جور دیگری زندگی باید کرد
فیروز نجومی

 

تا آن باورها و ارزشهایی که بدان خو گرفته، تا آن روش زندگی ای که بدان عادت کرده ایم، و آنچه که از نیاکان خود بارث برده ایم بدور نریزیم، در بر همین پاشنه خواهد چرخید:  یکی از گدایی به شاهی میرسد و دمار از روزگارمان در آورد.

 این یک واقعیت تاریخی ست.  از زمانیکه، تازیان مهاجم تاج و تخت شاهنشاهی را ویران کردند، نه تنها نظام فرمانروایی و فرمانبری دوران باستان را ملغی نساختند، بلکه بر ویرانه های آن نظامی را بنیان گذاردند که در استبداد و مطلق گرایی، استبداد باستانی را جلوه دمکراسی میبخشید. شمشیر را بدست شاهان سپرد که هرگونه مقاومتی را در هم کوبیده و هر سرو ایستاده ای را در راه خشنودی و رضای الله، درو کنند و پاداش الهی بگیرند. اگر چه میتوان در دوران باستان به شاهانی با رحم و مروت انسانی همچون کورش اشاره کرد، اما در دوران ظهور اسلام کمتر پادشاهی را میتوانی بیابی که تاریخ نویسان و نه مداخان از او به نیکی یاد کنند.

بنابراین، همه هر چه ظلم و ستم بوده است به پای شاهان ثبت گردیده است. حال آنکه دین اسلام، دینی که بر ایرانیان تحمیل شده بود، بجای آنکه زنجیر اسارت را از دست مردم بر گیرد و از ظلم و ستم شاهی  رهایی بخشد، در وجود ایرانیان رخنه  و ملت را از درون نیز تسخیر نمود. هم احساسات و عواطف مردم  را به اسارت افسانه ها و اسطوره در آورد و هم خرافه نگری را در دامن آنان نهادند.  هم با ابزار قواعد و مقررات شریعت بر سراسر زندگی سلطه افکئد و هم عقل و خرد ایرانیان را نیز به تعطیلی کشاند. سلطه تازیان، سلطه بر تمامیت بود. عین و ذهن را یکجا باسارت در آوردند. چرا که باور به لا الله الا الله نه نیازی به بینایی داشت و یا دارد و نه دانایی، نه به عقل و محاسبه گری. باور بیک مطلق، بعنوان یک حقیقت چون و چرا ناپذیربنیان فولادینی بود که تداوم نظام فرمانراویی و فرمانبری  را تضمین میساخت. ایرانی "رعیت" بود به "بندگی " و "عبودیت" نیز در آمد.

اگر در دوران باستان نظام فرمانراوایی و فرمانبری، عمدتا نظامی سیاسی بود و نگاهدار نظم و امنیت و حافظ تاج و تخت شاهنشاهی، پس از شکست ایرانیان بدست تازیان، دگرگونه گشت اما نه در جهت تغییر ماهیت بلکه در سوی تحکیم و تعمیق دائمی آن با درونی ساختن اصل و اصول باور به لا الله الا الله. بدان معنا که تازیان باورها و ارزشهایی را بر ایرانیان تحمیل نمودند که نظام فرمانروایی و فرمانبری را مورد تایید و تصدیق قرار میداد. کیش تازی نه درس سلطه ستیزی، بلکه درس سلطه پذیری، درس تسلیم و اطاعت میاخوخت. چه در غیر اینصورت شرایط  نفی خود را بوجود میآورد.

آیت الله مطهری، اصلی ترین معمار حکومت اسلامی، فقیهی فلسفه دان، در مقدمه ایکه بر کتاب معروف "دو قرن سکوت"  دکتر عبدالحسین زرین کوب نوشته است، ماندگاری دین اسلام را برغم فرو ریزی پی در پی دستگاه سیاسی، به معجزه دین اسلام نسبت میدهد. دوام آنرا سندی بشمار میآورد در تایید این باور که دین اسلام یک دین آسمانی ست، ماورایی و مقدس و نجات بخش. مطهری حتی مدعی ست که پیشا پیش مردم ایران چشم براه مهاجمین تازی و یا بقول وی "لشگر" اسلام بوده اند، چنانکه گویی خونریزیها و تخریب و ویرانی ای که تازیان به بار آوردند- که یاد آور هجوم تازیان بومی برای دومین بار در 1357 و نیز خشونت و بیرحمی ای که داعشی ها بمعرض نمایش گذارده اند - افسانه است و یا 200 سال مقاومت، همچون اسطوره تازیان، برساخته دست اسطوره سازان بندگان دین است، چنانکه گویی شاهنامه فردوسی در 400 سال پس از حکومت اسلام، حکومتی که با تیغ و تازیانه سعی نمود که زبان کیش بیگانه را بر ایرانیان تحمیل نمایند، دروغ است. شاهنامه را در واقع باید محصول مقاومت در برابر حملاتی تلقی نمود که روح ایرانیان، زبان فارسی را هدف قرارداده بود. بگذریم که مراودات رسمی همه بزبان تازیان، بزبان عربی، باید انجام میگرفت.

