حکایت ایران تریبونال و راه آهن های بورژوائی استالین
هدایت سلطانزاده

بعد از انقلاب اکتبر در ۱۹۱۷ ، عده ای از مارکسیست های روسیه می گفتند که راه آهن های ما بورژوائی است و ما باید همه آنها را خراب کرده و بجای آنها راه آهن های تازه سوسیالیستی بسازیم!این عده مورد تمسخر خود استالین  در آن زمان بودند.معلوم نیست اگر مارکس بجای استالین ،  چنین آدم هائی را می دید ، چه می گفت.

متاسفانه ، قریب یکصد سال بعد از آن دور و زمان ، آدم های مشابهی در بین جریانات چپ پیدا شده اند که مغزشان درحد همان آدم های عجیب الخلقه مورد اشاره استالین است، که خود را امروزمارکسیست می نامند و منطق استدلا یشان فراتر از آنها نمی رود .

بعد از راه افتادن ایران تریبونال برای افشای جنایات جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰، که نتیجه چندین سال تلاش و بهمت کسانی بود که خود و یا خانواده های آنان قربانیان جمهوری اسلامی بودند و حقوق دانان برجسته ایرانی و بین المللی با آنان در راه انداختن چنین دادگاه سمبلیکی همکاری کردند،  جریان بیکار راه کارگر «هیات اجرائی» ، ناگهان برای خود مضمون شغلی پیدا کرد وامام جمعه آنها  در خطبه های هفتگی خود و نیز مداحان پامنبری بی مایه آنها ، شروع به محکوم کردن این افشاگری های ایران تریبونال کردند.

ایران تریبونال ، بزرگترین و موفق ترین افشاگری علیه جنایات جمهوری اسلامی در دهه خونین  ۱۳۶۰ بود که هزاران شهروند ایرانی را در کوچه ها  و خیابان ها به رگبار گلوله بست ، هزاران انسان بی گناه را یا زیر شکنجه های بد تر از نازی ها ، و یا در زندان های بدون محاکمه و در خفا به چوبه ها ی دار و جرثقیل ها به دار آویخت تا پایه های رژیمی را تثبیت کند که امروز ، دست آوردهای آنرا همه می بینیم . حکومتی که برای بقای ویرانگر خود ، مردم کشوری را به گروگان  گرفته  و کشوری را تا آستانه ویرانی تمام عیار سوق داده است .اوضاع فلاکت بار کنونی ، محصول چنین کشتارهائی است که دامنه آن تا امروز نیز  ادامه دارد . جمهوری اسلامی ، در این سی و چند سال گذشته تمام تلاش خود را بکار برده است که نه تنها افکار عمومی جهانیان ، بلکه نسلی که بعد از انقلاب ارتجاعی اسلامی بدنیا آمده است ، از بلای رفته بر هزاران  زن و مرد و نوجوان در آنزمان ، بی خبر بماند و پرده تاریکی بین نسل امروز و دیروز بکشد .

