السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
اسماعیل وفا یغمایی

 

یکم
محرم است و کشورهای شیعی یا شیعه دار مشغول عزا داری اند.
 
**
دوم
هزار و چهارصد و چند سال پیش جنگی میان دو گروه از همسایگان عرب  سامی نژاد ما در صحرای کربلا درگرفت که در این جنگ سپاهیان خلیفه وقت یزیدبر نیروی اندک حسین فرزند علی ابن ابیطالب پیروز شدند و نوشته اند شقاوت زیادی به خرج داده اند.در جنگها و کشتارها نقل و نبات پخش نمی کنند از آنزمان تا امروز هزاران بار جنگها و کشتارهای وحشیانه تر صورت گرفته و میگیرد و شقاوتهای جنگ کربلا و کشتار حسین فرزند علی و خانواده و نزدیکانش البته دردناک و تراژیک است
 
سوم
 
یزید پسر معاویه خلیفه وقت بود و امام حسین فرزند آخرین خلیفه مسلمانان.اینکه حسین فرزند علی، امام بود یا نه برای شیعیان معتقدش،واضح است که امام بود وامامت حق او بود.برای من این مسئله روشن نیست یعنی در حقیقت روشن است.نمیدانم خود حسین چه فکر میکرد ولی من:
 
- گفته های آخوندهای شیعه  از خوب تا بد از عمامه دار یا کراواتی را قبول ندارم. قبول ندارم و با تحقیق میدانم آنها دروغ میگویند و تاریخ آخوند ساخته ما اقیانوسی از دروغ و خرافه بیش نیست باید انرا یکسره بقول ملاها به مبرز ریخت وسیفون را کشید.
 
- من نمیدانم خود آن شهید بزرگوار چه در باره خود فکر میکرد.قبول داشت امام است و از غیب حمایت میشود یا نه؟ ولی من معتقدم امام حسین واقعی با معیارهای روزگار خود( و نه این روزگار و معیارهایش) انسان شجاع و خوبی بود ولی این امام حسین کنونی از همان قرن دوم هجری ساخته  تمام و کمال آخوندهاست و نیز مقوله امامت او و یک اقیانوس چیزهائی که به او نسبت میدهند یاوه است و واقعیت ندارد.
 
- متاسفانه این سند که میخواهم به آن اشاره کنم در دسترس من نیست (اگر کسی دارد برای من بفرستد) ولی یادم هست سالها قبل در نشریه دبیره سندی از راهبان مسیحی مستقر در سوریه (که وقایع را در دفترهای خود در خلوت صومعه ها ثبت میکردند) معاصر امام حسین بودند نشر شده بود که نشان میداد در آن روزگار این جنگ واقعه ای کوچک در میان جنگها و کشتارهای متعدد آنزمان بوده و چندان انعکاسی نداشته و در طول هزار و چند صد سال آخوندها موفق شده اند امام حسین واقعی را تبدیل به امام حسین کنونی بکنند.
تاریخ حقیقی به روشنی میگوید که بجز اولین و دومین وسومین امام شیعه که بنا بر شرایط سیاسی اهل شمشیر بودند سایر امامان در صلح و آرامش و در سازگاری با حکومتهای وقت روزگار گذراندند و اهل جنگ وستیز نبودند.  امام چهارم پس از کشتار مدینه و ... توسط یزید با او قرارداد امضا کرد امام حسن خلافت معاویه را پذیرفت ، امام صادق با خلفای عباسی رفت و آمد داشت و لقب صادق را فکر میکنم خلیفه منصور به او داده بود و بر این منوال. اینها بنظر من بد نیست انها در زمان خود مشکلات خود و جامعه را میدانستند و آنطور که می فهمیدند رفتار میکردند.
آنان که اهل جنگ و ستیز بودند شاخه های دیگر مثل شیعیان زیدی و اسماعیل و.. بودند و ماجرای مبارزات امامان شیعه که اکثرا انسانهای خوشنام و محبوب و اهل مدارا و بخشنده ای بودند ساخته آخوندهاست.آخوندها   ساختند و ماهم باور کردیم ودر یک اقیانوس دروغ و جهل اسیر شدیم. در این زمینه بجاست اگر مشتاق دانستن هستیم  اثر استاد احمد الکاتب تاریخ سیاسی شیعه را حتما بخوانیم.در روی سایت دریچه لینک این کتاب ارزشمند وجود دارد.
 
چهارم
امام حسین در این زمینه مقصر نیست او کارش را کرد و رفت ولی بعد از او اخوندها موفق شده اند حسن فرزند علی را تبدیل به یک امام بکنند پس میگوئیم امام حسین. و بر این پایه موفق شده اند:
 
- امام حسین را از یک شخصیت تاریخی معمول و بسا در زمینه تاثیر تاریخی در ایران، پائین تر از به نظر من از بابک خرمدین و آریو برزن و خیلی های دیگر،فقط و فقط به مدد قدرت و جادوی مذهب و جهل و خرافه های مقدس مردم، تبدیل به یک اسطوره بسیار بسیار عظیم بکنند. در این اسطوره سازی، حتی اسب امام حسین و شتر خواهرش زینب  را   ارزشمندتر از برجسته ترین شخصیتهای تاریخ ایران یعنی کسانی امثال بابک و یعقوب و ستار و باقر و مصدق نموده اند. 
بروید و از یک شیعه معمول معتقد بپرسید آیا دکتر محمد مصدق در نزد خدا ارجمند تر است یا ذوالجناح اسب  امام حسین مطمئنا خواهد گفت نعل ذوالجناح به تمام تلاشهای مصدق در ملی کردن صنعت نفت میارزد.
 
- آخوندها موفق شده اند امام حسین را از نو بسازند و بدرون زندگی عاطفی و قلبها و احساسات مردم ببرند.
 
-آخوندها موفق شده اند افسار آخرت و امید میلیونها میلیون تن را و بهشت و جهنم معتقدان را به دست امام حسین بسپارند.
 