البته که حضرت آیت الله مطهری، رمز ماندگاری دین اسلام را مدیون سازگاری و همخوانی اصل و اصول آن با نظام فرمانروایی و فرمانبری، نمیداند. واقعیت آن است که تازیان با ویرانسازی نظام شاهنشاهی، نظام فرمانروایی و فرمانبری را در هم نکوبیدند بلکه با ابزار نهادینه ساختن لا الله الا الله، حیات تازه ای در جانش دمیدند. یعنی با تحمیل باور به تسلیم و اطاعت از اراده خدایی که بی همتاست و بجز او هیچ کس دیگری نیست و قدسی نمودن نظام فرمانروای و فرمانبری، ایرانیان را بنفع کیش جدید تسلیم پذیر ببار آوردند. یعنی که این باور به مطلق بودن، به یکی و یکتا بودن، و یا باور به "توحید " است که بازگشت نظام فرمانروایی و فرمانبری را امکان پذیر ساخته است.

بقدرت رسیدن آیت الله ها برهبری "ولی فقیه" و یا هجوم تازیان بومی، تایید یست بر این واقعیت که دین اسلام دین فرمانروایی ست و فرمانبری. مگر داعشی ها وقتی شهرها را تسخیر میکنند، مردم را بزنجیر نمیکشند، سر چندین انسان "گناهکار" را در ملا عام در پیش چشم پیر و جوان، زن و مرد، از تن جدا میسازند، عده ای را قتل عام میکنند، چند نفر را بدار مجازات میآویزند و چندین نفر را شلاق میزنند، البته که نه بدلیل دمکراسی خواهی بلکه بمنظور تسلیم و اطاعت کشاندن مردم است. بی جهت نیست که داعشی هر شهر ودهی را که تصاحب میکنند پرچم سیاه لاالله الا الله را بر فراز بلندترین نقطه باهتزاز در میآورند، که بدرستی یاد آور گسترش و پیشروی کیش نوظهور اسلام است برهبری محمد پس از پیروزی در "جنگ مقدس"بدر. که رسول الله بهر مقاومتی که بر خورد میکرد شمشیر بر میکشید و سرها را بر زمین میافکند. حتی شاهان تجدد خواه پهلوی، اخرین شاهان حاکم بر ایران، فریب دین را خوردند و فکرکردند  که میتوانند با مماشات با دین اسلام که مظهر آن آیت الله ها و مراجع تقلید بودند، نظام فرمانروایی و فرمانبری را در خانواده خود ابدی میسازد.

اما، نظام ارزشی و اخلاقی ای که پس از اعصار طولانی، علیرغم تحولاتی عظیم در روابط مادی، تولیدی و زیربنایی، بلا تغییر مانده است، بدان معنا ست که جامعه ما در دو جهان زندگی میکند. از یک طرف وابسته به علم و صنعت و تکنولوژی جدید است و به غنی سازی هسته ای می پردازد. از دیگر طرف در قرون وسطی زندگی میکند، در عصر تاریکی و تحجر و تفتیش و ممیزی عقاید. جامعه ما از یک طرف، تابع قوانین عقلانی حاکم بر نظام اقتصادی و صنعتی ست. کسی نیست که از فرآورده های جهان سرمایه و صنعت، دلگیر و آزرده شود. از سوی دیگر قواعد و قوانینی را بر انسانها حاکم میکند که بیشتر در خور حیونات است تا انسانها، قواعد و قوانینی که از رسم و رسوم زندگی بادیه نشینان در 14 قرن پیش از این برگرفته شده است.

 نزدیک به سه ربع قرن است که جامعه ما درشکه سواری و آشپزی روی شعله های هیزم و سپس چراغ فتیله ای را پشت سر گذاشته است- هرچند نا موزون و نا برابر. اما یک چیز را از دوران کهن نگاه داشته ایم، دست نخورده بدون آنکه بر آن غبار زمان نشیند و آنهم شریعت دین اسلام است، مقرراتی که کنترل کننده کردار و پندار است. شریعت دین را نتوانسته ایم تغییر دهیم به آن دلیل که همراه باور به لا الله الا الله با سرشت و هستی ما آغشته شده است.

