رنگباختگی سینمای مولف در فستیوالها*
فرهاد مجدآبادی
پیش از آغاز شصت و دومین دوره فستیوال کان دست اندرکاران سینما که آنها هم درگیر بحران اقتصادی اند، می پرسند: در آینده چه کسی به فستیوالهای بزرگ احتیاج دارد؟ جواب اینست که در واقع هیچکس! چون در این فستیوالها «سینمای مولف» جایگاه خود را از دست داده است.
فیلم افتتاحیه فستیوال جهت گیری ان را نشان می دهد. حداقل آدم های مهم در فستیوال کان چنین فکر می کنند. «بالا» Up نام فیلمی ست که روز چهارشنبه 13 مای بر پرده کاخ سینمائی بزرگترین و مهمترین فستیوال جهان به طریق سه بعدی نمایش داده خواهد شد. از سال 1939 که فستیوال کان برگزار شده، برای اولین بار است که یک فیلم « انیمیشن» آغازگر برنامه های آن می شود. و این را می توان 67 سال پس از نمایش فیلم «بامبی» (1942 از والت دیسنی)، یک قدم شجاعانه برای احترام به فیلم انیمیشن به حساب آورد.
اکنون دست اندر کاران فستیوال می کوشند هوای تازه ای به فستیوال بیاورند. ده ها سال آنها ارزش فیلمهای انیمیشن را دست کم گرفتند. تا این که در سال 2001 فیلم «Shrek » امکان یافت که در بخش مسابقه قرار بگیرد و کنون قدمی فراتر برداشته می شود. و در این رابطه فیلم «بالا» فیلم بسیار مناسبی است. داستانی که فیلم تعریف می کند، ارزش سمبولیک زیبائی دارد. داستان پیرمردی با استعداد، اما لجوج که در خانه خودش سنگر گرفته و توان واقعیت بخشیدن به رویاهایش را ندارد. اما یک روز پیرمرد و خانه اش بر اثر یک معجزه به هوا می روند و ماجراهای جالبی را تجربه می کنند.
فستیوال کان هم به معجزه ای در همین حدود نیازمند است. هرگز سینماگران، تهیه کنندگان و حتی مدیران فستیوال این گونه در مورد چشم انداز بحرانی سینما همنظر و همراه نبوده اند. ژیل جاکوب «Gills Jacob » مدیر 78 ساله فستیوال کان درپیامی تازه و ترسان در باره فستیوال امسال می گوید: در 5 سال آینده فستیوال کان به کجا خواهد رسید؟ و ادعا می کند که آینده «سینمای مولف» و فستیوال به یک جا ختم می شود. و برای هردو نگران است. او می گوید: «یک پلیس ذهنی «Gedankenpolizei » آن نوع سینمائی را که ما دوستش داریم، سینمای سالم، اصیل و یگانه در میان بیراهه ها را بدون مقدمه به نابودی تهدید می کند.»
در برنامه فستیوال امسال به سختی می توان استعدادهای جوان و تازه را جستجو کرد. در واقع به نظر می آید که فستیوال جمع فیلمسازان و ستارگانی را که گردهم آورده است، برای حفظ هنر جهانی سینما، در یک حلقه دفاعی کنار هم قرار داده است. ژان کمپیون «Jane Campion » نیوزیلندی،55 ساله، ( سازنده فیلم پیانو)، لارس فن تریر « Lars von Trier » دانمارکی 53 ساله، کن لوچ « Ken Loach » انگلیسی 72 ساله، میشائیل هانه که «Michael Haneke » اتریشی 67 ساله و پدرو آلمودوار « Pedro Almodo`var » اسپانیائی 57 ساله، همگی در مسابقه شرکت دارند. یکی از روزنامه های معتبر انگلیسی می نویسد: «قهرمانان قدیمی فستیوال آمده اند که جشن را نجات دهند.»
ترس ژیل جاکوب (پدرخوانده ی کان) کاملاً بجاست. آن سینمای مولفی که به یمن همین فستیوال، ده ها سال مکتب دیدن و اندیشیدن برای هنرمندان و روشنفکران جهان بود، به نابودی تهدید می شود. البته امروزه هم فیلمهای سینمای مولف ساخته می شود و کارگردانان جوانی هستند که دنباله روی استادان سینما باشند، اما این چیزها دیگر برای کسی اهمیت ندارد.
سالهای سال انسانهای باهوش و علاقمند به فرهنگ، در برابر فیلمها فقط دو حالت داشتند: یا آنها را دوست داشتند یا ازشان متنفر بودند. حالا فرقی نمی کرد که فیلم « هرکس می تواند خودش را نجات بدهد» ژان لوک گدار (1980) باشد یا فیلم «قلب وحشی» از دیوید لینچ. امروزه برای بسیاری از علاقمندان سینما همه چیز بی تفاوت شده است.
