ایران میتواند ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه به بمب هسته ای دست یابد»، دنی سترینوویچ
علی شبان
(هفته نامه ماریان) برگردان: علی شبانیادداشت مترجم:
دنی سترینوویچ Danny Citrinowicz عضو ِ ارشد برنامه ی محور ِ ایران و شیعه، در مؤسسه ی مطالعات امنیت ملی است که یک اندیشکده برجسته ی اسرائیلی می باشد. دنی سترینوویچ به مدت ۲۵ سال در سرویس اطلاعات دفاعی اسرائیل خدمت کرده و سمت های فرماندهی گوناگونی از جمله رئیس بخش ایران در پژوهش های تحلیلی و نماینده ی این بخش در ایالات متحده به عهده او گذاشته شده بود. برای دهه ها، ایران جایگاه ِ ویژه ای از تهدید ها، چه برای دولت های چپگرا، میانه رو و یا راست گرای اسرائیل داشته؛ و به عنوان مهمترین چالش استراتژیک ِ بلند مدت برای امنیت این کشور در نظر گرفته شده است.
شش ماه پس از آنکه اسرائیل اعلام کرد آخرین رویاروئی او با ایران، تهدید جمهوری اسلامی را به طور قابل توجهی کاهش داده است، تهران در حال ِ باز سازی برنامههای هسته ای و موشک های بالستیک خود است. بنابراین، بازدارندگی، مانند دوره های پیشین، بیشتر موقتی به نظر میرسد تا دگرگون کننده. بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، مدت هاست که معتقد است تنها فشار پایدار - که در حالت ایدهآل به اقدام قاطع ایالات متحده منجر میشود - میتواند مسیر استرا تژیک ایران را اساساً نغییر دهد. به گفته وی، تضعیف هر چه بیشتر ِ زیر ساخت های هسته ای و موشک های بالستیک ِ ایران، حتی اگر بلافاصله رقابت منطقه ای را حل نکند، یک موفقیت تاریخی خواهد بود. و طبیعتاً فرض اساسی این است که انباشت شکست ها ی نظامی در نهایت تهران را مجبور به تجدید نظر در استراتژی خود خواهد کرد.
باید توجه داشت که بعید است مسیر سیاست اسرائیل در قبال ایران، پس از انتخابات [ اسرائیل] - صرف نظر از اینکه چه کسی نخست وزیر شود - تغییر چشمگیری کند. تمرکز راهبردی بر مسأله ی ایران چنان مزایای سیاسی و امنیتی ای برای نظام اسرائیل به همراه دارد که بعید است هیچیک از رهبران اصلی، آن را کنار بگذارند یا سرمایهگذاری برای مقابله با تهدیدهای ایران را به طور قابل توجهی کاهش دهند.
ایران به عنوان یک اصل سازمان دهنده و وحدت بخش در سیاست امنیت ملی اسرائیل عمل می کند. این امر اجماع سیاسی گسترده ای ایجاد کرده است : تداوم هزینههای دفاعی را توجیه می نماید و با نظریه ی امنیتی ی پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳- که بر اقدام پیش دستانه و به حداقل رساندن ریسک تأکید دارد - همسو است. از این منظر، پرونده ی ایران به یک چهره ی خاص وابسته نیست، بلکه در فرهنگ راهبردی این کشور، نهادینه شده است.
اگر حکومت ایران با ثبات بماند و پیشبرد توانمندیهای هسته ای و موشکی خود را ادامه دهد، اسرائیل احتمالاً بر اساس اصلی عمل خواهد کرد که پس از ۷ اکتبر تثبیت شده است : ارزیابی تهدید ها نه بر پایه ی خواستههای اعلام شده، بلکه بر مبنای توانمندیهای اثبات شده بررسی خواهد شد.ضربه ی ناشی از غافلگیری راهبردی [ پس از۷ اکتبر ۲۰۲۳]، نظریه ی مبتنی بر توانمندیها را عمیقاً تقویت کرده است. در چنین شرایطی، تصور شکلگیری چالشی داخلی و معنا داردر اسرائیل علیه رویکردی فعالانه تر و یا حتی پیشگیرانه در برابر ایران، دشوار است. همین همگامی، میزان خطر پذیری و تشدید تنش ِ اسرائیل را در سالهای پیش رو، تعیین خواهد کرد. ع.ش
***
و اینک مقاله ی دنی سیترینوویچ ، با عنوان ِ « ایران میتواند ظرف ۱۲ تا ۱۸ ماه به بمب هسته ای دست یابد» را که در هفته نامه ماریان ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده است، می خوانیم :
این هشدار ِ دنی سیترینوویچ ، رئیس سابق پرونده ایران در اداره اطلاعات نظامی اسرائیل و پژوهشگر INSS [ مؤسسه مطالعات امنیت ملی در اسرائیل] است که در کنفرانس ِ بنیاد ژان ژورس[ اندیشکده ای است که در سال ۱۹۹۲توسط وزیر سوسیالیست فرانسه تاسیس شده است] در ۲۳ سپتامبر ۲۰۲۶، ابراز داشت. او ارزیابی دقیقی از جنگ علیه ایران ارائه داد. او میگوید : با توجه به اینکه رژیم هنوز پا برجاست، و مسئله ی هسته ای حل نشده و حوثی ها فعالانه در میدان هستند و موفقیت نظامی نتایج مطلوب را به همراه نداشته است؛ ممکن است رویاروئی ها ی جدیدی در پی آن رخ دهد.
