PEZHVAKEIRAN.COM نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران بخش‌های ۱-۳
 

نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران بخش‌های ۱-۳
حسن معارفی‌پور

بخش اول

حسن معارفی پور

قدمت جنبش دانشجویی به مثابه‌ی یک جنبش اجتماعی در ایران همزمان با تاسیس دانشگاه تهران در 1313 یا مدتی بعد از آن است. دانشگاه به مثابه ی یک محیط فرهنگی و  سیاسی، همواره محل تجمع ورشنفکران بوده،انسان ها ی فعال را پرورش داده و محیطی برای فعالیت آنان می باشد. در ایران جنبش دانشجویی فراز و نشیب های زیادی را از سر گذرانده است. در دوره های مختلف جریانات مختلف درون جامعه و وقایع جامعه ی ایران تاثیرات خود را بر دانشگاه گذاشته و دانشگاه همچون آیینه ی این حوادث درون جامعه را منعکس نموده و به شیوه ی علمی به بررسی آن پرداخته است.


در سال های دهه ی 20 تا 30 جنبش دانشجویی تحت تاثیر حزب توده ی ایران بود در آن دوران حزب توده به مثابه ی بزرگترین جریان و در واقع تنها جریان چپ تاثیرات خود را بر دانشگاه ها گذاشته و مطالبات خود را به درون دانشگاه نیز برده بود. با ملی شدن صنعت نفت و قدرت گرفتن مصدق و جبهه ی ملی تاثیرات جبهه ی ملی بر دانشگاه های ایران مشهور شد. حزب توده ی ایران در آن زمان طرفدار مصدق شده بود و به دفاع از او برخاست تاثیرات بس مخربی بر جنبش چپ دانشجویی گذاشت.
در دهه ی 40 و 50 اولین هسته های احزاب چریکی (احزابی که بعدها دست به مبارزه ی مسلحانه زده) در دانشگاه های ایران شکل می گیرد. بیشتر بینان گذاران این احزاب و سازمان ها از فعالین دانشجویی دانشگاه های ایران به خصوص دانشگاه تهران بودند. با سر بر آوردن جریانات چریکی (چریک های فدایی خلق ایران)،جنبش دانشجویی ایران برای مدت چند سال تحت تاثیر آنان  و گرایش چریکی قرار داشت. در آن دوره یعنی سال های دهه ی 50 گرایش چپ چریکی جریان غالب در جنبش دانشجویی بود.این گرایش سال ها هژمونی جنبش دانشجویی را در دست داشت به دنبال آن سازمان هایی همچون کومله و ... از دانشگاه سر بر آورده، در جریان انقلاب 57 به صورت علنی به فعالیت کمونیستی پرداختند. لازم به ذکر است  قبل از سر کار آمدن رژیم و تا یکی دو سال بعد از حیات رژیم هم برای مدتهای طولانی هژمونی اصلی در جنبش دانشجویی در دست فعالین چپ و کمونیست با گرایشات متفاوت بود.
با انقلاب 57 و قدرت گیری ضد انقلاب ارتجاعی اسلام سیاسی (خمینی) برای مدت کوتاهی در نتیجه ی عدم کنترل رژیم اسلامی بر جامعه و دانشگاه ، ما شاهد رشد بی رویه ی گرایش چپ  و سوسیالیستی در دانشگاه هستیم و فضای دمکراتیکی که پس از انقلاب شکل گرفته بود،باعث گسترش نفوذ نیرو های چپ در دانشگاه شد. رژیم ارتجاعی اسلامی که از دانشگاه به عنوان یک محیط سیاسی، انقلابی و فرهنگی و مکانی برای دفاع از آزادی و دمکراسی،و  از جنبش دانشجویی به عنوان اهرم فشاری علیه گسترش اندیشه های کثیف اسلامی به شدت هراس داشت، حمله بر دانشگاه ها را در اولویت کار خود قرار داد. در اولین سال های بعد از انقلاب اسلامی سال 1359 ما شاهد به تعطیلی کشانده شدن دانشگاه ها توسط حاکمیت ارتجاعی اسلام سیاسی و انقلاب ضد انسانی رژیم (انقلاب فرهنگی) که شامل تصفیه ی خونین،  دستگیری های گسترده و تعطیلی دانشگاه ها به مدت سه سال، هستیم.
رژیم حمله به دانشجویان را به عنوان قشر روشنفکر اجتماع به دلیل واهمه ی شدیدی که از این بخش آگاه اجتماع داشت در  اولویت کار خود قرار داده بود و با این عمل ارتجاعی و ضد انسانی توانسته بود برای سالهای طولانی دانشگاه را از زیر کنترل نیروهای پیشرو بیرون بکشد و تشکل های ارتجاعی وابسته به حاکمیت با بازگشایی دانشگاهها در دهه ی 60 رشد و نمو پیدا کرد.این تشکل های ارتجاعی نقش بسیار مخربی در به قهقرا کشاندن جنبش دانشجویی ایران داشته و با عمل ارتجاعی خود بیش از دو دهه همواره از همکاران اصلی جمهوری اسلامی در شناسایی و معرفی نیروهای انقلابی و پیشرو به رژیم  نقش ایفا نموده اند.
 همان طور که اشاره شد با شروع به کار دوباره ی دانشگاه  ها در اوایل دهه ی 60، این بار ما شاهد رشد جریانات راست و ارتجاعی، تشکل های دانشجویی وابسته به رژیم اسلامی، همچون انجمن های اسلامی و دفتر تحکیم وحدت هستیم، در این دوره تشکل ها تا مدت های طولانی در اواخر دهه ی 70 و ابتدای دهه ی 80 سعی در تثبیت موقعیت رژیم و تئوریزه کردن اسلام سیاسی تحت اشکال و عناوین مختلف به همراه تفکرات التقاطی لبیرالیسم غربی با مایه های از لبیرالیزم ایرانی که گرایشی التقاطی و عقب ماندده بود،هستیم. حدود یکی دو دهه از فعالیت دانشجویی در دانشگاه گرایش راست و ارتجاعی سردمدار حرکت های دانشجویی بوده و این گرایش به تثبیت موقعیت جمهوری اسلامی کمک شایانی نموده است. این گرایش در  نیمه ی دوم دهه ی هفتاد، همواره خود را به یکی از جناح های جمهوری اسلامی(جناح اصلاح طلب) وابسته بوده و سعی در تقویت جناح اصلاح طلب درون حاکمیت که در سال 76 خاتمی سردمدار آن شد، را داشت. در اواخر دهه ی 70 یعنی در سال 78 در هیجده ی تیر ما شاهد گسترش مبارزات توده ایی و خود جوش دانشجویی در دانشگاه تهران (آن هم در زمانی که مدت 2 سال از عمر اصلاحات حکومتی میگذشت،) هستیم. این اعتراضات که به نوعی ناشی از نفرت و انزجار بیش از پیش  به حاکمیت استبدادی و ارتجاعی اسلامی سیاسی و سرمایه داری ایران بود، اگر چه به بهانه ی قتل های زنجیره ایی (فروهر، پوینده و مختاری) بسته شدن روزنامه ها (روزنامه ی سلام ) و ...