از ۱۸ تیر تا جاوید شاه؛ روایتی از تغییر فضای سیاسی در دانشگاههای ایران
هدیه کیمیایی

در جریان انقلاب ملی ایرانیان، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاههای بزرگ ایران سر داده شد و در برخی دانشگاهها نیز شعارهای ضدچپ به گوش رسید.
برخی از فعالان جنبش دانشجویی از نسلهای مختلف در گفتوگو با ایراناینترنشنال، این شعارها را نتیجه سالها ناامیدی از اصلاحات و فاصله گرفتن از جریانهای سیاسی مرتبط با انقلاب ۱۳۵۷ دانستند.
از بازار تهران تا دانشگاه شریف
هفتم دیماه ۱۴۰۴، کسبه بازار تهران در حمایت از شاهزاده رضا پهلوی شعار سر دادند. دانشجویان از این اعتراضات حمایت کردند. یکشنبه سوم اسفندماه، دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در تجمعی اعتراضی این شعارها را تکرار کردند. در روزهای بعد، شعار «داس، چکش، عمامه؛ پنجاهوهفت تمامه» در دانشگاههایی از جمله تربیت مدرس و هنر شنیده شد.
چهارم اسفندماه، دانشجویان در دانشگاههای امیرکبیر، تهران و الزهرا پرچم جمهوری اسلامی را آتش زدند و همزمان شعارهایی علیه جمهوری اسلامی سر دادند. در برخی از این تجمعها نیز، پرچم شیر و خورشید برافراشته شد.
پشت کردن به اصلاحات
یکی از نشانههای تغییر فضای سیاسی دانشگاهها، نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای اصلاحطلب و تشکلهای نزدیک به آنهاست.
در گفتوگوهای ایراناینترنشنال، با دانشجویان، شکاف میان دانشجویان حامی شاهزاده رضا پهلوی و تشکلهای نزدیک به جریانهای رسمی جمهوری اسلامی بارها مطرح شد. این دانشجویان گروههای دانشجویی وابسته به جریانهای اصلاحطلب، از جمله انجمنهای اسلامی، را بخشی از ساختار سیاسی جمهوری اسلامی دانستند. آنها گفتند این گروهها در دورههای انتخاباتی از رای دانشجویان اعتبار گرفتند و برای پیشبرد اهداف سیاسی خود از آن استفاده کردند، در حالی که هزینه اعتراض، از بازداشت و زندان تا محرومیت از تحصیل، بر دوش خود دانشجویان ماند.
یکی از دانشجویان دانشگاه بهشتی (ملی) تهران که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ از دانشگاه اخراج شده، درباره تفاوت برخورد دانشگاه با تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت، بسیج و جمعهای مستقل دانشجویی گفت: «تشکلهای وابسته به تحکیم وحدت خیلی راحت در دانشگاه دفتر دارند، جلسه برگزار میکنند و هر زمان که اراده کنند با یک تماس میتوانند همایش برگزار کنند، اما دانشجویانی که به هیچ گروه و جناحی وابسته نیستند، حق دور هم جمع شدن را هم ندارند.»
بهگفته این دانشجو، حتی تجمعهای دوستانه در حیاط یا فضای دانشگاه نیز میتواند به احضار به کمیته انضباطی، بازداشت یا اخراج از دانشگاه منجر شود.
او تاکید کرد در برخی موارد حتی جلسه رسمی برای رسیدگی به پرونده دانشجو برگزار نمیشود.
دانشگاه و فاصله گرفتن از چپ
در روایت دانشجویان، تغییر فضای سیاسی دانشگاهها تنها به رویگردانی از اصلاحات محدود نمیشود؛ آنها نسبت به جریانهای چپ نیز بیاعتمادند و معتقدند این جریانها در سالهای گذشته اعتراضات دانشجویی را به سود گفتمان سیاسی خود مصادره کردهاند.
یک استاد سابق دانشگاه صنعتی شریف که در سالهای گذشته بهدلیل مواضعش از دانشگاه اخراج شد و اعتراضات دانشجویی سالهای ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ را از نزدیک دنبال کرده است، به ایراناینترنشنال گفت: «بیرونق شدن گرایش چپ را میشود از بیرغبتی دانشجویان به تولید و خواندن نشریات چپ دید.»