- آخوندها موفق شده اند امام حسین را از یک شخصیت تاریخی تبدیل به یک قدیس نموده و چنان او را از دسترس دور کنند که فقط باید او را پرستید و نباید بعنوان یک انسان به او فکر کرد
 
- آخوندها موفق شده اند بنیاد عقل و منطق میلیونها شیعه را چنان در برابر امام حسین ویران کنند که شمشیر و قمه به دست بگیرند و بر سر و سینه بکوبند وجهانی خلق کنند که وسعت آن چندین برابر منظومه شمسی است و ملتی که خود در طول قرنها و قرنها فلاکتهائی غم انگیز تر از عاشورا و کشتار کربلا را تجربه کرده و میکند خود را و تاریخ و فلاکت و بدبختی خود رافراموش کند و به دیگری بیندیشد.
 
- آخوندها موفق شده اند به مدد اهرم امام حسین بسیاری از خرابکاریهای مذهب و خود را بپوشانند و نیز به نوعی بیشعوری و بیسوادی مذهبی دامن بزنندتا به مدد امام حسین ملت حتی بیخیال سایر زوایای مذهب باشند و بخش اعظم ذهنشان را ماجرای کربلا پر کند
 
- آخوندها موفق شده اند ..... و بسیار بسیار موفق شده اند و بمثابه آموزگاران واقعی مردم در زمینه مذهب به مدد ماجرای کربلا گله های انسانی را آنطور که میخواهند هی هی کنان و روضه خوانان در دشتهای تاریخ بچرانند و و منجمله فارغ از توطئه استعمار و ضعفهای ملی ما به مدد همین مساله بعنوان نوعی فرهنگ سیاسی شده سرانجام سی و شش سال پیش مسند قدرت را اشغال کنند و ایران را به روزگاری بکشانند که شاهد انیم.
 
- آخوندها موفق شدند مساله امامت را از یک مساله در هر حال سیاسی و اجتماعی به یک مسئله ارثی و خونی تبدیل کنند و البته از مجلسی تا خمینی و از نمیدانم چه کسی در قرن دوم وسوم هجری تا رجوی پذیرفتیم  «  رهبری» طبعا  حق خونی و ارثی   امامان شیعه بوده و باید انرا از حلقوم غاصبان بیرون کشید و با این تئوری مسخره  من واقعا نمیدانم اگر امامت این چنین است چرا نباید مطیع فرزندان خونی علی و فاطمه و طبعا پیامبر اسلام یعنی خمینی و خامنه ای بود و چراباید علیه آنان دست به مبارزه مسلحانه زد؟ لطفا به این مساله فکر کنیم و به آن جواب دهیم !
 
پنجم
 
قبلا هم نوشته ام باز هم تکرار میکنم. برای من:
 مردم ایران به تمامه دارای احترامند و بخاطر آنان زندگی خود را مثل هزاران تن دیگر به توفان سپردم ولی بسیاری باورهای مردم برای من دارای هیچ احترامی نیست  و بزبان معمول صنار نمی ارزد ،چون قرار نیست ما شعور خود را تابع مظلومیت و نفهمی فلان هموطن نا آگاه و بیسواد و یا باسواد جاهل آخوند زده بکنیم.
 
قبلا هم نوشته ام باز هم  تاکید وتکرار میکنم.
بیرون از فرهنگ آخوندی و باورهای میلیونها مسلمان که اگر میلیاردها هم بشوند باورهای نادرستشان برای من بعنوان کسی که کوشش میکند بفهمد، هیچ ارزشی ندارد  اعتقاد من این است، فارغ از مردم ، که برای تغییر درست آنها نیروی یک دولت دموکراتیک و نیرومند و حمایت فرهنگی او از اندیشمندان و گذر یکی دو نسل لازم است تا بر این اقیانوس کثافت و خرافه غلبه یابیم،عنصر اندیشمند بایدهر چه سریعتر  از این دایره خرافه و خفت خارج شود.
 
من ، من نوعی،نیازی به جاودانه شدن . نیازی به شفاعت امامامان شیعه و مقدسین عالم،نیازی به بهشت، نیازی به بخشش خدای امام حسین و گدائی رحمت .نیازی به هیچ چیز و هیچ پیامبر و امامی ندارم من معتقدم نه تنها نیازی به شفاعت از چنین خدائی ندارم حتی معتقدم اگر چنین خدائی وجود داشت یک معذرت بسیار بزرگ به مفهوم خدا  در فرهنگ پاکیزه انسانی، مفهومی که با خیر و زیبائی و محبت آمیخته است بدهکار است چون این خدای ارتجاعی براستی مفهوم متعالی خدا را مورد تطاول قرار داده و آنرا با انواع رذائل و بیرحمی ها آمیخته است و قرنهاست توده های بشری را در وحشت و هراس و جهل فرو برده است و بمثابه قطورترین زنجیر بشارت و وحشت همه را اسیر سلطه اهریمنی خود کرده است. ترس، جهل، وحشت، عذاب، شکنجه،و امثال اینها ابزارهای وجودی، بتی  است که بر جهان اندیشه نسلهای ما فرمان رانده است. همین جا تاکید کنم اگر شیطان از فرمان چنین خدائی که ملایان منادیگر آنند سر برتافته باید ایمان آورد که او نخستین انقلابی تاریخ هستی ومعصومترین تهمت خورده تاریخ مذهب است و باید بیادش ستونها برپا کرد و شرح شجاعتش را سرود.
 