اعتراضات صورت گرفت، اما در واقع این موارد بهانه ایی در دست  دانشجویان معترض از طیف های گوناگون و با گرایشات متفاوت که همگی سرنگونی جمهوری اسلامی را در اولویت کار خود قرار داده بودند، اما متاسفانه به دلیل عدم وجود و رهبری کارآمد و تفرق و پراکندگی شدید طیف های دانشجو و عدم وجود آلترناتیو رادیکال و انقلابی در آن مقطع، این مبارزات به راحتی توسط رژیم اسلامی با کمک حزب الله لنبان سرکوب شد و در این جریان چند نفر کشته، چندین نفر زخمی و صدها نفر دستگیر شدند. یک سال بعد در گرامیداشت 18 تیر مبارزات دانشجویی در همان روز ادامه یافت و این بار هم به دلیل ضعف رهبری کاری از پیش برده نشد. به دنبال آن در سال های دهه ی 80 یعنی سال 81 و82 زمانی که اصلاحات رژیم اسلامی ناکام مانده و مردم از اصلاح و اصلاح طلبی رژیم سر خورده بودند، مبارزات دانشجویی ادامه پیدا کرد و این بار طیف چپ و کمونیست دانشجویی به دنبال شکست اصلاحات توسط فعالین سوسیالیست پا به عرصه ی وجود گذاشت. این جریان در شرایطی پا به عرصه ی فعالیت سیاسی گذاشت و به عنوان یک آلترناتیو رادیکال خود را به دانشگاه و جامعه معرفی نمود که کشمکش های طبقاتی و تشدید تضاد طبقاتی در جامعه و حرکات اعتراضی به این نابرابری ها در جامعه ی مشهور بود. چپ رادیکال در شرایطی فعالیت خود را آغاز نمود که جریان اصلاحات دوم خردادی بیش از هر دوره ای رسوا شده و بی تاثیری اصلاحات و اصلاح ناپذیری مطلقیات مذهبی و ارتجاعی بیش از هر زمانی خود را نشان داده بود. جریان چپ رادیکال در زمانی فعالیت خود را آغاز نمود که کمونیزم در ایران بیش از هر زمانی ضعیف تر شده و شکست شوروی و فروپاشی دیوار برلین و غیره که یکی دو دهه قبل صورت گرفته بود و موج وسیع تبلیغات بورژوازی جهانی، باعث شده بود که کمونیزم را با استالیزم و آنچه در شوروی سابق موجود بود.شناخته شود.
این جریان در زمانی پا به عرصه ی وجود گذاشت که در دانشگاه ها به کمونیست ها به دید تحقیر و تمسخر نگریسته می شد.در این شرایط و با تمام مشکلاتی که سر راه رفقای عزیز ما وجود داشت، ضرورت یک نیروی رادیکال و کمونیستی در عرصه ی دانشگاه که بتواند یا فعالیت کمونیستی و رادیکال موج وسیع تبلیغات بورژوازی لیبرال را پس زده و عقب نشینی بی سابقه ایی را به جریان راست تحمیل نماید،به ضرورتی گریز ناپذیر تبدیل شده بود.
جریان چپ دانشجویی (چپ رادیکال) توانست بعد از گذشت یکی دو سال با کار و فعالیت پیگیرانه ی جمعی از کمونیست های رادیکال و آگاه و با شیوه‌ی کار جمعی و کمونیستی که در قالب کار در نشریات دانشجویی و هسته های مطالعاتی، گروه های کوهنوردی، کلاس های بازخوانی آثار مارکسیستی و غیره نفوذ قابل توجهی در دانشگاه های ایران پیدا کند و جمع کثیری از فعالین چپ و رادیکال را دور خود گرد آورد.
این جریان در سال 1358 شمسی با گسترش فعالیت خود و برگزاری 16 آذر سرخ (روز دانشجو) بیش از هر زمانی مطالبات واقعی و کمونیستی خود را به گوش جامعه رساند.
از سال 85 به بعد  فعالین  چپ دانشجویی تحت عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب فعالیت می کنند و در سال های 1385و 1386 با برگزاری چندین تجمع بزرگ و راه اندازی چندین آکسیون چون برگزاری 8 مارس و اول ماه مه و غیره ، بیش از هر زمانی خود را به جامعه معرفی نمودند. در جریان 16 آذر سال 86 این جریان رادیکال دانشجویی که از لحاظ وسعت بیشتر دانشگاه های ایران را در بر می گرفت، در نتیجه ی سرکوب پلیس تارومار شد و طیف وسیعی از رهبران و سر شناس ترین چهره های آن به زندان رژیم افتاد. به دنبال زندان و شکنجه و آزار و اذیت زیاد،متاسفانه تعداد زیادی از فعالین و رهبران این جنبش از کشور گریخته و روانه ی کشورهای اطراف و کشورهای اروپایی شدند. لازم به ذکر است موضع گیری غیر مسئولانه ی برخی از جریانات شبهه چپ باعث تشدید ضربه و فکوس کردن بیشتر رژیم بر روی دانشجویان در 16 آذر 1386 شد. در همین راستا و به دنبال آن انشقاق  هایی در بین  این دانشجویان که از لحاظ سیاسی غیر یکدست بودند، صورت گرفت و شیوه ی فعالیت فردی و محفلی جای خود را به فعالیت جنبشی داد. با غالب شدن سکتاریسم درون «داب» (دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب) و فضای نامناسبی که در نتیجه ی تبلیغات احزاب خارج کشور نشین و کم تاثیر(در واقع بی تاثیر)، در کشمکش ها و تحولات واقعی جامعه ی ایران، این جریان بیش از هر زمانی ضعیف شده است و اکنون دوران رکود خود را به سر می برد.
لازم به ذکر است که در تحولاتی که اخیرا در ایران اتفاق افتاده است ، جز در موارد معدودی آن هم در دانشگاه مازندران  نتوانست پرچم سرخ و ضد رفرمیستی خود را بالا برد.
امید است که در آینده ی نزدیک با گسترش رادیکالیزم در بین دانشجویان جدید و تازه وارد بتوان جریان کمونیستی و رادیکال را در دانشگاه زنده نمود پرچم سرخ کمونیزم را همچنان به اهتزاز نگه داشت. این مطلب ادامه دارد...
حسن معارفی پور
شهریور 1388

