PEZHVAKEIRAN.COM وحشت رژیم از گلزار خاوران
 

وحشت رژیم از گلزار خاوران
داوود رحیمی

زرد است که لبریز حقایق شده است                     
تلخ است که با درد موافق شده است
شاعر نشدی ، وگرنه می فهمیدی                       
پائیز بهاریست که عاشق شده است

 

نمیدانم این شعر از کیست و آنقدر در شوک میباشم که نفهمیدم مناسبت آن چیست برای آوردن در اینجا که سخن از یک فاجعه میباشد . تخریب گلزار خاوران !؟ این عمل جمهوری جهل و فساد اسلامی نشانه ای از ضعف و ترس  میباشد ، گلزار خاوران یاد آور ستارگانیست که در دادگاههای سه دقیقه ای آخوندی میتوانستند با تعویض یک لغت در زبان امروز زنده باشند و شاید هم یک وب لاگ نویس امروزی که همچنان ساعتها وقت و انرژی صرف میکنند تا قضیه و فرمول ساده تضاد بین خلق و امپریالیسم و بعبارتی ظالم و مظلوم را پیچیده جلوه دهند و با بیان مطالب پیچیده تر خودی نشان دهند

نه! ساکنین گلزار خاوران از این جنس نبودند زیرا که در بیدادگاههای جمهوری کثیف اسلامی جانشان را فدای خلق و آزادیش کردند و حاضر به تاخت زدن و معامله کردن نشدند .

بیدلیل نیست که جمهوری اسلامی نه تنها از بودن اینهمه قلم بدست و وطنپرست و ......... هیچگونه وحشتی ندارد که هیچ بلکه در بیشتر مواقع هم خودش شرایط لازم را برای اعلام وجود این روشنفکران قرن بیست و یکمی فراهم مینماید ,

ولی از استخوانها و گورستان آن بچه ها هم وحشت دارد و ................دائماً توطئه میکند یا آن محل را تخریب میکند و یا اینکه مادران و پدران آنها را دستگیر میکنند و مورد بی حرمتی قرار میدهند و ما هنوز گیر اینو داریم که حماس بالاخره کیست و اسرائیل چیست !؟ که اگر این حمله نمیشد و این جنایت صورت نمیگرفت اینهمه احساسهای روشنفکرانه و یا شاعرانه  فرصت بروز نمی یافت و چون قر کمر ریخته نمیشد. 
 

داود رحیمی

منبع:پژواک ایران