PEZHVAK - E - IRAN ........... پژواک ایران  
 


عکس خمینی، بهانه سرکوب بیشتر جنبش مردم

فـرهاد مهدوی

بیش از یک هفته از 16 آذر می گذرد اما بارتاب رویدادهای آتشین این روز و حواشی آن همچنان ادامه دارد و به این سادگی ها هم فروکش نخواهد کرد. یکی از حاشیه های برگزاری 16 آذر و روز دانشجو، ماجرای فیلمی مشکوک از صحنه پاره کردن عکس خمینی است که تلویزیون حکومتی در اقدامی بی سابقه و نامتعارف، آن را به نمایش گذاشت. بلافاصله برخی چهره های سیاسی و رسانه ها، پخش این فیلم خود ساخته از تلویزیون رژیم را "سناریوی از پیش طراحی شده" و زمینه سازی برای سرکوب باز هم بیشتر جنبش اعتراضی نامیدند. سایت کلمه هشدار داد که "اتفاقی در پیش است"، و میر حسین موسوی نیز نمایش پاره کردن عکس خمینی از تلویزون دولتی را محکوم کرد و گفت "اطلاعات دقیقی  درباره این كه اصولا چنین كاری صورت گرفته باشد ندارم، كما این كه درباره عاملان این  اقدام ساختارشكنانه نیز اطلاعات روشنی نداریم ولی بهرحال اگر چنین كاری صورت گرفته  باشد، این یك اقدام مشكوك است و پخش آن صحنه ضدانقلابی از سیمای جمهوری اسلامی نیز  اقدام نادرستی بود." وی اضافه کرد: "كسانی كه به اینجانب محبتی دارند  هرگز كوچكترین اهانت به حضرت امام خمینی را جایز نمی دانند و حفظ حرمت امام را واجب  می‌دانند. اطمینان دارم كه دانشجویان هرگز دست به چنین ساختار شكنی‌هائی نمی‌زنند."

موسوی همه ی سرمایه خود را بر روی قرابت با خمینی گذاشته، خود را نخست وزیر امام می داند، و بر این باور است که شعار نزدیکی و دفاع از خمینی به مثابه ی پتک سنگینی است بر سر خامنه ای و باند جنایتکارش و دست آنها را تا مقیاس زیادی در حذف مخالفان می بندد. از اینرو بدیهی است که نمی تواند پاره کردن عکس خمینی را - اگر هم واقعیت می داشت- مورد تائید قرار دهد، با این حال موسوی در مقابله با جناح وحشی حاکم، بعضا مفاهیمی را به کار می گیرد که اساسا نیازی به استفاده ی از آنها نیست و نوعی امتیاز دادن اضافی و بی مورد به دشمن در حال اضمحلال محسوب می شود. 

مرکز تنظیم و نشر آثار  خمینی نیز طی نامه شدید اللحنی خطاب به ضرغامی سرپرست تلویزیون رژیم، نوشت: "آنچه از گزارش‌هاي مختلف افرادي که در صحنه‌هاي تلخ روز دانشجو در  دانشگاه‌هاي مختلف حضور داشته‌اند، استفاده مي‌شود آن است که موضوع بدان‌گونه که در  برنامه تلويزيون نشر يافته، نبوده و عليرغم آن‌که در اين روز بعضا شعارهاي  ساختارشکنانه ديگري، با کمال تاسف مطرح شده، اما هتک حرمتي نسبت به ساحت امام خميني  گزارش نشده است. و بر فرض آن‌که آن‌چه که در تصاوير تنظيم شده و نامرتبط نشان داده  شده است در گوشه‌اي از تجمعات آن روز توسط فردي مجهول و مغرض انجام يافته باشد،  توسعه آن به گونه‌اي که گويي جو غالب چنان بوده است دروغ بيّن و مسلّم مي‌باشد.". در پایان این نامه که تلویزیون دولتی را به دروغ گویی "بيّن و مسلّم " متهم کرده آمده است "نکته حائز اهميت آن که هيچ‌ يک از شبکه‌هاي خارجي و  رسانه‌هاي ديداري و نوشتاري- علي ما نقل- [مطابق آنچه گفته شده] چنين مطلبي را انعکاس نداده‌اند و اين  اشتباه تنها مخصوص صدا و سيماي جمهوري اسلامي است.".