بهگفته او، میزهایی که نشریات گروههای چپ روی آنها عرضه میشود، «سرد و بیرمق» شده است.
او با اشاره به بیاعتمادی بخش بزرگی از نسل جوان به جریانهای چپ گفت: «اگر در میان گروههای مختلف جامعه ایران یا در شبکههای اجتماعی نگاه کنید، کمترین حمایت را از جریان چپ در میان جوانان ایران میبینید.»
این استاد سابق، دانشگاه را همچنان «جلودار و پیشقراول جامعه» میداند و میگوید این نقش را میتوان از ۱۸ تیر ۱۳۷۸ تا اعتراضات ۱۴۰۱ و دی و اسفند ۱۴۰۴ دید؛ مقاطعی که دانشگاه با فاصلهای کوتاه از اعتراضات خیابانی وارد میدان شد.
اعتراض به حجاب اجباری، شریعت و جمهوری اسلامی
در اعتراضات ۱۴۰۱ و پس از کشته شدن مهسا ژینا امینی به دست گشت ارشاد، دانشگاه یکی از محورهای اعتراضات بود. دانشجویان شعارهایی از جمله «زن، زندگی، آزادی»، «مرد، میهن، آبادی»، «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما»، «میجنگیم، میمیریم، ایران را پس میگیریم» و «اصلاحطلب، اصولگرا، دیگه تمومه ماجرا» سر دادند.
شیدا رهبری، فعال دانشجویی و دانشآموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر که در اعتراضات ۱۴۰۱ بازداشت شد و اکنون در خارج از ایران زندگی میکند به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی از تحولات جامعه جدا نیست و دانشگاه نیز همان مسیری را طی کرده که جامعه ایران از دوره اصلاحطلبی تا اعتراضات اخیر و سر دادن شعار «جاوید شاه» پشت سر گذاشته است.
او در عین حال نقش دانشگاه در اعتراضات ۱۴۰۱ را پررنگتر از ۱۴۰۴ میداند و معتقد است در اعتراضات اخیر، دانشگاه بیشتر همصدای خیابان بود تا «پیشران» آن.
این دانشجوی سابق دانشگاه امیرکبیر تهران گفت اتفاقی که برای جریان چپ در دانشگاه افتاده، مشابه روندی است که در جامعه ایران دیده میشود.
بهگفته او، همانطور که گرایش به چپ در جامعه کمرونق شده و پایگاه اجتماعی محدودی دارد و «در دانشگاه هم همین است».
او اعتراضات ۱۴۰۴ را در ادامه جنبش ۱۴۰۱ و بخشی از یک «سیر تکاملی» دانست و گفت اعتراضات ۱۴۰۱ علاوه بر براندازانه بودن، ماهیتی علیه «اسلام» داشت و این نگاه در شعارهایی چون «بیزارم از دین شما، نفرین به آیین شما» و «حسین حسین شعارشون، جنایت افتخارشون» دیده میشد.
بهگفته رهبری، دانشجویان در سال ۱۴۰۱ تنها علیه حجاب اجباری شعار ندادند، بلکه در برابر «شریعت اسلامی حاکم بر ایران» نیز اعتراض کردند. او معتقد است روند اعتراضات ۱۴۰۱در ۱۴۰۴ ادامه پیدا کرد و در این دوره «خلأ آلترناتیو نیز پر شد».
این فعال دانشجویی نسل جدید ایران را نهتنها «اسلامگریز»، بلکه «اسلامستیز» توصیف کرد و گفت این نسل از ایدئولوژیها فراتر رفته و خواهان «زندگی معمولی» است.
بهگفته شیدا رهبری، در میان دانشجویان درباره مدل نظام حکمرانی آینده ایران بحث مشخصی وجود ندارد و خواست آنها «آزادی ایران از شر جمهوری اسلامی» است.
انقلاب ملی «شیر و خورشید» دانشگاه و جامعه برای بازپس گیری ایران
برخی فعالان دانشجویی اعتراضات ۱۴۰۱ را مرحلهای متفاوت در رابطه دانشگاه و خیابان میدانند؛ دورهای که بهگفته آنها، دانشجویان در کنار جامعه و با تاکید بیشتری بر هویت ملی و منافع ایران وارد میدان شدند.