 من  به نوعی این ماجرای شفاعت و گناهشوئی را نوعی ننر بازی آخوندی- مذهبی و سوء استفاده از ضعفهای انسانهای هراسان مذهبی معمول میدانم 
گناه کنید تا توبه کنید
توبه کنید تا شفیع لازم داشته باشید
به سوی شفیع بروید تا
 بخشیده شوید
بخشیده شوید تا به بهشت بروید
 و..... کار و بار ما سکه شود!
من در این رابطه  میپرسم:
 چه کسی این مقام را به شما داده که میخواهید منت بر سر ادمها نهاده شفیع   بشوید؟! مگر در اینجا نیز همه چیز انتصابی است؟ دیگر اینکه من به آن نوع گناهانی که اکثر مومنان از آن وحشت دارند و ملایان از وجود آنها پروار و خوشحال اگر مزاحم زندگی کسی نباشد نه تنها احتیاج به شفاعت ندارم بلکه به آنها بعنوان گوشه هائی ازتجربه ها،رازها،و زیبائیهای زندگی انسانی خود افتخار میکنم پس لطفا زحمت کم کرده و به سراغ دیگری بروید.
در میان این همه قدیس و شفیع و پیامبر و امام تنها و فقط،گاهی که بیاد پدر و مادر اساطیری خود آدم و حوای عریان و نافرمان، آن یک با سیمای درخشان و مردانگی قادر و پیکیری زیباتر از ساخته های میکل آنژ،و این یک با گیسوانی تا کمرگاه و زنانگی سرشار زیبائی و جذابیت و طراوت و  میافتم، آنان که سر از فرمان تافتند تا انسان باشند وآزاد باشند و بر هم بتازند و ببینند و بدانند و در پیشگاه رهبر عقیدتی کل هستی به هبوط زمینی محکوم شدند. بر آنان درود میفرستم و احساس میکنم میتوانم آنها را دوست داشته باشم و زمزمه کنم:
چه پر شکوهم من
فرزند شمایانم
پاهایم زمین را تسخیر میکند
و دستهایم اسمانها را به چرخش در خواهد آورد
من به هیچکدام از امامان و پیامبران و قدیسان نیاز ندارم  و وقتی میگویم من، یعنی ما .
من نیاز به شناخت و شعور و فهم برای شستن خود از جهل و خرافه دارم و بس. در این مسیر حتی اگر خدائی جاودانه وجود داشته باشد و من انسانی  فنا پذیر باشم خود را «جزئی هستی مشترک عدم و وجود در فراخنای هستی بی پایان» میدانم و سپاسگزار آن نیروئی هستم که مرا بین دو عدم لحظه ای به وجود آورد تا پهنای درخشان کهکشانها را بنگرم، با مغز خود بیندیشم، ببینم، ببویم، بچشم،حس کنم،برای آزادی بجنگم، اشتباه کنم و اشتباه خود را دریابم، بخوانم و بدانم ، درآفتابها و تاریکی ها و آبهای جهان شنا کنم ،از لذت وهم و خیالپردازی بهره ور شوم، این همه پدیده را ببینم و حیرت کنم و به اعجاب ایم، متناقض شوم،مومن و کافر شوم،  لذت بوسیدن لبان و طعم پستانهای زنی راکه انسان است ولی نه مثل من  و لذت کامجوئی را دریابم و خود را در درون او برویانم وشاهد اعجاز او وخود باشم هنگام که هردو در وجودی واحد قد میکشیم، بترسم ،شجاع باشم ،صدای بادها را بشنوم،میوه ها و علفها را بچشم   حیوانات را ببینم ودر پایان بفهمم که درخت و گیاه و حیوان برادران و خواهران و اقوام منند و جنس من با دورترین کهکشانها یکی است و در تاریکی شب وقتی تنهایم نام خورشیدها و کهکشانها را بر زبان آورم و احساس کنم تنها نیستم،از جوانی عبور کنم وافقهای مرموز و خسته و لذت بخش پیری را بسپرم وپس از چندی چشم بر هم نهم وسپاسگزار و خسته بیارامم و به عدم باز گردم .
 در این مسیر و در آغاز بازگشت به عدم، مطمئنا آخرین کلام من  نه درخواست شفاعت از مقدسین ! بل سپاس از هستی است چون من خود جزئی از اویم و سرشار اعتماد و ایمان به این هستی بی پایان و نه خرافه های مشتی ملای گندیده که نجاسات خود را بعنوان خدا بر هفت اسمان مالیده اند و جهان درونی میلیونها تن را از گند و عفونت پر کرده اند.
 من اینهار ا میخواهم و میلیونها چون این را. اگر هستی به من میگفت تو به دنیا میائی تا یک سیب را ببینی و یک مورچه را که از درخت بالا میرود و بعد باید بمیری حتما قبول میکردم . من این چنین جهان را باور دارم و سر برشانه اش نهاده ام.
 آن خدائی که شوم من چاکرش
دستکش بوسم بمالم پایکش
وقت خواب آیم بیاندازم براش
رختخواب و صاف سازم متکاش
سر گذارم روی کتفش کاندر آن
غرق گردش صد هزاران کهکشان
بی هراس و ترس بوسم روی او
اندکی بازی کنم با موی او
آنکه من را داد در دشت وجود
خلعت هستی و امکان شهود
چون رفیقی سرکنم با او به درد
قصه از شبهای تلخ و تار و سرد
 بانگ الحمد من، بر سجاده نیست
جز ز بوس یار وجام باده نیست
ای خوشا مستی ویا رب یا ربی
چشم بسته لب نهاده بر لبی
آنکه در لبهای گلگون زنان
مستتر فرمود لبهای جهان
زین سبب من بوسه با لبهای یار
میزنم بر هستی آن کردگار
 آنکه درچشمان هر جانانه ای
کرده پنهان گوشه ی میخانه ای
آنکه پیش از عاشقان عشق آفرید
کرد در هر ذره ای آنرا پدید
تا برقصد کهکشان در کهکشان
این جهان از جاودان تا جاودان
آنکه هستی نی زاو، هستی هموست
هر بلندی اوست هر پستی هموست 
[زندگی را دوست دارم چونکه اوست
مرگ را هم،چون تنم انداخت پوست
چون برآید بالهای جان من
بی نهایت، میشود کیهان من]
آنکه هرکو، هرچه باشد جمله او 
هم سکوت هستی و هم های و هو
(از مثنوی گربه نامه)
 من اینها را نیازمندم ،این را، و نیاز به هیچ امام و پیامبر وشفاعتی ندارم تا عمری در جهل و خرافه زندگی کنم و با ترس و سودای جاودانگی و اینکه سیدی عرب تبار شفاعت مرا بکند چشم بر هم بگذارم
 
