PEZHVAKEIRAN.COM چپ ایران با تمام ژست‌های انقلابی‌اش، عددی جز «تداوم وضع موجود» ندارد
 

چپ ایران با تمام ژست‌های انقلابی‌اش، عددی جز «تداوم وضع موجود» ندارد
لئونارد اویلر

لئونارد اویلر از اساتید تاریخی زنده یاد مریم میرزاخانی بود.

چپ ایران اگر واقعاً خود را «مارکسی» می‌داند، باید پیش از هر چیز پاسخ دهد که چرا ریاضیاتِ سیاست را کنار گذاشته است؟
مارکس در کاپیتال از نسبت‌ها، فرمول‌ها و روابط کمی استفاده می‌کند تا نشان دهد قدرت، ارزش و استثمار چگونه کار می‌کنند. اما چپ ایرانی، درست در لحظه‌ای که سیاست محاسبهٔ احتمال و نسبت نیروها است، ناکهان به عرفانِ ایدئولوژیک پناه برده است.
در سیاست واقعی، سؤال این نیست که «چه کسی ایده‌آل است»، بلگه این است که کدام گزینه احتمال گذار را افزایش می‌دهد.
وقتی تنها متغیر بالفعلِ همگرا کنندهٔ نیروهای اجتماعی، رضا پهلوی است، حذف یا تضعیف او یعنی کاهش ریاضی احتمال گذار. این نه تحلیل طبقاتی می‌خواهد و نه فلسفهٔ تاریخ؛ فقط سواد حداقلیِ منطق لازم دارد.
چپ ایران اما، برخلاف مارکس، از عدد می‌گریزد. چون عدد بی‌ رحم است:
نشان می‌دهد که خروجیِ «نه شیخ، نه شاه»، «نقدِ هم‌زمان همه»، و «انتظار بدیلِ خیالی»، در عمل صفر است.
صفرِ رهبری + صفرِ انسجام = صددرصدِح بقای جمهوری اسلامی. مارکس نرخ استثمار را با کسری ریاصی می‌سنجد؛
چپ ایران اما حاضر نیست بپذیرد که سیاست هم کسر دارد:
وقتی صورتِ کسر (نیروی مؤثر) را حذف می‌کنی، مخرج هرجه باشد، حاصل هیچ است.
این چپ، ظاهرا نه ضدسرمایه‌داری است و نه ضد‌ دیکتاتوری؛
بلکه ضد‌ محاسبه است.
و سیاستِ بی‌محاسبه، دقیقاً همان چیزی است که جمهوری اسلامی برای بقا به آن نیاز دارد.
اگر مارکس زنده بود، احتمالاً پیش از هر نقدی می‌پرسید:
حاصل جمع نیروهایتان چیست؟و پاسخ چپ ایران امروز، با تمام ژست‌های انقلابی‌اش، عددی جز «تداوم وضع موجود» ندارد.

منبع:پژواک ایران