درست از زمان آغاز کار ایران تریبونال ، راه کارگر «هیات اجرائی»نیز  تلاش کرده است که  به بهانه « ضد امپریالیسم» ،نقش یک پرده حایل در برابر افشای جنایات جمهوری اسلامی را بازی کند. تنها بعد از شهادت های قربانیان و خانواده های آنان بود که جمهوری اسلامی برای اولین بارناگزیر  ازاعتراف به ارتکاب چنین جنایاتی شد و باز با وقاحت تمام به دفاع از آن پرداخت که معنی ضمنی آن این بود که اگر لازم باشد ، باز از ارتکاب چنین جنایاتی روی بر نخواهد تافت ، همانگونه که شکنجه و قتل دختران و پسران  در جریان جنبش سبز و وجود کهریزک ها ، ادعای آنها را نیز تایید می کند. این جریان آواره که نه پاسخی بر مسائل کشور خود دارد و نه ظرفیت و شعور انجام کاری را دارد ، خود را به شیپورچی ها و همصدایان تازه جمهوری اسلامی در محکومیت ایران تریبونال تبدیل کرده است و با همان روح و کلمات ضد امپریالیسم حزب الله ، به محکوم کردن اقدامات ایران تربیونال پرداخته است. راه کارگر «هیات اجرائی»  در رابطه با افشاگری های ایران تریبونال ، دقیقا  همان خط فکری را پیش میبرد که  رسانه های جمهوری اسلامی در واکنش علیه آن و در مورد اعدام های دهه ۱۳۶۰ از خود نشان داده و فتوا برای کشتار را رهائی بخش نامیده است . [1] آنها فکر می کنند که هرچه هتاک تر و بی پرنسیب تر باشند ، رادیکال ترند و هرچه بر جهت گیری غلط و نا انسانی خود اصرار بورزند ، اورتودوکس ترند و انقلابی تر ! ضد امپریالیسم آنها از جنس همان ضد امپریالسیمی است که چپ را بر زمین زد و آنها تازه به کشف آن نائل شده اند ، و امروز بهانه ای است برای لاپوشانی جریانی سترون که منفی بافی تنها هویت آنست. خمینی برای بیان ضد امپریالیسم خود ، سلمان رشدی را کشف کرده بود و اینها ایران تربیونال را.می فرمایند که این دادگاه ها را فاتحین راه می اندازند. اولا قدرت فاتحی نبوده است ، ثانیا دادگاه سمبولیک ایران تریبونال ، یک افشا گری و پیروزی اخلاقی قربانیان جنایات جمهوری اسلامی در دهه ۱۳۶۰ بود و معلوم نیست اگر رهبران این جنایات روزی بطور واقعی مورد محاکمه قرار بگیرند ،  شما ها چه خواهید کرد! باید گفت که سازمان ملل را نیز قدرت های فاتح راه انداختند و نه ملت های مغلوب در جنگ ، و شرایط و اصول آنرا نیز همان قدرت های فاتح تعیین کردند. با منطق فکری راه کارگر« هیات اجرائی» ، نه فقط ایران تریبونال ،بلکه سازمان ملل و بندهای مربوط حقوق بشر در منشور سازمان ، و بسیاری از نهاد ها و مقاوله های بین المللی ، نظیر «کنوانسیون ژنو» را نیز باید محکوم کرد ، زیرا تمام اصول و مواد آنرا  نیزحقوق دانان بورژوا و به نمایندگی از طرف قدرت های «امپریالیسم » نوشته اند و نه « انقلابیونی » مثل این حضرات ، که همه ماها و از آنجمله  خود « امام جمعه » ، از دست « امام خمینی »  و با استناد به مفاد آنها به کشورهای غربی پنا هنده شده ایم .بهمین ترتیب است دادگاه نورنبرگ و محاکمه نازی ها  ، زیرا اکثریت غالب محاکمه کنندگان در آن محاکمات ، بنا به منطق همین جریان ، فاتحین بوده اند و دادگاه،  دادگاه فاتحین و متعلق به جرگه «امپریالیسم» و یا   محاکمه کلاوس باربی ، رئیس گشتاپو و سرکوب کننده و قاتل هزاران  زن و مرد فرانسوی و یا اعضاي نهضت مقاومت فرانسه،  و یا محاکمه آدولف آیشمن ، سمبل اردوگاه مرگ آشوویتس ! شاید جای تعجب نباشد که یکی از افراد همان جریان ، چند سال قبل در کنفرانس « جمهوریخواهان لائیک » در پاریس علنا گفته بود که به حقوق بشر اعتقادی ندارد. بنابراین ، چنین شیرین کاری هائی از طرف آنان نیز نباید غیر منتظره باشد.عناصر پشت پرده این هیاهو که که برایشان اینک یک هویتی شده است ، حتی شهامت اخلاقی آنرا نیز ندارند که هتاکی های خود را بنام خود بنویسند ، بلکه مثل همیشه و طبق عادت رایج خود ، خود را در پشت سایت های علم کرده  و نام های مجعول پنهان کرده اند.آنها نیهلیسم  ارتجاعی   و همصدائی خود با قاتلین را در لفافه یک ضد امپریالیسم توخالی ولی همنوائی عملی  با جمهوری اسلامی پوشانده اند.

ایران تریبونال تنها می توانست گوشه ای جنایات حکومت اسلامی را افشا کند ، حکومتی که چیزی جز یک سندیکای جنایت نیست که منابع و ثروت کشور را در ابعاد وسیع و صد ها میلیاردی غارت کرده است ، سرکوب و خفقان و فقر و فلاکت هولناکی را در طی سی و سه سال حاکمیت خود بر کشور تحمیل کرده ، جوانان را به اعتیاد و بخش قابل توجهی از زنان را به فحشا کشانده است . مخالفت با جنگ و حمله نظامی و تحریم ها ، چه تناقضی با افشای جنایات رژیم دارد که شما ها به بهانه آن سنگ را بسته وسگ را رها کرده اید ؟ شما ها در رابطه با ایران تریبونال ، آشکارا در کنار جمهوری اسلامی ایستاده اید!

جریان راه کارگر « هیات اجرائی» امروز دربرابر دادخواهی قربانیان دهه خونین و وجدان انسانی ایستاده است. جمهوری اسلامی با همان منطق ضد امپریالسیم  خود ، دهه خونینی در تاریخ ایران را بوجود آورد و این کج اندیشان، با تفکری مشابه اینک به یاری جنایتکاران در محکوم کردن ایران تربیونال شتافته اند.بقول معروف ، کسی را بخیر شما امیدی نیست ، شرمرسان!

میخائیل شولوخوف ، در یکی از رمان های خود ، چهره مردمضحکی بنام «بابا شچوکا» را ترسیم می کند که یک تفنگ ساچمه ای زنگ زده ای  داشت و در هر فرصتی با تفنگ خود به جان گربه ها در ده می افتاد  که گربه ها استثمار گر هستند و موش ها رامیخورند! نتیجه آن شده بود که موش ها از سر وکول مردم ده بالا بروند. بابا شچوکاهای «هیات اجرائی» نیز ، تفنگ ساچمه ایشان را عوضی علیه ایران تریبونال نشانه رفته اند و رفتارشان همانقدر عقلانی است که نشانه روی بابا شچوکا علیه گربه های استثمارگر!

هدایت سلطان زاده

 

 



مراجعه  شود به خبرگزاری فارس: «پشت پرده  دادگاه نمایشی ایران تریبونال چیست؟»

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910511000033[1]

منبع:پژواک ایران