تغییر در روابط و مناسبات تولیدی و زیربنایی ممکن است که شیوه های زندگی مادی را در زمینه های داد و ستد و ایاب و ذهاب، بهره وری از صنعت و تکنولوژی، متحول و دگرگون سازد، بدون آنکه خلق و خوی، عادات و رسم و رسوم، تعصب و تعلق، اخلاق و هنجاری های ما را تغییر دهد. ممکن است که آشپزی بر سر چراغ فتیله ای از خاطره ی مادر بیرون رفته باشد و بر سر اجاق گاز و یا برقی، آب را بجوش آورد و چای را دم کند. اما نذر و نیاز و زیارت امام رضا، فرستادن صلوات، گاهی روزه و تحمل گرسنگی، گاهی نماز و نیایش، گاهی خود زنی و شیون و زاری، گاهی گریه و مویه،  گاهی پیچیدن چادر به کمر و گاهی حجاب بر سر، از خاطرش نرفته است، همه رفتار، آداب و رسومی که در خدمت نهادینه ساختن روابط فرمانروایی و فرمانبری و یا فرهنگ سلطه پذیری ست. بدشواری میتوان قواعد و مقررات شریعت اسلامی، بویژه مراسم وضو و نمازگزاری و روزه داری را اختیاری دانست، بلکه وظیفه ای ست الهی، یک فرمان است که باید بدان گردن نهاده تسلیم شوی و احکام لازمه را اطاعت کنی. فرایض دینی تنها بظاهر اختیاری اند و گرنه در اصل ناشی از ترس و هراس بوده است و هنوز هم هست.

قرآن، کتاب مقدس آسمانی که در آن، بقول امام خمینی، جلوه راستین الله، قوانینی برای زندگی بشر از تولد تا مرگ آورده است که برای همه زمانها و در هر "عصر و مصر" قابل اجرا ست، سراسر هشدار است به "بندگان " الله که مبادا از انجام وظایف روزانه و هفتگی و ماهانه و سالانه خود غفلت بورزند، چون "عذاب الیم،" یکی از خشن ترین و بیرحمترین شکنجه های ممکن در دوزخ خداوند رحمان رحیم، در انتظارشان است.

بعبارت دیگر، جایگاه ما در نظام تولید جهان مادی نیست که هستی ما را تعیین میکند، هم چنانکه مارکسیست های سخت اندیش باور داشتند به گونه ای که اجازه نمیدادند مویی هم از لای درز آن عبور کند. حال آنکه روابط اجتماعی تنها از جنس مادی نیستند، بلکه از دین و رسم و رسوم و آداب و عادات نیز ساخته شده اند که عمیقا فعالیت ها، کنش و واکنش های ما، گفتار و رفتارمان را تعریف و تعیین میکنند و ما منفعلانه از نسلی به نسل دیگر انتقال میدهیم و پا برجا میسازیم.  در طی اعصار متمادی، دین و قدرت نظمی را بوجود آورده اند که در آن ما میتوانیم وجود خود را روزانه تولید و باز تولید کنیم، نظمی که در آن فرمانروا و فرمانبر، فرد و جمع اجزای اصلی آن اند. همچنانکه در دوران رسالت، محمد، فرمانروای نهایی بود و "امت " اسلام، در شرایط کنونی نیز فرمانروای نهایی، یا ولایت است و یا ملا و یا خلیفه، برغم تفاوت های فرقه ای، ملت ها، اما، بنده اند و فرمانبر.

برای خروج از این مدار بسته، تجربه تاریخ بما میگوید که نباید در اندیشه براندازی ولی فقیه و یا فرمانروا باشیم، بلکه باید آن آداب و رسم و رسوم و عاداتی را براندازیم که فرمانبر را تولید میکند. خشونت های اخیر از جنگهای منطقه ای گرفته تا قتل عامها در شهرهای بزرگ، در قلب تمدن غرب را باید مظهر فرهنگی خواند که مهر تقدس برآن خورده است، فرهنگ فرمانروایی و فرمانبری. این فرمانبران اند  که بجنگ  فرمان نابران میشتابند و نابودی آنها را هدف خود قرار میدهند. کسی که به کنسرت میرود و از نوای موزیک لذت میبرد، و یا در رستوران غذای های لذیذ میل نموده و شراب شیدایی مینوشد و یا در میدانهای ورزشی به تماشای زورنمایی های قهرمانان نشسته اند، و یا آنانکه به آزادی سخن گویند و یا نقشی را ترسیم کنند که تقدس و تقوا را بسخره کشند، در منظر فرمانبر، سرکش اند و عصیانگر. کسانی هستند که مرتکب نافرمانی شده و از تسلیم باراده الله سر باز زده اند. این است که سزاوار مرگ آند چون نیایشگر انسان هستند و آزادی.

حضرت ولایت فقیه، اخیرا در نامه ای که بجوانان جهان نوشت، دو عنصر «پرخاشگری» و «بی‌بندوباری» را از مولفه ها اصلی فرهنگ غرب خواند، فرهنگی "ستیزه جو، مبتذل و معنا گریز." حضرت ولایت همانند فرمانبران داعشی و یا القاعده که دست به جهاد و شهادت میزنند میکشند تا کشته شوند، فرهنگ غرب را محکوم میکند، چون نهایتا مادیگراست و نسبت به مسئولیت انسان در "قبال خداوند متعال" بی اعتناست و فاقد "نگاه معنوی بانسان و جهان است." یعنی که فرهنگ غربی محکوم بفنا است چون فرهنگی ست که در آن آزادی و نافرمانی جانشین اصل تسلیم و اطاعت از اراده و امیال الله نشسته است، که خود بی تردید فراخوانی ست بسوی خشونت نسبت به فرهنگی که انسان را به "ظغیان " علیه شریعت سوق میدهد.   

