علی ربیعی از وزارت اطلاعات تا وزارت کار
مهدی کوهستانی

همزمانی با یادمان تابستان ۶۷ جنایت بر علیه بشریت توسط جمهوری اسلامی

 

مهدی اصلانی صفحه 372 کتاب کلاغ و گلسرخ  « بیست سال پس از آن تباهی ی ناب دیگر بدون اسم شب می‌توان نام تصمیم گیرندگان اصلی را بزبان آورد. خمینی با شعار معروف ”همه با هم»” دست تمام کارورزان نظام را در طشت خون شست و شو داد: روسای سه قوه ، برخی از وزرا، مانند وزیر اطلاعات ، محمد ری شهری ، مشاوران ارشد این وزارت خانه ، هم چون سعید حجاریان و علی ربیعی ، علی اکبر ولایتی ، وزیر امور خارجه ، محمد خاتمی، وزیر ارشاد ، برخی عوامل پشت پرده هم چون حسین شریعتمداری.”

مقدمه

با یک نگاه اجمالی به تاریخ سیاسی ایران می‌توان  آقای روحانی را با آقای کاشانی در سال 1332 مقایسه کرد. دو چهره روحانی که گرایش بسیار نزدیکی به انگلیس داشته و دارند و با میانه‌روی دروغین ‌ وانمود می  کنند که سکان سیاست در ایران را به سمت درست هدایت می‌کنند ولی هر دو در خلوت خود می‌دانستند و می‌دانند که این نوع سیاست دیر یا زود با مشکلات عدیده‌ای روبرو خواهد شد.

روزنامه شورش به مدیریت کریمپور شیرازی در 27 تیر 32 با انتشار عکسی از کاشانی در میان اوباشانی چون شعبون بی مخ و رمضان یخی خبر از پنهان شدن زاهدی در منزل کاشانی را داد، همایون کاتوزیان در کتاب مصدق و مبارزه برای قدرت در ایران در صفحه 212 نوشت «کاشانی در مجلس با زاهدی روبوسی کرد و به او گفت که تا هر وقت که میخواهد در مجلس باشد . همچنین به کارکنان مجلس دستور داد تا از این ”مهمانان عزیز” پذیرایی کنند. روحانی در همان جلد امروز بجای شعبون بی‌مخ و رمضان یخی لباس شخصی های دارد که از همان سنت می‌آیند و کم نیستند شیفتگان کاشانی در کابینه اش. آقای روحانی در مراسم تحلیف خود در سیزده مرداد گفت «سوگند یاد می‏‌کنم‏ که‏ پاسدار مذهب‏ رسمی‏ و نظام‏ جمهوری‏ اسلامی‏ و قانون‏ اساسی‏ کشور باشم» و ایشان از تمامی کاندیدهای وزارت خودش دفاع میکند.

آقای حجاریان در مطلب خود در سایت فرارو در بیست و نه تیر ماه  نوشت که: «روحانی کار دشواری دارد و برخورد با جریان‌های رانتی درون دولت و دیگر نهاد‌ها نیاز به تیم قوی، وزارت اطلاعات قوی و نیز همکاری جدی قوه‌قضائیه و مجلس دارد. دستاورد‌های مشخصی را از این دولت ببینند که این امر کار را بیش از پیش دشوار می‌کند.»(1)

حجاریان در این یادداشت به یک مطلب اساسی اشاره می کند که دولت‌های اصلاحات و اعتدال در حقیقت با یک تیم اطلاعاتی کار خود را پیش می‌برند تا بتوانند سیاست‌های خصوصی‌سازی یا خودمانی‌سازی را بدون دردسر عملی کنند اصلاح طلبان برای بهره گیری از ظرفیت قشر کارگر برای به دست آوردن امتیازات سیاسی اشاره کرده است.   و در این راستا است که می‌بینیم وزیر اقتصاد پیشنهادی آقای روحانی، آقای طیب‌نیا است که تمام برنامه‌ی وی در راستای  کم کردن نقش دولت در اقتصاد است، آن هم اقتصادی که در تمام عرصه‌ها در دست سپاه،که یک پای اصلی سیاست در ایران، است . حال وزیر صنعت هم آقای  محمدرضا نعمت‌زاده است که طبق ادعاهای خودی ها دارای بنگاه اقتصادی است.

