فریدون زرین کمر
ع. تنها
ای سینه سرخ های سفید .
پرنده های پر امید .
شما به ضحاک نوک زدید .
نوک زدن رو خوب بلدید .
زنجیر ها رو پاره کردید .
ضحاک رو بیچاره کردید .
نرفتید پی آب و دون .
رفتید دنبال فریدون .
ضحاک خواب های شوم میدید .
پر شما رو اون میچید .
شما پریدید اون بالا .
گذشتید از ابر سیاه .
شما که خورشید رو دیدید .
تن به سیاهی نمیدید .
با نوک هاتون نور آوردید .
پرده شب رو دریدید .
تا چشم مردم باز شد .
گریه هاشون آواز شد .
تا برگرده بار دگر .
فریدون زرین کمر .
چون خشک شده باغ وطن .
پر شده از زاغ و ذغن .
شما برای این وطن .
خرد کلان و مرد و زن .
آتش گرفته سوختید .
درس وفا آموختید .
شما میخواندید کو به کو .
تا خانه نتانیاهو .
از کورش خواندید و یهود .
از ان حکایتی که بود .
گفتید که : الوعده وفا .
حالا شده دور شما .
کمک کنید به فریدون .
تا ضحاک رو بکشه اون .
کاری که فریدون میکنه .
ضحاک رو بیرون میکنه .
فریدون زرین کمر .
دوباره مانند پدر .
ایران رو آباد میکنه .
ملت رو باز شاد میکنه .
ع . تنها
به امید پیروزی انقلاب ملی ایران
منبع:پژواک ایران