 

 

نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری جنبش دانشجویی   ایران

بخش دوم

در بخش اول مقاله به صورت خلاصه و کلی به بررسی جنبش دانشجویی در طول حیات خود به مثابه ی یک جنبش موثر در جامعه ی ایران پرداختیم.این بخش از مقاله را به موقعیت جنبش چپ دانشجویی در چند سال اخیر و حوادثی که در این چند سال گذشته است، اختصاص می دهیم.امید است مطلوب و مثمر ثمر خوانندگان عزیز این مقاله قرار گیرد.

در سالهای اخیر فضای دانشگاه های ایران تب وتاب زیادی را از سر گذراند و جنبش دانشجویی به عنوان قوی ترین جنبش چپ در دانشگاه در طول حاکمیت رژیم اسلامی پا به عرصه ی وجود گذاشت.این جنبش در این چند سال بیش از هر زمانی تاثیرات خود را بر رادیکالیزه شدن جامعه ی دانشگاهی گذاشت و در رادیکالیزه کردن فضای سیاسی و اجتماعی یکی از موثرترین جنبش های چند سال اخیر بود.آنچه در این مطلب به آن اشاره خواهد شد تاریخچه ی شکل گیری این جنبش، توانمندی ها،چشم انداز آن و... می باشد.همان طور که در مطلب قبل نیز به طور گذار اشاره شد جنبش چپ دانشجویی که فعالیت های خود را از سالهای ابتدایی دهه ی 80 آغاز نموده بود و در طول یک پروسه ی زمانی نه چندان طولانی به دلیل افق و استراتژی رادیکال و سوسیالیستی خود در دانشگاه، و نمایندگی یک گرایش رادیکال که سالهای سال جای آن در دانشگاه های ایران خالی بود،توانست در فاصله چند سال از فعالیت انقلابی خود فضای دانشگاه به طور خاص و فضای جامعه ی ایران را به طور عام تحت پوشش مطالبات رادیکال و سوسیالیستی خود قرار دهد،گرایش سوسیالیستی را نمایندگی و مطالبات رادیکال و سوسیالیستی را به صدر مطالبات جنبش دانشجویی ببرد.همان طور که در مطلب قبلی هم اشاره کردم گرایش سوسیالیستی و رادیکال در جنبش دانشجویی ایران دوره ایی پا به عرصه ی وجود گذاشت،که اصلاح طلبان حکومتی از سیاست های رفورمیستی خود ناکام مانده و نوعی بی اعتمادی به اصلاح پذیری حکومت در دهه ی 80 شمسی در نتیجه ناتوانی اصلاح طلبان در جواب به مطالبات توده های مردم، مردمی که چند سال پیش از شکل گیری چپ دانشجویی با شرکت در انتخابات دوم خرداد76 به صورت میلیونی در انتخابات شرکت کرده و به خاتمی و جناح اصلاح طلب، در نتیجه ی عدم وجود یک آلترناتیو رادیکال و انقلابی که بتواند مطالبات مردم معترض رانمایندگی کند و فضای اختناق زده ی حاکمیت، در آن دوران به خاتمی رای داده و اصلاح طلبان را به عنوان نماینده ی مطالبات خود انتخاب کرده و به اصلاح پذیری رژیم متوهم شده بودند.