نامه مذکور به گونه ای تنظیم شده که گویی می خواهد این پرسش تحریک کننده را مطرح سازد که چرا در حالی که مردم عکس های بزرگ خامنه ای را به دفعات در تظاهرات اخیر پاره کرده و یا به آتش کشیده اند، تلویزیون رژیم آن صحنه ها را پخش نمی کند ولی عکس پاره ی خمینی را به کرات نشان می دهد؟! همین نیش و کنایه های مرکز تنظیم و نشر آثار خمینی باعث شده که ذوالنور معاون نماینده خامنه ای در سپاه بگوید که موسسه نشر آثار امام به جايگاه تجمع منافقين تبديل شده و مشخص نيست چرا در هر آشوبي سران آن را ساپورت مي‌كنند و زماني كه شوراي نگهبان صلاحيت ليبرال‌ها را براي انتخابات رد مي‌كند، موسسه نشر امام به دفاع از آنها مي‌پردازد.

کارگزاران رژیم و حتی خود خامنه ای نیز حالا پذیرفته اند که دیگر کم ترین مشروعتی برای شان باقی نمانده و رسانه ای کردن عکس پاره پاره و لگد مال شده ی خامنه ای، بیشتر موجب تشفی و خوشحالی عمومی می شود تا این که احتمالا کسی را بر انگیزد که مثلا از ولایت فقیه دفاع کند. از اینرو فارغ از این که در 16 آذر عکس خمینی را پاره کرده باشند یانه، دار و دسته ی دغلکار خامنه ای فرصت را مغتنم شمرده تا به اصطلاح با هزینه کردن از خمینی، به زعم خود مشتی آخوند منفور و مطرود و مزدوران مواجب بگیر را برای سرکوب احتمالی جنبش بسیج کنند. در همین رابطه خود خامنه ای طی سحنانی پاره کردن عکس خمینی را مستقیما به هواداران سران جنبش اعتراضی نسبت داد و آن را "گناه بزرگ" نامید. ولی فقیه نظام تهدید کرد که مسئولان و حافظان قانون با کسانی که دست به این اقدام زده اند برخورد  خواهند کرد.  کیهان شریعتمداری نیز نوشت که "اهانت سران فتنه به امام را بی پاسخ نمی گذاریم" و شجونی، آخوند آدم خوار اعلام کرد "اگر آقا لب تر کند، خرخره این آقایان را می جویم". بگذریم که در این میان عده ای هم نا خواسته با حمایت شتابزده از پاره کردن عکس خمینی، به ادامه  سناریوی تلویزیون حکومتی یاری دادند.

اوباش آدم کشی مانند حسین شریعتمداری و آخوند شجونی و سایر دارو دسته ارتجاع باید بدانند که مردم ایران، این نظام جهنمی را نمی خواهند چه باخمینی چه بدون خمینی، چه عکس خمینی را پاره کنند، چه عکس خامنه ای و احمدی نژاد را به اتش بکشند. چرا خودتان را به حماقت می زنید، مردمی که امروزه "مرگ بر اصل ولایت فقیه"، و  "خامنه ای قاتله، ولایتش باطله" شعار ثابت تظاهرات شان شده، معلوم است که هم ولی فقیه موجود و هم اصل ارتجاعی و ضدمردمی ولایت فقیه را یکجا، نفی و طرد کرده اند، و علی القاعده مشکلی ندارند که بخواهند عکس خمینی را هم به زیر بکشند. اما از قدیم گفته اند که "حریف زنده را عشق است"، مگر در سال 60 و در اوج قدر قدرتی خمینی، مجاهدانی جسور و شیر دل در روز روشن و در مقابل چشمان بهت زده و ترسیده ی مزدوران رژیم در خیابان های پایتخت، پایان مشروعیت ایدئولوژیکی خمینی را فریاد نزدند و  شعار  مرگ بر خمینی را طنین انداز نکردند. حالا که خمینی مرده و رفته، و این خامنه ای است که کل نظام به او وابسته است، پس با قید چند فوریت بایستی او را هدف قرار داد و راس نظام را زد. نمایش عکس پاره ی خمینی در تلویزیون دولتی هم در واقع تلاش مذبوحانه ای است برای انحراف از همین هدف غایی و نهایی و دور زدن و تن ندادن به مطالبه ی بحق مردم.

در همین رابطه روز یک شنبه 22 آذر دانشجویان در تظاهراتی در دانشگاه های تهران و برخی شهرهای دیگر در افشای توطئه ی نشان دادن عکس پاره خمینی در تلویزیون شعار دادند "اونی که تقلب کرده، عکس ها رو پاره کرده". میر حسین موسوی و مهدی کروبی نیز مشترکا از دولت خواسته اند که برای اعتراض به پخش فیلم پاره کردن عکس خمینی در تلویزیون، مجوز راه پیمایی صادر کند. کروبی گفت: "امیدواریم که این حسن نیت ما پاسخ درخور و مناسب بگیرد اما در صورت مخالفت [وزارت کشور]، ما نمی توانیم عواقب حضور خودجوش مردم را بر عهده بگیریم و هرگونه اتفاقی که برای مردم انقلابی ایران بیفتد، مسئولیتش متوجه آقایان است".