قبلا هم نوشته ام
 
امام حسین سیدی شجاع ومحترم است وهرگز نباید به او بی احترامی کرد ولی در این معرکه عظیم تاریخی که آخوندها بر پا کرده اند میپرسم:
ما میتوانیم باز هم باورهای خود را حفظ کنیم ولی واقعیت تاریخ اگر چه قرنها پوشانده شود خود را اندک اندک می نمایاند. در زمان حکومت پدران هر دو طرف( امام حسین و خلیفه یزید)، یعنی خلافت امام علی و نیز حکومت جبارانه معاویه این حقیقت در کوره آزموده شده بود وایران باج و خراجگزار هر دو امام و خلیفه عادل و جابر بود و هویت فرهنگی و تاریخی اش پایمال امپراطوری اسلامی بود. می توانیم فارغ از دنیای باورهای مذهبی بطور جدی به این مساله بیندیشیم که در سرنوشت ایران در معرکه جنگ میان آل علی و آل معاویه چیزی نصیب ایران و ایرانیان نمیشود، اگر باور نداریم تاریخ و اسناد تاریخی پیش روی ماست برویم و بخوانیم و بدانیم. عاشورای سال شصت و یک هجری در رابطه با فرهنگ مذهبی مردم و تاریخ مذهب و بخصوص شیعیان قرار دارد، جنگی است میان دو گروه از مسلمانان غیر ایرانی، جنگی است میان دو جناح از مسلمانان ( خاندان علی و خاندان معاویه، امام حسین امام گروهی از مسلمانان و خلیفه یزید ، خلیفه بخشی از مسلمانان و امپراطور قلمرو اسلامی در سال 61 هجری) که بدون تردید هر کدام که پیروز می شدند در سرنوشت ایران بزنجیر کشیده شده تغییری حاصل نمی شد، یعنی:
 
* ارتش اسلام ایران را تخلیه نمیکرد،
*ممنوعیت زبان پارسی لغو نمی شد،
*مالیاتها و جزیه ها برداشته نمی شد،
*آتشکده ها فروزان نمیشد،
* آئین کهن زرتشت باز نمی گشت
*میکده ها گشوده نمیشد،
*ممنوعیت موسیقی لغو نمیشد،
*حجاب و برقع لغو نمیشد
*برده ساختن ایرانیان و فروختنشان ممنوع نمی گشت
* زنان و کودکان اسیر به سرزمین خود باز نمی گشتند
مطمئنا هیچکدام از اینها اتفاق نمی افتاد زیرا در دوران سرور امامان شیعه علی اتفاق نیفتاد.هیچگاه اتفاق نیفتاد و نخواهد افتاد. آئین تحمیل شده به ایرانیان:
 تا در قالب تحمیلی خارجی بود، ودر آغاز حمله به ایران خود را نشان میداد جز غارت و سرکوب و فرهنگ کوبی وبردگی و بدبختی برای ایران و ایرانی و به گند کشیدن و نابودی زیبائیهای ملتی هزار و پانصد ساله چیزی به ارمغان نیاورد.
این ائین چون تبدیل به عنصری درونی شد ،وبدون تعارف، این ائین و دین چون ازکمابیش از صافی فرهنگ ایرانیان گذشت اگر چه قابل تحمل تر شد،و تبدیل به عنصر درونی و فرهنگی گردید، چه در قالب شیعه قبل از قرن نهم هجری و چه در قالب شیعه دولتی پس از صفویه،  جز جهل و خرافه و بدبختی و ترس و وحشت و فلاکت برای ما به ارمغان نیاورده است.آئینی که در وجه غالبش با رسم و مرام خمینی و خامنه ای روبروئیم و در وجه مغلوبش با خرافات و ترهاتی کسانی که اگر چه ادعای آزادی و عدالت دارند اسیر همان استفراغات و خرافات آخوند ساخته اند و در مرداب خشک دستاوردهای احمقانه و خود خواهانه خود گیر کرده اند. برویم و به این بیندیشیم.منصفانه بیندیشیم.
 
من بعنوان یک انسان که انسان و زمین را به رسمینت میشناسد عرب و فارس و ترک  و لر و کرد و اسیائی و اروپائی و امریکائی برایم معنای انسان را تداعی میکند ولی در آخرین بار در سال 1998 میلادی در آخرین دیدار از عراق برای شرکت در جلسه شورای ملی مقاومت موقعی که منشی شورا مرا برای سفر به کربلا و زیارت امام حسین فراخواند عذر خواستم و نرفتم. زیرا بدون اینکه انکار کنم تصویر امام حسین بعنوان یک علوی شجاع در ضمیر من تصویری مثبت و زیباست ولی نیازی به زیارت او و ذخیره شفاعت برای آخرت در خود نمی یافتم و نرفتم. بقول شمس تبریزی. (نقل و برداشت به مضمون) چون پوزش خواهی دربرابر خود زانو بزن و از خویشتن لطمه دیده خود پوزش طلب و نه هیچکس دیگر
با آرزوی اینکه همه بدانیم و خود را برکشیم و نهراسیم و شخصیتهای تاریخی را درست ببینیم وبشناسیم و بطور واقعی به آنها احترام بگذاریم 
 
اسماعیل وفا یغمائی
جمعه اول آبان نود چهار خورشیدی
نه محرم 1437 هجری
23 اکتبر 2015 میلادی
--------------------------------------

منبع:پژواک ایران

اگر عضو یکی از شبکه‌های زیر هستید می‌توانید این مطلب را به شبکه‌ی خود ارسال کنید:

