انتخابات : تحریم یا بایکوت ؟
محمدرضا پورشجری

در جامعه عقب مانده اسلامی که درواقع اجتماعی است گله وارکه توسط رهبران مذهبی درمقام چوپان کنترل می شود،  به علت اینکه اعضأ فاقد فردیت و هویت فردی می باشند ،هرگونه حرکت جمعی و رفتار گروهی واکنشی است غیرارادی و بی اختیار وهیچ تصمیمی از سوی افراد هرگز اندیشیده و بررسی و تحلیل نمی شود،  بلکه فقط و فقط مرجع دینی است که هم تصمیم ساز وهم تصمیم گیرنده است  .

اساساً انسان در جامعه اسلامی درمقامی نیست که بیاندیشد، مرجع دینی تنها کلام مقدس و امرالهی را متحقق کرده وبه منصه ظهورمی رساند. درجامعه اسلامی به هرامری از دریچه حرام و حلال شرعی نگریسته می شود وازهیچکس توقع پرسش و خرد ورزی و جستجوگری و سنجشمداری نیست وانتظار نمی رود جز ازبابت تکالیف شرعی وعمل به واجبات و پرهیزازمحرمات، دلمشغولی و ذهن مشغولی دیگری داشته باشند. در چنین چارچوبی است که تحریم به معنی "حرام شمردن" ونه "محروم داشتن" کارکرد واقعی خود را آشکار می سازد .

در غائله تنباکو زمانی که آخوند محمد حسن شیرازی بر مردم تکلیف دانست که از مصرف تنباکو و توتون خودداری کنند، او به عقل وخرد مردم و توانایی درک و فهم موضوع از سوی جامعه هیچ  وقعی نمی گذاشت. لزومی به توضیح و تشریح مسئله انحصار و توجیه مردم در خود نمی دید، بلکه حکم و اجتهاد فقهی و شرعی را اعلام می داشت. از توده مومن تنها پیروی و سرسپردگی و تسلیم به حکم شرعی انتظار می رود: "الیوم استعمال توتون وتنباکو بای نحو کان در حکم محاربه با امام زمان است."(۱)

با این وصف تحریم امری است متعلق به اجتماعی مذهبی و بدوی و عقب مانده که در صورت موفقیت وبه بار آوردن نتیجه مطلوب اتفاقا دلیل محکمی است بر رشد نایاختگی و صغات و پس ماندگی یک اجتماع انسانی . اجتماعی از انسانها که هنوز به ساحت "جامعه" گام ننهاده. اگر چه ازجمعیتی کثیر و فزون یافته تشکیل شده باشد و همچنان درمناسبات و روابط پیشامدرن، خود را تا به عصرحاضر کش داده و کشانده باشد .

به هرروی تحریم به معنی "حرام شمردن" هر چند ازسوی قاطبه مردم درامری جدی گرفته شود، رعایت شده و نتیجه دلخواه را نیزدربرداشته باشد، هرگز یک رفتارمدنی و مدرن وشهروندی و آگاهانه محسوب نمی گردد و تنها درچهارچوب فرهنگ " شبان- رمگی" قابل توضیح است .

زمانی که مردم ایرلند ازهرگونه دادوستد و مراوده ومعاشرت با صاحب منصب انگلیسی خودداری می ورزند (که با توجه به نام وی اصطلاح بایکوت رایج گردیده) عمل ایشان تصمیمی است خودجوش و آگاهانه و خردمندانه و مدنی وهیچ مرجعی چه مذهبی وغیر مذهبی (مرجعی عقل کل که به جای همه می اندیشد ) مردم را مخاطب قرارنداده و تکلیفی برآنان واجب نشمرده وخواستار برتقلید میمون واراز خود نبوده است، بلکه درک وشعور و فهم عمیق و اجتماعی شهروندان ایرلند و شناخت صحیح فرد فرد ایشان نسبت به مسئولیت اجتماعی خویش راهنمای آنان بوده است. چنین رفتاری، چنین مبارزه و اعتراض ومخالفتی نسبت به شرایط  نامطلوب، تنها ازملتی که برحق تعیین سرنوشت خود آگاه است، باور دارد وبرکسب آن اصرارمی ورزد قابل مشاهده است .