اصلاح طلبان که از عدم حضور یک بدیل رادیکال و انقلابی در اجتماع و همچنین از ناکامی جناح اصولگرای حاکمیت اسلامی در پیشبرد برنامه هایش بعد از جنگ رژیم بعث و جمهوری اسلامی(عدم توفیق در سازندگی در سالهای بعد از جنگ )که سالها رژیم با شعار سازندگی، حاکمیت خود را بر جامعه حفظ کرده بودند،بهره برداری کرده و بالا بردن شعار رفرم،اصلاح طلبی،مردم سالاری دینی،جامعه ی مدنی و بعدها گفتگوی تمدن ها (در واقع گفتگوی بی تمدن ها)،نقش زیادی در شکل دادن به فضای اجتماعی و سیاسی ایران داشته و مردم معترض را بیش از هر زمانی به سیاست های خود و تبلیغات دروغین خود متوهم کردند.در آن دوران فضای سیاسی و اجتماعی ایران، فضایی که بیش از هر زمانی از رژیم اسلامی و سیاست های نادرست اقتصادی (آلیگارشی مالی عده ایی مرتجع)و سیاست های سرکوبگرانه اش در دوران بعد از جنگ(که در تابستان 67 بیش از هر زمانی با کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی نمایان شده بود)، خشم و نفرت مردم ایران را به کل حاکمیت ارتجاعی اسلام سیاسی افزون تر کرده بود و هر لحظه امکان ترکیدن حباب خشم،نفرت و انزجار مردم از دستگاه حاکمیت بیش از پیش خود را نشان می داد.در این شرایط بود که خاتمی به کمک تئوریسین های اصلاح طلب با شعارهایی که بالاتر ذکر کردیم خود را به مردم ایران معرفی نمود و باعث متوهم شدن مردمی که هیچ آلترناتیو جدی و رادیکالی پیش روی خود نمی دیدند،به اصلاح جمهوری اسلامی شد.با قدرت گیری اصلاح طلبان حکومتی فضای دانشگاه  های ایران نیز تحت تاثیر موج وسیع این تبلیغات قرار گرفت و در این دوره دفتر تحکیم وحدت،ادوار تحکیم همراه انجمن های اسلامی و سایر نهاد های دانشجویی وابسته به حکومت به مبلغان پرو پا قرص این جریان تحت عناوینی همچون دیده بانی جامعه ی مدنی و ...تبدیل شدند.لازم به ذکر است در این دوره چرخش نهادهای وابسته به حاکمیت به طرف اصلاح طلبان بیش از هر زمانی مشهود است.در فضای به ظاهر دمکراتیک که آگاهانه توسط حاکمیت ارتجاعی اسلام سیاسی برای جلوگیری از طغیان توده ایی و شورش های قهر آمیز مردمی شکل گرفته بود و از سوی اصلاح طلبان به عنوان ابزار پیشبرد سیاست های اصلاح طلبان در کوتاه مدت هدایت لگام دار حرکت به سوی آشتی دادن اندیشه های کهن با اندیشه های مدرن! غربی شدند.در این دوره گرایشات مختلف لیبرالی و پرو غربی در دانشگاه رشد کرد و دفتر تحکیم و حدت و سایر تشکل های وابسته به حاکمیت در دانشگاه به همراه کل اصلاح طلبان در پی آشتی دادن اسلام سیاسی با لیبرالیزم غربی بودند،لازم به ذکر است که در این دوره بود که در دانشگاه های ایران گرایشات لیبرالی،راست و غیره همچون پست مدرنیسم در ایران رشد نمود،اما آنچه اینجا مهم است این است که این گرایشات(گرایشات راست و لیبرالی و...)که در دانشگاههای ایران شکل گرفته به شدت التقاطی و ملغمه ای از گرایشات راست،مذهبی،سکولار،غیره و غیره بود،به همین دلیل بود این گرایش و گرایشاتی از این قبیل از همان آغاز شکل گیریشان محکوم به شکست بودند.این جریانات اگر چه در ابتدای کار خود توانسته بودند به همکاری مداوم جناح اصلاح طلب حاکمیت نفوذ و پایگاه وسیعی در دانشگاه بیابند،اما چند سالی بیشتر طول نکشید که اعتبار خود را در بین محافل دانشجویی از دست داده و با شکست اصلاحات دو خرداد در ساهای ابتدایی دهه ی 80 بیش از هر زمانی تضعیف شدند.

باید اشاره کنم که مردمی که از آزادی و دمکراسی در دوره ی سر کار بودن اصلاح طلبان حکومتی دم میزدند و در این توهم به سر می بردند که دوره ی سرکوب آزادی های مردم از بین رفته است با مشاهده ی سرکوب های گسترده ی دانشجویی در سال 78 و 79 ،همچنین بستن روزنامه ها،قتل های زنجیره ایی،کشتار کارگران خاتون آباد در سال 84  غیره روبرو شده،بیش از هر زمانی به اصلاحات بدبین شدند.

در شرایطی که اصلاحات ناکام مانده بود، در جامعه ی ایران مبارزات رادیکال و کارگری رشد و نمو پیدا کرده و دانشگاه نیز به عنوان بخش جدایی ناپذیری از جامعه که به شیوه ی علمی ودقیق به بررسی رویداد های اجتماعی پرداخته و آنها را بازتاب می دهد،گرایش چپ و رادیکال در نتیجه ی شکست اصلاحات و رشد رادیکالیزم در جامعه سر بر آورد.این گرایش همان طور که در مطلب قبل هم مطرح شد ابتدا خود را در قالب محافل مارکسیستی که در قالب کار در نشریات چپ و گروه های کوهنوردی،نمایش فیلم و غیره کار می کرد. برای اولین در اواخر سال 82بار تحت عنوان چپ رادیکال در نشریه ی دانشجویی خاک فعالیت علنی خود را آشکار نمود و به تبلیغ اندیشه های مارکسیستی در دانشگاه تهران پرداخت.