آرمین نیا، فعال دانشجویی ساکن ایتالیا این تغییر را نشانه حضور پررنگتر دانشگاه در «جبهه ملیگرا» میداند.
او به ایراناینترنشنال گفت دانشگاه در گذشته بهشدت تحت تاثیر اندیشههای چپ بوده، اما در اعتراضات ۱۴۰۴ «در جبهه ملی حضور پیدا کرد». بهگفته او، همان دانشجویانی که در خیابان در اعتراضات شرکت میکردند، بازداشت و کشته شدند، در دانشگاه نیز حضور داشتند.
آرمین نیا «ملیگرا شدن دانشگاه» را یکی از دستاوردهای انقلاب ملی دانست و گفت در حال حاضر گروههای راستگرا نیز در دانشگاههای ایران حضور دارند، اما بهدلیل سرکوب شدید امکان فعالیت علنی ندارند.
او گفت جمهوری اسلامی میتواند فعالیت دانشجویان را سرکوب کند، اما نمیتواند «تفکر و باور دانشجویان» را از بین ببرد و دانشجویانی که درباره موضوعی اشتراک نظر دارند، یکدیگر را پیدا میکنند.
این فعال دانشجویی درباره نگاه نسل جدید دانشجویان به جریانهای چپ گفت دانشجویان امروز تاریخ را مطالعه میکنند، به اطلاعات دسترسی دارند و عملکرد جریانهای سیاسی گذشته را بررسی میکنند.
بهگفته او، آنها به این نتیجه رسیدهاند که جریان چپ دستاوردی نداشته و «منافع شخصی آنها با منافع ملی سازگاری ندارد.»
از ایرانگرایی تا حمایت از پهلوی
در روایت دانشجویان، فاصله گرفتن از جریانهای چپ با تاکید بر ایران، هویت ملی و اولویت دادن به منافع کشور همراه شده است؛ تغییری که در شعارهای ایرانخواهانه و حمایت از پهلوی نیز بازتاب پیدا کرده است.
یکی از دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف که بهدلیل شرکت در اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به دو ترم تعلیق محکوم و از حضور در دانشگاه نیز محروم شده است، شعار «جاوید شاه» را در ادامه شعارهایی چون «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» دانست.
او گفت این شعارها بر هویت ملی ایران در برابر مفهوم «امت اسلامی» تاکید میکنند و «جاوید شاه» برای نسل جدید دانشجویان بیانگر خواست بازگشت به دورانی است که آبادی و توسعه ایران در اولویت بود.
استاد سابق دانشگاه شریف نیز حمایت از شاهزاده رضا پهلوی و سر دادن شعار «جاوید شاه» را بهدلیل اعتبار خاندان پهلوی در توسعه و پیشرفت ایران دانست و گفت برخی رسانهها و جریانها ویدیوهای شعار «جاوید شاه» در دانشگاهها را جعلی خواندهاند، در حالی که بخش قابل توجهی از دانشجویان این شعار را سردادند.
او تغییر شعارهای دانشگاه از سال ۱۳۸۸ تا امروز را بخشی از مسیری میداند که دانشگاه همراه با جامعه طی کرده است؛ از «یا حسین، میرحسین» و «مرگ بر دیکتاتور» تا «پهلوی برمیگرده» و «جاوید شاه».
بازخوانی اخلاقی کارنامه چپ
برای نسل ۱۸ تیر ۱۳۷۸، اصلاحات با تجربه سرکوب اعتراضات دانشجویی، بازداشت و ناامیدی از تغییر درون ساختار جمهوری اسلامی همراه شد؛ تجربهای که نسبت بخشی از آن نسل با جریان اصلاحات را تغییر داد.
احمد باطبی، از چهرههای شناختهشده اعتراضات دانشجویی تیر ۱۳۷۸ که پس از انتشار عکسش با پیراهن خونآلود بر جلد مجله اکونومیست به یکی از نمادهای آن اعتراضات تبدیل شد و اکنون در آمریکا زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت: «جنبش دانشجویی ۱۸ تیر ۷۸ نسلی بود که خود قربانی شعار اصلاحات شد و پیش از دیگران به این نتیجه رسید که میان اصلاحطلب و اصولگرا تفاوتی وجود ندارد.»