در اینجا ضروری است به این نکته توجه شود که پرسش "تحریم یا بایکوت" یک بحث لغوی و بازی با الفاظ و کلمات نیست، هنگامی که آخوندها شرکت در انتخابات جمهوری اسلامی را تکلیف شرعی اعلام می کنند، مانند آنچه خمینی می گفت که " رای به خبرگان، رای به اسلام است " و به دنبال آن توده های مومن گله واربه حوزه های رای گیری هجوم آوردند، در این صورت فقط وفقط همان آخوندها و مراجع قادرهستند که انتخابات را به معنی درست کلمه "تحریم" کنند.(۲)

با توجه به این استدلال، اگر بخواهیم برای امتناع مردم معترض ازمشارکت درانتخابات رژیم اسلامی نامی درنظربگیریم، بدون شک "بایکوت"  نزدیکترین ودرعین حال بهترین نام به لحاظ رسایی وافاده آن معنی ومفهومی است که از حرکت ورفتاری مدنی به ذهن خطور می کند .

وانگهی سرشت سکولار" بایکوت " دربرابراصطلاح مذهبی "تحریم " بروشنی پیداست واجازه نمی دهد این احتجاجات را درحد بحثی لغوی بازیگوشانه تقلیل و تخفیف داد .   

پرسش بعدی: چرا بایکوت؟

آگاه هستیم که نهاد انتخابات که خشت اول دموکراسی  برآن گذاشته می شود، درجمهوری اسلامی نهادی میان تهی وبی مغز ونوعی عوام فریبی وظاهرسازی ودروغی بزرگ بوده است، اصل دوم قانون اساسی جمهوری اسلامی حق قانون گذاری را ازآن خداوند (الله) می شناسد ودرهمان آغاز انسان واراده او را ازحاکمیت برسرنوشت خود و جستجوی راه نیکبختی کنار می گذارد وساقط می کند. این قانون نظام معیشت ونظام تامین امنیت وتنظیم روابط اجتماعی رانه براساس قرارداد اجتماعی ورضایت مردم بلکه ناشی از شریعت اسلام واحکام از پیش اندیشیده شده و منسوب به عالم غیب وماوراء موهوم می داند. گذشته ازاین با سازوکارهایی نظیر شورای نگهبان ونظارت استصوابی، اساسا همه راههای انتخاب واراده ملت ایران مسدود و اختیارات و حقوق مردم دراین عرصه ، در یک دایره و چرخش دائمی، بتمامی به ولی فقیه و رهبررژیم اسلامی واگذارشده است.

زمانی که خمینی می گفت اگرسی میلیون بگویند آری، من می گویم نه، درحقیقت دامنه اراده واختیارانسان برسرنوشت خودرا ازدیدگاه اسلام به روشنی بیان می کرد. مردم درانتخاباتهای جمهوری اسلامی ، آلت، فعل، بازیچه ووسیله نمایش مسخره ای بیش نیستند.

ازسوی دیگر ونظربه اینکه حاکمان رژیم اسلامی درطول بیش از سه دهه عمراین رژیم، همواره به انتخابات در معنی رفراندوم نگریسته اند و"حضور باشکوه ومشارکت انبوه مردم" در انتخابات را به منزله رای آری یا نه به کل نظام دانسته اند وحضور کیفی وانتخاب آگاهانه وتوجه به برنامه های نامزدها از طرف مردم در نزد آنان، هرگزهیچ اهمیتی نداشته است. بنابراین بایکوت انتخابات وخالی گذاشتن حوزه های رای گیری در واقع هل دادن رژیم به درون چاله ای است که پیش پای خود حفر کرده است. اگرچه شرکت مردم درانتخاباتهای گوناگون هراندازه هم قلیل وحتی اگر درصدی یک رقمی ازوجدان شرایط ودارندگان حق رای بوده باشد، حاکمان جمهوری اسلامی دررسانه های خود اگرهم شده با نمایش تصاویر فتوشاپی ازحضورباشکوه ومشارکت انبوه مردم سخن خواهند گفت. اما به هرحال "عاقلان دانند" ودرنزد افکار عمومی مردم آزاد جهان که دراین برهه اززمان درزمینه ای محکم پشت مخالفان نظام اسلامی ایستاده اند، حقانیت نداشته جمهوری اسلامی یکباره وبرای همیشه برباد خواهدرفت.

پرسش آخر:آیا بایکوت ممکن است؟

درپاسخ به این سوال، توجه به این نکته که مادرچه موقعیتی وزمانه ای واقع شده ایم وجامعه ایران در کدام وضعیت اجتماعی قراردارد وبویژه اینکه درچه مقطعی ازعمرجمهوری اسلامی ایستاده ایم بسیار مهم است.