در شرایطی که امکان فعالیت نیرو های چپ و کمونیست بیش از هر زمانی با رادیکالیزه شدن فضای اجتماع ضروری به نظر می رسید،دانشگاه هم به عنوان بستری برای فعالیت کمونیستی و محیطی که تا حدود زیادی دمکراتیک تر از سایر محیط ها بود،امکان فعالیت را برای نیرو های اکتیو جنبش چپ دانشجویی بیش از پیش فراهم نمود.شکل گیری این گرایش مارکسیستی در واقع پاسخی به موقع و به جا به شکست اصلاحات حکومتی و آلترناتیوی در تقابل با انواع گرایش پایفیستی و رفرمیستی چپ بود که نظریه ی انقلابی مارکسیسم را کنار گذاشته و مارکسیسم را همچون سایر علوم آکادمیک و بی خاصیت مطالعه می کردند(چپ انتقادی).گرایش چپ رادیکال همان طور که رفیق ولی زاده می گوید:"به جای خاطرات نویسی، دفاع از کمونیسم به مثابه ی یک آرم شرکتی و..."  یا تاکید بر نوستالژی و افسوس خوردن بر گذشته،در قالب یک گرایش ظاهر شد که پراتیک را در دستور کار خود قرار داد،و با تاکید بر ماتریالیسم پراتیک و نگرش دیالکتیکی،سعی در متحول کردن جامعه را داشت.اینجا لازم به توضیح است که مراد از متحول کردن جامعه سرنگونی رژیم یا انقلاب اجتماعی  از طریق دانشگاه و جنبش دانشجویی،آنچه که جریانات و احزاب چپ پا در هوا می خواستند، نیست،بلکه چپ دانشجویی از همان آغاز شکل گیری اش استراتژی خود را به جنبش طبقاتی طبقه ی کارگر و سایر جنبش های رادیکال اجتماعی گره زده بود و معتقد بود که بدون تشکل یابی طبقه ی کارگر و اتحاد و یکپارچگی این طبقه حول مطالبات طبقاتی خود و حرکت انقلابی برای تغییر جامعه آن هم به شیوه ای قهر آمیز نمی توان به سوسیالیسم (مطالبه استراتژیک این جنبش )رسید.

داب چگونه شکل گرفت؟

این گرایش در شرایطی شکل گرفت که لزوم دخالت یک نیروی دخالتگر و رادیکال در دانشگاه های ایران با شکست اصلاحات حکومتی و رشد اعتراضات کارگری در ایران بیش از هر زمانی ضروری بود و ضرورت به میدان آمدن یک نیروی کمونیست رادیکال و انقلابی که بتواند فضای دانشگاه های ایران را تحت پوشش تبلیغات خود قرار دهد و هژمونی گرایش چپ را در دانشگاه غالب گرداند الزامی بود.این گرایش در فاصله ی چند سال از فعالیت خود توانست تحمل یک جنبش رادیکال و گرایش کمونیستی را به آن هم صورت علنی به رژیم تحمیل نموده و آزادی فعالیت کمونیستی و رادیکال را در دانشگاه همچون یک گرایش رسمی با مبارزات خود،فعالیت مستقل از حکومت و تشکل های حکومتی در دانشگاه را بعد از سالهای طولانی که در تاریخ جمهوری اسلامی بی سابقه بود، فراهم نماید. از دستاوردهای این جریان رادیکال و سوسیالیست در فاصله ی  2 تا 3 سال از فعالیت مسقل و سوسیالیستی خود  می توان انتشار مجموعه ی وسیعی از نشریات مختلف کمونیستی در دانشگاه ها و راه اندازی چندین سایت و وبلاگ خبر رسانی دانشجویی به صورت رسمی و فعالیت های عملی مختلف همچون برگزاری مراسم های مستقل دانشجویی،نام برد.تمام مواردی که ذکر شد به همراه فعالیت های عملی دیگری که در این مبحث نمی گنجد،همگی نتیجه ی فعالیت مداوم و بی وقفه ی نیروهای رادیکال و اکتیو جنبش دانشجویی و فعالین عملی این عرصه بود.این جریان اگر چه از لحاظ تئوریک در سطح بالایی قرار داشت و به یکی از قطب های رادیکال و کمونیست علنی در ایران تبدیل شده بود،اما فعالیت های عملی(پراتیک) آن بیش از تمام عرصه های دیگر مشهود بود و این جریان مستقل دانشجویی بیش از هر چیز با پراتیکش و تاکیدش بر فعالیت عملی و علنی که از نظر مارکسیسم اساسی ترین اصل تغییر است شناخته می شد. این جریان مستقل دانشجویی در سال 85 با اعلام استقلال از تمام نهادهای حکومتی و اعلام موجودیت در قالب گسترده در سطح سراسری در تمام دانشگاه های ایران(به خصوص دانشگاه تهران و مازندان و...) تحت عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام موجودیت نمود.

این جریان مستقل دانشجویی در سال 85 توانست تعدادی از فعالین چپ که سابقا در دفتر تحکیم وحدت یا انجمن های اسلامی فعالیت می کردند و جناح چپ دفتر تحکیم به حساب می آمدند،دور خود گرد آورد و آنان را جذب نماید.دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب آنچه بعدها داب نام گرفت از به هم پیوستن چپ رادیکال سابق و جریانی که بالاتر به آن اشاره کردیم تشکیل شد.تشکیل این جریان و اعلام موجودیت آن تحت عنوان دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب و همچنین اعلام استقلال آن بیش از هر چیز حول مطالبات رادیکال مارکسیستی و پایبندی بر اصول پایه ایی مارکسیسم با شعارهای چون جنبش چپ دانشجویی متحد جنبش کارگری و جنبش زنان دانشجو،کارگر اتحاد اتحاد مخالفت با حمله ی خارجی، مقابله با رشد لیبرالیزم در دانشگاه های ایران و مطالباتی از این قبیل بود.

