کمیته «تدوین مقررات عدالت انتقالی»، آزمون بزرگ عدالت در ایران آینده
امیر دها
در لحظات تاریخیِ تغییر، آنچه سرنوشت کشورها را تعیین میکند، نه صرفاً سقوط یک نظام، بلکه کیفیت نظمی است که طی دوران گذار و پس از آن شکل میگیرد. تجربه قرن بیستم و بیستویکم بارها نشان داده است: فروپاشی، بهخودی خود، نه آزادی میآورد و نه عدالت.
در ایران امروز، این پرسش بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد: وقتی جمهوری اسلامی فروبپاشد، چه چیزی جای آن را خواهد گرفت؟ و مهمتر از آن--چه کسی و چگونه «عدالت» را تعریف خواهد کرد؟
در چنین بستری، اعلام بهنگام تشکیل کمیته «تدوین مقررات عدالت انتقالی» از سوی شاهزاده رضا پهلوی، در پی انتشار پیشین «کتابچه مرحلهٔ اضطراری»، را باید فراتر از یک موضعگیری سیاسی دید. این اقدامات، نشانه ورود به مرحلهای فراتر از کنش سیاسیاند: از مدیریت گذار تا طراحی یک حکمرانی مبتنی بر قانون.
از خشم انباشته تا خطر انتقام
جامعه ایران، پس از دههها سرکوب، تبعیض و خشونت، با سطح بالایی از «خشم انباشته» مواجه است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. این خشم، از یکسو نیروی محرکه تغییر است--اما از سوی دیگر، میتواند به نیرویی ویرانگر نیز بدل شود.
تجربههای تاریخی نشان میدهند که اگر این انرژی:
• بدون چارچوب حقوقی
• بدون تعریف روشن از عدالت
• و بدون نهادهای تنظیمکننده، رها شود، میتواند بهسرعت به انتقام جمعی، تسویه حسابهای شخصی و خشونت گسترده منجر شود. در چنین شرایطی، مرز میان «عدالت» و «انتقام» بهشدت شکننده است.
عدالت، نه در لحظه سقوط--بلکه پیش از آن
یکی از مهمترین ویژگیهای این ابتکار مهم و خردمندانه، زمانبندی آن است. در بسیاری از گذارهای شکستخورده، عدالت در شرایطی تعریف شده که:
• نظم فروپاشیده
• هیجان اجتماعی در اوج بوده
• و تصمیم گیران نظام جدید، تحت فشار شدید افکار عمومی قرار گرفته اند.که نتیجه آن اغلب تصمیمهای احساسی، مجازاتهای شتابزده، و بازتولید خشونت بوده است.
اما ورود به بحث عدالت انتقالی پیش از فروپاشی، تلاشی است برای شکستن این الگو. این رویکرد، عدالت را از یک واکنش به یک طرح و برنامه تبدیل میکند.
در ادبیات عدالت انتقالی، گذار موفق، گذاری است که قواعد آن پیش از وقوع، تعریف و تدوین شده باشد.
مهندسی نظم، پیش از ورود به بینظمی
گذارهای سیاسی با یک پارادوکس بنیادین روبهرو هستند: برای رسیدن به نظم، ابتدا باید از دل بینظمی عبور کرد.
اگر در این فاصله:
• قواعد مشخص نباشد
• حدود قدرت تعریف نشده باشد
• و تکلیف عدالت روشن نشده باشد؛ این بینظمی میتواند بهسرعت به یک نظم خشونتآمیز جدید تبدیل شود.
تشکیل کمیته عدالت انتقالی پیش از فروپاشی، تلاشی است آینده نگرانه، برای حل این پارادوکس: تعریف نظم، پیش از ورود به بینظمی.
تجربههای جهانی:
مرور تجربههای جهانی، این واقعیت را تأیید میکند:
در آفریقای جنوبی، با طراحی کمیسیون حقیقت و آشتی، کشور توانست از یک جنگ داخلی بالقوه عبور کند--هرچند هزینههایی نیز در حوزه رضایت قربانیان به همراه داشت.
