برپا خیز، از جا کن، بساط قتل و کشتار
فرید راستگو
در آخرین نامه اش فرزاد کمانگر می نویسد:
" چه ترسناک است سکوت بهتی را که پس از شنيدن خبر اعدام يا کشته شدن يک انسان ميشنويم و باز هم سکوت ميکنيم و چه زشت و نفرت انگيز است قرنی که در آن هنوز چوبه دار خواب از چشمان مادری نگران می ربايد .از آغاز خشونت ، خشونت آفريده است و مرگ ، مرگ آفريده است . و گفتگو صلح و دوستی و برادری به ارمغان آوريده است ".
صبح یکشنبه 19 اردیبهشت 1389 خبرگزاری فارس ( متعلق به سپاه پاسداران) به نقل از روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرد " فرزاد کمانگر، علی حيدريان، فرهاد وکيلي، شيرين علم هولی و مهدی اسلاميان، پنج تن از گروهکهای ضد انقلاب که در عمليات تروريستی از جمله بمبگذاری در مراکز دولتی و مردمی شهرهای مختلف ايران دست داشتند سحرگاه امروز يکشنبه در زندان اوين به دار مجازات آويخته شدند"
رژیم ولایت فقیه امروز به سه بهانه به شمار اعدامهای خود می افزاید؛ قصاص- فروشندگان مواد مخدر و عملیات تروریستی و بمبگذاری.
این رژیم از بدو تولد با اعدام در پشت بام مدرسه رفاه به قتل و کشتار پرداخته است و در این زمینه از طرف هواداران و سر سپردگانش کمک شایانی دریافت کرده است. آنان به امام راحل شان کمک کردند تا دوران طلائی خود را بنا سازد و ساده ترین اعتراض را به شدید ترین وجهی سرکوب نمودند و معترضین را دستگیر، شکنجه و اعدام کردند. درست در دوران طلائی امام است که کشتار سال های 60-62 و قتل عام بی گنتهان تابستان 1367 در زندانها صورت می گیرد و اعدام های کنونی دنباله همان سیاست خفقان و کشتار مردم ایران است که بعد از انتخابات 1388 شدت یافته است.
اعدام فرزاد کمانگر معلم کامیاران اعدام ماهی سیاه کوچولوئی است که بدنبال کسب حق و حقیقت و دفاع از حقوق خود ومردمش بود. اشعار و نامه هایش نشان از صدق و صداقت او دارد و او عاشق صلح و دوست داشتن است. نامه هایش بما می گوید که او عاشق عاشق شدن است. معلمی مهربان که با ساده زیستن همچون دیگر آموزگاران ایرانی در منطقه ای محروم به فرزندان این مرزوبوم درس زندگی را می آموخت. آری او و چهار تن دیگر که تبارشان به مادها می رسد؛ فقط بجرم دانستن و دفاع از حقوق خود و هموطنانشان اعدام میشوند. نه بمبی در کار بوده است و نه دادگاه توانسته است چنین چیزی را ثابت کند. آنان اگر مجرم بودند، پس چرا وکلایشان و خانواده شان از روز اعدام آنان بی خبر بودند و در غیاب کسان خود به جوخه های اعدام سپرده شدند. وکیل فرزاد کمانگر و مهدی اسلامیان در اخبار 60 دقیقه ای یکشنبه شب در مصاحبه اش با بی بی سی اعلام کرد در پرونده مهدی اسلامیان و فرزاد کمانگر هیچ جرمی وجود نداشته است و ادامه می دهد که آنان بی گناه بودند و بی گناه کشته شدند.
شاگردان و رهروان امام تازیانه و دار و آنانی که سی و یک سال است به هر نحو و روشی در خدمت این رژیم به کار خیانت و جنایت مشغولند مجدداً بعد از شروع جنبش اعتراضی مردم در خرداد ماه 1388 به شکنجه و کشتار فرزندان ایران زمین وسعت بخشیده اند تا شاید مرگ حتمی و اجتناب ناپذیر خود را چند صباحی به تغییر بیاندازند.
