جای حضور فریاد است
سیمین بهبهانی
هرچند دخمه را بسیارخاموش و کور می بینم
درانتهای دالانش یک نقطه ی نور می بینم
هرچند پیش رو دیواربسته ست راه بر دیدار
درجای جای ویرانش راه عبور میبينم
هرچند شب دراز آهنگ نالین زمین و بالین سنگ
درانتظار روزی خوش دل را صبور می بینم
تن کم توان و سر پردرد پایم ضعیف و دستم سرد
درسینه لیک غوغایی ازعشق و شور می بینم
گرغول در شگفت از من پاس گذر گرفت از من
با چشم دل عزیزان را از راه دور می بینم
من کاج آهنین ریشه هرگز مبادم اندیشه
برخاک خود اگر موجی از مار و مور می بینم
طوفان چو در من آویزدناکام و خسته بگریزد
از من هراس و پروایی در این شرور می بینم
هر جا خلافی افتاده است جای حضور فریاد است
من رمز کامیابی را در این حضور می بینم
هشتاد و اند من، با من گوید خروش بس کن زن
گویم خموش بودن را تنها به گور می بینم
دوازده فروردین 1389
منبع:پژواک ایران