روزگاری فیلمهای کارگردانانی مثل فرانسوا تروفو، مارتین اسکورسیز، ویم وندرس، یا لارس فن تریر از سوی علاقمندان جوان سینما به عنوان پیام هایی پیشتازانه به حساب می آمد و آن فیلمها را تا کوچکترین جزئیات تجزیه و تحلیل می کردند، دیگر گذشته است. آن هم برای همیشه! سینمای مولف امروزه یک برنامه جنبی است و به عنوان رهبر فرهنگی دیگر کارش به پایان رسیده است.
سرنوشت فیلمهای مسابقه در سال های گذشته این مسئله را اثبات می کند. به طور مرتب بخش بزرگی از این فیلمها پس از برگزاری فستیوال ناپدید می شوند. بسیاری از آنها هرگز در سینماهای عمومی به نمایش در نمی آیند و در بهترین حالت فقط روی DVD می شود آنها را دید. سالهای گذشته نشان می دهند که نه فقط فیلمهای برنده نخل طلا، بلکه در صد بالائی از فیلمهای انتخاب شده برای مسابقه در گیشه سینما شکست خورده اند. در بین پخش کنندگان آمریکائی این لطیفه بد، دهن به دهن می چرخد: فقط یک اپیزود از فیلم «جنگ ستارگان» از مجموع تماشاگران همه فیلمهای برنده ده سال اخیر فستیوال های کان و ونیز تماشاگران بیشتری داشته است. حتی عرضه فیلمها به مشتاقان فیلم در اینترنت هم نتوانسته است پولی به صندوق این نوع سینما برگرداند.
حالا دوباره باید پرسید سرنوشت فستیوال کان و دو فستیوال بزرگ دیگر- ونیز و برلین- در 5 سال آینده چه خواهد شد؟ گردانندگان مجله معتبر سینمائی «Schnitt » در آلمان یک شماره از مجله را با مطالب ویژه ای در مورد آینده فستیوالها منتشر کردند و در آن مدیران جشنواره های مختلف را به تفکر واداشته و برایشان این سوال را مطرح کرده اند که در آینده فستیوالشان به کجا خواهد رسید. بیشتر صحبت از این است که فستیوال به نوعی موزه زمان حاضر برای فیلمهای کاملاً تازه ای که چندان قابل فروش نیستند، تبدیل خواهد شد. چون این فستیوالها در کنار اینترنت ، مهمترین جائی هستند که فیلمسازان می توانند فیلمهایشان را به نمایش عمومی بگذارند. ( در مورد سینمای ایران در تبعید از آغاز تا کنون غیر از این نبوده است. فیلمهای سینماگران تبعیدی عمدتاً در جشنواره های کوچک و بزرگ ایرانی یا غیر ایرانی به نمایش درآمده و پس از آن بدون راهیابی به بازار عمومی فیلم، به دست فراموشی سپرده شده است. ف. م.)
لارس هنریک گاس Lars Henrik Gass مدیر فستیوال فیلمهای کوتاه در اوبر هاوزن Oberhausen آلمان به صورتی رادیکالتر چنین استدلال می کند: از آنجا که کسب و کار فیلم نه در سالن های سینما ، بلکه روز به روز بیشتر از طریقDVD و کانالهای دیجیتال (تلویزیونی) انجام می شود، « فیلم» به عنوان یک «کالا» دیگر احتیاجی به فستیوالها و حتی سالن سینما ندارد. چنین موضوعی بلافاصله به این معنی نیست که فستیوالها باید نابود شوند، بلکه آنها با استفاده از یک شانس تاریخی باید فیلمهای بهتری را به نمایش بگذارند.
ژیل جاکوب و تیری فره مو ( مدیر برنامه های فستیوال کان) دیگر تا این حد پیش نمی روند. اما جاکوب هم اینترنت را برای فستیوال امسال کشف کرد: هر فیلمسازی که فیلمش در برنامه فستیوال قرار گرفته باشد، می تواند 5 دقیقه از آغاز فیلمش را در صفحه اینترنتی فستیوال به نمایش بگذارد. جاکوب می گوید هدف این است که با این چند دقیقه آغاز فیلم (به جای آنونس Trailers متداول که عطش دیدن فیلم را از بین می برد) تماشاگران را به تماشای تمام فیلم ترغیب کند. نمی دانم « رابرت آلتمن» یا « ژان رنوار» گفته است که هنرمندان ( سینماگر) اغلب در اولین و آخرین پرده فیلم، بهترین قسمت کارشان را عرضه می کنند. پس « بگذارید که ماهم امیدوارباشیم» امید داشتن هرگز اشتباه نیست.
منبع:سينماي آزاد در تبعيد