رونمایی رسانه فارسی زبان صدای امریکا،از مجاهدین خلق.
مرضیه محبی
۲۲ فروردین ۱۴۰۵، که مردم ایران، پس از چهل روز بمباران مکرر، ساعات سخت وپر اضطراب مذاکرات ایران وآمریکا را میگذراندند،بخش فارسی صدای آمریکا مصاحبهای اختصاصی با محمد محدثین، عضو رهبری مجاهدین خلق ، را در قالب اولین قسمت برنامه «عمق میدان» پخش نمود و با بکارگیری همه متد مهندسی افکارعمومی به شستشو و مرمت چهره یک سازمانِ ابرو باخته پرداخت .
مجری معروف صدای امریکا،
در پروسه یار گیری بر علیه گفتمان پهلوی گرایی، والبته با شعار تکثر گرایی،و در تداوم احیای ارتباط مجاهدین با احزاب کرد و همچنین حزب چپ ایران، عملیات شستشوی دقیق چهره مجاهدین را تدارک دید ، مجاهدین را از کالبد ساختارِ صلبِ ایدئولوژیک تاریخیاش خارج کردو به عنوان یک مهرهِ عملگرا در یک «خردهروایتِ تقابل با جمهوری اسلامی» رونمایی کرد.
آناتومی بازی زبانی در مصاحبه «عمق میدان» با محوریت محمد محدثین
نه یک تلاشِ کلاسیکِ روزنامهنگارانه برای کشف حقیقتِ نهفته در یک سازمان درهم شکسته ، بلکه یک میدانِ بهدقتتنظیمشده برای اجرای یک بازی زبانی بسیار پیچیده و پراگماتیستی بود.قوانین نانوشتهِ این بازیِ خاص عبارتند از: رعایت نزاکت و ادب دیپلماتیک در استودیو، پاسخگویی انحصاری در چارچوب واژگانِ مدرن دموکراسیخواهانه، و پرهیزِ مطلق از پرداختن به ادبیاتِ رادیکال، خشونتآمیز، و سوابقِ فرقهای سازمان در گذشته.
حضور محمد محدثین به عنوان نماینده مجاهدین خلق در این برنامه، یک «حرکت» کاملاً استراتژیک در این بازی زبانی بود.سازمان مجاهدین خلق، با پروندهای مملو از نقاط تاریک تاریخی، اتهامات مستند در زمینه نقض فاحش حقوق اعضای منتقد خود، و سابقه ترورها، در شرایطی قرار دارد که حتی طبق اعلام رسمی نهادهای دیپلماتیکِ خودِ ایالات متحده آمریکا، از جایگاه یک «جنبش دموکراتیک و قابل اتکا که نماینده مردم ایران باشد» برخوردار نیست. با چنین بارِ سنگینی از فقدانِ مشروعیت، این سازمان نیازمند یک زمین بازیِ کاملاً جدید بود تا بتواند اعتبارِ فروپاشیده خود را بازسازی کند.
محدثین علیرغم اضطراب وپریشانی آشکارش، به هیچوجه تلاش نکرد تا از کارنامه تاریخی، اتحاد با صدام حسین، یا ساختارِ کیشِ شخصیتِ مسلط بر سازمان که در افکار عمومی پیشاپیش محکوم به شکست است، دفاعِ تئوریک کند؛پس با عبور از پاسخ گویی ،برای سازمان وجهه ای ترسیم کرد که اساسا نیاز به پاسخ گویی ندارد وهرچه میگوید وهرکارمیکند، عین صواب است، ودر عین حال براحتی همه مواردی را که مجری بعنوان شایعاتی که گفته میشود،علیه سازمان مطرح کرد، بلادلیل وغیرمستند،تکذیب کرد.اوانچنان که ماهیت وساختار تاریخی مجاهدین، خشونت ورزی اشکار وپنهان همیشگی را،ایجاب میکند،به منتسب کردن خیانت وهمکاری با نظام به اعضای بریده از سازمان پرداخت، که پس از تحمل سالها زندگی برده وار در اشرف ودر البانی، بالاخره قادر به ترک سازمان شده اند،همچنین فرصت طلبانه، مبارزات مردم ایران و کنشگران داخل را اعضا وهوادار خود نامیدو حاصل حضور شجاعانه مردم در عرصه سیاسی را ربوده وبه جیب زد، وبدین سان دستگاه امنیتی جمهوری اسلامی را در برابر انها تجهیز کرد.
اما فاجعهِ معرفتشناختی زمانی رخ داد،که خانم مجری با سرمایه نمادینِی از رنجِ دادخواهان و افراد سرکوب شده در برنامه هایش تحصیل کرده،
روبهروی محمد محدثین، یکی از رهبران سازمان مجاهدین خلق نشست.
،سازمانی که خود با اتهاماتِ مستند، گسترده، و سیستماتیکِ نقض حقوق بشر در قرارگاههایش (نظیر کمپ اشرف)، طلاقهای اجباری، شستشوی مغزی، و سرکوب و شکنجه اعضای منتقد روبروست و در زمان حمله یک کشور خارجی (عراقِ بعثی) به خاک ایران، در کنار متجاوز ایستاد، اکنون توسطِ مجریِ برنامهِ «یادآر» (که معنای نامش "به یاد آوردن و فراموش نکردن" است)،فرصت میابد،بار گذشته را به زمین بگذارد.
در وضعیت پستمدرن، بازیهای زبانی هیچ بنیادِ اخلاقیِ ثابتی ندارند و کاملاً شناورند. یک فرد میتواند در روزِ یکشنبه در بازی زبانیِ «دادخواهی، حقیقت، و حقوق بشر» ایفای نقش کند، و در روز دوشنبه، با تغییر دکور و برنامه، وارد بازی زبانیِ «پراگماتیسم سیاسی، اتحادهای تاکتیکی، و مشروعیتبخشی به نهادهای میلیتاریست» شود. سرمایه عاطفی و اعتباری که مجری قطرهقطره از مصاحبه با مادرانِ داغدار جمعآوری کرده است، در یک عملیات مهندسیشده و بیرحمانهِ رسانهای، به حساب بانکیِ مشروعیتِ رهبر مجاهدین خلق واریز شود.
منبع:پژواک ایران