بی جهت نیست که داعشی ها تا کنون جبهه جنگی را  در مرزهای حکومت ولایت نگشوده اند. چرا که آیت الله ها بیش از 36 سال است که با مظاهر تمدن غربی در مصاف اند. وقتی که داعشی ها شیر از سینه مادرشان مینوشیدند، آیت الله ها طناب شریعت را بگردن فرمان نابران میاندختند، یا جلوی جوخه های اعدام میگذاردند و یا سنگسار میکردند. زنان را از فرمانبری نجات دادند و با ابزار حجاب و مقررات جدایی جنسیتها آنها را "رام" نموده باسارت کشیدند، تولید و مصرف نوشیدنی های نشاط آور را قدغن و متخلفین را در ملا عام به تخت شلاق بستند و بدین ترتیب جامعه ایران را به تسلیم و اطاعت وا داشتند. آیت الله ها همچنان در حال هدایت جامعه به "راه مستقیم" اند. روشن است، که داعشی ها نمیخواهند خود را در شرایطی قرار بدهند که درفش لا الله الا الله را از جای برکنند و زیرپای نهند.

در پایان باید اعتراف نمود راه نجات چندان هموار نیست. چرا که تجربه تاریخی نشان میدهد که درد ما با برانداختن فرمانروا دوا نخواهد شد. تا فرمانبر اخلاقیات و عادات و رفتار خود را بویژه آنانکه مظهر تسلیم و اطاعت اند، پاکزادیی نکند، نه "اصلاح" کارساز است و نه "براندازی." روابط مادی را ساده تر میتوان دگرگون نمود تا باورها و ارزشهای فرهنگی و راه و روش زندگی را. راه نجات را باید در جوری دیگر زندگی کردن یافت. ما نمیتوانیم بهمان شیوه زندگی ادامه دهیم و انتظار داشته باشیم فرشته آزادی بر ما ظاهر شود و ما را از اسارت در دست دین و شریعت اسلامی، از بندگی و عبودیت، نجات بخشد. ما باید خود را از بندهای آئینی که دشمن آشتی ناپذیر انسان و آزادی ست پاکزادیی کنیم و جور دیگری زندگی کنیم. از بند زهد و تقدس خود را باید رها سازیم. انسان بجوییم و اسیر آزادی شویم. آری  جور دیگری زندگی باید کرد تا رهایی یافت وگرنه، در، همچنان بر بک پاشنه میگردد.