امروز بیش ازهفتاد درصد جمعیت ایران شهرنشین وغالبا به لحاظ انتظارات فرهنگی ونه الزاما موقعیت  اقتصادی جزو طبقه متوسط رده بندی می شوند که تحقق خواسته ها وآمال وآرزوها و رویاهای خود را درزمینه و فضایی کاملا آزاد ودموکراتیک ومدرن وهمسو با ارزشهای جوامع متمدن اروپا وآمریکا جستجو می کنند ونظام استبدادی واختناق حاکم برایران وضد فرهنگ اسلامی ورسمی رابزرگترین مانع برراه خوشبختی خود وفرزندانشان می شناسند.

اکنون آرزوی تغییرشرایط موجود دغدغه روزشماراکثریت ملت ایران است وافکار همگانی وروان جمعی جامعه امادگی نسبی یافته است که هزینه های چنین تحولی را نیز بپردازد. چنانکه حتی امید بستن  به حمله نظامی ائتلاف جهانی به جمهوری اسلامی، در میان اقشار مختلف مردم به خوبی مشاهده می شود.

از طرفی جمهوری اسلامی، هم به لحاظ موقعیت داخلی وهم در سطح جهانی وضعیت بسیار متزلزلی دارد. جمهوری اسلامی تمامی پروبال وحاشیه های خود را که تعادلش را حفظ می کرد قیچی کرده است. هسته سختی که باقیمانده است، بطور دائم وپیوسته به درون سیاه چال اصول گرایان ومحافظه کاران طالبانی وآدمخوار که چشم خود را بر همه حقایق بسته اند فرو می ریزد.

پایوران رژیم اسلامی تمامی برگ های خود را برداو سرکوبی و اختناق شدید در داخل کشور و در خارج براعلان جنگ به جهان آزاد ومتمدن و بی اعتنایی به پرنسیپ ها و قوانین بین المللی گذاشته اند، اصلاح طلبان رانده شده از قدرت (نه از غارت) نیز ازبیم سقوط رژیم سکوت پیشه کرده اند. زیرا به نیکی دریافته اند که پس ازاعتراضات خیابانی ۲۵ بهمن ۸۹ ،رژیم اسلامی منبعد ظرفیت تحمل حتی یک تجمع کوچک خیابانی را ندارد. یکباردیگر چنانچه به مانند سال ۸۸ ، روز قدس، ۱۳ آبان، عاشورا و ... مردم به خیابانها بریزند، سلسله اعصاب رژیم بهم می پاشد وبا توجه به حمایت های بین المللی وافکار عمومی جهان از ملت ایران، کنترل شرایط و اوضاع در چنین حالتی ازطرف رژیم غیرممکن خواهدبود.

در کوتاه مدت، فرصتی که پیش روی ملت ایران قرارگرفته، انتخابات مجلس نهم در تاریخ ۱۲ اسفند سال جاری است.

واقعیت این است که بعد ازانتخابات ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد ۸۸  وتقلب گسترده رژیم وحوادث پس ازآن، نهاد انتخابات درجمهوری اسلامی با بحران مواجه گردیده وبطورجدی بی اعتبار شده است. به همین دلیل هم بود که انتخابات شوراها را پس ازآن به تعویق انداختند. درماه های اخیر نیزسعی کردند تا رای گیری درانتخابات پیش رو بصورت اینترنتی انجام گیرد تا نیازی به حضورمردم درحوزه های رای گیری نباشد، ولی تاکنون موفق نشده اند.

تردید جدی است که رژیم اسلامی اصلا بتواند منبعد انتخاباتی برگزارکند. چون دعوت بدون تمیزمردم به خیابان ها وحوزه های رای گیری ریسک بزرگی محسوب می شود وهیچ شباهتی به فراخوان به راهپیمایی های فرمایشی و نمایشی رژیم که متشکل از اقلیت خودی وبسیج و چماقداران وسرکوبگران دولتی است نخواهد داشت.

بسیار محتمل است که اکثریت معترض ملت ایران ازاین فرصت درجهت ابراز مخالفت واعتراض ونارضایتی خود بهره برده وهمراه با شعار" مرگ بر دیکتاتور" خیابان ها را در روز رای گیری به صحنه تظاهرات ضد حکومتی تبدیل کند.

در هر صورت احتمال بایکوت انتخابات ۱۲ اسفند ۹۰ از سوی ملت ایران بسیار زیاد است. حتی احتمال اینکه بدون هیچ دعوت مستقیم واعلام شده ای ازطرف اشخاص واحزاب وجمعیت ها وسازمان های سیاسی مخالف رژیم، بایکوت خود به خود صورت گیرد ومردم به ستوه آمده وآزرده وخسته از ۳۳ سال ستم وبی حقوقی وتحقیر واهانت واختناق وسرکوبی رژیمی بی رحم وخونریز، ازشرکت در نمایشی مسخره ومضحک به نام انتخابات خودداری ورزند وجود دارد.

