PEZHVAKEIRAN.COM چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
 

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من
سیمین بهبهانی

دلم گرفته ، ای دوست! هوای گریه با من

گر از قفس گریزم کجا روم ، کجا من؟

کجا روم که راهی به گلشنی ندارم

که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من

نه بسته ام به کس دل نه بسته کس به من دل

چو تخته پاره بر موج رها رها رها من

ز من هر آن که او دور چو دل به سینه نزدیک

به من هر ان که نزدیک از او جدا جدا من

نه چشم دل به سویی نه باده در سبویی

که تر کنم گلویی به یاد آشنا من

زبودنم چه افزود ؟ نبودنم چه کاهد؟

که گویدم به پاسخ که زنده ام چرا من

ستاره ها نهفتم در آسمان ابری

دلم گرفته ، ای دوست هوای گریه با من


بانوی غزل ایران
سیمین بهبهانی

منبع:پژواک ایران