facebook Yahoo Google Twitter Delicious دنباله بالاترین

   نسخه‌ی چاپی  

اسماعیل وفا یغمایی

فهرست مطالب اسماعیل وفا یغمایی در سایت پژواک ایران 

*ترانه من بازخواهم گشت(آواز شیپورها)
*قصیده سفر
*سمبل رحمت
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*پولاد و فرهنگ
*زنده باد ما!
*دعا
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*از رباعی‌ها
*سه عاشقانه
*به بهانه تولد هفتمین امام شیعیان موسی ابن جعفر
* آنان که تنها نگران خود بودند
*درود بر مردم!زنده باد کورش
*روضه خوانهای قدیم و جدید و بشارت زنده بودن شیر!
*السلام علیک ومع السلامه یا ابا عبدالله
*کسی جان خود را نمی بوید
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*با همگان.....(مانیفست)
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*سلسله امویان و سیمای واقعی معاویه و یزید بخش دوم
*آیا متناقض نمیشوید؟
*هیچ ایم ما شاعران!
*سلسله امویان و سیمای واقعی یزید و معاویه
*تمامیت ارضی !
*به خاطره شاپور بختیار
*کلمه بی معنای انسانیت
*جهنم همین جاست باور کنیم
*خمینی مرد ! خمینی زنده است
*معنای واقعی دیوث را ازمردم بپرسید
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران.
*سر ميزند دوباره خورشيد مهرباني
*قـصـیده شـهرها
*یادداشتی برای یک هموطن آذری
*از مادر خویشتن الی مادر خاک
*تغییر قبله خواهم داد!
*در ستایش حجاب
*گرامی باد روز کارگر.پتک اهنکوب محرومان شود عمامه کوب
* خطابه متناقض و مغموم اول ماه مه
*در باره سفر یا دزدیدن صبری حسن پور در ترکیه و دو گزارش
*شهیدانیم ما
*شهادت اعضای مرکزیت مجاهدین ، چند نکته و یک سئوال
*مرگ تبعیدی
*پیش از آزادی
*جهان آفرین، شیطان و خدا
*رباعی‌های نوروزی
*بهارانه خزانی
*نوروزی دیگر
*جشن چهارشنبه سوری خجسته باد. سرود آتش مقدس باستانی
*شكوه يك خاطره در ستايش دكتر محمد مصدق
*تمثيل حكيم اصفهانى ماجراى مرد بقال و حكايت انتخابات ملايان
*امامزاده
*در ستایش ارتداد
*به به از آفتاب عالمتاب
*شاه شاه و خمینی خمینی است
*درود بر گلنسا! سلام بر داش ابرام!
*مرگ. بخش چهارم رساله تائودا
*ای مقصد حقیقت. در بدرقه عباس محمدرحیمی
*در سفر عباس رحیمی. جانی بی جسد و نه جسدی بی جان
*سقوط و یادداشتی برای علی خراشادی
*نوشته سقوط و تعدادی سئوال از نویسنده
*میزند سر از البرز، آفتاب آزادي
*مسیح وهمه چیز فقط روی کاغذ.
*نوئل و پایان سال میلادی خوش.عاشقانه زمستانی
*به هیچ وجه تعجب نکنید
*آخر سال و کمی مغز تکانی! که غم انگیزید !
*غزل های یلدا
*سر بالین فقیهی بیدار
*غزل.یکشب اگر...
* شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
* قصیده کوچه باغی
*حرفهای درست و دوربینی ستایش انگیز رئیس جمهور مقاومت !
*ظهور دوباره ضعفر جنی
* زمزمه ای بر گور ساعدی. ترانه های مرگ
* چكامه برای کشتگان راه آزادی شهیدان قتلهای زنجیره ای
*خدافروشان
* کلاه از سر بر میگیرم
*آزادی ئی میخواهم که بنوشمش
*آش کشک خاله مریم وپاسخی کوتاه به بیست و چند مقاله! بخش اول
* با ناخدا
* ملت! ملت! همیشه سردار
* تمام ماجرا. یک مقاله، یک سند و چند لینک
*در ضرورت دشنام دادن و یک شعر؛ بیشرفم بیشرفم بیشرف
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*باز هم کشتار و نقش آفرینی تیغه های قیچی جنایت
*موقعیت امام حسین از مبارزه اش با یزید سرچشمه نمیگیرد بلکه در پایه ناشی ازامامت اوست
* منظومه کاروان.در سوگ شهیدان اشرف
*یاداشتی کوتاه بر یک مقاله؛
* العشق اکبر
* دو غزل پائیزی
*موسیقی و آواز در دیدگاه اسلام. پیامبر وامامان شیعه
*زمزمه‌ای با «مرضیه»، در پنجمین سالگرد سفر آن عزیز
* سرود مهرگانى
*کعبه منو حاجی
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*خزانی
*هنوز هجوم ادامه دارد
*سرود مهرگانى
*و خویشتن را بنگر.....
*خدا و انسان(غزل) ا
*از زمزمه‌های ولگردی پیر که ترانه هم می‌سرود
*شاعر رسمی شعرهایش را میخواند
* چه بر جای مانده است؟
*هیچ ایم ما شاعران!
* چهار رباعی
*العشق اکبر. غزل
*آخرين ترانه‌ي دو زناكار
*غزل.در کوخ تنفروشان
*در جواب یک رفیق سابق لر
* امامزاده
*قصیده تلخ معرفت
*آخوندها! آخوندها
*کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
*آدمی بسیارست
*حجر الاحمر(سنگ سرخ)
*شاملو شاعری جهانی - گفتگوی با اسماعیل وفا یغمائی
*دو مرثیه
* کرد را میکشند اما کرد زنده است
*تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيد فطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باد
*اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*عریضه شماره دوم ب. فراهانی و چند نکته
*نگاهی به زندگی و روزگار ابوالحسن يغما جندقی
*غزلی از گذشته ها در سال 1349و ماه رمضانی در هفده سالگی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره19. در باره «تیمور نبی» پیغمبر اخیر الظهور در تاجیکستان و رعایت انصاف
* بیزارتر از داعشیان....
*دو ملودی
* کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من
*در رد ارتباط تاریخساز«حاجیه فاطمه اره» باوزیر مقتول قائم مقام فراهانی
* غزل رمضان