در این میان، نصیب طبقه کارگر ایران آقای ربیعی شده است، چهره ای امنیتی بسیار بیرحم . متاسفانه ما شاهد نامه‌های بین‌المللی به آقای روحانی هستیم که در یک مورد در رابطه با وضعیت کارگران است. ر

آقای روحانی با پیشنهاد آقای ربیعی بعنوان وزیر کار نشان داد که خواهان چه نوع تغییری در محیط کار است. آقای ربیعی بنیانگذار حزب خانه کارگر است، حزبی که هیچ‌گاه مشکلی نداشته و آقای هاشمی رفسنجانی همیشه از این حزب مراقبت کرده،  در همه جا حضور داشته و با دارا بودن پولهای عظیم توانسته بسیاری را آلوده و فاسد کند. حزب خانه‌ای کارگری که هنوز چشم بسیاری به نور آن روشن می‌شود و در مقالات قبلی به سخنگویان آن‌ها پرداخته ایم و یاران آن‌ها در سطح بین‌المللی باید هم از آمدن نام ربیعی در لیست وزرا خوشحال شوند، چرا که با آمدن ربیعی یک بار دیگر جریانات طرفدار  (WFTU) راحتتر میتوانند از رژیم ایران حمایت بکنند ولی اینبار نه به برکات "ضد‌امپریالیست!" . دوران ضد امپریالست بودن برای دوره ای کنار گذاشته میشود. ولی اینبار در معیت حمایت از بیکاران روحانی بهره‌مند می‌شوند و شاید با آمدن ربیعی آن‌ها یکبار دیگر در به سطوح رهبری حزب خانه کارگر برسند و راحت‌تر بتوانند اول ماه می را برگذار کنند و نشریات خودشان را راه بیاندازند و بودجه دولتی هم بهرهمند شود. ولی همانطوری که در دوران خاتمی سرکوب تشکلات مستقل وجود داشت در این دوره شاید اوج هم بگیرد و بر همین اساس است که تشکلات مستقل کارگری و افراد کارگری معتقدند که تغییری صورت نگرفته بلکه وضعیت معیشتی کارگران و زحمتکشان هر روز از روز قبل بدتر میشود.

انتخاب ربیعی شاید برای کسانی که در دهه‌ی اول حکومت خود درکنار صاحبان قدرت ویا شریک در قدرت بوده‌اند، یک دستاورد باشد ولی برای جنبش کارگری یک معنی جدی دارد، بازگشت به برقراری نهاد امنیتی قوی در محیط کار برای کنترل کارگران ،آنهم محیط های کاری که بسیاری از آن‌ها بحالت انفجاری رسیده‌اند و مدیریت بسیاری از آن‌ها قادر نیستند و نمی توانند حقوق کارگران را به‌موقع پرداخت کنند چه رسد به بهتر کردن شرایط کار کارگران و  جامعه کارگری که در بسیاری از استانهای کشور تا مرز چهل درصد بیکاری را در خود دارد.

آقای ربیعی بر اساس شواهد زندانیان سابق و گزارش سایتها و مباحث افراد حکومتی نشان می دهد که ایشان در تمامی سی و پنج سال حکومت اسلامی چه در شکنجه‌ی کارگران و زحمتکشان بخصوص دهه شصت و بعد از آن نقش مهمی داشته و در این عرصه ها از هیچ جنایتی کوتاهی نکرده است.

در گزارش عصر امروز، رجانیوز نوشته: "علی ربیعی نامزد احتمالی برای تصدی وزارت کار و رفاه و امور اجتماعی از جمله اعضای کابینه پیشنهادی سابقه سئوال برانگیزی نیز در حوزه امنیتی دارد."(2)
غیر واقعی مینویند که از مشخصات فردی علی ربیعی در مسئولیت های اجرایی اطلاعات کاملی در دست نیست؛ تنها از میان خاطرات دری نجف آبادی مشخص می شود ربیعی با نام مستعار "عباد" معاون پارلمانی وزارت اطلاعات و   پیش از آن مدیركل اطلاعات آذربایجان غربی نیز بوده است.(3)