فیروز نجومی

Firoz Nodjomi

fmonjem@gmail.com

firoznodjomi.blogpost.com

rowshanai.org

منبع:پژواک ایران


فیروز نجومی

فهرست مطالب فیروز نجومی  در سایت پژواک ایران 

* نجات‏ در ستیز با دین نهفه است [2017 Dec] 
*احمدی نژاد و مصادره گفتمان تظلم خواهی و عدالت و آزادی [2017 Dec] 
* سه رویداد بزرگ [2017 Nov] 
*نیستگرایی و بقای نظام! [2017 Nov] 
*«تغییر رژیم» [2017 Oct] 
*حق برگزیدن بآزادی و زوال انسان [2017 Oct] 
*هنر وارونه سازی حقایق [2017 Oct] 
*درد از بیگانگی با انسان بر میخیزد!‏ [2017 Oct] 
*رهایی بدست ملت است! [2017 Sep] 
* پس از مرگ ولایت، مرگ روحانیت! [2017 Sep] 
*روحانیت باید برود!  [2017 Sep] 
* مسئولیت و شریعت اسلامی  [2017 Aug] 
* حوزه های علمیه را به موزه های تاریخ بسپاریم!  [2017 Aug] 
*بازدارندگی و زوال روحانیت! [2017 Aug] 
*کیست دشمن ملت و خصم آزادی؟  [2017 Aug] 
* آزادی زن ‏ و فرو پاشی رژیم دین  [2017 Jul] 
*اندر انتظار فروپاشی نظام اسلامی  [2017 Jul] 
*دین تازیان و معضل عقب ماندگی [2017 Jul] 
*شرم مضاعف و ضرورت آزادی  [2017 Jul] 
*رای خدا در برابر رای مردم [2017 Jun] 
*ولایت: گورکن الله!  [2017 Jun] 
*زنده باد کفر  [2017 Jun] 
*انتخابات و ‏نیروی ‏براندازنده ‏‏«کفر»  [2017 May] 
* مناظره روبهان [2017 May] 
* رئیس جمهور چکاره ست؟ [2017 Apr] 
*انتخابات را به خاکسپاری رژیم جنایتکار تبدیل کنیم! [2017 Apr] 
*انتخابات خوب است!‏ [2017 Apr] 
*حقیقت را باید گفت!‏ [2017 Apr] 
* از یکتا پرستی تا ‏کثرت خواهی [2017 Apr] 
*ندای وجدان [2017 Mar] 
*ویرانی بزرگ!‏  [2017 Mar] 
*از دین گریزی تا دین ستیزی [2017 Feb] 
*سالروز نکبت و مصیبت ‏  [2017 Feb] 
*دگرگون سازی ارزش ‏ها!‏  [2017 Jan] 
*گفتمان رفسنجانی، گفتمان ریاکاری [2017 Jan] 
*حقیقت نهائی!‏  [2017 Jan] 
*دیفروشان دیروز فرمانروایان امروز  [2016 Dec] 
*شاه گور خود کند و ولی فقیه گورکن خویش شود و دین!  [2016 Dec] 
*‎ ‎ دین مست باده قدرت !‏ [2016 Dec] 
*براندازی متولیان دین  [2016 Dec] 
*چیره شدن «عرب بر عجم» ‏ و آغاز نگون بختی ایرانیان [2016 Nov] 
* آزادی و گریز از مسئولیت  [2016 Nov] 
* سرگذشت غم انگیز آزادی [2016 Nov] 
*بازگشت بدوران رسالت ‏ و گره زدن دین به قدرت  [2016 Oct] 
*در چرائی نامگذاری الله و آغازیدن با نام او!‏  [2016 Oct] 
*عاشورا: اسطوره یا واقعیت  [2016 Oct] 
*بوی گند تقدس  [2016 Oct] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال  [2016 Sep] 
*عاشورا و قتل عام در زندانها [2016 Sep] 
*محمد بشر بشیر و یا ‏‎ ‎خشم و خشونت و شمشیر [2016 Sep] 
*«پافشاری بر نفاق» و عدالت اسلامی! [2016 Sep] 
*جنگ شیعه وسنی:‏ اختلاف تاریخی یا دسیسه غربی؟  [2016 Aug] 
*خشونت هنجاری مقدس در قاموس اسلام [2016 Aug] 
*کشتار جمعی در زندانها بجرم «ارتداد» [2016 Aug] 
*تدبیرچیست؟ [2016 Aug] 
*بنام انسان و آزادی [2016 Jul] 
*خشونت و گفتمان توحیدی  [2016 Jul] 
*پشت خمیده و بار سنگین دین و قدرت! [2016 Jul] 
*امنیت و آزادی [2016 Jul] 
*فقط آزادی [2016 Jul] 
*شریعت اسلامی در ستیز با خودفرمانی [2016 Jun] 
*معاشقه اسلام ناب محمدی با علم و تکنولوژی [2016 Jun] 
* آزادیخواهی و باز تولید منش دیکتاتوری!  [2016 Jun] 
*اسلام در پیشگاه تاریخ [2016 Jun] 
*بیگانگی ما از خود  [2016 May] 
* امریکا ستیزی یا اسلام ستیزی؟ [2016 May] 
*دشمن و دو قطبی شدن جامعه [2016 May] 
* از درگیریهای کلامی تا امریکا ستیزی و فریبکاری [2016 May] 