باطبی تجربه نسل ۱۸ تیر را نمونهای از هزینهای میداند که فعالان دانشجویی در مسیر فاصله گرفتن از اصلاحات پرداختند.
او با اشاره به بازداشت، شکنجه و محکومیت خود و همنسلانش در آن دوره گفت: «ما نسلی بودیم که در وزارت اطلاعات دولت خاتمی شکنجه و به اعدام محکوم شدیم. اصلاحات ما را قربانی نظامی کرد که علی خامنهای نماد دیکتاتوری آن بود.»
باطبی معتقد است نسل امروز در حال بازخوانی نقش جریانهای چپ در تاریخ معاصر ایران است؛ روندی که او آن را «حسابرسی اخلاقی» چپ میخواند.
او گفت: «روزگار کنونی، روزگار بازخوانی چپ و حسابرسی اخلاقی آنهاست؛ آن هم به دست نسلی که بار گناهان آنها را بر دوش میکشد.»
بهگفته باطبی، «این مجازات اخلاقی تفکری است که ایران را قربانی جهانوطنی کرد.»
این فعال دانشجویی سابق، شعارهای «جاوید شاه» و «پهلوی برمیگرده» در دانشگاهها را ادامه روندی «ایرانخواهانه» میداند که بیانگر «بازگشت به شکوه قدیم» و حامل پیام «ایران را پس میگیریم» است.
پوستاندازی جنبش دانشجویی
سابقه حذف و تصفیه سیاسی در دانشگاههای ایران به نخستین سالهای جمهوری اسلامی بازمیگردد؛ زمانی که در جریان «انقلاب فرهنگی»، دانشگاهها تعطیل شدند، صدها استاد و دانشجو اخراج شدند و هزاران دانشجو از ادامه تحصیل بازماندند. اما دهه ۱۳۸۰ نیز با دور تازهای از محرومیت از تحصیل، احکام سنگین و برخوردهای امنیتی با فعالان دانشجویی همراه شد.
مهرداد بزرگ، فعال دانشجویی که در آبان ۱۳۸۸ بازداشت و در بند ۲۰۹ اوین نگهداری شد و با اتهام «محاربه» روبهرو بود و اکنون خارج از ایران زندگی میکند، به ایراناینترنشنال گفت جنبش دانشجویی در دهه ۱۳۸۰، پس از سالها استفاده سیاسی از دانشجویان و برخورد با آنان در بزنگاهها، نوعی «پوستاندازی» را تجربه کرد.
بهگفته بزرگ، این دوره از میانه دهه ۸۰ و همزمان با آنچه «انقلاب فرهنگی دوم» خوانده شد، با محرومیت از تحصیل، احکام طولانی زندان برای فعالان دانشجویی و در نهایت سرکوب سال ۱۳۸۸ همراه بود؛ سرکوبی که او آن را شدیدتر از تیر ۱۳۷۸ و خرداد ۱۳۸۲ میداند.
این فعال سابق دانشجویی معتقد است جنبش دانشجویی پس از انقلاب ۱۳۵۷ هرگاه بروز واقعی داشته، صدایی «آزادیخواه، ملی و به نوعی لیبرال ملی» داشته است.
بهگفته او، این جنبش نیز مانند دیگر بخشهای جامعه ایران، در سالهای گذشته از گفتمان و نیروهای برآمده از انقلاب ۵۷ فاصله گرفته است.
شرمنده خون جاویدنامان وطنم نیستم
در جریان انقلاب ملی ایرانیان، تنها در دانشگاه صنعتی شریف هفت دانشجو بهدلیل شرکت در اعتراضات اخراج شدند. دسترسی بسیاری از آنها به خطوط تلفنشان قطع شده و به گفته منابع این گزارش، حتی از کار هم اخراج شدهاند؛ دانشجویانی که سالها درس خواندند تا آینده خود و کشورشان، ایران، را بسازند.
دانشجوی اخراجی دانشگاه بهشتی (ملی) که حکم اخراجش در مرحله تجدیدنظر نیز تایید شده، گفت: «جمهوری اسلامی ساختاری فاسد و آدمکش است و ما ترسی از آنها نداریم، من وظیفهام در قبال میهنم را انجام دادم و حالا شب که میخوابم، وجدانم راحت است که شرمنده خونهای ریختهشده جاویدنامان نیستم.»
منبع:ایران اینترنشنال