PEZHVAKEIRAN.COM يادداشتي بر تابلوی «سياهكل»، اثر بيژن جزني
 

يادداشتي بر تابلوی «سياهكل»، اثر بيژن جزني
علی داناییان

 در اين چند سطر به تابلوي سياهكل بيژن جزني، كه جنبه‌اي ديگر از زندگي اوست نگاهي مي‌اندازيم.
 
شرحي شتابان بر گوزن:

آن‌چه در تاريخ و آثار به‌جاي مانده از دوران باستان موجود است، نشان مي‌دهد كه گوزن به گونه‌اي مقدس مورد ستايش مردم بوده. اين موضوع در ساختار و نگاه آن‌ها به گوزن و قوچ، چه در طراحي بر روي سفال‌ها و ظروف مصرفي و دم‌دستي، و چه در تنديس‌هاي گلي و سنگي نمايان است. گوزن نياز‌هاي اوليه‌ي مردم را از جمله خوراك و پوشاك و حمل و نقل فراهم مي‌كرده است. در ايرانِ قبل از دوران صفوي گله‌هاي گوزن موجود بوده و براي قوم‌هاي مختلف جنبه‌ي آييني ـ مذهبي داشته است. گوزن زرد در شمال كشور، در اعماق جنگل يا غارها به‌طور گروهي يافت مي‌شده و تا پنجاه،‌ شصت سال پيش با نيازهاي مردم رابطه‌اي تفكيك‌ناپذير داشته است و مردم مازندران اين حيوان را اهلي كرده و در كشاورزي از آن استفاده مي كردند.

***

اما گوزن در تابلوي سياهكل، آيا مي‌توان گفت اين موجود نمادين گوزن است؟ من به دو دليل گوزن را انتخاب مي‌كنم؛ يكي اين‌كه در نگاه نخست همگان بر اين باورند و ديگري اين‌كه گوزن در آن سال‌ها نماد مبارزه‌ي مسلحانه و جنبش چريكي بوده، كه در ساير آثار هنري نيز به آن اشاره شده است. تابلوي سياهكل در سال 1350 (يك سال پس از تصرف پاسگاه ژاندارمري سياهكل) با تكنيك رنگ روغن و در ابعاد 50 × 70 يا 70 × 100 كشيده شده است. اين‌كه بر سر اين تابلو چه آمده، و اصلا اكنون موجود مي‌باشد يا نه، مشخص نيست. جنبه‌ي محتوايي اين اثر گسترده و پر از جزييات است. در اين‌جا نقاش سرِ روايت دارد، روايتي نمادين. من قصد هيچ‌گونه قضاوتي ندارم كه روايت در نقاشي جايز است يا نه. اين‌گونه بيان از ديرباز در ايران وجود داشته (در شاهنامه‌نگاري و مينياتور كلاسيك). نقاشان كهن حتا با تاثير گرفتن از چيني‌ها و ترك‌ها هم با اين نوع بيان كار كرده‌اند. آيا هنرمند آزاد نيست از اين نوع بيان نقاشانه استفاده كند؟

 

نمادها

نمادهای پیش‌زمینه از این قرار است: موجودي با دست‌هاي گشوده‌ي انسان، در يك دست خنجر و در دست ديگر كه بالاتر قرار دارد، چشمي خيره. گردني به شكل انسان، و سر و صورتي كه فرم آن شكسته شده، دندان‌ها كه همه‌ي آن‌ها بُرنده‌اند، دهاني كه به حالت فرياد يا پوزخند باز شده، سينه و لگني زنانه و آلت جنسي مردانه و پاهايي كه حالت پرش و حركت دارند . نمادهاي پس‌زمينه نيز چنين است: درختان، گاوي در مركز سمت چپ و بالاي آن كركسي نشسته، و در سمت راست و بالاي تصوير دايره‌اي سياه كه خانه‌هايي گنگ در آن‌اند و خفاشاني كه به دور آن مي‌گردند. چيزي كه به وضوح نمايان است گونه‌اي از سوررآليسم، سمبوليسم و اكسپرسيونيسم در تابلو است. درواقع رد پاي مارك شاگال1در طراحي و رنگ‌پردازي پس‌زمينه و كارل اشميت روتلوف2در پيش‌زمينه به شدت جلب توجه مي‌كند.