* امید کوکبی، قهرمان نافرمانی [2016 May] 
*ظهور نیروی نامحسوس و امنیت اخلاقی [2016 Apr] 
* تا کی؟  [2016 Apr] 
*رمز بقای نظام فرمانروایی و فرمانبری [2016 Apr] 
*خائن کیست؟ [2016 Apr] 
*نقشه رذیلانه امریکا: «تزریق تقکر خاصی به نخبگان» [2016 Mar] 
*آیا بجز ولی فقیه کسی دیگری هم هست؟  [2016 Mar] 
*نه به اخلاق اطاعت و فرمانبری!  [2016 Mar] 
*نفی حق گزینش: فروکاستی انسان به حیوان [2016 Mar] 
* تن بخفت نباید داد [2016 Feb] 
*انتخابات: طبل تو خالی  [2016 Feb] 
*رابطه دین با قدرت در امتداد تاریخ [2016 Feb] 
*«جامعه ایران به کدام سو در حال حرکت است؟» [2016 Feb] 
*انتخابات یعنی چه؟ [2016 Jan] 
*بدامن چه کسی پناه باید برد؟  [2016 Jan] 
*رهایی و ترک کیش اهریمنی [2016 Jan] 
*بخندیم یا گریه کنیم؟  [2016 Jan] 
*از طلبگی تا خدایی و مسئله جانشینی!  [2016 Jan] 
*شمشیر ذوالفقارم آرزوست [2015 Dec] 
*جور دیگری زندگی باید کرد  [2015 Dec] 
*بیان درد مشترک و یا صدور کیفرخواست علیه غرب؟ [2015 Dec] 
*اندر شکست دین جهاد و شهادت [2015 Nov] 
*عاشورای پاریس [2015 Nov] 
*آزادی را باید پرستید [2015 Nov] 
*ولی فقیه، شاه نیست، مظهر دین است [2015 Nov] 
*جامعه تک کتابی! [2015 Oct] 
*عاشورا: شهادت یا خشونت؟ [2015 Oct] 
*کفر گرایی: راه رهایی و آزادی [2015 Oct] 
*تقدس از جهل بر میخیزد  [2015 Oct] 
*قوم لوط، اخلاق انحرافی و خروج امام عج از غیبت  [2015 Oct] 
*اینهم شد خدا؟ [2015 Sep] 
*امنیت در سایه ولایت [2015 Sep] 
*سردار حاج قاسم سلیمانی: سردار استبداد مضاعف دین و قدرت [2015 Sep] 
*ز روز بلا باید دست بر سر گیریم [2015 Sep] 
*فریبکاری مضاعف [2015 Aug] 
*استبداد و آگاهی طبقاتی [2015 Aug] 
*من مسلمانم، طرفدار رژیم دین هم نیستم! [2015 Aug] 
*رهایی، آیا یک توهم است؟ [2015 Aug] 
*وای اگر دین نبود! [2015 Aug] 
*خوار داشت انسان و قدسی سازی خشونت [2015 Jul] 
*بر فراز منبر ولایت و یا خلافت؟ [2015 Jul] 
*الله: آموزگار بزرگ بیرحمی، خشونت و کین خواهی [2015 Jul] 
*رمضان: زمینه ساز نظام فرمانروایی و فرمانبری [2015 Jun] 
*دین ستیزی و یا قدرت ستیزی! [2015 Jun] 
*جامعه بورژوازی و یا جامعه اسلامی فرا طبقاتی؟ [2015 Jun] 
* تاملی چند در باره جنبش عبور از ولایت! [2015 May] 
*روحانیت: از حوزه تا حکومت [2015 May] 
*کیست گورکن دین؟ [2015 Apr] 
*غنی سازی هسته ای بچه قیمتی؟ [2015 Apr] 
*شمشیر در نهان دین [2015 Apr] 
*فرخنده: قهرمان جهالت ستیز [2015 Mar] 
*دینمداری یا انسانمداری کدام یک اهریمنی ست؟ [2015 Mar] 
* دیکتاتوری و شریعت اسلامی [2015 Mar] 
*سپاه پاسداران: سپاه ولایت و یا ملت [2015 Mar] 
*توفان دیگری در راه است! [2015 Feb] 
*ولایت دشمن اصلی ملت [2015 Feb] 
*در خدمت و خیانت به اسلام و یا به ملت؟ [2015 Feb] 
*عدالت اسلامی! [2015 Feb] 
*رهایی از دین یا جدایی آن از سیاست؟ [2015 Jan] 
*همزادی علم الله با قدرت [2015 Jan] 
*«نه» بر تسلیم و اطاعت [2015 Jan] 
*حصر و یا محاکمه: ولی فقیه بر سر دو راهی! [2015 Jan] 
*تابوی هسته‌ای: نگاه ایدئولوژی یا نگاه اسلامی؟ [2014 Dec] 
*فرد و حکومت خدا [2014 Dec] 
*قتلگاه سعیدی سیرجانی: «منزل آرام و مجلل در شمال شهر تهران» [2014 Dec] 
* سعیدی سیرجانی به تاریخ پیوست [2014 Dec] 
*آقای ظریف، ایران هراسی نه، اسلام هراسی! [2014 Dec] 
*مذاکرات هسته ای: اراده ولایت یا اراده ملت؟ [2014 Nov] 
*امر به معروف، نهی از منکر و فرا رسیدن دوران کفر! [2014 Nov] 
*امام حسین: اسطور ه یا انسانی زمینی؟ [2014 Nov] 
