- شهريور ۱۳۵۵ 
در اخباراين شماره فقط اشاره شده است كه "در تاريخ ۶ شهريور ۱۳۵۵ سه آمريكايى مزدور با رگبار مسلسل هاى انقلابيون ايران از پا در آمدند. اين اعدام چنان عكس العملى در ايران و جهان ايجاد كرد كه بى نظير بود. در ايران در و ديوارها از شعار در تاييد اين اعدام پر شده است و شور جديدى به وجود آمده است. متاسفانه تا آنجا كه ميدانيم هيچ سازمانى مسؤوليت اين عمل را به عهده نگرفته است". 
متن اعلاميه:
http://peykar.info/PeykarArchive/Mojahedin-ML/pdf/Se-Bayaniyeh-Mojahedin.pdf

اين ها بود فهرستى از اطلاعيه ها، اعلاميه ها، اخبار، شرح حال ها و غيره از مجاهدين خلق ايران كه در شماره هاى مختلف نشريهء باختر امروز منعكس شده است. 
پايان گزارش.
 
نشريه باختر امروز
برگى از تاريخ: انعكاس مبارزات سازمان مجاهدين از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۵ در نشريه باختر امروز
  تراب حق شناس
شنبه ، ۱۱ شهریور ۱۳۹۱؛ ۰۱ سپتامبر ۲۰۱۲
 

منبع:پژواک ایران