جهان آفرین، شیطان و خدا
اسماعیل وفا یغمایی

جهان آفرین، شیطان و خدا
شیطان رئیس اصلی وزارت اطلاعات و امنیت خداست

آنچه را مینویسم جدی است.آنچه را میخوانید یک تجربه طولانی است، تجربه سالها و سالها و سالها و در گذر از کتابها، آدمها، اندیشه ها و جسدهای دیگران و خویشتن در زیر نگاههای خدا و شیطان. 
 
آنچه را مینویسم به آن باور دارم. شما در باور داشتن یا نداشتن آزادید. اما میتوانید به این تجربه ذهنی و نیز در بسیاری موارد عملی من فکر کنید. مدتهاست که میخواستم این را و نیز بسا تجربه های دیگر رابنویسم و این یکی از اصلی ترینهاست که به اختصار مینویسم شاید جرقه اندیشیدن در این زمینه را بزند

جهان آفرین خدا نیست! 
در باره جهان آفرین، همان خدای جان و خرد فردوسی و امثال او حرفی ندارم. این به خود من و شما بر میگردد. میتوانیم قبول کنیم یا رد کنیم.
 
پیش از انفجار بیگ بنگ چیزی معلوم نیست.بعد از آن برخی چیزها روشن است. ما از درون شعله های بیکران آتش اولین تا درخت و پرنده و عشق و آب و دوستی و بوسه و کامجوئی و صدای قناری وجماد و حیوان و گیاه حدود چهارده میلیارد سال راه آمده ایم.
 
جهان بیکران را فقط با معیار و متراژ تاریخ خونین و پر رنج بشر بر روی زمین نباید سنجید. ما ذره ای در جهانی بی انتهائیم. جهان بیکرانی که ذره ای از ان هستیم بنظر من جهانی سازمانیافته، زیبا و اعجاب آور است و ما خود گوشه ای از این زیبائی و اعجابیم   .
 
ما آزادیم. ما در کفر و ایمان آزادیم.خیر و شر بیرون از جهان ما و جائی که کرات و کهکشانها فارغ از موجود زنده با قوانین پولادین خود در حال چرخش اند بی معناست.خیر و شر  در این جهان، زمین ما جز با معیار آزار دیگر وجودها ،معنائی ندارد.
گناه معنائی ندارد.گناه پوزه بند و زنجیری است که مذاهب معمول برای پایداری اقتدار خدا و سیستم خود و افسار زدن بر ما و زبون و ذلیل کردن ما ومستحکم کردن نظم و نظام خویش و کنترل بزرگترین تا کوچکترین اعمال و اندیشه های ما  ساخته است. 
آنچه وجود دارد گناه نیست، بلکه جرم است که باعث ویرانی و بیماری جامعه و زندگی مشترک می شود و قانون میباید به آن بپردازد و بس.جرم هیچ ارتباطی به خدا ندارد و انسانها خود آن را به داوری می نشینند.
 کار حضرت خدا و عالیجناب شیطان این است که گناه را تبدیل به جرم کنند و پوست از سر همه برکنند در حالیکه مقوله گناه و جرم متفاوتند ان یکی ریشه در اسمان دارد و این یک بر زمین.
وقتی مقوله گناه به کناری برود و مقوله جرم روی میز قرار گیرد گله های عظیم مقدسین و مقدسات و مفتخورهای عرضه مذهب و در راس همه خدا و شیطان بیکاری که کاراین یکی در افکندن انسانها به گناه و کار آن یکی رسیدگی به گناهان است از کار بیکار میشوند و رفع زحمت میکنند.
 
در همین راستا اینکه جهان آفرینی هست یا نیست به خود ما برمیگردد.جهان آفرین چه در درون این جهان باشد یا نباشد به نظر من نه قابل شناخت است نه نیازی به شناخته شدن دارد و این خود بحثی مفصل و بی پایان است.
 
جهان آفرین یک مساله مذهبی نیست. یک مساله در حیطه جهان بینی و فلسفه آزاد و بیشتر شخصی است. میتوانیم رد کنیم. می توانیم بپذیریم.
 
من به هوشیاری جهان اعتقاد دارم. این یک اعتقاد شخصی است. در عین حال مثلا اعتقاد دارم جهان جز با عمومیتهایش، نه هیچ تعهدی نسبت به من دارد و نه از من حمایت میکند. این هم یک باور شخصی است.
 