شکل گیری این جریان همان طور که بالاتر هم اشاره شد در طول یک پروسه از مبارزات و فعالیت های مداوم و عملی در دانشگاه ها و خارج از دانشگاه توسط رفقای درگیر در امر مبارزات دانشجویی (مبارزات رادیکال دانشجویی)بود.داب قبل از آن که خود را در قالب سایت و وبلاگ و فضای مجازی تعریف کند،خود را ملزم به امر پیشبرد فعالیت های عملی و علنی و تلاش برای برقراری ارتباط با سایر فعالین رادیکال درگیر مبارزه در سایرعرصه های فعالیت سیاسی می دانست.در همین راستا بود که ارتباط با فعالین کارگری و زنان در اولویت کار رفقای اکتیو داب قرار گرفت و تلاش های زیادی برای پیوند جنبش چپ دانشجویی با جنبش کارگری و زنان در خارج از دانشگاه صورت گرفت و موفقیت های شایان توجهی نیز کسب شد.آنچه که در مطلب قبلی هم به آن اشاره شد،برگزاری اول ماه مه ها،هشت مارس ها و دیگر تجمعات از دستاورد های بسیار ارزنده ی این جنبش رادیکال اجتماعی بود.

داب در دوره ی سر کار آمدن اصولگرایان بارها از جانب احمدی نژاد و ارازل و اوباش حکومتی تهدید به سرکوب شده بود،اما این جریان ترسی به دل راه نداد و علیرغم تمام تهدیده و هشدار ها همچنان بر مطالبات و خواسته های رادیکال خود پافشاری می نمود.در تابستان سال 86 احمدی نژاد از تلویزیون دولتی ایران رسما دانشجویان را به سرکوب تهدید نمود و اشاره کرد که در اینده ی نه چندان دور دانشگاه ها را از عرصه ی فعالین کمونیست جنبش دانشجویی پاک خواهد نمود.در آغاز سال تحصیلی 86-87 داب با برگزاری جلسات خود و بحث های طولانی در مورد چگونگی کنترل شیوه ی سرکوب و چگونگی روبرو شدن با آن، بالاخره تصمیم گرفته شد که تنها با رشد و پیشروی مبارزات دانشجویی و گسترش فعالیت های خود به بیشتر عرصه های فعالیت دانشجویی خواهد توانست با جمهوری اسلامی و اراذل و اوباش حکومتی مقابله کند.در همین دوره بود که تلاش های بی وقفه ی فعالین چپ برای برگزاری مراسم 16 آذر 86 شروع شده و تلاش شد که روز دانشجو توسط فعالین چپ و کمونیست به شیوه ای مستقل از تمام مراسم های دانشجویی و کل گرایشات راست،با شکوه تر از هر سال برگزار شود.از همان هفته های آخر آبان ماه تلاش های گسترده ایی در تهران و شهرستان ها برای برگزاری با شکوه این روز سازمان داده شد و سرانجام با توافق فعالین داب در تهران و شهرستان ها روز 13 آذر به عنوان روز برگزاری مراسم در تهران انتخاب شد و در شهرستان ها نیز روزهای دیگری برای برگزاری این مراسم انتخاب شد.

رژیم جنایت کار جمهوری اسلامی که به شدت از رشد بی رویه ی گرایش چپ و مارکسیست در دانشگاه ها هراسان بود،تا دندان مسلح برای مقابله با دانشجویان و سرکوب آنان آماده بود.دانشجویان که از همان ابتدا خود را برای روبرو شدن با رژیم آماده کرده بودند،حاضر نبودند پرچمی که چند سال بود بالا برده بودند را زمین بگذارند و بین در امان ماندن در صورت پاسیو بودن (آن هم صد در صد نبود،زیرا بسیاری از رفقا قبل از برگزاری مراسم دستگیر شده بودند)و پا فشاری بر مواضع و مطالبات رادیکال خود و تلاش برای برگزاری روز دانشجو راه دومی را برگزیدند و حاضر به پرداخت تاوان آن هم شدند.

سرانجام روز دانشجو با حضور پرشور نیرو های چپ و رادیکال جنبش دانشجویی در روز 13 آذر در دانشگاه تهران آن هم در شرایطی که جمع کثیری از رهبران اصلی این جریان در روزهای قبل از مراسم دستگیر شده بودند و در زنان های رژیم به سر می بردند،با شکوه تر از همیشه برگزار شد و تمام جامعه ی خارج از دانشگاه را متوجه دانشگاه های ایران کرد.در جریان این روز و روزهای بعد از آن دهها نفر از سرشناسترین فعالین چپ دانشجویی دستگیر و روانه ی شکنجه گاه های رژیم جمهوری اسلام شدند.این حرکت بزرگ دانشجویی که حرکتی بی همتا در جنبش و تاریخ چپ ایران بود از جانب بسیاری از احزاب و جریانات پاسیو و بی تاثیر در تحولاتی که در جامعه و دانشگاه می گذشت، ماجراجویی و آوانتوریسم نام گرفت،محکوم شد و به جریان اینترنتی حکمتیست ربط داده شد.به حق باید بگویم که حزب حکمتیست در سازمان دهی این روز هیچ نقشی نداشت و اگر کسانی در بین رفقا وجود داشت که خود را به حزب حکمتیست نزدیک می دانسته آن روزها در زندان بودند و کمترین نقشی در برگزاری این مراسم نداشتند.ربط دادن این حرکت بزرگ که رهبری آن را خود دانشجویان به عهده داشتند،به جریان موسوم به حکمتیست از جانب هر حزب و جریانی که باشد بی انصافی محض و باز گذاشتن دست پلیس در برخورد به رفقا بود.به دنبال آن دستگیری ها رژیم اسلامی با موج وسیعی از اعتراضات و مبارزات چه در داخل و چه در خارج کشور روبرو شد و در نتیجه ی فشار واقعی از داخل و تبلیغات گسترده ی رسانه های مختلف (که شامل رسانه های بورژوایی هم بود)،رژیم ناچارا مجبور به آزاد سازی رفقای عزیز ما با قرار وسیقه های سنگین که در تاریخ حیات رژیم تا آن مقطع بی سابقه بود،شد.در قسمت سوم این مطلب به سر برآوردن جریاناتی اشاره خواهم کرد که به عنوان آلترناتیو داب خود را در فضای مجازی معرفی نموده و اعلام موجودیت کردند همچنین سعی خواهم کرد،موقعیت فعلی و دورنمای جنبش چپ دانشجویی و آینده ی این جنبش را برسی کنم.این مطلب همچنان ادامه دارد....  