حذف خامنه ای باعث فروپاشی مورد انتظار نشد
برای او، نتیجه واقعی یک جنگ، با تعداد ِ اهداف نابود شده سنجیده نمی شود، بلکه با اهدافی که به دست میآید سنجیده می شود. و به گفته او، اهداف اصلی به ثمر نرسیده اند. جمهوری اسلامی هنوز پا برجاست، مسأله هسته ای حل نشده باقیمانده است و شبکه ی متحدان تهران، از جمله حوثی ها در یمن، خنثی نشده ا ند.
اشتباه اولیه، سوء تفاهم در مورد ماهیت رژیم بود. این رژیم به یک فرد متکی نیست، بلکه به سیستمی متشکل از نهادهای مذهبی، دستگاههای امنیتی، سپاه پاسداران و شبکههای گوناگون وابسته به قدرت حاکم، متکی است. حذف خامنه ای در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، فروپاشی مورد انتظار را رقم نزد. سیترونوویچ معتقد است که برعکس این اتفاق، نفوذ سپاه پاسداران را افزایش داد. از دیدگاه تهران، بفاء در حال حاضر، یک پیروزی است : « آنها فکر میکنند که برده اند، چون نباخته اند.» اقتصاد به شدت تحت تأثیر قرار گرفته است، اما به گفته این پژوهشگر؛ این به معنای آن نیست که رژیم نزدیک به « تسلیم شدن» است. ایران در حال خرید زمان است. اما در مورد مسأله ی هسته ای، او، قویترین هشدار را می دهد.
این حملات، بدون از میان بردن ِ دانش انباشته شده در مورد ساخت و پیشرفت هسته ای؛ به زیر ساخت ها آسیب جدی وارد آورده است.و از سوی دیگر، اژانس بینالمللی انرژی اتمی، دیگر امکان بازرسی بر تأسیسات بمباران شده یا ذخایر اورانیم ِ غنی شده ندارد : تهران از دسترسی بازرسان به سایتهای آسیب دیده و اطلاعات لازم برای تائید این ذخایر خودداری می کند.
یک بر آورد و توضیحات
به گفته ی سیترینو ویچ، اگر ایران بدون انجام آزمایش هسته ای قبلی - آزمایشی که به گفته او « زمین را می لرزاند» - از آستانه ی [ تولید سلاح هسته ای ] گذر کند؛ میتواند « ظرف یک تا یک سال و نیم» به سلاح هسته ای ی عملیاتی دست یابد. نا گفته پیداست که این تخمینی نیست که کارشناسان خبره، بر آن مهر تائید زده باشند.
کوه ِ کولانگ معروف به « کوه کلنگ»، در نزدیکی نطنز، در این معادله نقش دارد. این مجموعه ی وسیع و عمیفا مدفون شده، هنوز مستقیماً مورد حمله قرار نگرفته و به دلیل نقش بالقوه اش، در برنامه هسته ای ایران، به شدت تحت نظر است. ولی مشکل این است : تخریب ِ سایتهای شناخته شده، مانع بازسازی آنها در جاهای دیگر نمی شود. و فعالیتها همچنان در ماه سپتامبر در آنجا مشاهده شده است.
همین عدم قطعیت در مورد موشک ها نیز وجود دارد. سیترینوویچ لطیفهای را که در اسرائیل رواج دارد بازگو میکند : « ظاهراً ایران ۳۰۰۰ موشک داشت ؛ ۲۰۰۰ موشک نابود شد....و اکنون ۵۰۰۰ موشک باقیمانده است.» این کنایه، عمدتا دشواری در دانستن ذخایر ِ واقعی و نرخ تولید را برجسته می کند.
در یمن، از نگاه ِ سیترینوویچ، حوثی ها را نمیتوان صرفاً «نیابتی» تهران دانست، او آنها را شرکای خود مختاری توصیف میکند که منافع آنها با منافع ایران، همگراست. توانایی آنها در اِعمال فشار در باب المندب مانند توانایی ایران در تهدیدی است که در تنگه هرمز بکار میبرد و به این درگیری بُعدی جهانی می بخشد. اگر واشنگتن توافق جداگانه ای با آنها منعقد کند؛ اسرائیل میتواند خود را در جنگی فرسایشی ی وابسته به حمایت آمریکا، منزوی تر بیابد.
به سوی جنگی فرسایشی
این وابستگی و نیز، محدودیتهای استراتژیکی ای را که [ به عیان دیده می شود]، تاکنون نتوانسته مسأله ایران را به سرانجام برساند و هر روز بیشتر خود را نشان می دهد . دوجنگ تاکنون این رویارویی را شکل داده اند. جنگ دوازده روزه ی ژوئن ۲۰۲۵ که با آتش بس پایان یافت و جنگ دوم در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶با حمله ی مشترک ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد. و از آن زمان به یک درگیری طولانی تبدیل شده است که تا امروز ادامه دارد.
نوشتههای داخل ِ [ ] از مترجم است.
منبع:گویا نیوز