*جنایتکار کیست؟ [2014 Oct] 
*«امر به معروف با اسید نمیشه» [2014 Oct] 
*دفاع مقدس یا شکست مفتصحانه ؟ [2014 Oct] 
*اسلام هراسی: خدمت و یا خیانت [2014 Oct] 
*حقیقت نه بمب  [2014 Oct] 
*فریبخوردگان اکنون با ید به جنگ با الله برخیزند [2014 Sep] 
*اسلام: دین رحمت و یا خشونت؟ [2014 Sep] 
*حکومت اسلامی: آبستن آزادی و استقلال و خود آئینی [2014 Sep] 
*بازگشت اسلام به اصل خود [2014 Sep] 
*توصیه ولایت: حفظ آرامش روانی !  [2014 Aug] 
*انفجار روابط جنسی در زیر زمین ! [2014 Aug] 
*هم ولایت و هم ریاست، هردو از دروغگویانند [2014 Aug] 
*اسلحه ات را بر زمین بگذار ای مومن! [2014 Aug] 
*نه حماس، نه اسرائیل [2014 Aug] 
*شلاق، مجازات نا فرمانی و یا روزه خواری؟  [2014 Jul] 
*اعتدال، خدعه ای اسلامی [2014 Jul] 
*«راه اندازی کلینک خشم در تهران» [2014 Jul] 
*ما داعشی ها را خوب می شناسیم! [2014 Jul] 
*حکومت اسلامی واژگون گردد، اگر زن حجاب از سر برگیرد [2014 Jun] 
*بهشت با شلاق ؟ [2014 Jun] 
*از خاک سپاری مردگان در انقلاب مصر تا بازگشت آنان بزندگی در حکومت اسلامی  [2014 Jun] 
*سردار سرلشگر جعفری، سردار اسلام [2014 Jun] 
*نبود آزادی و وحدت جنایت و عدالت در حکومت اسلامی [2014 May] 
*زوگیری در فضای مجازی [2014 May] 
*بازی دین و قدرت [2014 May] 
*چهره کریه حکومت دین را بنگر [2014 May] 
*زورگیری در اسارتگاه اوین [2014 Apr] 
*یکتا و یگانه، تنها ولی فقیه است، بجز او هیچکس دیگری نیست! [2014 Apr] 
*دین خصم آشتی ناپذیر آزادی [2014 Apr] 
*پیام نوروزی خداوندگار خامنه ای : آزادی، بی آزادی [2014 Apr] 
*دیو دو شاخ [2014 Mar] 
*آزادی مسئولانه یا آزادی در فرمانبری؟ [2014 Mar] 
*22 بهمن: تاسیس استبداد مضاعف دین و قدرت [2014 Feb] 
*انقلاب اسلامی: گریز از آزادی [2014 Feb] 
*الله: مهربان و بخشنده و یا کین خواه و کیفر دهنده؟ [2014 Feb] 
*حال باید پرسید... [2014 Jan] 
*از سلطه افکنی تا سلطه ستیزی [2014 Jan] 
* قرآن، دین، قدرت، ما و آنها ؟ [2014 Jan] 
*تأملی چند در باره حکومت اسلامی و رهایی از آن [2014 Jan] 
*بمناسبت اربعین: امامت یا خلافت؟ کدام حاکم است بر ما؟ [2013 Dec] 
*مماشات با دین بس!  [2013 Dec] 
*اسلام دین بیگانه با انسان [2013 Dec] 
*فساد از اسلام بر میخیزد یا از قدرت؟  [2013 Dec] 
*مرگ بر غنی سازی هسته ای  [2013 Nov] 
*دیپلماسی ولایت و دفن حقوق بشر [2013 Nov] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2013 Nov] 
*از سلطه ستیزی تا دریوزگی [2013 Nov] 
*بنگر، خداوند غرقه در خون است! [2013 Nov] 
*باید رستم را فرا خواند [2013 Nov] 
*خلع دین از حکومت [2013 Oct] 
*مرگ بر آمریکا: رمز مقاومت مردم یا رمز بقای حکومت ارتجاع؟ [2013 Oct] 
*ستیز با شیطان بزرگ ستیز است با آزادی [2013 Oct] 
*الله اکبر: دین یا سیاست؟ [2013 Oct] 
*طبل توخالی [2013 Sep] 
*«نرمش قهرمانانه» یا حرکت مذبوحانه؟ [2013 Sep] 
*حرمت شکنی روحانیت  [2013 Sep] 
*زایش خدا: نفی انسان و آزادی [2013 Sep] 
*گره هسته ای، وسیله است نه هدف، دینی ست نه سیاسی [2013 Aug] 
*گفتمان اعتدال و آشتی اسلام با جهان سکولار! [2013 Aug] 
*رمز و راز وزارت: شایستگی و لیاقت یا تسلیم و اطاعت از ولایت؟ [2013 Aug] 
*بوی فریبکاری به مشام میرسد [2013 Aug] 
*تا ولایت هست، سیه روزی و تیره بختی هم هست [2013 Aug] 
*گفتمان ولایت: وارونگی حقایق و بهانه جویی های احمقانه [2013 Jul] 
*تیشه بر ریشه فقاهت، تیشه بر بنیان قدرت است [2013 Jul] 
*آبادی بدون ویرانی؟ نه حقیقت، نه آزادی [2013 Jul] 