به گفته‌ی عبدالله شهبازی چون نیرو نداشته‌اند در انداختن زندانیهادرتابوت وخفه شدن انها یکی از خاطرات جالب زندگي علی ربیعی که در کمال خونسردی و به عنوان طنز تعریف می کند .برای نداشتن نیرو چند متهم (فعالین سیاسی) را در جعبه کرده و درش را بسته‌اند که در آستارا تحویل بگیرند آن طرف همه مرده بودند.(4)
فلاحیان نیز در مصاحبه ای با روزنامه جام جم از تدریس او در دانشگاه امام باقر که زیر نظر وزارت اطلاعات است، به عنوان استاد عملیات روانی یاد می کند. فلاحیان در مصاحبه ای نیز از چگونگی خروج وی از وزارت و رفتن به شورای امنیت ملی این گونه می‌گوید:

ربيعي فعاليت سياسي خود را از شاخة كارگري حزب جمهوري اسلامي در كنار افرادي همچون «حسين كمالي» و «عليرضا محجوب» آغاز كرد. او از عناصر ثابت و اصلي خانه كار و كارگر بوده است. بعد از تشكيل وزارت اطلاعات مديريت كل اطلاعات آذربايجان غربي را به عهده داشته است و سپس معاون پارلماني همان وزارت خانه شد. "  ما بهش گفتیم دیگر نمی شود که در اطلاعات بمانی. چون رفتی در یک گروه سیاسی. یا آن را انتخاب کن و یا وزارت را. او هم خیلی با من بد شد... علی ایحال وقتی کنارش گذاشتیم، آقای حسن روحانی او را برد به دبیرخانه شورای امنیت ... بعد از انتخابات آقای خاتمی می خواست او را وزیر کار بگذارد و خیلی روی این مساله اصرار داشت... و در هر حال ربیعی وزیر کار نشد... یک هو گفتند بشود دبیر شورای امنیت... بالاخره با لابی بازی‌های پشت پرده قرار شد که حالا رسما دبیر همین آقای روحانی باشد ولی مسئول اجرایی شورای امنیت، عباد شود. البته این پست عباد بسیار کلیدی است در امنیت کشور..." همان منبع
ارتباط دوستانه خاتمی و عباد تا آنجا بود که دری نجف آبادی در خاطرات خود درباره اولین اقداماتش در وزارت اطلاعات می گوید:" درحدود نه صفحه استراتژی خود را نوشتم پس از آن كپی گرفتم و یك نسخه برای آقای عباد و نسخه دیگر برای آقای معیری از بچه‌های وزارت فرستادم. هدفم از فرستادن كپی نوشته‌هایم برای آنها، دریافت تجربه‌ها و پیشنهاداتشان بود و یا این كه اگر نكته‌ای مورد نیاز بود از آنها دریافت نمایم. ضمن این كه، آقای عباد از نزدیكان آقای خاتمی بود." همان منبع
علی ربیعی و ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای 
در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای نیز گه‌گاه نام ربیعی به میان آمده است. پرونده قتل های زنجیره‌ای زیر نظر کمیته‌ی تحقیق سه نفره رییس‌جمهورشامل علی یونسی(رئيس وقت سازمان قضايي نيروهاي مسلح)، عباد(علی ربیعی) و سرمدی و به مشاورت سعید حجاریان و خسرو تهرانی آغاز به کار نمود و از همان ابتدا نقش گسترده عباد در آن به چشم می‌آمد. گروه اول بازجويي زیر نظر سازمان قضايي نيروهاي مسلح آغاز به کار کرد. به واسطه‌ی گزارش‌های عباد در مرداد ۱۳۷۸ گروه اول بازجويي منحل و با تشکیل گروه دوم (موسوم به گروه بازخوانی) موافقت شد؛ ربيعي نتايج كار گروه بازخواني را چنين برمي‌شمارد: «اول اينكه در بازجويي‌ها، روش‌هاي درستي به كار گرفته نشده بود، دوم اينكه انحراف در بازجويي وجود داشت، به اين معني كه اين پرونده از مسير كشف قتل‌ها دور شده بود، سوم اينكه مواردي مانند بمب‌گذاري درمشهد و سه مورد ديگر مانند ترور و قتل شخصيتي ديگر، نمي‌توانست كار اين گروه باشد» بدین ترتیب مسیر پرونده به طور کامل تغییر کرد و در نتیجه پیکان اتهامات به سمت فلاحیان نشانه رفت؛ فردی که موجب اخراج عباد از وزارت اطلاعات شده بود.

