مقایسه رفتاری
حسین ملکی
در خبرها آمده است که «شاهزاده رضا پهلوی، طبق روال دیدارهای همیشگی خود با ایرانیان از طیفهای گوناگون سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، با جمعی از هموطنان کرد ایرانی نیز دیدار و گفتوگو داشتهاند.» در کنار بازخوردهای مثبت به این دیدار، مانند همیشه عدهای نیز از سر مخالفت و گاه دشمنی واکنش نشان دادند و این هموطنان کرد را با الفاظی چون «جاش» و «زبالههای راندهشده از احزاب» خطاب کردند که نمونهای از آن را میتوان در تصاویر بالا دید.
هدف این نوشتهٔ کوتاه صرفاً مقایسهٔ رفتاری میان کسانی است که شعارهای زیبا و دموکراتیک سر میدهند؛ نه «نصیحت» است و نه تلاشی برای تلطیف فضای سیاسی در میان اپوزیسیون، چرا که وضعیت بهمراتب پیچیدهتر از آن است که با چنین نوشتههایی بتوان تغییری در آن ایجاد کرد.
در فرهنگ زبان فارسی، «جاش» چنین تعریف شده است:
«جاش» (Caş) واژهای در زبان کردی است که معنای تحتاللفظی آن «کرهالاغ» است. این واژه در ادبیات سیاسی و عامیانهٔ کردستان بهعنوان اصطلاحی توهینآمیز برای اشاره به مزدوران، خائنان یا افرادی بهکار میرود که علیه منافع کردها و در همکاری با نیروهای مخالف آنان فعالیت میکنند.
در معنای سیاسی و استعاری، این اصطلاح به کسانی اطلاق میشود که در ازای پول یا امتیاز، به سود دشمن و علیه منافع ملی و هویت کردی عمل میکنند. علت کاربرد این واژه، تحقیر افرادی است که از نظر فکری و سازمانی به بلوغ نرسیده و برای ادامهٔ حیات به حمایت قدرتهای بیرونی وابستهاند.
افزون بر این، در توصیف رفتاری این حیوان نیز آمده است که «کرهٔ الاغ معمولاً در جلوی مادر حرکت میکند.»
حال باید پرسید: دیدار جمعی از هموطنان کرد با آقای پهلوی چه تعارضی با «کردهای مخالف نظام» داشته است؟ آیا صرف گفتوگو با یکی از چهرههای شاخص اپوزیسیون—کسی که در طول فعالیت سیاسی خود اقدامی علیه هموطنان کرد انجام نداده و تنها بر تمامیت ارضی ایران تأکید کرده است—میتواند مصداق «خیانت» یا «مزدوری» باشد؟ این دیدار چه منفعت مالی یا سیاسی برای این افراد داشته که چنین برچسبهایی به آنان زده میشود؟
از سوی دیگر، هنگامی که آقای پهلوی در بیانیهای نسبت به تحرکات برخی احزاب کردی—که به گفتهٔ ایشان «سابقهٔ همکاری با رژیم اسلامی و رژیم صدام داشتهاند»—هشدار دادند، بدون آنکه نامی از حزب یا سازمان مشخصی ببرند، برخی از این احزاب بلافاصله خود را مخاطب دانستند و واکنش نشان دادند. پرسش اینجاست: موضع همین احزاب و گروهها در قبال اتهاماتی که اکنون به دیگر کردها وارد میشود چیست؟
ممکن است گفته شود اظهارات افراد، حتی اگر در حمایت از احزاب و گروههای کردی باشد، لزوماً به خود آن احزاب مربوط نیست. این سخن در اصل درست است. اما در عمل، گاه دیده میشود اگر فردی—حتی در دورترین نقطه این کره خاکی—به نام حمایت از آقای پهلوی به مخالفان او توهین کند، مسئولیت آن مستقیماً متوجه ایشان دانسته میشود و انتظار واکنش فوری وجود دارد. با این حال، آقای پهلوی بارها در مواضع رسمی و گفتوگوهای عمومی چنین ادبیاتی را محکوم کردهاند. آیا احزاب کردی نیز حاضرند صراحتاً این نوع رفتارها را محکوم و طرد کنند؟
بر پایهٔ منطق کسانی که صرفاً بهدلیل یک دیدار، دیگران را «جاش» مینامند، در قیاسی قابل تأمل، مذاکرات و گفتوگوهای افرادی چون قاسملو و شرفکندی با حکومت وقت را چگونه باید ارزیابی کرد؟ میدانیم که سرانجام آن گفتوگوها به بهای جان آنان و همراهانشان تمام شد و به شکلی خشونتبار به قتل رسیدند.
همچنین در خبرها آمده است که پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، بار دیگر نوعی همکاری و همسویی سیاسی میان حزب دموکرات کردستان ایران و سازمان مجاهدین خلق شکل گرفته است. با همان منطق پیشگفته، این همکاری را چگونه باید نامگذاری کرد؟
احزاب کردی بارها بر مفهوم پلورالیسم (کثرتگرایی) تأکید کردهاند. اما این پرسش مطرح است که این مفهوم در عمل چگونه تعریف میشود؟ دیدارهای آقای پهلوی با طیفهای مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و قومی، نشاندهندهٔ رویکردی کثرتگرایانه است. در مقابل، واکنش بخشی از فعالان کردی—که به هموطنان خود بهخاطر چنین دیدارهایی برچسبهایی توهینآمیز زدهاند—این تردید را ایجاد میکند که یا اساساً به کثرتگرایی باور ندارند، یا آن را بهگونهای محدود و درونگروهی تعریف میکنند؛ گویی این مفهوم تنها در چارچوب جامعهٔ کردی معنا دارد و تعامل با دیگران—حتی بدون تعارض با منافع کردها—مستوجب اتهام است.
از این رو، احزاب کردی لازم است روشن کنند که برداشتشان از کثرتگرایی چیست. اگر این همان برداشت است، چرا؟ و اگر چنین نیست—که به نظر میرسد نیست—موضع آنان در قبال این اتهامها و توهینها چیست؟
در نهایت، این پرسش باقی میماند که چرا صرف یک دیدار، چنین واکنشهای تند و اتهامزنیهایی را برانگیخته است؟
رفتار و موضعگیری احزاب و جریانهای کردی در قبال این مسئله، میتواند معیاری سنجشگر برای میزان پایبندی آنان به شعارها و ادعاهایشان باشد.
منبع:پژواک ایران