در اروپای شرقی، با ترکیب محاکمه محدود و حذف عوامل رژیم سابق از قدرت، گذار نسبتاً کمهزینهای رقم خورد.
در مقابل، در عراق و لیبی، فقدان طراحی پیشینی، به فروپاشی ساختارها، خشونت گسترده و بیثباتی مزمن انجامید.
درس مشترک روشن است: گذار موفق، محصول طراحی است--نه صرفاً تغییر.
حذف اعدام و شکنجه: تصمیمی اخلاقی یا راهبردی؟
اعلام اینکه در ایران آینده:
• شکنجه وجود نخواهد داشت
• و مجازات اعدام حذف خواهد شد
در نگاه نخست، یک موضعگیری اخلاقی به نظر میرسد. اما در واقع، این تصمیم کارکردی عمیقاً راهبردی دارد. چنین رویکردی:
• چرخه تاریخی خشونت را متوقف میکند
• هزینه روانی گذار را کاهش میدهد
• و مهمتر از همه، ترس در بدنه حاکمیت را کاهش میدهد
زیرا اگر آینده بهعنوان صحنه انتقام تصور شود، مقاومت تا آخرین لحظه ادامه خواهد یافت. اما اگر عدالت بدون حذف فیزیکی تعریف شود، امکان «ریزش از درون» و نیز احتمال منفعل شدن نیروی سرکوب افزایش مییابد--عاملی که در بسیاری از گذارهای موفق نقش کلیدی داشته است.
اهمیت تشکیل کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی:
الف) پیش دستانه بودن:
بسیاری از کشورها مانند آفریقای جنوبی و رواندا، بعد از فروپاشی وارد بحث عدالت انتقالی شدند، در حالیکه هزینه های آن بالا رفته بود. اما در اینجا کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی، قبل از فروپاشی تشکیل شده؛ یعنی تلاش برای مهار خشونت قبل از انفجار!
ب) ارسال سیگنال به چند مخاطب همزمان:
این کمیته فقط یک ابزار حقوقی نیست، بلکه حامل یک پیام سیاسی چند لایه است:
- به مردم: عدالت خواهد بود، اما انتقام کور نه!
- به بدنه حاکمیت: همه قرار نیست حذف و یا مجازات شوند
- به جامعه بین المللی: گذار در ایران کنترل شده و مسولانه خواهد بود
ج) تلاش برای مهار چرخه انتقام
در کشورهایی که عدالت انتقالی ضعیف بوده، کشور دچار: تصفیه های خونین، فروپاشی نهادی، و بازتولید استبداد شده اند.
در مقابل، مدلهایی مانند کمیسیون حقیقت و آشتی در آفریقای جنوبی تلاش کردند: حقیقت روشن شود، مسولیت جرم پذیرفته شود، اما جامعه به سمت جنگ داخلی نرود.
د) ایجاد اعتماد بین المللی
آلترناتیوی که پیش از گذار، در مورد مقررات عدالت انتقالی سیاستی روشن و اعلام شده داشته باشد و از جمله اعدام و شکنجه را ممنوع اعلام کرده باشد، بسرعت مشروعیت بین المللی و اعتبار سیاسی خود را افزایش میدهد.
تفاوت میان سقوط و گذار
در نهایت، تفاوت میان یک فروپاشی پرهزینه و یک گذار موفق، در یک نکته خلاصه میشود:
آیا آینده، پیش از وقوع، طراحی شده است یا نه؟
اقداماتی مانند تدوین کتابچه مرحلهٔ اضطراری و تشکیل کمیته تدوین مقررات عدالت انتقالی را باید تلاشی در همین راستا دانست--تلاشی برای پاسخ به پرسشی که بسیاری از جنبشها از آن گریختهاند: پس از پیروزی، چگونه از تکرار گذشته جلوگیری خواهیم کرد؟
شاید مهمترین نشانه بلوغ یک پروژه سیاسی، همین باشد: توانایی مهار قدرت، پیش از بهدست آوردن آن!
منبع:پژواک ایران