در همین زمینه من خود را در زمره خانواده بی نهایت جهان میدانم. من از جنس کرات و کهکشانهای دور دستم .بر زمین من عموزاده قناری.خاله زاده اسب و الاغ و سگ.برادر درخت وفرزند خاک هستم. کبوترهای غبار آلود را فرزندان خود میبینم و از انزوایشان متاثر میشوم.این به من اعتماد میدهد. این ها چند تا از باورهای من است از این باورها بسیار دارم ولی همه شخصی است. هرگز نخواسته ام این باورها را به کسی تحمیل کنم. این از جهان آفرین . اما بروم بر سر مساله خدا و شیطان.


خدا و شیطان قبل از پیامبران وجود داشته اند 

جهان آفرین اگر باشد ناشناس است. اگر باشد همیشه بوده است ولی خدا و طبعا شیطان همیشه نبوده اند. میگویم خدا و شیطان زیرا این ها بدون هم نمیتوانند وجود داشته باشند.
 
اگر فرصت کنکاش و شناخت داشته باشیم به این نقطه خواهیم رسید که خدا وشیطان قرنها و قرنها و قرنها قبل از پیامبران و ادعاهای اسمانی آنها بر زمین، توسط کاهنان ابتدائی و در غارها و دامنه کوهها و دشتها کشف واعلام شده اند. حتی هنگامی که هنوز آتش کشف نشده بود و ما نیمه انسان بودیم.
به عقب برگردیم.
سر بر اورده از طبیعت و تنها و آواره در جهانی ناشناس و خشن و زیبا که در آن نه نظمی وجود داشت و نه قانون میزیستیم. از خرد و ریزها بگذریم. هیچ تفسیری از جهان نداشتیم اما جهان در آینه مغز رشد یافته یا رو به رشد ما منعکس میشد.آب سیرابمان میکرد، بیابان بی آب می کشتمان. درختان بما غذا میدادند. درندگان ما را میدریدند. خورشید نماد گرما و امنیت بود. شب نماد وحشت و خطر. این چنین نمادها اندک اندک به هم امیختند به دو دسته تقسیم شدند و هوشیارتران ما در طول قرنها و قرنها انها را در نخستین تئوریهای ابتدائی و ساده و سطحی خود سامان دادند و خدا و شیطان را آفریدند ،خدا و شیطان قبل از ان وجود نداشتند و ما نخستین تفسیرهای خود را از جهان در درون ذهن خود با این دو نمادباز یافتیم.ما قرنها و قرنها قبل از خدا و شیطان وجود داشتیم و این ما، آری ما بودیم که هم خدا و هم شیطان را خلق کردیم و سرنوشت خود را به دست آنها سپردیم.


خدا اگرچه شاید او نیز در طول قرنها، در بسیاری موارد با قربانی و خون از ما حمایت میکرد اما منبع حمایت و امنیت و خیر بود.آمیزه همه چیزهای خوب. درخت و نور و آب و اتش و صدها وجود دیگر و این چنین رگباری از خدایان باریدند.ویل دورانت میگوید مجموع نامهای تمام خدایان هند یک کتابخانه میشود!
 
همزمان با خدا شیطان آفریده شد، آمیزه همه چیزهای بد و شر در شیطان به هم گره خورد، سرما و مرگ و گرسنگی و بیماری و ترس و تنهائی و هزاران وجود دیگر. هزاران شیطان نیز این چنین بارش آغاز کردند.
 
 
خدا و شیطان لازم و ملزوم یکدیگرند
 
بدون شیطان خدا ناکامل میماند. اگرجهان سراسر لذت و خیر و زیبائی بود نیازی به شیطان نبود ولی درکره ما، در جهانی که رنج و خطر و مرگ و درد در آن جولان میدهد باید شیطان وجود داشته باشد تا این همه را توجیه و خدا را تبرئه کند.
 
کاهنان غار نشین در (ابتدا نیمه میمون و نیمه انسان) در خلق شیطان و خدای اولیه هوشیاری درخشانی به خرج داده اند. به آنها حتما درود بفرستیم. تمام پیامبران بزرگ نیز به آنها باید درود بفرستند زیرا اگر چه هرگز نگفتند که ریزه خوار خوان آنانند واعلام کردند به آسمان رفته و باز آمده اند اما دستاورد تمامی انان مرهون میراث عظیم قرنها قرن همان کاهنان نیمه میمون و نیمه انسان اولیه بود که به آنها امکان داد تا صدای خویش را برافرازند آنان حتی در ادعای خود مبنی بر برانگیخته شدن توسط خدای آسمانها هرگز اعلام نکردند این خدا خود دهها قرن قبل توسط همان کاهنان اولیه و با نامهائی دیگر به آسمان فرستاده شده است.
 