علاوه بر این موسوی و کروبی در حرکتی هماهنگ و در اعتراض به دروغ پردازی های صدا و سیما همزمان در دانشگاه تهران حاضر خواهند شد. همچنین صحبت از "بست نشینی" به عنوان راهکاری برای مقابله با زمیه چینی سرکوب جنبش اعتراضی مطرح شده و قرار است که موسوی و کروبی در دانشگاه تهران یا محل قبر خمینی اقدام به بست نشینی کنند. در این بست نشینی خواسته هایی چون معرفی عوامل موثر در تقلب صورت گرفته در انتخابات، آمران و عاملان شکنجه های بازداشت شدگان، بازگشت جامعه به شرایط عادی، و خروج از کشور از فضای پلیسی، آزادی زندانیان سیاسی مطرح خواهد شد.

بدین ترتیب عواقب توطئه ی زبونانه ی خامنه ای و باند جنایتکارش در استفاده عوام فریبانه از عکس خمینی و بهانه تراشی برای تشدید سرکوب و از میدان بدر کردن جنبش اعتراضی مردم ایران، دامن خود آنها را گرفته و اکنون توپ به زمین آن افتاده است. لذا دست به هر حرکتی بزنند، قطعا به ضررشان تمام خواهد شد اگر مجوز راه پیمایی بدهند که جمعیت میلیونی به خیابان خواهند آمد و چه بسا کار به جاهای باریک بکشد و اگر مجوز ندهند، که همه ی ادعاهای شان در دفاع از خمینی افشا و رسوا می شود. در حقیقت، نه توطئه، نه سرکوب، نه تهدید و تجاوز، نه زندان و شکنجه، دیگر اثر ندارد. آیا به نقطه ی محتوم و اجتناب ناپذیری که "مردم حاکمیت را تحمل نکنند و حکومت هم نتواند خود را تحمیل  کند"، نزدیک می شویم؟  

 

 

فـرهـاد مهدوی

farhaadmahdavi@hotmail.com

23 آذر 1388

 


منبع: پژواک ایران


اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:
Facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین


   

نسخه‌ی چاپی  
ارسال مقاله به دوستان



دیگرنوشته‌های
فـرهاد مهدوی   در آرشیو سایت   پژواک ایران:




   [تاریخ ثبت: 16 Dec 2009]   [ارسال‌کننده:امرالله ابراهیمی]  [ Awaye_Yaran@yahoo.com ]  
آقای فرهاد مهدوی بر خلاف مدعیان « اپوزیسیون سرنگونی طلب » که فقط با جنجال و شعارهای تند می خواهند خودشان را مبارز جلوه دهند ، در این مطلب به نکته جالبی اشاره کرده که نشان از تیزبینی و تجربه دارد. آری میرحسین موسوی از خمینی به مثابه یک سلاح تدافعی – تهاجمی استفاده می کند و دفاع او « از خمینی به مثابه ی پتک سنگینی است بر سر خامنه ای و باند جنایتکارش و دست آنها را تا مقیاس زیادی در حذف مخالفان می بندد. » طبعاً هر تاکتیکی که که برای مردم کمتر هزینه داشته باشد ، باید بکار گرفته شود. آقای مهدوی در ادامه می نویسد : « بگذریم که در این میان عده ای هم نا خواسته با حمایت شتابزده از پاره کردن عکس خمینی، به ادامه سناریوی تلویزیون حکومتی یاری دادند.» در اینجا من با « ناخواسته » بودن این حرکت با ایشان موافق نیستم. عبارت « ناخواسته » ، « نا آگاه » برای بعضی افراد عبارت درستی نیست. من به درک و فهم بعضی از افراد شک ندارم ولی به صداقت شان در مبارزه مشکوکم. آقای مهدوی ! لطفاً به نوشته ها ، نوع « مبارزه » و دشمن فرضی تراشیهای بعضی از افراد خوب توجّه کنید. چه می بینید ؟ چه نتیجه ای می گیرید ؟ آری صد در صد با شما موافقم . « حریف زنده را عشق است » . در طول این شش ماه که مردم تمامی خطرات را به جان خریدند و در خیابانهای ایران فریاد آزادی سر می دادند ، در طول شش ماهی که دهها تن از شیر زنان و کوه آهنین مردان به توسط پاسداران جهل و جایت خامنه ای ( حریف زنده ) به شهادت می رسیدند ، دشمن بعضی از افراد مدعی اپوزیسیون ! مبارزه با موسوی ، کروبی ، خاتمی ، گنجی ، منتظری ، شجریان و .... بود. آنهم گاف گیری کارهای گذشته آنان در بیست و چند سال پیش. آقای مهدوی ! چرا می گویید ناخواسته ؟ چرا « ناخواسته » و « نا آگاهانه » به جانیان وحشی حاکم حمله نمی کنند ؟ « ناخواسته » و « نا آگاهانه » به گنجی حمله می شود ولی به زندان بان گنجی هرگز ! هر کس با هر تاکتیکی می تواند با جانیان حاکم مبارزه کند و تا زمانی که سد راه مبارزه ما نشده ، دشمن ما نیست. همانطوری که بجا ، درست و به موقع نوشتید « مردم ایران، این نظام جهنمی را نمی خواهند چه باخمینی چه بدون خمینی، چه عکس خمینی را پاره کنند، چه عکس خامنه ای و احمدی نژاد را به آتش بکشند.» هدف آزادی ، دمکراسی و عدالت اجتماعی است. هر کس در حال حاضر برای این هدف با ما همراه شود و یا - حداقل - سد راه ما نشود ، حداقل دشمن امروز ما نیست و در گیر شدن با آن یک عمل غیر مسئولانه و بحث گذشته آن منحرف کردن مسیر مبارزه است.   

پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹ 
 ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۰

مقاله
تازه‌ترین مطالب

شروط و مبانی سرنگونی رژیم ولایت فقیه  فرهاد اسلامی

هجمه خطی به خامنه ای ؛ زمینه چینی برای نفی اصل ولایت فقیه   محمود خادمی

ابهام تازه پیرامون برنامه اتمی ایران؛ تولید بمب هیدروژنی یا رآکتور گداخت   رضا تقی زاده

گزارشی از زندان رجائی شهر به هر آنکس که گوش شنوایی دارد  سعید ماسوری

همسوئی فمینیسم و اکولوژی سیاسی   جلال ایجادی

شانه تکان دادیم و زخم شانه ها را تکاندیم  هژیر پلاسچی

مرجع تراشى و نزول موقعيت فتوى: واگذارى استقلال حوزه‌هاى علميه‌ى شيعه   مجید محمدی

تعقیب سیاست زمین سوخته در کردستان  عارف نادری

عوامل بازسازی استبداد، بعد از انقلاب 57 چه کسانی بودند؟(8)  فرید راستگو

متولدین عراق در راس ارکان حکومت ایران  

«بیت رهبری»، اتاق تاریک سیاست ایران (۲) 

ناامنی در محیط کار، کارگران در ایران!  اسماعیل مولودی

هنرپيشه يا خيانت پيشه ؟  

تمامیت خواهى اسلامگرایى نقطه توقف ندارد   مجید محمدی

شهرام امیری، محصول دوران مماشات  حسن داعی

نيروی جانشين کجاست؟  اسماعيل نوری‌علا

سلام بر دکتر علی جوان
ليزر گازی، مي‌توانست سال ۱۹۳۰ اختراع شده باشد
  همنشین بهار

بیت رهبری، اتاق تاریک سیاست ایران 

ما محاربيم يا تو؟  شهره آزاد

گفتگو با «عـروس زمان» و تفاوت آن با «سکولاریسم وارداتی»   منوچهر جمالی

«هرکول فرهنگی» و شرمساریِ تاريخیِ ما  مسعود نقره‌کار

فراز و فرود قرارگاه خاتم‌الانبیا، عسلويه در اغماء   رضا تقی زاده

جند الله دوگام به پس یک گام به پیش  ایرج شكری

ماجرای تبدیل شدن غـوره به انگـور!  پویان انصاری

جنبش سبز، هر روز یک گام به پیش  کورش گلنام

شيوا نظرآهاری فعال حقوق بشر؛ از کودکی تا هفت ماه در زندان  

فتواى خامنه‌اى در مورد التزام به ولى فقيه؛ «سنگ قبر حاكميت قانون»  مجید محمدی

60 کیلومتر اتوبان در تصرف «اراذل و اوباش و مصادیق آشکار فسق و فجور» یا دوستداران زندگی؟  حنیف حیدرنژاد

قانون اساسی و آینده جنبش سبز   محمود خادمی

سال ۶۷ در عملیات فروغ جاویدان (مرصاد)، ۳۰۱ زندانی سیاسی به خاک افتادند  همنشین بهار

ادامه‌ی فهرست ...

 

فهرست موضوعی

* سیاسی 

* اجتماعی 

* اقتصادی 

* فلسفی و تئوریک 

* تاریخی 

* گوناگون 

* اندیشه 

* معرفی و نقد کتاب 

* زنان 

* حقوق بشر 

* افراد و نهادهای سرکوبگر رژیم 



pezhvakeiran@gmail.com
pezhvak-e-iran dot com 2007  ©
Webmaster:Razieh Matini