روح الله حسینیان در مصاحبه‌ای با هفته نامه "یا لثارات" در ۴ آبان ۱۳۷۹ می‌گوید: «...اوایل تشکیل وزارت اطلاعات چندین سال نماینده دادستان در وزارت اطلاعات بودم و از تمام عملکرد‌های ایشان(ربیعی) با خبر هستم. در حقیقت من و آقای محسنی اژه‌ای به خاطر عملکرد‌های خشونت‌آمیز آقای ربیعی، سعید حجاریان و امثال اینها نتوانستیم آنجا بمانیم ...» «ربيعي از خشن‌ترين بازجويان و شكنجه گران وزارت اطلاعات بود. وقتي هم چهره او افشا مي‌شود كه كسي مانند روح الله حسينيان خشونتش را بالاي خشونت محسني اژه‌اي بشمارد و بگويد: «...خشونت همين آقاي “وردي‌نژاد“ مدير خبرگزاري جمهوري اسلامي، همين آقاي “علي ربيعي“ با اسم مستعار آقاي «عباد»، من كه با شما همكار بودم. من بارها با شما سر خشونتتان با متهمين درگير شدم... آقاي «محسني‌اژه‌اي»(وزير اطلاعات دولت احمدي‌نژاد و از آمران قتلهاي زنجيره‌اي) به خاطر خشونت همين آقاي “عباد“ با متهمين استعفا داد و رفت. اينها آمده‌اند؛ شعار ضد خشونت سر مي‌دهند. واقعاً انسان نمي‌داند قسم “حضرت عباس“ را باور كند يا دم خروس را؟»( نقل از کتاب شنود اشباح رضا گلپور صفحه‌۷۳۰ ـ هفته‌نامه «يالثارات‌الحسين» ۲۹ مهر ۱۳۷۹، سخنان «روح‌الله حسينيان).»

عبدالله شهبازی می گوید «پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي»، به‌سان موارد مهم مشابه در کشورهايي چون ايالات متحده آمريکا و بريتانيا، بار ديگر ثابت مي‌کند که بزرگ‌ترين مانع رمزگشايي از طرح‌هاي بغرنج اطلاعاتي آلوده شدن آن به تعارضات و منافع و مصالح جناح‌ها و احزاب سياسي است. اين شيوه نگرش و برخورد مي‌تواند به مدفون شدن رازهايي بينجامد که کشف آن براي تداوم حيات يک ملّت داراي اهميت بنيادين است. به گمان من، برخي نابساماني‌هايي که امروزه از آن رنج مي‌بريم، نه همه آن، پيامد محتوم دفن شدن «پرونده قتل‌هاي زنجيره‌اي» و فقدان آگاهي يا عزم لازم براي ريشه‌يابي آن بوده است.”(5) قدرت پنهان روابط ربیعی و شهبازی عقاید مشترک این دو، شهبازی را وادار به حفظ این دوستی می‌کند که در رابطه با پرونده قتلهای زنجیره ای این چنین بگوید.
اینطور وانمود می‌شود که علي ربيعي به عنوان مدير مسؤول روزنامه كار و كارگر در سال ۷۹ به اتهام نشر اكاذيب، افتراء و تهمت به قصد تشويش اذهان عمومي به دادگاه فراخوانده شد.  علی ربیعی، زمانیکه که مسئول روزنامه کار و کارگر بوده ، مسؤول اجرایی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی هم بوده است. و طبق ادعای خودشان، در سال‌های بعد به جهت اينكه اتهاماتش مشمول مرور زمان شده است، برایش منع قرار تعقيب صادر شد. اما اطلاعاتیها نمیخواهند رک بگویید که علی ربیعی در همان زمان  افتضاح پول بالا کشیدن سهام کارگران و فروش کارخانجات را در پرونده اش دارد.(6) «شرکتي با نام «الفت» تأسيس كرده ‌بود «که به فعاليتهاي کلان و مشكوكي در زمينه‌هاي سياسي اقتصادي دست مي‌زند»
در گفتگوی اشباح جای که اشاره شده است که ربیعی همچنان عضو موثر شورای مرکزی خانه کارگر است روابط خوبی با ديگر گروه‌های اصلاح طلبان نيز دارد؛ او دوست نزدیک حسن روحانی و بسیاری از چهره های کارگزارانی نزدیک به وی است، با جبهه مشارکت دوستی دیرینه دارد، از عناصر اطلاعاتی مورد وثوق سازمان مجاهدین انقلاب است و با چهره های کلیدی مجمع روحانیون همچون خاتمی و ابطحی بسیار صمیمی است.  گلپور میگوید وقتي ربيعي صحبت از بازجوياني مي‌كند كه با وضو برسر «كار» خود حاضر مي‌شدند، مي‌خواهد بگويد كه خود اين كاره بوده‌است. اما اگر تمام زندگي و فعاليت اطلاعاتي اين بازجوي با وضو را خلاصه كنيم در توطئه عليه مجاهدین و مخالفان «نظام» بيان مي‌شود. او در تمام توطئه‌هاي ريز و درشتي كه‌از سوي نهادهاي اطلاعاتي عليه سازمان مجاهدین صورت گرفته ‌است حضور مستقيم و فعال داشته ‌است. اين توطئه‌ها تنها در داخل ايران و در رابطه با زندانيان و اسيران نبوده ‌است. ایشان حتی در فرانسه این فعالیت خود را دنبال میکند.سندی در این رابطه هست که مینویسد( موضوع: پيگيري قضايي پرونده مطروحه در دادگاه فرانسه - با عنايت به تصميمات متخذه در شورايعالي امنيت در خصوص پيگيري قضايي مطروح در دادگاههاي فرانسه، كه براي تأمين هزينه‌هاي مربوطه مبلغ يك ميليون دلار از محل سهميه‌ارزي نهاد رياست جمهوري طي نامه شماره: 698/ 302 س ر مورخ: 02/06/82 اختصاص و مراتب به بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران ابلاغ شود. مسول اجرايي دبيرخانه شورايعالي امنيت علی ربیعی )

