«به جز تصویرِ دوردستِ من نیست.» (نگاهی به «این بامداد خسته»)
مهدی اصلانی

وسوسه اعتبار نام احمد شاملو و تبلیغ چندروزه‌ی بی بی سی‌ی فارسی بسیاری از علاقه‌مندان شاعر بزرگ آزادی را پای جعبه‌ی جادو به تماشای مستند دو ساعته‌ی «این بامداد خسته» در برنامه‌ی آپارات ساخته‌ی فرشاد فداییان نشاند. در یک کلام این مستند بدترین اثری است که تاکنون در مورد شاملو ساخته شده و فاجعه، کم‌ترین نامی است که می‌توان براین مستند؟! گذاشت.
فرشاد فداییان هر آن‌چه از شاملو در کشکول داشته (از تصویر تا فیلم‌های بی‌ربط و خارج از متن) بیرون ریخته و با سیریش‌مال کردن‌اش نام مستند برآن نهاده. او برای به تصور کشاندن خسته‌گی‌ی بامداد شاعر دقایقی طولانی و کش‌دار دوربین‌اش را روی صورت چند روز نتراشیده‌ی شاملو و ابروی پرپشت او زوم‌کرده و یا صورت شاملو در کهن‌ساله‌گی و افتاده‌گی‌ی پوست و گوشت و صورت و غبغب شاعر را به تصویر بکشد.
فرشاد فداییان با توجه به تجربه‌اش در ساخت فیلم‌های صنعتی و سفارشی انگار می‌خواهد تبلیغ تیغ ژیلت یا ماشین صورت‌تراشی‌ی فیلیپس و کرم ضد چروک نمایش دهد. فیلم‌ساز نمی‌داند این حجم از فیلم و ماتریال را چه‌گونه باید در یک مستند جای دهد. او با انتخاب عنوان‌های من‌در‌آوردی و آزاردهنده‌ چون: شاملو در خانه، شاملو در سوئد، زبان ترجمه دشواری ترجمه، ماشین تحریر و کامپیوتر، مردم در شعر، تفسیر شعر معمای شعر و … به فیلم+‌سازی روی آورده (معادل کتاب‌سازی). در بیش‌تر لحظات این مستند بلند، فرشاد فداییان مزاحم بیننده‌اش نیست بل‌که بیننده با تماشای فیلم مزاحم حال کردن مستندساز است.
در تکه‌ای از فیلم، پس از قطع پای شاعر، آیدا او را روی صندلی‌ی چرخ‌دار و حوله‌ای در دست به دست‌شویی می‌برد. مستند‌ساز صنعتی در نقش سرگروهبان‌های دوران اجباری و خدمت وظیفه ذغال و گچ در دستان بیننده‌ می‌گذارد و با نمایش به‌ چپ چپ و به ‌راست راست مشق نظام داده تا یک وقت بیننده به اشتباه نیفتد که منزل خالق «هوای تازه» فاقد دست‌شویی است! در این سکانس تنها صدای شنیدن سیفون را نداریم که اگر می‌داشتیم دست کم این مزیت را بر موسیقی‌ی فاجعه‌بار و ویران‌گر سکانس پایانی داشت. پیکر بی‌جان شاعر که چون مومیایی اهرام ثلاثه دراز به دراز با ملحفه‌ی سفید با موسیقی‌ی اسیدی! که روان آدمی تکه‌پاره می‌کند. موسیقی‌ی جنایی فیلم هیچ سنخیتی با سرشت احمد شاملو و یا حتا سلیقه‌ی شاعر ندارد. در تکه‌ای دیگر از مستند فرشاد فداییان هنگامی که شاملو سروده‌ی «در جدال با خاموشی» را می‌خواند، آن‌را به تعزیه و پرده‌خوانی تقلیل می‌دهد. شاملو می‌گوید در برهوتی خشک. کارگردان تصویر گون و بیابان و خاک را نمایش می‌دهد. یا جایی که شاملو از بیمارستان می‌گوید کسی دو حبه قرص به حلق می‌اندازد و در جایی دیگر که شاملو سخن از قناری می‌گوید قفس زردقناری و تصویر کرکس و کفتار و …                       