 
 
 
پیامبران میراث بران واقعی همان کاهنان اولیه اند
 
قصد توهین و تحقیر هیچ پیامبری در کار نیست.زیرا دردی را دوا نمی کند. هزاران سال بعد از نخستین کاهنان و پیامبرریختهای اولیه غار نشین هنگامیکه جامعه بشری در نقاط خاصی از جهان بخصوص منطقه بین النهرین و بابیلون به سطح خاصی از فرهنگ و تمدن رسید پیامبران ریز و درشت و منجمله پیامبران بسیار درشت و قابل تامل بر میراث همان کاهنان اولیه و منجمله محورهای اصلی یعنی شیطان و خدا و نه جهان آفرین مورد نظر ما اعلام رسالت و جهانبینی کردند.
 
هنر بزرگ آنان که حتما در عصر خویش اندیشمندانی دریا دل بوده اند این بود که با دست یافتن وتقطیر و تخمیر و فرموله کردن و فشرده کردن همان میراث کهن، مجموع خدایان را در یک خدای واحد و مجموعه شیاطین و نیروهای شر را در یک وجود ارائه کردند. در اینجا دهها هزار شیطان وخدا تبدیل به دو وجود با نیروی شگفت هزاران خدا و شیطان شدند.
 
ماجرای پیام رسیدن از آسمان و یا صعود به افلاک و انواع معجزاتی که به آنها نسبت داده میشود اگر از حیطه باورها خارج شویم بیشتر باعث مزاح است و به درد قصه های کودکان میخورد .جهان خود سراسر معجزه است ولی این نوع معجزات حکایتی است...

در آنزمان شناخت انسان خیالپرداز و جاهل آن روزگارنیاز به این نوع ارائه داشت ولی امروز و در قرن بیست و یکم:

اگر تمام پیامبران بزرگ با کتابهای آسمانی شان به زیر بغل بزمین می آمدند از آنجا که مجبور بودند در مقابل چشم خبرنگاران و رادیو و تلویزیون بشر خاکی معجزاتشان را ارائه کنند! کار مشکل میشد اضافه بر اینکه فراتر از معجزات اکثر آنها را، همین بشر خاکی در ابعادی بسا فراتر در زمینه های مختلف انجام داده است.تند تر از براق الاغ یا اسب پیامبر میپرد و با تلفن موبایلش به هرکجا بخواهد وحی میفرستد و بدون دعاهای بی حاصل با یک قرص اسپرین سردردش را درمان میکند و...
 
 
رسولان والامقام نیل-شکاف و مرده زنده کن،در باره پیامهاشان نیز موفقیت چندانی به دست نمی آوردند بخصوص که در موارد بسیار نظرات انسانشناسانه و جهانشناسانه اشان توسط دانشمندان رد میشد و نظرات اجتماعی شان در برخی موارد موجب میشد در اکثر شهرها و روستاها بخصوص توسط زنان تظاهرات راه بیفتد و حتی احکام کتابهایشان به دلیل گردن زدن ودست بریدن و ازدواج با دختر خردسال موجب دستگیری آنان گردد.
 
 
قصد شوخی ندارم و سخن کاملا جدی است و همین جا می خواهم تاکید کنم بسا نکاتی که در کتابهای آسمانی ! بر انها تاکید شده در الواح ترجمه شده بابلی وجود دارد با این تفاوت که مثلا نام نوح در لوحه یازدهم منظومه گیلگمش اوتنام پیشتین که جرج اسمیت انگلیسی این الواح سومری را کشف و ترجمه کرد. در این الواح بجز این بسیاری حکایتهای دیگر وجود دارد که بعدها بصورت آیه های کتابهای آسمانی بخصوص تورات و قران در آمد. پیامبران بر خلاف آنچه که میگویند انسانهای بیسواد و امی نبوده اند . آنها بخوبی میراث قبل از خود را شناخته و بخوبی از آن استفاده کرده اند ماجراهای بیسوادی و امی بودن آنها تنها برای هرچه مرموز تر جلوه دادن آنها اضافه شده است تحقیق مفصل در این زمینه میتواند شما را کاملا روشن کند. در آمد
 