رضا گلپور میگوید كه‌ اجازة انتشار جلد دوم كتابش به نام «گفتگوي اشباح» با اعمال نفوذ ربيعي لغو شد. گلپور همچنین به افشاگری مافیای اطلاعات شهر ری پرداخت بود. او می گوید” البته شهرري نه تنها منطقه ويژه‌اي در فضاي سياسي داشته و دارد بلكه اولين جريانات امنيتي حاكم در نظام نيز از اين منطقه بوده‌اند که افرادي نظير آقايان سعيد حجاريان کاشی، خسرو قنبری تهراني ، مصطفی تاج‌زاده، علی ربیعی، پورنجاتی ، علی تهرانی و دیگرانی از این دست،گرايش‌هاي به شدت راديكال در فضاي سال‌هاي اول انقلاب دارند که من دوستان شهرري را هرگز در لیست آن راديكاليست ها نمي‌دانم”(7)

هنوز آقای ربیعی به وزارت نرسیده خبر از پیشنهاد رشوه 50 میلیارد تومانی یک نفر به ایشان برای کسب مدیریت شستا (8) در مجلس طرح شده است. شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی که ریاست هیئت مدیره آن بر عهده سعید مرتضوی است و دارای میلیاردها تومان پول نقد است که برای بسیاری خوان نعمت است و حق و حقوق بازنشستگان را به راحتی آب خوردن ،می خورند.

در هشتم ژوئن امسال در نشست  سازمان جهانی کار، نمایندگان کارگری بر ضرورت پایبندی به پیگیری موارد نقض حقوق کارگری تأیید کردند. در این نشست، نمایندگان کارگران لایحه شناخته شدن کشتار شصت و هفت را تأیید کردند، همان لایحه ای  که در روز چهارشنبه پنجم ژوئن ۲۰۱٣  پارلمان کانادا آن را به تصویب رسانده بود که درآن کشتار جمعی زندانیان سیاسی ایران در تابستان ۶۷ را جنایت علیه بشریت قلمداد کرد.

جنایت جمهوری اسلامی ایران علیه بشریت در تابستان ۶۷ موضوعی نیست که جنبش کارگری آنرا نادیده بگیرد. حتی زمانیکه در  بیست و پنج ماه ژوئن درباره آینده آزادی بیان و تشکل در پارلمان اروپا جلسه بود نماینده کنفدراسیون بین‌المللی اتحادیه های کارگری نیز به آن اشار ه کرد.