*رمضان: بیداری وجدان و یا وجدان فرمانبر؟ [2013 Jul] 
*از خداوند خامنه ای ست که بوی گند برمیخیزد [2013 Jun] 
*رئیس جمهور منتخب: باز تاب اراده ولایت و یا تبلور اراده ملت؟ [2013 Jun] 
*انتخابات و یا آفرینش حماسه سیاسی؟ [2013 Jun] 
*گفتمان ولایت، گفتمان تحقیر و توهین به ملت [2013 Jun] 
*گفتمان انتخابات [2013 May] 
*دلشوره انتخابات [2013 May] 
*صداقت هرگز نه از دین برخیزد و نه از قدرت [2013 May] 
*کارنامه ولایت و یا ریاست جمهوری؟ [2013 May] 
*رمز رهایی از دیکتاتوری [2013 Apr] 
*احکام شریعت لغو و قیامت اعلام کنید [2013 Apr] 
*دعوت به امام عج و ظهور دجال [2013 Apr] 
*بازی هسته‌ای و اسطوره جهاد و شهادت [2013 Apr] 
*جنگ عدالت با آزادی  [2013 Apr] 
*سکولاریسم از ستیز با دین گذر میکند [2013 Mar] 
*هفت سین، بدون دال بیگانه: سال نو، دین نو [2013 Mar] 
*ظهور امام چهاردهم [2013 Mar] 
*الله، خدای یکتا و یگانه مرد است و مردانه میاندیش [2013 Mar] 
*قدسی سازی خشونت، رمز بقای نظام ولایت [2013 Mar] 
*اسلام دین بیگانه با انسان  [2013 Feb] 
*آقای رئیس جمهور [2013 Feb] 
*دین را باید بدادگاه بکشانیم [2013 Feb] 
*حکومت راهزنان و غارتگران [2013 Feb] 
*کدام انتخابات؟ چه قانونی؟ [2013 Feb] 
*یورش به دفاتر روزنامه ها و زور گیری روزنامه نگاران [2013 Feb] 
*حاکم یا محکوم، کدامیک زور گیر است؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام قانون گریز و قانون شکن [2013 Jan] 
*تاج شاهی بر سر خداوند خامنه‌ای [2013 Jan] 
*دین و یا قدرت، کدامیک دشمن ملت ایران است ؟ [2013 Jan] 
*نظام ولایت، نظام فریب و خیانت [2012 Dec] 
*از حجره و حوزه، تا کاخ نشینی و فرمانروایی [2012 Dec] 
*حکومت اسلامی، حکومت فریبکاران [2012 Dec] 
*عاشورای 88، عاشورای حرمت شکن و اسطوره برانداز [2012 Dec] 
*عاشورا : از تحمیق تا تطمیع و از امام تا یزید [2012 Dec] 
*پیام عاشورا: کین خواهی و خشونت، تسلیم و اطاعت  [2012 Nov] 
*عاشورا و اسطوره سازان حرفه ای [2012 Nov] 
*دو معضل نیروی های انتظامی: بر خورد با ماهواره ها و بد حجابی [2012 Nov] 
*براندازی دین تازیان بومی : خوش خیالی و یا واقع بینی؟ [2012 Nov] 
*مسئول تحریمات: دشمنی با اسلام یا غنی سازی هسته ای؟ [2012 Oct] 
*براندازی نظام ولایت از براندازی فقاهت، مظهر دین میگذرد [2012 Oct] 
*جهاد و شهادت جنایت است و در خصومت با انسانیت [2012 Oct] 
*حرف قرآن، حرف قدرت است [2012 Oct] 
*پیش بسوی انسان و آزادی  [2012 Oct] 
*چشم بند ان ، کاریکاتور ی که مقدس را موهن ساخت  [2012 Sep] 
* ما عاشق امامان خود هستیم! [2012 Sep] 
*از دینداری تا غیرتمداری [2012 Sep] 
*کدام بحران؟ [2012 Sep] 
*بازگشت دوران تازیان مهاجم [2012 Sep] 
* بحساب دین یا بحساب ملت [2012 Sep] 
*حکومت اسلامی، بازنده ی بزرگ در اجلاس جنبش عدم تعهد.  [2012 Sep] 
*ولایت جلوه ی الله [2012 Aug] 
*الله، بازیگر اصلی [2012 Aug] 
*بوی گند ارشاد [2012 Aug] 
*براندازی ولایت از رهایی از یو غ الله میگذرد.  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی  [2012 Aug] 
*کهریزک: مجازات مبارزین راه آزادی [2012 Aug] 
*از کدام دین است که سخن میرانید؟ [2012 Aug] 
*حکومت ولایت، حکومت الله ست [2012 Jul] 
*چرا باید با نام الله آغاز کنیم؟ [2012 Jul] 
*روحانیت دشمن ملت [2012 Jul] 
*الله و جدایی جنسیت ها [2012 Jul] 
*اسلام: دین فرمانروایی و فرمانبری [2012 Jul] 
*خمینی الله را کشته است [2012 Jun] 
*حجاب در ستیز و خصومت با عفاف  [2009 Jan]