* فقط دوازده خط و نیم .شماره18. «پدودینی» ممنوع است!
*با تمام رهبران
* کتیبه ای بر دیوار تاریکترین شب
* من هم استحقاق دعوت به ویلپنت را داشتم
*اگر پرچم آزادى...
*نعلیات
*جنبش! پانزده خرداد و بلاهت ما
* غزل. خدای عاشقان
*خدا و انسان(غزل)
* فقط دوازده خط و نیم .شمارها 15 چرا خدا را باور داریم؟
* در ستایش تاختن
*ساقي نامه
*سه عاشقانه
*اگر عشق گناه است
*دو سر قافان
*تقطیر و تغلیظ یک گنداب در یک قطره
*آینه‌ها (۲)
*آینه
* غزل فراچکیدن
* نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
* زیباترین جنگاور جهان
* ابوسعید ابی الخیر عارف انساندوست
* قـصـیده شـهرها از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*غزل
* عاشقانه در ماهور
*شش عاشقانه
*فقط دوازده خط و نیم و گاهی بیشترک. شماره 14. لطفا از الله و پیامبر بزرگوارش بپرسیم
*عاشقانه. چو گسیو میگشائی
*فقط دوازده خط و نیم .شماره ۱۳ اسلام دموکراتیک مطلقا وجود ندارد
*فقط دوازده خط و نیم .شماره12تئوری آیه الله وحید و زیر سئوال رفتن قران
*فقط دوازده خط و نیم .شماره11 بزرگترین شاهکار آخوندها
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 10.و جناب آقای مقلب القلوب والابصار
*نوروزی دیگر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 9نوروز پیروز شکست ناپذیر
*فقط دوازده خط و نیم .شماره 8 مهیب تر از مبارزه مسلحانه نبرد فلسفی است
*فقط دوازده خط و نیم. شماره ۶ و ۷ ؛ سرگذشت الله بخش‌های یک و دو
*غزل جهانخدائی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
*در باره رابطه حضرت حدث اصغر با جناب شقیقه
*فقط دوازده خط و نیم .اگر شیطان خدا بود؟. شماره 5
*فقط دوازده خط و نیم در باره اعتقاد شماره 4
*تماشا کنید!با داعش تاریخ تکرار میشود و ما می توانیم بدانیم
*فقط دوازده خط و نیم (1)روز جهانی زن ربطی به رقیه و سکینه و فاطمه و... ندارد
*هشت مارس وسه غزل در ستایش زنان ایران
*هشت مارس .ماجرای سرودن ،سرود کاوه میهن، سرود زن و یادی از مرضیه
*ترا دوست دارم ای محبوب
*تو زیبائی ای میهن من
*آغاز و پایان جهان
* خدائی تازه خواهد زد هستی
*میزند سر از البرز آفتاب آزادی
*به به از آفتاب عالمتاب
*لبان تلخ تو
*کمی هم لبخند و ارامش و یک ترانه. حاجی خیلی پیدا میشه تو دنیا
*مثنوی گربه نامه.
*آقایان! چند مترش باقی مانده. دقت کنید.
*ماجرای پیرمردی 120 ساله که قبل از پدرش متولد شده است
*چی بودیم؟ چی شدیم!! چی میشیم؟عکسی از مرحوم ملک عبدالله در دانشگاه نور
* یاداشت اسماعیل وفا یغمائی و اطلاعیه جدید کمیسیون شورای ملی مقاومت در مورد فرا خواندن به اقامه دعوا
*یادداشتی برای دوستان
*با من بیائین. از مجموعه شعرها و نوشته های خانه خانم مکنزی شماره 3
*دیباچه و در باره بلیندا مکنزی
*می توانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*بعدا بیشتر توضیح خواهم داد شماره 2
*دایناسورها
*سفر تلخ بی بازگشت کعبه
*ضریح
*مرگ بر مصداقی اما زنده باد مصداقی
*عاشقانه زمستانی
*بیاد هوشنگ عیسی بیگلو . در نیستی شناورم و کیف میکنم
*چه مقتدرند مردگان از مجموعه منتشر نشده آتشکده)
* مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
* غزل های یلدا
*منظومه نيايش نوئل
*امامت ملت و نه هیچ امام دیگر
*غزل در ستایش ترکان ودرذم تجزیه طلبی!
* بهانه زیستن.غزلیات بی تاریخ
*شعری به یاد و برای یاران دلاوردانشگاه
*قصیده یائیه در سرنوشت فقیه و ولایتش
*پیش از آزادی
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس .کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهاردهم)
* ز بهر ما زخدا دشنه ای بر آوردند
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سیزدهم)
*بعد از این شبانه ها
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام (قسمت دوازدهم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت یازدهم)
*عاشقانه
*در برکشیدن شمشیر مینائی علیه همنشین بهار
*لبان تلخ تو
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*درستايش رسالت
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا ( قسمت دهم )
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت نهم )
*شهر من باز به گل بشکفی و روح بهار
*الا یا ایها الساقی
* قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*مزموزما جهانست با آیه های روشن
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا(قسمت هشتم)
*غزل تازه. هوای تازه کجاست
*مرگ تبعیدی
*درکارگاه صبح
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت هفتم)
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت ششم )
*در این هوا که منم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت پنجم)
*اى آزادى
*در ژرفا! بیاد محسن امیر اصلانی
*سرود مهرگانى
*خــزانی
*قـصـیده شـهرها - از مجموعه چهار فصل در طبیعت سوم
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت چهارم)
*لبان تلخ تو
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت سوم)
*كي مهر خرد از دل شبگير برآيد
*با داعشیان