در یکی از دست‌ها خنجری است ساده ‌شده به مثلث، كه در رنگ‌پردازي قسمتي از تن است با دسته‌اي ازجنس سنگ يا جواهر، كه با سياهي در نبرد است. دستي كه به شكل اغراق‌آميزي شكسته شده، اما هيچ‌گونه افتادگي در آن نيست؛ خطوط افقي محكم و رنگ‌آميزي گرم، آن را از پس‌زمينه جدا كرده و مانع حس افتادن دست مي‌شود. این خطوط دست را با شكلي از خشونت و ايستادگي نمايان مي‌كند كه اين همه نمادي از مبارزه‌ي چريكي است. دست ديگر كه بالاتر است به آزادي و نبرد اشاره می‌کند؛ و چشمي خيره در آن، كه شايد چشم ديگر گوزن باشد و سبزي عمق جنگل در آن تاكيد مي‌شود. اين دست علامت پنج تن كه پس از صفويه در ايران رايج شده نيست. زيرا در علامت پنج تن انگشتان در هم فرورفته‌اند. اما در اينجا انگشتان باز است و هيچ كدام بزرگ‌ترو بلندتر از ديگري نيست. اين دست كه در ميان شب و سياهي با چشمي آگاه مي‌درخشد نمادي است نويددهنده‌ي خورشيد و زندگي. هاله‌ي نوراني كه اطراف آن را روشن کرده، با هاله‌هايي كه در شمايل‌نگاري و نقاشي مذهبي به كار مي‌رود متفاوت است در آن‌جا از خطوط منحني و نرم استفاده مي‌شود و در اين‌جا خطوط محكم و شكسته به کار رفته است.

شاخ‌ها گرد و چاق‌اند و نمايان كننده‌ي زيبايي و تاكيد نقاش بر گوزن بودن، و بيشتر جنبه‌ي تزييني بر سر يافته‌اند. با اين‌حال در جلوی دو بالِ خفاش نمايان‌اند. سر شكل حيواني دارد و بزرگي آن بي‌دليل نيست. سر گوزن به دليل منحني بودن با شاخ‌ها هماهنگي پيدا كرده است. چشم به شكلي خاص نمايان شده: درخشنده، با حالتي وهم‌آلود و خيره، چشمي كه در سه‌رخ، تمام‌رخ كشيده شده است و توجه بيننده را به طور عجيبي جلب مي‌كند. گويي بيننده را زير نظر دارد وخط سياه پهني كه براي چشم به كار رفته، وهم‌آلود بودن آن‌ها را بر سر نشان داده و بر اجزاي آن تاکید کرده است. دهان گوزن باز است كه حالتي از حمله دارد و دندان‌هاي آن هم در رنگ‌آميزي قسمتي از بدن‌اند. گوش در پس‌زمينه حل شده و تا يك سوم شاخ بالا رفته و با استفاده از خطوط محيطي از پيش‌زمينه جدا شده است. اندام حل شده‌اند و جنسيت مجهول است؛ نقاش با استفاده از سينه و لگن زنانه و آلت جنسي مردانه آگاهانه اين مهم را به بيننده عرضه مي‌كند.

در رنگ‌آميزي گوزن رد پايي از نقاشي ايراني به چشم مي‌خورد و رنگ‌مايه‌هاي زرد، اكر ـ قرمز و قهوه‌اي به طور ريتميك و استادانه‌اي در آن پخش شده‌اند, جز در جاهايي كه نقاش خواسته بر آن قسمت تاكيد كند. هيچ رنگي جلب توجه نمي‌كند و با يك كل منسجم روبه‌رو هستيم. اين رنگ‌آميزي به شكل نمادين به كار رفته و درخت و ايستادگي آن را به یاد می‌آورد. هيچ گونه حجم‌پردازي به كار نرفته و رنگ‌پردازي بدن گوزن تخت و كوبیستي است. البته به خاطر كيفيت پايين تصويرمورد استفاده‌ي نگارنده نمي‌شود درباره‌ي نحوه‌ي قلم‌زني و بافت آن صحبت كرد. در طراحي گوزن هم هيچ‌گونه خام‌دستي نیست و خطوط محكم و ايستاي آن بر پايداري گوزن افزوده و خطوط محيطي آن باعث برجسته‌نمايي از پس‌زمينه شده است. اين كار ماهرانه، هم در رنگ‌آميزي و هم در طراحي به چشم مي‌خورد، در اين‌جا تصوير وجوه رويايي به خود گرفته: سايه‌روشن حذف شده، زمان تقليل يافته، مکان مشخص نیست و پرسپكتيو (عمق‌نمایی) شكسته شده است. این کار القای مفاهیم گسترده‌ی موجود در اثر را برای نقاش ممکن کرده است. اما در طراحي ضعفي وجود دارد و آن، محكم بودن بيش از حد است که حركت را از پاها گرفته و آن‌ها را به شكل مجسمه‌وار نشان مي‌دهد. تركيب‌بندي (چينش عناصر تابلو يا كمپوزيسيون) گوزن هم به شكل ريتميك مي‌باشد و چشم به سهولت در گردش است. اما در پايين تصوير فضاي خالي ديده مي‌شود به دليل اين‌‌كه اجزاي پس‌زمينه در بالا بيش‌ترند و در پايين تنها جنگل نمايان است و اين مهم باعث كم‌ترين ديدن قسمت پايين تابلو مي‌شود.