در مدتی که از انتخاب  آقای روحانی به عنوان رییس جمهور جدید می‌گذرد، کارگران بسیاری از هفت‌تپه ، پارس جنوبی، زاگرس، کیان تایر، سیمان زرین تا پرستاران بوشهر در اعتراض به وضعیت کار و حقوق‌های  عقب‌افتاده تظاهرات و اعتصاب داشته‌اند. مشکلات طبقه‌ی  کارگری ایران بسیار عمیق است و وضعیت کارگران امروز از نامه‌نگاری گذشته و ما هم باید در همبستگی با آن‌ها، مجرمان ِکشتار و شکنجه را به دادگاههای بین‌المللی بکشانیم.

یکی از شرایط رسیدن به وزارت در ایران داشتن سابقه همکاری با نهادهای سرکوبگر است ، خانه کارگر از دست نیروهای اجتماعی تسخیر شد برای سرکوب نیروهای مترقی و عدالتخواه در ایران و  آقای ربیعی هم در فساد و هم در جنایت نقش داشته و در عرصه‌ی داخلی و بین‌المللی باید تحت تعقیب قرار گیرد چون مجرم است.

مهدی کوهستانی

مرداد نود و دو

(1)  http://fararu.com/fa/news/156814/%D8%B3%D8%B9%DB%8C%D8%AF-%D8%AD%D8%AC%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D9%86-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%AD%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%AF%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA

http://www.asremrooz.ir/vdcgwt93.ak9zt4prra.html(3)

http://www.shahbazi.org/pages/Services6.htm(4)

http://www.shahbazi.org/pages/Services6.htm(5)

http://www.shahrvand.com/archives/38966(6)

7(7)http://www.ammariyon.ir/fa/news/18871/%D8%A7%D8%B2-%DA%A9%D8%B4%D9%85%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AA%D8%A7-%D9%85%D8%B4%D8%A7%DB%8C%DB%8C 8) http://www.majlesnews.ir/fa/news/12591/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF-%D8%B1%D8%B4%D9%88%D9%87-50-%D9%85%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%B1%D8%AF-%D8%AA%D9%88%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C%D8%AA-%D8%B4%D8%B3%D8%AA%D8%A7

منبع:پژواک ایران


مهدی کوهستانی

فهرست مطالب مهدی کوهستانی  در سایت پژواک ایران 

*نقش تشکلات کارگری و مردمی در پیشبرد مبارزات دوره حاضر  [2019 Dec] 
*بزرگ‌ترین مشکل کارگران در ایران، فشار نهادهای امنیتی است [2019 Oct] 
*پرونده‌های باز شکایت از جمهوری اسلامی در سازمان بین‌المللی کار  [2019 Jul] 
*بازگشت جنبش کارگری یک اتفاق جهانی است و مختص ایران نیست [2019 Jan] 
*کشته شدگان گمنام و بی نشان حوادث کار زیر خاک- مجرمین آزاد ، برای درآمد بیشتر [2016 Apr] 
*از انقلاب فرهنگی تا فرهنگیان معترض [2015 Jul] 
*تشکل سراسری کارگری- ضرورت یا تقابل [2014 Dec] 
*نبش قبر مسائل شخصی بشیوه «سوسیالیستی» [2014 Jun] 
*آيا جنبش كارگري ايران نيازي به دريافت كمك مالي دارد ؟ [2014 Jun] 
*علی ربیعی از وزارت اطلاعات تا وزارت کار [2013 Aug] 
*سیر تحولات اقتصادی ”نهادهای کارگری” وابسته به حکومت در ایران [2013 May] 
*قراگوزلو تشکر لازم نیست، بی سند مطلب ننویسید  [2013 Jan] 
*دریغا سیاست که رندی شد و تعقل باز نیامد [2013 Jan] 
*حقوق هاي معوقه دزدی دستمزد* کارگران ایران به سبک نظامی [2012 Oct] 
*انتخابات و دستمزد کارگران  [2012 Mar] 
*مجمع عالی با کدام انگیزه به کدام سو؟ [2011 Dec] 
*شبِ پيش از صبح اعدام فرزاد کمانگر [2011 Apr] 
*جمهوری اسلامی و طرح پروژه مجمع عالی نمایندگان کارگری [2010 Aug] 
*بسوی تغییرات بنیادی(2) *  [2009 May] 
*افزایش موج سرکوب در هفت تپه و حکم اعدام فرزاد کمانگر  [2009 Mar] 
*ضرورت ارتباط جنبش کارگری ایران با نهادهای بین المللی کارگری [2008 Sep]