 

حسن معارفی پور

2/7/1388

 

نگاهی گذار به پروسه شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران

بخش سوم و پایانی

همان طور که در مطلب قبلی اشاره کردم،در این بخش از مقاله که بخش پایانی آن است، سعی خواهم نمود موقعیت کنونی و آینده ی جنبش دانشجویی در ایران را به طور گذار اشاره کنم و چشم انداز سوسیالیستی و رادیکال آینده ی این جنبش را با ارزیابی از موقعیت کنونی آن بررسی نمایم.برای ارزیابی از موقعیت آینده ی هر جنبشی بدون ارزیابی از موقعیت گذشته و فعلی آن نمی توان به یک نتیجه ی درست رسید و تحلیل درستی ارائه داد.به همین جهت من دو فصل اول این نوشتار را به موقعیت گذشته ی این جنبش اختصاص دادم و در این فصل هم سعی خواهم نمود موقعیت آینده این جنبش را با متدی مارکسیستی و رادیکال بررسی نمایم و سعی خواهم نمود در حد توان ارزیابی دقیق و علمی ای از این جنبش داشته باشم.با این امید که توانسته باشم در تحلیل و ارزیابی از این جنبش سهمی ایفا کرده باشم و توانسته باشم اطلاعات لازم  را در اختیار خوانندگان این مطلب قرار دهم.

جنبش دانشجویی در موقعیت کنونی در کدام مرحله از عمر خود به سر می برد؟

اگر بخواهیم موقعیت کنونی جنبش دانشجویی را به طور کل و جنبش چپ دانشجویی را به طور خاص بررسی کنیم باید با یک ارزیابی دقیق از وضعیت موجود و بررسی دیگر جنبش های اجتماعی در مرحله ی کنونی بپردازیم.در مطالب من بارها آمده است که دانشگاه به عنوان مکانی برای بازتاب مطالبات توده های مردم در جامعه عمل می کند و در تمام دوره های حیات جنبش دانشجویی دانشگاه چنین نقشی را بر عهده داشته است.در دوره هایی که مطالبات مردم در جامعه، مطالباتی رادیکال بوده،این شعار ها و مطالبات واقعی مردم در دانشگاه بازتاب پیدا کرده و به مطالبه ی دانشجویان و فعالین دانشجویی تبدیل شده است. در موقعیت فعلی که جامعه ی ایران دوره ی حساسی از حیات سیاسی و اجتماعی خود را پشت سر می گذارد و اعتراضات توده ایی ماه های گذشته علیرغم اینکه بخش زیادی از هژمونی این مبارزات در دست اصلاح طلبان و جنبش سبز بود،رژیم را به ستوه آورده است و باعث شد که رژیم در بسیاری از مواقع در این اعتراضات با سرکوب های بی رحمانه و ضد انسانی خود تعداد زیادی از مردم معترض را قتل عام کند،جمع کثیری  را دستگیر و در بیداد گاه های فرمایشی آن را وادار به پشیمانی نماید وحتی برنامه ی اعترافات آنان را از تلویزیون خود نیز پخش کند.در موقعیت کنونی در جامعه ی ایران که اعتراضات توده ایی ماههای اخیر که بخشی از معترضین این اعتراضات را کسانی تشکیل می داد که رژیم اسلامی را با تمام جناح های رنگارنگ آن نمی خواستند،اما این بخش به دلیل ضعف و عدم توانایی در نمایندگی کردن مطالبات مردمی که تنها راه نجات مردم و برون رفت از وضعیت موجود را سرنگونی رژیم اسلامی می دانستند،نتوانستند پرچم خود را بالا ببرند و به دلیل عدم توانایی درست کردن جیهه ی مستقل با مطالبات رادیکال در و اقع آب را به جوی جنبش سبزیها و سردمداران آن ریختند.در این شرایط که جنبش سبز به نماینده ی مطالبات بخش وسیعی از مردم معترض، که تقلب آشکار در انتخابات آنان را به ستوه آورده و باعث این طغیان توده ای شد ،این جریان توانست سوار بر موج اعتراضات توده ای و ظاهر شدن به عنوان آلترناتیو در وضعیتی که آلترناتیو رادیکالی وجود نداشت و اپوزیسیون خارج نشین تاثیری در معادلات سیاسی و رهبری کردن اعتراضات نداشته و علیرغم جار و جنجالی که از جانب این اپوزیسیون چپ صورت  می گرفت،اما به حق کمترین تاثیری در رادیکالیزه کردن مطالبات مردم و کانالیزه کردن اعتراضات، نداشت.

