انتخابات و سی سال تجربه
فرید راستگو
در اسفند ماه سال جاری انتخابات هشتمین دوره مجلس جمهوری اسلامی برگزار می گردد. درگیری و تضاد در صفوف اصولگرایان بر سر انتخابات مجلس هشتم و نتیجتاَ دور آینده ریاست جمهوری بالا گرفته است. این درگیریها مدتهاست آغاز شده اند و در حال افزایش اند. چند دستگی و تضادها در میان اصولگرایان بطور واضع بعد از کنارزدنها و کناره گیریها خود را منعکس کرده اند و نقطه اوج آن کناره گیری ذوالقدرازدولت احمدی نژاد می باشد. اصلاح طلبان تا به حال به هیچگونه اتحاد وائتلاف ملموسی نرسیده اند زیرا در درون آنان هم اختلافات زیادی است و تاره اگر رسیده باشند آیا آنان کوشش خواهند کرد تا انتخابات را به یک انتخابات آزاد و عادلانه مبدل نمایند؟. تجارب گذشته به این سئوال پاسخی منفی می دهند و هیچ ایرانی مسئولیت پذیری دولت هشت ساله اصلاحات و مجلس ششم را فراموش نکرده است.
احمدی نژاد آنقدر خرابی به بارآورده است که اکثریت دوستان و همقطارانش برای حفظ ظاهر خود ضمن تبری و دوری جستن از او در مقابل اش قرار گرفته اند. هر جناحی از حکومت که در مقابل دولت احمدی نژاد قد علم کند برنده انتخابات هشتمین دوره مجلس خواهد بود.
انتخابات مجلس هشتم بعلت چند دستگی و اختلافات عدیده قدرتمداران و گروه های سیاسی وابسته به نظام جمهوری اسلامی انتخاباتی حساس و پر ماجرا است و بزودی ما شاهد درگیریهای شدیدتر درون هیئت حاکمه و فضای سیاسی ایران وهمچنین تحولات و اتفاقات غیر منتظره در سطح روابط خارجی ایران خواهیم بود.
در این شرایط برخی از نیروهای سیاسی خارج از نظام سیاسی جمهوری اسلامی خواهان شرکت یا تحریم انتخابات می باشند. اما شرکت یا عدم شرکت در یک انتخابات چه نتیجه ای را ببار خواهد آورد.
وقتی انسان قصد انجام عملی را دارد می خواهد که عمل اش نتیجه ای داشته باشد زیرا ما عملی را انجام می دهیم که یک چیزی را بدست بیاوریم. اگرعمل ما نتیجه بخش و مثبت نباشد
دلیلی ندارد نیرو و وقت مان را برای چنین عملی هدر دهیم و عمرخود را ضایع گردانیم. برای اینکه عمل ما نتیجه دل خواهی را دربرداشته باشد باید قبل ازعمل، اطلاعات و داده هایمان را در مغز خود پردازش کنیم، یعنی این داده ها و اطلاعات در مغزمان با باورها و ایده هایمان درگیرمیشوند و نتیجه این مقابله و درگیری منجر به تصمیم ما و در نهایت عمل ما میشود. بنابراین انسانها بر اساس باورهایشان به اقدامات مختلف دست می زنند که این اقدامات نقش بسزائی در زندگی شان دارند. حال اگر تصمیمی بگیریم و در پی این تصمیم عملی را انجام دهیم که نتیجه مثبتی نداشته باشد باید به خود رجوع کنیم و از خود بپرسیم کجای مسئله اشکال داشته است. آیا داده ها و اطلاعات ما ار ابتدا غلط بوده اند یا باور ما که میزان قضاوت ما است یک جایش می لنگد. در صورت عدم رجوع به باورهایمان هر بار همان عمل را بصور مختلف انجام خواهیم داد بدون اینکه به نتیجه مثبتی برسیم . یعنی اینکه مبنای فکری ما جائی اثبات نشده اند و تصمیمات ما مبتنی بر مبانی هستند که پایه و اساسی ندارند و دارای هیچگونه استحکام فلسفی و علمی نیستند. بنا براین گفتارو کردارمان که ناشی از باورهای ما می باشند زمانی جدی بنظر میرسند و مورد احترام دیگران قرارمی گیرند که نتیجه آنان مثبت باشند.
عمر ما آنقدر کوتاه است که قادر نخواهیم بود مرتب اشتباه کنیم و مرتب تجربه را تجربه نمائیم. ما ایرانیها بارها بخاطر عدم استفاده از تجارب تاریخ مان ضربه های عظیم و جبران ناپذیری خورده ایم. چگونه است هر بار در سیاست شکست می خوریم و همان شکست سیاسی را تکرار میکنیم . این چه دلیلی را همراه دارد آیا دلیل بر آن نیست که ما ارزیابی درستی از اعمال و تجاربمان نداریم. زیرا هر بار با همان تحلیل و باورغلط همان عمل غلط را انجام می دهیم و تازه امید هم داریم عمل مان موفقیت آمیز و نتیجه بخش باشد و مردم برایمان دست بزنند و ازما هم اطاعت نمایند.
اگربررسی تاریخ ایران کار دشواری است اما بررسی تجربه 30 سال اخیربرای انسانهای جدی و مسئولیت پذیر کار چندان مشکلی نیست. متاسفانه بسیاری از مدعیان سیاسی ما از تاریخ 30 سال اخیرکشور خود درس نیاموخته اند. چگونه ممکن است انسان از شکست های پیاپی خویش که نتیجه باورهای ناصحیح اش می باشد درسی فرا نگیرد. حال برای اثبات مبحث فوق به یکی از تجارب 30 سال کشورمان می پردازیم.
اگر واقعاَ پای بند به دمکراسی ، حقوق بشرو معتقد به آزادی و حاکمیت مردم هستیم بطور کلی باید بدانیم دمکراسی عبارت است از حاکمیت مردم بر تعیین سرنوشت خودشان و انتخابات ابزاری است تا مردم بوسیله آن قادر به حاکمیت بر تعیین سرنوشت خودشان گردند. تجارب برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی از سال 1360 به بعد نشان می دهد که کلیه انتخابات انجام شده در شرایطی غیردمکراتیک وغیرآزادانه به منظور مشروعیت بخشیدن به نظام حاکم صورت گرفته اند. زیرا حکومتگران مستبد تلاش میکنند برای مشروعیت بخشیدن به خویش با حیل مختلف مردم را به صندوقهای رای بکشانند تا به افکارعمومی وانمود سازند که آنان از حمایت مردمی بر خور دارند و حکومت اشان حکومتی مردمی است.
با اینکه از تاریخ 1360 به بعد استفاده از ابزار انتخابات و شرکت در آن هیچ ثمره و نتیجه مثبتی برای مردم در بر نداشته است و همواره عده ای از آن جهت رسیدن به امیال خویش و پایمال کردن حقوق اولیه مردم استفاده نموده اند باز هم برخی از فعالین سیاسی مدعی پای بند به دمکراسی و حقوق بشر درداخل و خارج از ایران به انحاء مختلف مردم را تشویق و ترغیب به شرکت در انتخابات می نمایند .
اخیراَ 23 نفرکمیته ای به نام دفاع از انتخابات آزاد،سالم و عادلانه تشکیل داده اند و شرایط یک انتخابات آزاد و عادلانه رادر 20 بند متذکر و تشریح نموده اند که این در نوع خود عالی است . ما به این سروران محترم می گوئیم شما این شرایط را ایجاد نمائید و خود را کاندید مجلسی آزاد و نه فرمایشی گردانید مطمئن باشید مردم به شما رای خواهند داد. در غیر این صورت بطور جدی از شما استدعا داریم انتخاباتی را که نافی حقوق بشرو کرامت انسانی است وظاهراَ با افکار و عقاید شما هیچ انطباقی ندارد را تحریم نموده و آنرا مبدل به ابزاری برای دفاع از حقوق سرکوب شده تمامی ایرانیان نمائید.
تصور نشود تحریم یعنی بی حرکتی زیرا تحریم ابزاریست تا به افکارعمومی جهان نشان دهیم رژیم ایران مشروعیت ندارد و هنوز درمیان ایرانیان افرادی هستند که عملاَ و مشتاقانه به حقوق بشر، دمکراسی و آزادی احترام میگذارند. همانطوریکه اپوزیسیون پاکستان پرویز مشرف را مجبور به تسلیم نمود شما هم اگراراده کنید میتوانید رژیم جمهوری اسلامی را به تسلیم وتمکین مجبور نمائید. براستی شما چه کمتر از بی نظیربوتو ونوازشریف دارید. مردم و اپوزیسیون دمکرات و طرفدارحقوق بشرایران چه چیزی کمتر از مردم و مخالفین چاوزدارند که به او در یک انتخابات نه گفتند . آیا فرهنگ و رشد فکری دمکراتهای ایرانی و مردم ایران از مردم گرجستان که موجب استعفای ساکاشویلی شدند کمتر است. شما هم با تحریم قاطع انتحابات میتوانید موجبات دگرگونی را فراهم سازید و با چنین عملی از حمایت گسترده مردم ایران برحوردار شوید و چه بسا این عمل شما میتواند پایه گذارتشکیل صفوف منسجم مردم بسوی آزادی و دمکراسی باشد. بهیچوجه تصور نکنید کسی با گفتن اما و اگرها و با گفتار ناروشن وغیر شفاف قادر خواهد بود امور کشور را جلو ببرد و رهبری مردم را به عهده گیرد. آری عمر انسان آنقدر دراز نیست که یک شکست سیاسی را بطورمدام تکرارکند و همواره بین بد و بدتر درنوسان باشد.
اما آنانی که در خارج بسر می برند و مردم را تشویق و ترغیب به شرکت در انتخابات میکنند درفرض اول باوردارند که انتخابات در ایران بصورت دمکراتیک وآزادانه برگزار میشود پس چرا به ایران تشریف نمیبرند تا دراین کارزارسیاسی فعالانه شرکت کنند و حتی خود را کاندیدا ی مجلس نمایند زیرا هنگامیکه مردم را تشویق به شرکت در انتخابات می کنید پذیرفته اید که این انتخابات عادلانه و آزادانه برگزارمیشود. پس منتظر چه هستید بالاخره تا کی میخواهید در خارج بیانیه و اعلامیه صادر نمائید، چه زیباست که شما همدوش " مردم " همیشه در صحنه در صحنه سیاسی داخل ایران باشید.
در فرض دوم اینان باور دارند انتخابات در ایران و در ظل توجهات ولایت مطلقه فقیه بصورت غیر دمکراتیک و انتصابی برگزار میشود در اینصورت چگونه و با کدام معیار سیاسی و اخلاقی از مردم می خواهند در چنین کارزار ناعادلانه ای شرکت نمایند. شمائی که برای حقوق بشر و میثاقهای آن سینه سپر می کنید چرا مردم را تشویق به شرکت در انتخاباتی می نمائید که خود از قبل می دانید نتیجه این انتخابات و رای دادنها پوششی برای ادامه انحصار مراکز قدرت استبدادی میشود . بخوبی می دانید در اعلامیه جهانی حقوق بشر انتخاب شدن آزاد و انتخاب کردن آزاد جزء حقوق اولیه انسانها بشمار میرود، پس چگونه از ایرانیان می خواهید حق مسلم حود را نادیده بگیرند. توگوئی مردم ایران هیچگونه حق انسانی ندارند. اما مردم ایران بدین امر واقف هستند که نباید در چنین انتخاباتی شرکت جویند همانطوریکه اکثریت آنان در انتخابات مجلس هفتم شرکت نکردند. سایت رویداد در تاریخ 21/4/2004 اعلام میدارد " میزان مشارکت در تمامی شهرهای بزرگ کشور کمتر از 30 درصد و در تهران اندکی بیش از 20 در صد واجدین شرایط بوده است".
چرا مردم را تشویق به انتخاباتی می نمایید که نیرو های آزادیخواه و مردم در آن نقشی ندارند. با تکیه به کدام باور، شما انتظاردارید مردم برای عروسی ای که درآن دعوت نشده اند و ازآن بهره ای نصیبشان نمی شود جشن وپای کوبی کنند. دعوت به شرکت درانتخابات دقیقاَ چیزیست که حاکمیت میخواهد. حال اگر شما التزام به ولایت مطلقه فقیه دارید، که دارید و درآن ذوب شده اید که شده اید، بروید ایران تا از این یغما سودی عایدتان شود و هیچ ضرورتی هم ندارد مقاصد والتزام خود رادر لفاظی سیاسی بپوشانید. واقعاَ خسته نشده اید؟ مشکل شما این است که هدف را رها کرده اید و ابزار را هدف خود قرار داده اید.
آیا آنانی که می گویند در انتخابات شرکت کنید کوچکترین روزنه ای برای انتخابات آزاد و عادلانه مشاهده کرده اند، که نکرده اند، مردم را به شرکت در چه انتخاباتی دعوت می کنند. دروضعیتی که ساده ترین شرایط انتخابات آزاد وجود ندارد بهترین عملی که هم به ملت خود و هم به جهانیان نشان می دهد که دیکتاتوری مطلق بر کشور حاکم است تحریم همگانی چنین انتخاباتی است.
طرفداران استقلال و آزادی انتخاباتی را تحریم نخواهند کرد که آن انتخابات ابزاری برای اعمال حاکمیت مردم در مجلسی آزاد جهت گسترش دمکراسی وآزادی برای کشورومردم ایران باشد، مردمی که امروز مشکل مداوا و بیکاری دارند، مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی وامنیتی دارند، مردمی که مشکل فقر- اعتیاد- فحشاء و بناچار گسیختگی خانوادگی دارند، مردمی که مشکل نان- مسکن- آزادی دارند ودر کشوری بسر می برند که حکومتگران آن هیچگونه حقی برایشان قائل نیست.
منبع:پژواک ایران