امروز کمتر کسی یافت میشود که ازشرکت درکمدی مبتذل انتخابات ومشارکت دردموکراسی بازی های تهوع آوریک نظام استبداد دینی انتظار تغییر وتحولی در سرنوشت خودداشته واحساس رضایت کند.

درهرصورت بایکوت انتخابات یکی ازامکان های پیش روی ملت ایران است که با کمترین هزینه، موفق ترین نوع مبارزه مدنی را به نمایش می گذارد.

.............................................................................................

پانوشت:

۱. تمام حقیقت آنچه به غلط " جنبش" تنباکو نام گرفته از این قرار است: بازاریان تهران که ازانحصار این کالا زیان می دیدند،با مراجعه به شیخ فضل الله نوری امام جمعه تهران،مسئله را به وی تفهیم کردند یا بهتراست گفته شود او را تهدید کردند.زیرا کسادی بازاربه معنی زیان آخوند هم بود.چون تبعا میزان دریافت خمس و وجوهات شرعیه که بازاردرتامین آن سهم اصلی وعمده داشت کاهش می یافت. درپی آن شیخ فضل الله درنامه ای به شیخ شیرازی که ساکن نجف بود هشدارمی دهد که چه نشستی که دکان ما در معرض خطر ورشکستگی قرار گرفته!

البته این غائله حاشیه هایی نیز داشته که یادداشت حاضر محل توجه بدان نبود.

۲. این معنی را در تلاش بعضی جریان ها (از قبیل اصلاح طلبان و ملی- مذهبی ها) برای استفاده ار آخوندهای به اصطلاح مخالف وقراردادن آنها درمقابل بخشی ازحکومت می توان مشاهده کرد.

مثلا انتظاری که این جریان ها ازآخوند منتظری داشتند وبا اهدا استوانه کوروش وتعریف وتمجیدهای دیگر هندوانه زیر بغلش می دادند که دربرابر ولی فقیه محکم بایستد وفشار آورد از آن جمله است.غافل از اینکه بطور کلی آخوند با تنها چیزی که مخالف است، آزادی وحقوق طبیعی انسان است.البته این گروه ها هم همواره به دنبال سهمی از قدرت بوده اند ونه آزادی وحقوق ملت.

سیامک مهر نویسنده وبلاگ گزارش به خاک ایران

کرج- زندان ندامتگاه

دی ماه 1390


 

منبع:پژواک ایران


محمدرضا پورشجری

فهرست مطالب محمدرضا پورشجری در سایت پژواک ایران 

*علیه جنگ  [2019 May] 
*بحث با الاغ ممنوع [2019 Mar] 
*سال آخر (برگی از تاریخ)  [2018 Oct] 
*علی و حوضش  [2018 Aug] 
*چند نکته پیرامون مسئلۀ زن در اسلام  [2018 Mar] 
*فاجعۀ حجاب [2018 Feb] 
*جنبش دی‌ماه از دریچه‌ای دیگر  [2018 Jan] 
*تکلیف ما با آخوندها چیست؟ [2018 Jan] 
*حکایت تکراری زمانه‌های سرکوب  [2017 Dec] 
*دلقک اسلحه‌ فروش  [2017 Nov] 
*اعدام یعنی توحش (به مناسبت 10 اکتبر روز جهانی مبارزه با اعدام)  [2017 Oct] 
*گفتاری پیرامون جنبش ضد‌اسلامی [2017 Oct] 
*دشمن درون  [2017 Aug] 
*پیام‌های کوتاه (۲) (برای آنانکه چون من چشم‌انتظار مرگ اهریمنند.) [2017 Jun] 
*به مناسبت 20 ژوئن روز جهانی پناهندگان [2017 Jun] 
*پیرامون اسارت بشری  [2017 Jun] 
*وقاحت نبوی  [2017 Apr] 
*رویاهای رسولانه 18+ [2017 Apr] 
*شاعرملیِ بیگانه پرست! [2017 Mar] 
*آتش متعال [2017 Mar] 
*ضرورت شادی بر مرگ حاکم جائر [2017 Jan] 
*نگاهی دیگر به پدیدۀ داعش  [2016 Dec] 
*زندگی در قلمرو مرگ [2015 Mar] 
*ولایت فقیه چینی [2013 May] 
*انتخابات : تحریم یا بایکوت ؟ [2012 Jan] 
*در محاکمه اسلامی [2012 Jan] 
* بیداری اسلامی ومسئله تروریسم [2011 Dec] 
*آخرین مقاله وبلاگ نویس سیامک مهر(محمدرضا پورشجری) از زندان رجایی شهر [2011 Oct]