PEZHVAKEIRAN.COM تقی رحمانی و تطهیر ماشین کشتار
 

تقی رحمانی و تطهیر ماشین کشتار
حسین ملکی

تقی رحمانی، فعال ملی‌ـ‌مذهبی، در برنامه یوتیوبی «زیرپیراهنی» با اجرای اکبر کرمی (۱۱.۰۲.۲۰۲۶)، در توجیه کشتار مردم معترض می‌گوید:

«وقتی نیروی مسلح احساس می‌کند مورد حمله قرار گرفته، شلیک می‌کند… درست است که جنایت می‌کند، اما شلیک می‌کند که نمیرد.»

این جمله، چکیده‌ی تمام منطق خطرناک اوست: تبدیل قربانی به مقصر و قاتل به مدافع.

رحمانی با این استدلال، همان روایت رسمی جمهوری اسلامی را بازتولید می‌کند؛ روایتی که چهار دهه است برای توجیه سرکوب، شکنجه و کشتار به کار می‌رود. در این منطق، مردم معترض «مهاجم»‌اند و نیروهای مسلح «مدافع». نتیجه روشن است: هر جنایتی مشروع می‌شود.

رحمانی می‌گوید با جمهوری اسلامی مخالف است چون «اسلام را خراب کرده و ایران را نابود می‌کند». اما این سخن، نه نقد بنیادین، که ادامه‌ی توهم دیرپای ملی‌ـ‌مذهبی‌هاست: نگرانی برای «سرنوشت اسلام سیاسی» پس از ۴۷ سال فاجعه. گویی هنوز هم مسئله، نجات اسلام است، نه نجات انسان.

او چنان سخن می‌گوید که انگار نه دهه شصتی بوده، نه کشتار ۶۷ را دیده، نه کوی دانشگاه، نه قتل‌های زنجیره‌ای، نه جنبش سبز، نه دی ۹۶، نه آبان ۹۸ و نه جنبش زن، زندگی، آزادی را. اما این ناآگاهی نیست؛ این انتخاب آگاهانه‌ی چشم بستن است.

رحمانی بهتر از بسیاری می‌داند که جمهوری اسلامی هر زمان احساس خطر کند، از پیش برای کشتار برنامه‌ریزی می‌کند. تجربه‌ی ۶۷، آبان ۹۸ و ده‌ها نمونه دیگر گواه همین حقیقت است. کشتار دی‌ماه ۱۴۰۴ نیز نه واکنش لحظه‌ای، بلکه جنایتی سازمان‌یافته بود. مردم بی‌سلاح بودند؛ آنچه رخ داد، دفاع از خود در برابر گلوله بود، نه «حمله به مراکز حساس».

اما در روایت رحمانی، باز هم مردم مقصرند.

او پا را فراتر می‌گذارد و پای «موساد» را وسط می‌کشد؛ دقیقاً همان ادبیات رسمی رژیم برای پاک کردن رد خون از دستان خامنه‌ای. سپس رضا پهلوی را مسئول کشتار معرفی می‌کند. اینجاست که پروژه‌ی تطهیر قاتل و متهم‌سازی مخالف کامل می‌شود.

رحمانی چند هفته پیش از رضا پهلوی می‌خواست فراخوان بدهد تا وزن سیاسی‌اش روشن شود. اکنون که مردم به آن فراخوان پاسخ گسترده داده‌اند، همان فراخوان را تبدیل به «بی‌مسئولیتی سیاسی» می‌کند. مشکل واقعی اما چیز دیگری است: شوک از دیده شدن یک آلترناتیو واقعی توسط مردم.

کنشگر سیاسی شریف، پیش از هر چیز، در برابر حقیقت مسئول است. اما رحمانی در تمام این گفت‌وگو می‌کوشد سهم خامنه‌ای و نظامش را در کشتار مردم کاهش دهد و تقصیر را به گردن «دیگران» بیندازد.

چرا؟
زیرا سقوط این رژیم، به معنای فروپاشی پروژه‌ی فکری و سیاسی جریان ملی‌ـ‌مذهبی است؛ جریانی که چهار دهه فرصت داشت آلترناتیو بسازد و نتوانست.

این بار مردم خود تصمیم گرفتند. و این، برای بسیاری، تحمل‌ناپذیر است.

متأسفم؛ نه برای تقی رحمانی، بلکه برای خودمان که هنوز باید شاهد بازتولید چنین منطق خطرناکی در لباس روشنفکری باشیم.

منبع:پژواک ایران