افزون از این همه فیلم با یک نگاه سیاسی‌ی جانب‌دار فرجامی خنثی دارد. (به احتمال گرفتن مجوز پخش عمومی) در پایان برنامه‌ی آپارات، حسن صلح‌جو نظر چهار کارشناسِ مهمان، از جمله امید شمس را در مورد فیلم جویا می‌شود. مجری‌ی آپارت، امید شمس را «پژوهشگر مطالعات فرهنگی و شاعر؟!» از لندن معرفی می‌کند. امید شمس به مدد خط عمومی‌ی فیلم و سازنده‌ی مستند آمده و بر اساس تکه‌ای از سخن شاملو در فیلم! بل گرفته که خود شاملو هم معترف شده که چند شعر بیش‌تر نداشته و اخوان از او شاعرتر بوده(؟!). (در این‌که اخوان شاعر بزرگی است تردیدی نیست) بعد شاعر از لندن‌آمده می‌فرمایند: شاملو از نظر نظریه‌پردازی‌ی ادبی عقب‌تر از نیما بوده و از نظر شعریت نیز عقب‌تر از اخوان. علت؟ درگیری‌ی شاملو با سیاست. شاعر و پژوهشگر فرهنگی از لندن متوجه نیست و نمی‌داند یک سرایش می‌تواند سیاسی باشد و در ارتباطی مستقیم با یک رخ‌داد سیاسی خلق شود و در اوج شاعرانه‌گی هم باشد. یا بر عکس اصلا شعر نباشد. همان‌گونه که یک سرایش می‌تواند فلسفی و یا عاشقانه و یا… بوده و اصلا شعر نباشد.

 امید شمس می‌تواند از منظر سلیقه اخوان را شاعر‌تر از شاملو بداند (که می‌داند) اما نه به این اعتبار که شاملو سیاسی‌گوتر است و اخوان نه! این نگاه به شعر معیوب است. شعر حماسی‌ی احمد شاملو با نگاه به حوادث تاریخی از عصر خودش خارج شده و انسان مبارز و مبارزه را شاعرانه‌گی می‌بخشد. در شعر معاصر هیچ مبارزی زیباتر از انسان مبارز احمد شاملو خلق نشده: «نگاه کن چه فروتنانه بر خاک می‌گسترد آن‌که نهال نازک انگشتانش از عشق خداست و پیش عصیانش والای جهنم پست است» احمد شاملو در ستیز با قدرت معنای زنده‌گی‌ی خودش را تبیین می‌کند. واژه‌گانش شاعرانه‌گی مطلق دارد. تصاویرش بکر است و شاعرانه. از درگیری در سیاست شعر خلق کرده. شعر حماسی‌ی شاملو برآمده از نگاهی است که جهان پیرامون‌اش را غیرانسانی می‌داند.

حال بیایید با منطق امید شمس به داوری در مورد سرایش‌های زنده‌یاد اخوان بنشینیم. به‌راستی اگر شماری از آثار و سرایش‌های درخشان اخوان چون زمستان، قاصدک و … را از مجموع کارهای این شاعر که خالق اسطوره‌ی یأس است دربیاوریم از اخوان چه برجای می‌ماند؟ او از شکست کودتای ۲۸ مرداد شاعرانه‌گی ساخته. کم‌تر کسی را می‌توان سراغ گرفت که کودتای ۲۸ مرداد برگ بزند و بی‌نیاز از خواندن زمستان اخوان باشد. هم از این‌رو داوری‌ی امید شمس نادقیق و غیرشاعرانه است. پرداختن به داوری‌ی ناراست امید شمس، فرصت و مجالی دیگر می‌طلبد. در پایان گفته باشم: فرشاد فداییان با اتکا و مکث بر اطناب بی مورد قصد آن کرده بود از فیلم‌اش پیام بسازد. فرشاد فداییان فرصت بزرگی را سوزاند. «در این بامداد خسته». بخش بزرگی از صدای احمد شاملو حذف و شنیده نمی‌شود. «این بامداد خسته» فیلمی است سخت معیوب.                    