در این شرایط که خائنین به وطن دست به کشتار جوانان ایرانی می زنند، هر ایرانی در هر نقطه ای از این زمین خاکی وظیفه دارد به اعتراض برخیزد و تماشاگر جنایات اراذل و اوباش و خون آشام حاکم نباشد. افزایش کشتار ایرانیان توسط جانیان رژیم ولایت فقیه، نشان از ضعف رژیم دارد و فرارسیدن مرگ او را پیام میدهد. سکوت ما ایرانیان در برابر این بگیر و بندها و آدم کشی ها ناتوانی و استیصال ما را به ثبوت می رساند. پس ساکت نمانیم و به کشتار فرزندان این آب و خاک اعتراض کنیم و نگذاریم بر سر هر کوچه و برزن کشورمان جوخه های اعدام برقرار شود.
در طی سی و یکسال گذشته بر بخش وسیعی از ایرانیان بطور مستقیم و غیرمستقیم از این رژیم ددمنش جنایت و گزندی وارد شده است. خشونت اعمال شده در طی دوران استقرار جمهوری اسلامی بصور مختلف بوده است. افزایش مصرف اعتیاد، افزایش روزانه طلاق و از هم پاشیدگی خانواده ها، نابودی روزمره محیط زیست، بحران سازی بین المللی، چپاول و غارت ثروت ملی، بیکاری، گرسنگی، بی بندوباری اخلاقی و رواج فساد اجتماعی و فحشاء، افزایش دروغگوئی و نیرنگ، فرار مغزها ( بر اساس گزارش صندوق جهانی پول سالانه 170 هزار ایرانی تحصیل کرده از ایران خارج میشوند)، نابودی صنایع و کارخانجات، افزایش واردات و پیش فروش کردن منابع طبیعی از جمله نفت، ورشکستگی اقتصادی و ویرانی کشاورزی ، محروم نمودن مردم ایران از حقوق خود و گسترش سانسور، تحقیر و سرکوب و شکنجه جرئی از خشونتی است که رژیم بر علیه مردم ایران بکار می برد. به قتل رساندن هموطنان ما خشن ترین نوع خشونتی است که رژیم برعلیه ایرانیان بکار می گیرد.
اگر می خواهیم بعنوان ملتی نابود نگردیم و اگر می خواهیم ایران نابود و تجریه نشود باید اعتراضات خود را تا نابودی استبداد گسترش دهیم و بر جنبش و استقامت خود بیفزائیم. زیرا هر ضعف و تسلیمی در برابر این رژیم به او امکان می دهد که بر خشونت و سبعیت خود بیافزاید و جوانان و نوجوانان ما را هم چون گل پرپر کند. و ایران و ایرانیان را به ورطه سقوط بکشاند
ایران سر زمین کورش ها، آرش ها، کاوه آهنگرها،....... و فرزاد کمانگرها نباید با سکوت ما تبدیل به کشتارخانه ای شود که هر روزش فرزادها، علی ها، مهدی ها و فرهاد و شیرین اش با گلوله ای به گورستان سپرده شوند. اگر سکوت کنیم مطمئن باشید فردا نوبت من، تو و ما خواهد بود.
اگر به مبارزات همگانی خود شتاب بخشیم قادر خواهیم بود به سلطه مستبدین خاتمه دهیم و آنان را به گورستان تاریخ بسپاریم و حاکمیت مردم را بر سرنوشت خود استوار سازیم.
تا زمانیکه استبداد بهر رنگش در ایران حاکم باشد کشتار فرزندان این مرزوبوم ادامه خواهد داشت. سکوت را بشکنیم و با مبارزه ای بی امان رژیم را نابود سازیم که پیروزی نزدیک است.
بدون مبارزه ای پیگیر و مستمر توانا نخواهیم بود رژیم جمهوری اسلامی را نابود سازیم بلکه او ما را نیست ونابود خواهد کرد و به چشم خویشتن خواهیم دید که جانمان خواهد رفت و زمزمه خواهیم کرد: من به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود.
پس همگی با هم برپاخیزیم تا بساط قتل و کشتار را از جا بر کنیم که مرگ نظام ولایت مطلقه فقیه اجتناب ناپذیر است.
منبع:پژواک ایران