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس کوششی برای تماشای روزگار و سرگذشت حقیقی و زمینی امام رضا (قسمت دوم)
*چاووشی قصیده چاووشیه نونیه جمهوریه اسلامیه
*نیایش
*«خارجه نشین!»
*سیمای تاریخی و حقیقی یک قدیس. اسماعیل وفا یغمائی(قسمت اول)
*مرثیه
*بیزار تر از داعشیان....
*تائودا، پرنده کوچک و ببر مهربان.قسمت های اول تا چهارم
*آینه
*الا یا ایها الساقی
*چند سفارش به نویسندگان فرامایه
*ملت! ملت! همیشه سردار
*عاشقانه
*غثیان (استفراغ)
*واق واق سگان به زیر مهتاب جلیل
* تبريك حافظ به مناسبت فرا رسيدن عيدفطر و سخنى چند از هنوز هم تنهائى حافظ
*هانا آرنت هم اطلاعاتی بوده است
*سؤال
*با ناخدا
*اندر گسسته شدن بند دهان و بند تنبان
*دعا
*در ارتباط «زنده یادگودرزی» با «شادروان شقایقی»
*شاید آینه ای لازم باشد
*در ستایش ارتداد
*تاملاتى آزاد، ناكافى،ساده وپراكنده در باره مذهب و لامذهبى
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*سبیل هم سبیل مقاومت!
*زنده باد شکاف!
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*کاردها می‌گریند
*.شباهتها. عاطفه اقبال. مسیح علینژاد
*کی بود کی بود من نبودم
*یک شب اگر
*با مشکل پیامبران چه باید کرد
*جنبش!پانزده خرداد و بلاهت ما
*در قلب مردم
*بخوان كه ابر سيه پاره پاره خواهد شد
*چرا حیرت میکنیم! باور کنیم!
*خوشاسپیده دم سرخ
*بازنویسی و خوانشی تازه از ترانه قدیمی یکی یه پوله خروس. زنده یاد جواد بدیع زاده
*با گوش‌های کر
*«بوي جوي موليانم آرزوست»
*غزل یک شب اگر...
*ساقی نامه
*برای شما متاسف و غمگینم
*عشق
*خطابه متناقض ومغموم ومه آلود اول ماه مه
*سرود انترناسیونال سرودی که همیشه پاکیزه است
*باز هم لیبرتی و باز هم جان ساکنان لیبرتی
*طعم روشنائی
*تجربه
*یادنامه بیستمین سالگرد سفرکمال رفعت صفائی(ک. صبحگاهان). شماره 1
*هوای تازه کجاست
*وقتی همه چیز فراموش میشود
*گوی مقدس
*قصیده سنگشار
*چه انتظار ؟بهاري نميرسد از راه
*نوروز من توئی
*بسوی بهار
*خوابم به گل نشست و بهار آمدم به خواب
*هوا شكفت و به جان جهان شراب چكيد
*بهار عبا پوش
*نوروزتان خوش باد
*سرود نوروزی آتش مقدس باستانی
*به پیشواز بهار؛ غزل‌های بهاری شماره شش تا ده
*آنکه عالم همه مست است ز رنگ وی و بویش
*در خلوت زاهدان اثنی عشری
*عاشقانه عریان بهاری
*غزل بهاری شماره یک
*ترس سیاسی
*آواز کولی‌ها
*بازخوانی پنج نوشته به مناسبت سرکوب مجدد درویشان ایران توسط ارتجاع حاکم
*مکاشفه
*پنج غزل عاشقانه. پیشکش به اهل دل و عشق
*خدائی تازه خواهد زاد، هستی
*درباره مقوله امام وامامت وامامواره ها درتشيع!
*اگر روزی واقعا انقلاب شد
*عاشقانه در ماهور. برای ایران. برای تمام مردم ایران
*آلترناتیوی که از دفاع درست و توضیح عاجز است
*هوای تازه کجاست
*کتیبه ای بر دیوار تاریک ترین شب
*میتوانیم فرض کنیم کمپ لیبرتی جابجا شده است !
*اجلاس دو روزه شورا ی ملی مقاومت و دو کلمه از مادرعروس
* در بدرقه رضا مرزبان
*زیرا باد می‌وزد
*نگران مباش!
*اگر مرگ نبود
*پنج مکاشفه
*برای مزید اطلاع و شناخت؛ شاهکار هنری جدید گروه «فنان ابو محمد»
*عاقبت نيم شبي مست زره مي‌آئي.از دفتر غزلها
*مسیح را تعریف کنید انشاءسال 2013 میلادی
*تسلیتی تکراری و بیفایده! و یا تبریک
*در دفاع از قهرمانان در زنجیر ویکی دو نکته در مورد ایرج مصداقی
*سه سروده .طعم روشنائی
*نيايش نوئل
*مژده! سر زد از البرز، آفتاب آزادي
*غزل های یلدا
*آواز شیپورها( من باز خواهم گشت)
*و حدیث پیرامونیان هفت حصار
*پایان اعتصاب غذا. تبریک عام، و تبریک خاص! به آقایان قصیم و روحانی !
*نگاهی به هستی شناسی مولاناجلال الدین محمد بلخی
*ابراز نگرانی
*غزل.
*معجزه! و شرمنده از بی ایمانی خود
*دعا
*هنوز سرودتان را مى خوانم
*سه گفتگو در باره شانزده آذر اسماعیل وفا یغمائی. م. ساقی
*در ستایش تاختن
*هفت حصار
*یک درخواست و یک جواب و نظر شادروان استاد معین
*درخواست از دوستان
*واژگونانیم برچنگک به قصابان بگو
*اعتصاب غذا خبر جدید
*دیریست، دریغا
*بیماران عقیدتی
*محبت نیست جز در ده نشینان!
*اما باران خواهد بارید
*لطفا در باره امام حسین دهانتان را ببندید
*غزل.در کوخ تنفروشان
*ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*آخرین دیدار و گفتگو با مرضیه
*چند شعر در زندگی و مرگ ابراهیم آل اسحاق
*ساختار ، واشاره ای به ماجرای سعید جمالی
*و دیریست، دریغا؛ درنظاره چهلمین روز اعتصاب غذا
*اگر مرگ نبود
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
*سر بالین فقیهی بیدار؛ نگاهی گذرا به برخی سایه روشن های زندگی آیه الله منتظری
*در خیل خائنان
*آتش تاریک
*یاداشتی در باره درد نامه استاد حمید رضا طاهر زاده!
*اگر پرچم آزادی...
*پیش از آنکه کشتار ششم انجام گیرد
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*منظومه کاروان- در سوگ شهیدان اشرف
*من این سوگ بزرگ را هرگز نمی‌توانم هضم کنم
*از زورخانه خواجه خضر تا زورخانه سیاست وچرخ قجری یاداشتی بر یاداشت آقای جلال گنجه ای
*عق ام گرفته است (برای ایرج مصداقی)
*باز هم تهدید
*در معنا و مفهوم بند از بند جدا کردن
*الا یا ایها الساقی