* تیتر برگرفته از سروده‌ی ضیافت، احمد شاملو

منبع:پژواک ایران


مهدی اصلانی

فهرست مطالب مهدی اصلانی در سایت پژواک ایران 

*پوزیسیون و ‌‌اپوزیسیون، آب‌هویج بستنی یا معجون [2021 Apr] 
*عیدنوشت: جواد وستینگهاوس و جواد یساری  [2021 Mar] 
*سکولاریسم، «فاعتبروا یا اولی‌الابصار» و خانم شیرین عبادی  [2021 Jan] 
*«به جز تصویرِ دوردستِ من نیست.» (نگاهی به «این بامداد خسته») [2020 Dec] 
*شاملو و حاج‌سیدجوادی و حکایت ۴ نامه  [2020 Nov] 
*«جانی پُراز زخمِ به‌چرک درنشسته.» (۱) نگاهی به کتاب تابوت زندگان [2020 Oct] 
*«آواز نگاه از دریچه تاریک»: روایت‌ خانواده زندانیان سیاسی از دهه ۶۰  [2020 Sep] 
*معرفی کتاب: «آواز نگاه از دریچه‌ی تاریک» منتشر شد [2020 Aug] 
*پری بلنده [2020 Jul] 
*تنها یک راه دارد  [2020 May] 
*بهر آزادی‌ی قدس از تورنتو باید گذشت [2019 Dec] 
*صبح به‌خیر عالی‌جناب قاتل!‏  [2019 Nov] 
*هنوز دردناک‌ترین ترانه‌هاشان را نخوانده‌اند *  [2019 Aug] 
*جنون را نشانی از این آشکارتر؟ *  [2019 Aug] 
* نه مُردنِ شمع و‎ ‎‏ نه بازماندنِ ساعت*  [2019 Jul] 
*شغالی که ماهِ بلند را دشنام گفت [2019 Jun] 
*«باید تماشای خود‌ویرانی انسان را از سکه انداخت»  [2019 Jan] 
*دست‌خط! نه خط‌خوردگی‌ دست. مسئله این است آقای بهکیش  [2018 Dec] 
*«بازماندگان در صف نخست دادخواهی راستین تابستان ۶۷ هستند»  [2018 Dec] 
* قاضی مقیسه سرسپرده‌ی ساطور و دارِ قاتلان است [2018 Aug] 
*هذیان تابستانی [2018 Jul] 
*درگذشت امیرانتظام دست‌کاری‌ی حافظه در روایت مخدوش [2018 Jul] 
*تکثیر زخم، گفتمان توجیه [2018 Jun] 
*فسقلی گز بده [2018 Mar] 
* فرمون کجایی که حجاریان قیصر را کشت [2018 Jan] 
*آب‌گوشتِ گربه، واگویی‌ی روایتی مخدوش  [2018 Jan] 
*می‌دانستند دندان برای تبسم نیز هست! تنها بردریدند [2017 Oct] 
* طوفان خنده‌‌ها، تمیز بمانید آقای بابک داد [2017 Aug] 
*آقای کروبی من با شما پدرکشته‌گی دارم [2017 Aug] 
*بچه‌ها بلند شین خمینی مرد!  [2017 Jun] 
* نگاهی به لقب‌سازی‌های اکبر گنجی [2017 May] 
*کسب و کارش مرگ بود [2017 Jan] 
*جعبه سیاه [2016 Aug] 
*به بچه‌های دروازه غار بگین «داش‌عباس» مُرد  [2016 Jan] 
*آقای طاهری‌پور با این کفش‌های لنگه‌ به لنگه راه به جایی نخواهید برد  [2015 Dec] 
*کاپیتان هفتاد ساله شد [2015 Dec] 
*سازمان اکثریت؛ هم‌صدایی با قدرت و «کمیسیون حقیقت‌یاب» مقام عظما [2015 Oct] 
*و حاشا این خروس را سرِ بُریدن نیست [2015 Jul] 
*نقدی بر نحوه‌ی پوزش‌خواهی بی‌بی‌سی از اکبر گنجی [2015 Jun] 
*نگاش نکن ظریفه؛ شیش نفر رو حریفه و اسکار یواشکی برای مسیح علی‌نژاد [2015 May] 
*عزیز اصلی هم رفت [2015 Apr] 
*به جای تبریک نوروزی؛ جواد وستینگ‌هاوس. جواد یساری [2015 Mar] 