 
در همین الواح نام نخستین انسان ها از آدم تا نوح، در باب های چهارم و پنجم سفر پیدایش تورات، تردیدی باقی نمی گذارد که این حکایت همان روایت سومری است که هزاران سال پیش سخن از ده پادشاهی آورده بود که قبل از حدوث توفان حکمروایی داشتند. بنابرافسانه ها سلطنت این شاهان، که همگی منصوب خدایان بودند، یکصد و بیست سارن یعنی 432000 سال، به طول انجامیده است. آخرین این شاهان قهرمان توفان بود که سومری ها آن را زی سودرا یا زیوسودرا به معنای «آن که زیستن می داند» و اکدی ها وبابلی ها او را اوتناپیشتیم به معنای «حیات را دید» می نامیدند.


بخشی از لوحه سومری در مورد توفان نوح 
زی سودرا در کنار همان دیوار ایستاده بود که ندایی شنید: 
«در کنار دیوار و در سمت چپ بایست ... 
رازی با تو در میان می نهم، گوش دار؛ 
به سخنان من گوش فرا ده: 
طبق ... ما، توفانی مراکز پرستش را واژگون می کند، و نسل بشر را به نابودی می کشد . ..؛ 
چنین است نظر و رأی مجمع خدایان. 
به فرمان آن و انلیل ... سلطنت و حکومتش [به آخر می رسد]»




هنر شگفت  سیستمهای مذهبی 
 
از دوران پیامبران درشت سیستمهای مذهبی سامانیافته و قدرتمند پدیدار شدند. این سیستمها با قرنها و قرنها کار و تلاش انسانهای هوشمند در هیئتهای کارگزاران مذهب موفق شدند تمام دستاوردهای الک شده و فشرده شده همان کاهنان انسانریخت اولیه را در هیئت تئوریهای مرتب و منظم و با کمک از همان دو محور اصلی خدا و شیطان در اذهان میلیونها و میلیاردها انسان جا بیندازند و زندگی بیرونی و درونی انها را سامان و سازمان دهند.
 
ما باور داریم ولی نمی اندیشیم. حیطه ایمان حیطه احساس است و نه اندیشیدن.ما حتی یک معجزه را شاهد نبوده ایم ولی تمام معجزات را باور داریم.
 ما قبول داریم که نور خورشید و ماه و ریزش باران بر خاک باید بیواسطه باشد ولی سئوال نمی کنیم چرا خدا نمی تواند مستقیم بتابد و ببارد و با موجودات رابطه داشته باشد و باید از کاتالیزور هزاران پیامبر و امام و نهایتا شیخ و ملا و شمن و رهبان و کشیش که اکثر آنها هم با نظراتشان مزاحم زندگی و تنفس آزاد فکری هستند بگذرد تا قابل فهم بشود!.معجزه رسیدن یک سیب بر درخت و شکفتن یک گل و گلوگاه پر ترنم پرنده کوچکی بر درخت از معجزات تمام پیامبران شگفت انگیز تر است ولی ما به اینها نمی اندیشیم ولی باور داریم پیامبر اسلام با براق به اسمان هفتم رفت و به دیدار خدا.
 
ما در ایران مثلا هرگز نمی پرسیم واقعا این همه امام و امامزاده  از کجا آمده اند وبرای جامعه ما چه کرده اند و حتی نمی توانیم جز در عالم باورهای بی پایه و یاوه بافیهای روضه خوانها و کتابهای ملایان یک معجزه کوچک از امامان را نشان بدهیم ولی سراپا اعتقادیم و ایمان داریم و جرئت نداریم از حیطه ایمان خارج شویم. ما هرگز نمی توانیم بدانیم عالیترین معجزه واقعی تمام مقدسین با مجموع کتابهایشان همین ظهور جمهوری اسلامی کنونی است و بس.
 
سیستم سازمان یافته مذهبی و سردمدارانش با توانی تحسین برانگیز توانسته اند جهان خود را به درون ما برانند و جا بیاندازند و خود ما را نگاهبانان جهل خودمان سازند و این چنین هر چه به زمان معاصر نزدیک میشویم یکدستی این دستگاه و درخشش محورهای اصلی شیطان و خدا بیشتر میشود.
 
