«بگذارید ایران بماند»
الف ارجمند
ای شما بی وطنان، شرم، وطن بگذارید
پاره ای جان به سراپردۀ تن بگذارید
بگذارید بماند دل گیتی برجای
شرم دارید و به ما مام وطن بگذارید
به هوس های شما رفت به غارت، میهن
دست کم خاطره از بوم کهن بگذارید
هر کران می نگرم، نیست بجز ویرانی
بهلیدش، تل اطلال و دَمَن بگذارید
آنچه کشتید و درودید، بجز رنج نبود
گورتان گم، به من این رنج و محَن بگذارید
بلبلان باغ بِهِشتند و گلستان پژمرد
قطره ای آب به پابوس چمن بگذارید
بگذارید و گذارید که ایران ماند
ننگتان باد،از او نام و سخن بگذارید
زنده زآنم که در آن خاک بخسبم روزی
اندکی خاک برای سر من بگذارید
(الف.ارجمند،شهریور1405)
منبع:پژواک ایران