*پيش‌مرگِ بهارم؛ اسفندم، از کوچه دردار تا سرزمين وايکينگ‌ها [2015 Mar] 
*به کوری‌ چشمِ شاه عکس آقا تو ماه نمایون شده [2015 Jan] 
*بدرود رفيق لب‌دوخته [2015 Jan] 
*آقای مهاجرانی ولی افتاد مشکل‌ها [2014 Dec] 
*آقای بهنود! روشن‌فکر دماسنج جامعه است نه بادنمای آن [2014 Nov] 
*حالا کو تا بهار بیاید. برویم از برگ‌برگِ پائیز گریه برچینیم [2014 Oct] 
*همیشه کسی هست تا از دریا بگوید [2014 Sep] 
*«و هنوز از چشم‌ها خونابه روان است.» آمارِ واقعی کشته‌گان تابستان 67 مهدی اصلانی [2014 Jul] 
*نام همهٔ فرزندان اسماعيل است، فروغِ جاودان. مرصاد. کشتار تابستان ۶۷ [2014 Jul] 
*از دروازه‌غار تا اشرف؛ از اشرف تا لندن [2014 Mar] 
*آوازه‌خوان نه آواز؛ شرم رقیه دانشگری و مسئولیت فردی [2014 Mar] 
*پری بلنده [2014 Feb] 
*نوزده بهمن؛ موسی خیابانی؛ سیاهکل؛ پایکوبی اکثریت [2014 Feb] 
*«نشود آن‌که بشود که نشود. امام خمینی» و آن سال وبایی  [2014 Jan] 
*پیروزی وجدان بر وظیفه. زانو زد اما تسلیم نشد [2013 Dec] 
*شگرف است! این حد خون‌سرد از جنایت گفتن [2013 Nov] 
*چيدنِ گل سرخ با تبر [2013 Oct] 
*می‌خواهم ببوسم‌ات! نشانی خانه‌ات کجاست؟ [2013 Aug] 
*یکی از قاتلین رفقایم وزیر شد. تکبیر برادران!  [2013 Aug] 
*اکبر قاتل [2013 May] 
*فردین و فروردین [2013 May] 
*اکبر شالگونی هم رفت؛ سفر به خیر مسافرِ جاده‌ی شمشیر  [2013 Jan] 
*هشت عکس فوری از آلبومی خصوصی برای ۶۷ ساله‌گی پرویز قلیچ‌خانی  [2012 Dec] 
*بند هشت، زندان گوهردشت [2012 Oct] 
*خدا، شاه، ميهن، ابرو‌کمانی سلطنت در دام‌چاله‌ی رژيم اسلامی [2012 Jul] 
*تبهکارِ تحقير‌کار اعدام بايد گردد! «آی نقی» خودت اصلاح‌طلب‌ها را اصلاح کن [2012 May] 
*رجبعلی مزروعی را با سیاهکل چه کار  [2012 Feb] 
*"تابستان۶٧، پرونده‌ای‌ست هنوز ناگشوده" متن سخنراني در پارلمان اروپا  [2011 Nov] 
*خودشيفته‌گی بدخيم، دير تشريف‌فرما شده‌ايد آقای گنجی! لطفاً ته صف [2011 Nov] 
*zoroo با خاطره و یادِ بلندِ بهروز سلیمانی [2011 Nov] 
*کجای این بازی عدالت است؟ [2011 Nov] 
*ما هنوز زنده‌ایم  [2011 Oct] 
*خاوران، تفاهمِ وجدان‌های زخمی [2011 Aug] 
*طاقت بیار رفیق [2011 Aug] 
*دروغ می‌فرمایید! شما مخالف اعدام نبودید [2011 Jun] 
*آقای کروبی هیچ می‌دانید خاوران کجاست؟  [2010 May] 
*سازمان اکثریت، اراده‌ی معطوف به قدرت برخورد با گذشته یا فرار به جلو؟  [2010 Mar] 
*احمد رشیدی‌مطلق کیست؟ [2010 Jan] 
* در گذشت آیت‌الله منتظری. بازنگرى‌اى نادقیق به یک رخ‌داد تاریخی. [2009 Dec] 
*رندان سلامت می‌کنند، جان را غلامت می‌کنند  [2009 Sep] 
*پنجم شهريور ۶۷، آغاز چپ‌کُشی در زندان گوهردشت [2009 Aug] 
*خاکستری [2008 Sep] 
*اعتراض  [2008 Sep] 
*فرزندان نسل خاکستری  [2008 Sep] 
*شامیت [2007 Dec]