 
 
خدا و شیطان هیچکدام وجود ندارند اما دو روی یک سکه اند
ما هرگز از خود نمی پرسیم چرا باید شیطان وجود داشته باشد؟ و این چگونه خدای تبهکاری است که شیطان می آفریند و به او این قدرت بی پایان را میدهد تا سکان شر جهان را به دست بگیرد و باعث تباهی میلیونها و میلیاردها انسان بشود در حالیکه در جهان واقعی اگر مسئول مملکتی به پدید آوردن موجودی شر در دولت خود زمینه دهد حتما محاکمه و از کار برکنار میشود!
 
ما این سئوال و دهها و صدها سئوال دیگر را از خود نمی کنیم زیرا عصاره قرنها و قرنها کار و تلاش سازماندهندگان این نگاه در خون و مغز ما جاریست و ما را فلج کرده است وساکت نگاه میدارد و حتی رهبران سیاسی- عقیدتی ما رامرعوب این منجلاب تاریخی میکند، اما اگر جرئت حرکت داشته باشیم پس از عبور از راهی دراز به این نقطه خواهیم رسید که بدون وجود شر شیطان ،خرابکاریها و ضعفهای خدا به هیچ وجه قابل تفسیر و قبول نیست.خدا و شیطان، [از میلیونها خدا و شیطان هزاران سال قبل گرفته تا خدای تقطیر شده و واحد] جز دو روی یک سکه نیستند که هر روی سکه پشتیبان و نگاهبان روی دیگر است.
 
خدای خلق شده توسط کاهنان اولیه به شیطان نیاز دارد.به اصلی ترین مسئول وزارت اطلاعات و امنیت و سرکوب خویش تا بتواند از دهها هزار سال قبل تا همین امروز،هم همه شرها و کاهلیها و ناتوانیهای خود را به ریش او ببندد و خود از زیر بار مسئولیت در برود و هم با وابسته کردن میلونها انسان به شیطان بتواند به سرکوب هر اندیشمند و متفکر و خرد ورز برود واقتدار مرام و مسلکش را حفظ کند و آتش جهنمش را به سوختبار گوشت و استخوان فروزان دارد.
فراتر از این صحنه پر ادبار و مضحک و مسخره سلاخی انسان توسط خدا و شیطان، جهان آفرین را اما نیازی به شیطان نیست.
جهان آفرین خود جهان بی پایان است و امیخته با همه چیز و نخستین هدیه او «جان»حیات و هستی است و همراه با آن «خرد».
 خدا وشیطان هیچکدام مگر در توهمات کاهنان نیمه انسان و نیمه میمون اولیه و میراث بران هوشیارشان وجود ندارند ،نهراسیم و از زیر این بار ننگین چندین هزار ساله برخیزیم و توهم چرکین خدا و شیطان را از خویش برانیم.  آنچه هست جهان آفرینی ست کهفراتر از اندیشه و در امیخته با اندیشه و محور هوشیاری و خرد و زیبائی اندیشه  ادامه را به کلامی میسپارم که هزار ساله است ، کلامی از فردوسی بر پیشانی شاهنامه.  

به نام خداوند جان و خرد 
کزین برتر اندیشه برنگذرد 

خداوند نام و خداوند جای 
خداوند روزی ده رهنمای 

خداوند کیوان و گردان سپهر 
فروزنده ماه و ناهید و مهر 

ز نام و نشان و گمان برترست 
نگارندهٔ بر شده پیکرست 

به بینندگان آفریننده را 
نبینی مرنجان دو بیننده را 

نیابد بدو نیز اندیشه راه 
که او برتر از نام و از جایگاه 

سخن هر چه زین گوهران بگذرد 
نیابد بدو راه جان و خرد 

خرد گر سخن برگزیند همی 
همان را گزیند که بیند همی 

ستودن نداند کس او را چو هست 
میان بندگی را ببایدت بست 

خرد را و جان را همی سنجد اوی 
در اندیشهٔ سخته کی گنجد اوی 

بدین آلت رای و جان و زبان 
ستود آفریننده را کی توان 

به هستیش باید که خستو شوی 
ز گفار بی‌کار یکسو شوی 

پرستنده باشی و جوینده راه 
به ژرفی به فرمانش کردن نگاه 

توانا بود هر که دانا بود 
ز دانش دل پیر برنا بود 

از این پرده برتر سخن‌گاه نیست 
ز هستی مر اندیشه را راه نیست 
14 آوریل 2016 میلادی

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*نعلیات. چند رباعی
*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها