الا ای شمس آگاهی ؟ از این زن های ‏زندانی ؟
شادی سابجی

الا ای شمس ! "نرگس" در میان میله های سرب و آجرهای سرما، زخمِ غم گشته،
 
نشان از غنچه های ناز را، از باد می گیرد، که دور از جانِ جان و دستِ جان گشته،
"دو غنچه" بی قرار از مامِ میهن، بامِ مادر، شام آخر، یک صدا، چون شعله ها گشته.
 
نه امیدی، به دیدارِ دیارِ آن کهن­یار است، نه امیدی، به دیدارِ رخِ آزاد و آزادی،
و گلدان ها همه پژمرده و صد شهر، به طوفان های بیماری، همه بیمارتن گشته،
چه بس هر ثانیه در آب های دور، از صدها شراب تلخ و سوزنده تلنبار است.
 
الا ای شمس می بینی ! عراق و منطقه، غرقِ عرق، پمپاژ ِخون، لبنانِ غم گشته،
هزاران کُرد کوبانی و هزاران کُرد خوبانی، به مرد و زن، سلاحی بر کمر بسته،
به فرمانِ همان سردارِ عارف، حاج قاسم خان، شبِ شلیک ها شبناله ها گشته،
و خیلِ لشگر "شاهِ جهان از روس"، در مرزی پُر از زخمی، بیامد مستقر گشته.
 
الا ای شمس می بینی ؟ "سپیده" طاقتش هم طاق و تب گشته،
و با اسبابِ صدها اعتصابِ خشک و تر، هی بینوا تن باز هم گشته،
"سپیده" با هزاران رنگِ موی مختلف در ما مکثر می شود، گشته،
گهی آبی، گهی قرمز، گهی زرد و گهی سرخ است، اما اعتراضش اعتلا گشته.
 
الا ای شمس ! آگاهی ؟ تو می دانی که "مرضیه" و حکمش، چندها گشته ؟
الا ای شمس می دانی که ایران "رتبه ی اول به زندانِ زنانِ مطلع" گشته ؟
الا ای شمس ! باور کن که بی حس، کرخت، خسته و بی حوصله گشته است،
همانند تنی مرده است این میهن، که بیهوده ادای زندگی بر او محوّل باز، هم گشته !
 
 
فرانسه – 26 اکتبر 2019- برابر با 4 آبان ماه 1398
 
پانوشت شعر:
------------------------------------------------------------------------
    در روزگاری تنفس می کنیم که مشکلات " انسان خاورمیانه ایی" هر روز فزون تر و فزون تر و فزون تر از هر روز می گردد. و این قدر درد و زخم بر جان این خاورمیانه ی خراب شده مانده است که دیگر نمی شود تقدمی میان مرهم گذاری بر این زخم ها روا داشت. کدامیک از زخم ها عمیق تر است و کدام سطحی تر. زخم های مادر وطن را باید زودتر درمان کرد یا زخم های مادربزرگمان خاورمیانه را ؟ انسان خاورمیانه ایی از این جنگ ها و درگیریهای عبث منطقه ی خاورمیانه چه کامی قرار است بگیرد ؟ چرا این منطقه ی ارزشمند نفت و گاز و انرژی جهان در گردابی از تنش و نابسامانی گرفتار شده است ؟ چرا " انسان اروپایی "و " انسان آمریکایی " از صدور اسلحه ی گرم و تجارت اسلحه به این منطقه ی ویران دست نمی کشند ؟
 
    در روزها و شبهایی زندگی می کنیم که "اعلیحضرت عثمانی رجب طیب اردوغان" به جنگ و کشتار اقوام کرد عشق می ورزد و "عالیجناب حضرت ولادیمیر پوتین" که پیشتر خون چند ده روزنامه نگار روسی به فرمانش ریخته شده است، وساطتت می کند تا اعلیحضرت عثمانی دست از کشتار کردهای کوبانی و کردهای مرز نشین سوریه بردارد ؟ یک جانی عصا کش جانی دیگر می شود. یک حاکم جانی، وساطتت می کند و شهوت جنگ حاکم جانی دیگری را تسکین می دهد. و از سوی دیگر کردهای سوریه به " بارگاه ملکوتی و علوی جناب قصاب خون بشار اسد" درخواست استمداد و کمک می دهند. به راستی کدامیک از حاکمان معاصر خاورمیانه خونخوار تر از دیگری است ؟
 
    این شعر در زمانی نوشته شده است که جنبش اجتماعی در کشور عراق، کشور همسایه و هم مرز ایران، با جوانانی همدرد جوانان ایران در تب فقر و فساد و بیکاری و بی کفایتی، حاکمانش می سوزد و تباه می شود. کشوری با منابع غنی نفت و گاز، بین النهرین محل تولد اولین نسخه های کتابهای دست نویس در تاریخ انسانیت، که این روزها به نوعی به " انباری پشت خانه و حیاط خلوت و ضمیمه ی پیوست جمهوری اسلامی " تبدیل شده است. تک تیراندازان به فرمان سردار عارف حاج قاسم سلیمانی فرمانده سپاه قدس پاسداران انقلاب اسلامی، خشم جوانان فقیر و آس و پاس عراق را با گلوله تسکین می دهند. خدا در خاورمیانه انگار مدتی است که مرده است. " کار نیست، نان نیست، اسکناسی در جیب نیست، آب نیست، برق نیست. کمکهای اجتماعی نیست ! و فریادرسی نیست و فریاد تمام این دردها، تنها پاسخ اش، تنها تکه ایی سرب است، هدیه ایی ناقابل از طرف سردار عارف و رفقا و شرکا !"
 
          به کجای این شبِ تاریک خاورمیانه رختِ عزای خویش را باید آویخت ؟ به کجای این شبِ تاریک خاورمیانه رختِ شادی خویش را باید آویخت ؟ در گوشه ایی از خلوت خود در یک اتاق خلوت در گوشه ایی از فرانسه نشسته ام و به مرضیه امیری، به نرگس محمدی، به سپیده قلیان فکر می کنم. انگار درد آن ها در میان این همه درد فراموش شده است. سپیده قلیان از زندان قرچک ورامین تهران به تازگی پیامی صوتی فرستاده است و با صدایی دردمند با اشکهایش می گوید : "طاقتم تمام شده است... نمی توانم نفس بکشم" ! و شاید این صدای مادربزرگ دردمندمان خاورمیانه است که از گلوی سپیده قلیان به گوش ما می رسد...شاید...
 
-------------------------------------------------------------------
**  کلیه حقوق این شعر و متن محفوظ است و هر گونه کپی برداری از آن اکیدا ممنوع است. این شعر متعلق به مجموعه ی شعر، " میان موی من تا موی شمس زیرک تبریز (گفت و گوهایی با شمس تبریز پیرامون اوضاع زمانه در جمهوری اسلامی ایران) نوشته شادی سابجی می باشد.

منبع:پژواک ایران


شادی سابجی

فهرست مطالب شادی سابجی در سایت پژواک ایران 

*الا ای شمس آگاهی ؟ از این زن های ‏زندانی ؟ [2019 Oct] 
*الا بوکوحلال مهربان، آیا کجا ‏هستید ؟ [2019 Apr] 
*الا ای شمسِ تبریزی که اسماعیل ‏ها، بخشی است  [2019 Feb] 
*سردارِ لَشَن ! خیبرِ قاسم  [2019 Jan] 
*نامش جمال بود همه ایران و عشق بود [2018 Oct] 
*سَربکش به سرکشی ! که رقصِ شهره ها... [2018 Jul] 
*باران می بارد بر هر سه ثلثِ ثلاثه‌ی وطن [2018 Jun] 
*در خیکمان چپاندند [2018 May] 
*گلرخ بگو اغما  [2018 Apr] 
*خون را به چشم، سرمه ی بیداد کرده ام [2018 Feb] 
*کرکس براندازم ‏  [2018 Jan] 
* هفتاد تار و پودِ وطن دریغ شد !‏ [2017 Oct] 
*خنیای سُرخینِ تخلیه [2017 Sep] 
*شیر بر زمین افتاد  [2017 Jul] 
*صدای گریه اش از زیرِ خاکِ احمد آباد است [2017 Jul] 
*نگران گسل های تهران ام  [2017 May] 
*وقتي رديف و قافيه ام شعري [2016 Aug] 
*عمو که مرد  [2016 May] 
*اين روزها بي چتر مانده ام  [2016 May] 
*به هیچ کس مگو ولی نظاره کن [2016 Mar] 
*سقوط در ابتذال زنان ایرانی کاندیدای مجلس شورا [2016 Feb] 
*چمدانی گریخته از وطنی گَس، مملوِ حسرتِ عشق [2016 Feb] 
*شمعی برافروزانده آنک آن پرستو [2015 Nov] 
*سایه ها افتاده بر سرهای گل ها [2015 Nov] 
*جمهوری جهل و جنون  [2015 Oct] 
*ماندگار بی "بی نیاز"- یادداشتی در وداع فتح الله بی نیاز [2015 Oct] 
*تفنگچی و پیرِ پرامید [2015 Sep] 
* «خوابمان نبرد!» يادداشتي بر فيلم «خوابم مي آيد» [2015 Sep] 
*طرح فراخوان ادبی جهت شرکت در برنامه ی *زورقِ ادبیاتِ ایران در آب های دور* [2015 Sep] 
*و ساحل بي قرارش بود  [2015 Sep] 
*پناهجو  [2015 Sep] 
*تولد است  [2015 Aug] 
*آن سوی پرچین [2015 Aug] 
*حسب حالي بنوشتي و شد ايامي چند ! يادداشتي بر کتاب سرگذشت يک سفر نوشته ي محمد جعفري  [2015 Aug] 
*چيزي بگو چيزي نگو لاله ي مرداد سرب نوش [2015 Aug] 
*از دارِ انسان شد این زنگ قنادی [2015 Jul] 
*چه باید کرد اما آن دو صد اسبان ایلامی گرفتارند؟ [2015 Jun] 
*و تبردارِ شهرِ زور به بدرقه آمد! [2015 May] 
*نگرانم گلِ نرگس [2015 May] 
*باستیل و اوین  [2015 Apr] 
*او، او،ما  [2015 Mar] 
*داس [2015 Mar] 
*سيبي دونيم  [2015 Mar] 
*بهمن ديگري در راه است! [2015 Mar] 
*تشنه، تشنه  [2015 Mar] 
*سرو قاهره [2015 Feb] 
*اين روزها زنده ها  [2015 Feb] 
*سبد سبد [2015 Feb] 
*سنجابِ بي کاج [2015 Feb] 
*جنونِ انار، آنِ انار، بسم رب ال انار [2015 Feb] 
*گلِ نسرین، رسالتِ خیزش [2015 Feb] 
*بابک و بُهت دریا  [2015 Feb] 
*مرگِ مترسک  [2014 Dec] 
*کربلا همين اوين است و تپه هاش [2014 Dec] 
*نرگس اي گل فرياد  [2014 Dec] 
*گيسوکمندِ کوباني [2014 Dec] 
*جوي خون مي رود پاي درختِ کهنسالِ پير [2014 Dec] 
*سگِ هار [2014 Dec] 
*کبوتر بچه گانِ قفس  [2014 Dec] 
*عزت ما را به خاطر نياور [2014 Dec] 
*بس است اين ميمون هوا کردن ها  [2014 Nov] 
*آخرين درخواست [2014 Nov] 
*زندانشهر  [2014 Nov] 
*ديوارِ بلندِ آجرسياه  [2014 Nov] 
*تاکسي خبر کن تا کسي نيامده  [2014 Nov] 
*به کجا مي تُرانيد [2014 Oct] 
*آه پرستو! [2014 Oct] 
*آه ای زباله ی تزویر [2014 Oct]