جنگل وحشت‌آور و سياه کشیده شده، گويي نوك درخت‌هاي آن از هاله‌اي مِهين بيرون زده و در سياهي حل شده است. شايد اين نشان دهنده‌ي تهديدی است كه جنگل را فراگرفته. گاو در اين تابلو تداعي كننده‌ي خشونت و سستي است. خشونت به خاطر شاخ‌هاي تيز و سستي به خاطر بدن نرم‌اش[3]. كركسي بالاي گاو قرار گرفته، مكان آن حذف شده و در خلأ نشسته است. كركس در اين تصوير حالت مشمئز كننده‌ای دارد و با پاهاي چاق و ورم كرده و سينه‌ي پهن، خفت و زنندگي را تشديد مي‌كند. ضمن آن‌كه اين پرنده نماد جهاني سرمايه‌داري، استعمار و ديكتاتوري و سلطه‌گري است اما بیش‌ترین اشاره‌ي اين قسمت تابلو باز هم درخشش دست است.

در سمت راست و بالای تصوير دايره‌ي سياهي نمايان شده كه نقاش به زيبايي با استفاده از تضاد در فضاها و رنگ، ماه را سياه نمايان كرده كه اين خود نگاهي خاص است. ماه که سمبل زيبايي و آرامش است، به تباهي رسيده و هاله‌اي از نورِ اطراف آن، اين سياهي و مرگ را تشديد مي‌كند. خفاش‌ها كنار ماه در حركت‌اند؛ در كنار خانه‌هاي شيرواني‌داري كه خود شهر سياهكل است. از آن‌جا كه بعضي از نمادها به وضوح براي همه روشن است، دليلي برای تكرار مكررات نمی‌بینم. اما با همه‌ي تفاسير، خنجری که در دست گوزن است به سوي شهر نشانه رفته و خود را بیشتر نمایان می کند. پس‌زمينه‌ي تابلو رنگ‌آميزي تيره و دودآلود دارد كه با رنگ‌مايه‌هاي سرد، تشديد كننده‌ي فضاي خفه و سياه و يكي از دلايل ديگري است كه باعث خودنمايي گوزن در پيش‌زمينه مي‌شود. نقاش به خوبي موفق به رسيدن به اين فضا شده و به دليل ول‌شدگي و ريتم در رنگ‌آميزي، پس‌زمينه چشم‌نواز است. در طراحي و رنگ‌آميزي باز تاثير شاگال رخ مي‌نمايد بايد گفت كه نقاش به نگاه شخصي نرسيده. زيباترين وجهه‌ي پس‌زمينه تركيب‌بندي آن است كه با وجود زیاد بودن اجزا، هيچ گونه شلوغي به چشم نمي‌خورد كه اين به‌خاطر نوع رنگ‌آميزي هم مي‌باشد.

اما وجهه‌ي اصلي اين تابلو مفاهيم آن است كه در بيشتر مواقع نقاش اين را به خوبي ارايه كرده مگر در بخش هایی از تابلوكه  به دليل ضعف‌هاي اجرايي به اين مهم نرسيده. البته نبايد فراموش كرد كه اين اثر در زندان كشيده شده است.

 

این نوشته نگاهی کوتاه و کلی به تابلوی سیاهکل است. واضح است که خوانندگان می توانند با دیدن و بررسی عمیق خود تابلو به درک عمیق تری از آن برسند.



 1- Mark Chagall ، نقاش، تصويرساز، و طراح روس (1985 ـ 1887). او در دوران فعاليت هنري خود در سه حوزه‌ي اكسپرسيونيسم، سوررآليسم و كوبيسم كار كرده است. آثار زيادي از وي به جا مانده است. شاگال در اواخر دوران فعاليتش به بياني ويژه و شخصي رسيد، كه تلفيقي از سه سبك بالا بود اما در عين حال در حوزه‌ي هيچ كدام تعريف نمي‌شد.

 2- Karl Schmidt-Rottluff، طراح، حكاك، و از سردمداران اكسپرسيونيسم آلماني است. او در زمينه‌ي چاپ هم آثاري دارد.

  3- بعد از گرنيكاي پيكاسو، گاو به گونه‌اي متعجب، غم‌زده، و چاق نمادي است از فاشيسم.

منبع:ماهنامه نقد نو


فهرست مطالب علی داناییان  در سایت پژواک ایران