*باور کنید اعضا و هواداران مجاهدین گوسفند نیستند
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*اى آزادى…
*دوستان سابق! بخود آئید
*با اسلام عزیز چه باید کرد و چه نباید کرد
*مراد علی و مرید علی تاملی در پدیده مراد علیگری ومرید علیگری در سیاست
*به یاد شهید راه آزادی علی امیر کبیر یغمایی
*من باب اطلاع..برهای تازه باغ!
*پاسخ به دو سئوال و وقتی ته قضیه بالا می‌آید
*تداعی ها طرحی از سیمای یک مجاهد و یادی از مهدی افتخاری
*باز خوانی یک نامه(پاسخ نامه اول خانم اکرم حبیب خانی) و درنگی بر برخی نکات
*اطلاعیه. ممنوعیت پخش آثار من از رسانه های مجاهدین و شورا ورسانه های وابسته
*نامه خانم اكرم حبيب‌خاني به كميسر عالي حقوق بشر
*توضیحی بر یک یاداشت دیگر
*پنج نامه
*یک نامه و مشتی خاطره. اسماعیل وفا یغمائی
*یا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۲
*آیا اکرم حبیب خانی زنده است؟ ۱
*چاووشی
*دردناک، مضحک، خطرناک
*تو پایدار بمان ای تمامت ایران
*معنای کلام هستی
*واقعیت تاریخ ایران و دیدگاههای آقای بنی طرف
*آیا می شود حرف زد؟
*
*مسیح را تعریف کنید
*به پایان میرسد ای دوست هستی
*شانزده آذر: چهار گفتگو در باره جنبش دانشجوئی
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*بن بست تن شکست و فراخای جان رسید
*در درگذشت احمد قابل
*از زمزمه های ولگردی پیر که ترانه هم میسرود
*رباعیات؛ ای تازه فقیه سخت دیر آمده ای
*اگر مرگ نبود
*جماع الوداع ووداع الجماع
*پیش از آنکه ساکنان اشرف کشتار شوند به یاریشان برخیزیم
*نگذاریم یعنی نگذارید بچه های اشرف کشته شوند
*حقیقت ساده
*تخم اشتباه
*سخنرانی در مقابل کشتزاری که گاوها در آن میچرند
* در رازهای پیروزی و دوام مقام معظم بی زوال ولایت
*باور، تناقض و یک مسئله هندسی
*با تمام رهبران
*فرمانده فتح الله.در بدرقه مجاهد قهرمان فرمانده و چریک ارتجاع سوز مجاهد مهدی افتخاری
*چهار خرداد
*توجه به چند نکته ساده
*منظومه کاروان
*به بهانه سخنان دکتر هزار خانی و سخنی با خانم رجوی
*ننگ و نفرت بر قاتلان فرزندان مجاهد و مبارز مردم ایران
*تاملاتی ساده و پراکنده در باره مذهب و لامذهبی
*گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی( قسمت چهارم)
*شانزده آذر: گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی(3)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی با اسماعیل وفا یغمائی(2)
*شانزده آذر، گفتگوی م. ساقی، با اسماعیل وفا یغمائی
*یادداشتی بر یادداشت همنشین بهار
*من باب اطلاع
*مرگ می آید که ما را نو کند
*مگر راهی جز مردن؟
*آی ابراهیم....
*ابراهیم آل اسحاق به معبود پیوست
*فرهاد هم به خواب شیرین رفت
*خاتون (به یاد مرضیه)
*غزل در خاکسپاری مرضیه بی مرگ
*در بدرقه بانوی بزرگ تبعیدیان و پناهندگان سیاسی، مادر کوشالی
*خداینامک (بخش نخست) تاملاتی پراکنده در باره مفهوم خدا
* سفرت خوش ستار!
*تجربه
*موجودات فضائی و نظرات پرفسور هاوکینگ بنده!
*ماجرای نقاب و برقع و صدور کثافات مکتبی
*در شانزدهمین سالگرد سفر کمال رفعت صفایی
*«درس شناخت» ، «همبستگی ملی» و اهالی «آواتار»!
*چند خاطره ومن بلوچها را دوست دارم
*بکوشیم! واگر نه بفکر «تعدادی رهبر» باشیم
*مقداری توضیح واضحات...
*یا زلزلت الزلزال!، یا اخرجت الاثقال!
*سر بالین فقیهی بیدار
*یاداشت و توضیحی کوتاه
*میخ محکم اسلام عزیز و واگذاری آن به مردم
*ملایان بر لب باغچه نعنا!
*دواسلام متضاد! یا مسلمانان متضاد؟
*هفت شعر تازه
*در رهائی از میان فک تمساح وپس از آن
*پایان ماه رمضان بر روزه داران و روزه خواران مبارک باشد
*مراد علی و مرید علی
*در زیر قناره های قصابان
*در چگونگی انواع ایستادن و نشستن و خوابیدن
*کودتای پاسداران و ایرانی تحت حاکمیت نظامیان؟!
*کجا ایستاده ایم؟
*قبل و بعد از اعتصاب غذا و برخی نکات
*عاشورای ایرانی و نگاهی به برخی چشم اندازها
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف (بخش دوم)
*از سه شنبه تا شنبه و نگاهی به حدیث خونین شهر اشرف
*دو شعر برای شهیدان اشرف
*قصیده میر حسینیه موسویه
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر-گفتگوهای سری دوم - قسمت دهم
*رهبران کجایید
*این یه انقلابه
*نه ! «ندا» نمرده است
*بپاس حرمت و شرف ملت ایران
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت ششم (ادامه زنان)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت پنجم زنان
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر- قسمت چهارم
*اگر روزي واقعا انقلاب شد
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۳)
*گفتگو با اسماعیل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۲)
*گفتگو با اسماییل وفایغمایی، شاعر ، نویسنده و پژوهشگر (۱)
*در مقدارکی تامل کردن در عمق قضایا و توجه به سر کلفت قضیه!
*ماجرای سخنرانی خاتمی و داستان کربلائی اسلام و آغوش باز ایران
*در باره آخوندها آخوندی قضاوت نکنیم
*یک سئوال و یک پاسخ در باره فریدون آدمیت
*گفتگو با اسماعیل وفا یغمایی در موضوع مذهب، حکومت مذهبی، قدیسان و....
*شاه ، شاه! و خمینی، خمینی است!
*آی آدمها