در شرایطی که جنبش چپ دانشجویی دوره ی رکود خود را می گذراند و سرکوب های گسترده ی 13آذر 86 باعث تفرق و انشقاق در صفوف این جنبش عظیم اجتماعی شده است و این جنبش هنوز نتوانسته است از زیر آن ضربه کمر راست کند و طبقه ی کارگر از ضعف تفرق و عدم سازماندهی در ایران به سر می برد،بر همه روشن است که جریانات راست از خلئی که به وجود آمده بهره برداری خواهند کرد و تلاش خواهند مطالبات خود را به مطالبات اصلی مردم تبدیل خواهند نمود و همین طور هم بود،در دانشگاه جریان راست و تشکل های وابسته به اصلاحات در ضعف نیروهای چپ دست بالا پیدا خواهند کرد و در این مقطع ما دیدیم که دفتر تحکیم وحت با شرکت در اعتراضات توده ایی نقش زیادی در پیشبرد اهداف اصلاح طلبان حکومتی داشت و توانست در اعتراضات اخیر و حتی قبل از این انتخابات تلاش های زیادی برای گسترش مطالبات جریان موسوم به اصلاح طلب بنماید و از نظر من تا حدود زیادی در رسیدن به اهداف خود موفق بوده است.

اما در این شرایط که نیروهای چپ و کمونیست در دانشگاه و حتی خارج از دانشگاه در یکی از ضعیف ترین دوران حیات خود به سر می بردند و دفتر تحکیم و دیگر تشکل های وابسته به حاکمیت از این وضعیت نهایت بهره برداری را نموده و کمک شایانی در جهت تثبیت موقعیت رژیم و تلاش برای ماندگاری این رژیم نموده و با بالا بردن پرچم سبز و اصلاح طلبان در جریان اعتراضات و پیش از آن  نموده اند،همچنین در شرایطی که  دفتر تحکیم وحدت و طیف اصلاح طلبان به شدت از رادیکالیزه شده اعتراضات در هراس بود در موقعی که اعتراضات تا حدودی به طرف رادیکالیزه شدن پیش می رفت و شعار ها تغییر کرده بود( کاری به مضمون ارتجاعی شعارها ندارم )،جریان اصلاح طلب با کل نیروهای خود در جنبش دانشجویی و اجتماع از رهبری این اعتراضات کناره گیری کرد و بار دیگر موسوی و کروبی و دیگر اصلاح طلبان وفاداری خود را به نظام ضد انسانی و ارتجاعی رژیم اسلامی نشان دادند و بوسه بر دست های آلوده به خون خامنه ای و چکمه های دیگر سردمداران رژیم زدند.باید اشاره کنم که تشکل های وابسته به حاکمیت در موقعیت کنونی از وضعیت بهتری نسبت به دیگر جنبش چپ دانشجویی برخوردار است،زیرا این تشکل بنا به ماهیت سازشکارانه و چکمه لیسانه اشان در مواقعی که فعالیت آنان به ضرر کل حاکمیت رژیم باشد، احساس خطر جدی بکنند، با زانو زدن در مقابل رژیم و اعلام پشیمانی، خیانت خود را به مردم حق طلب نشان خواهند داد.جنبش چپ دانشجویی همان طور که ذکر آن رفت،در این مرحله از حیات سیاسی خود، به دلیل تفرق،انشقاق و کوچ اجباری جمع کثیری از رهبران عملی و رادیکال  در موقعیت نامناسبی از حیات خود به سر می برد،در جریان انتخابات، توانایی سازماندهی در دانشگاه های ایران را نداشت،نتوانست مانند سابق مطالبات رادیکال را در صدر مطالبات جنبش دانشجویی قرار دهد و جز موارد معدودی از اعتراضات نیروهای چپ و رادیکال ان هم در دانشگاه مازندران، در اعتراض به انتخابات، اصلاحات و کل جناح های رژیم،مورد دیگری را سراغ نداریم.در مورد این اعتراضات در بخش اول همین نوشتار به طورخلاصه اشاره شده است.

در شرایطی که چپ دانشجویی دوره ی رکود خود را سپری می کند و جریان راست این جنبش از ضعف جریان چپ به خود آمده و از موقعیت مناسبتری نسبت به نیروهای چپ و کمونیست برخوردار است،اما به دلیل افق رفرمیستی و مطالبات سازشکارانه اش در آینده ی نه چندان دور(همان طور که در دور اخیر اعتراضات دیدیم با ضعیف تر شدن جنبش سبز و کناره گیری موسوی و کروبی از رهیری آن) نوعی بدبینی در بین مردمی که به ابتدا جنبش سبز متوهم شده بودند شکل گرفت و در دورهای بعدی، اعتراضات تا حدود زیادی از کنترل جناح موسوم به اصلاح طلب خارج شد، توازن قوا به نفع نیروهای چپ و کمونیست در جامعه و دانشگاه تغییر خواهد کرد.جامعه ی ایران بیش از هر زمانی آبستن تغییرات زیر بنایی است،زیرا اصلاح طلبان حکومتی با دفاع از اصول اولیه ی جمهوری اسلامی و پافشاری بر دفاع از خمینی و اراذل و اوباش صدر انقلاب! اسلامی  بیش از هر دوره ایی باعث توهم زدایی طیف و سیعی از توده های مردم از خودشان شده اند.در این شرایط هم که ادبیات،فرهنگ و مطالبات کمونیستی نیروهای چپ دانشجویی در نتیجه ی مبارزات سالهای اخیر هنوز در اجتماع موجود است و تاثیرات آن را هنوز بر بخش وسیعی از جنبش های اجتماعی می توان مشاهده نمود یا به قول رفیق امین قضایی" جامعه ی ایران به ویروس مارکسیسم آلوده شده است"،در این شرایط علیرغم اینکه طیف وسیعی از فعالین سابق جنبش دانشجویی عملا امکان فعالیت ندارند،اما با بذری که این فعالین در دانشگاه و جامعه پاشیده اند،زمینه های سر بر آوردن یک جریان چپ و رادیکال دانشجویی چه در قالب بازسازی این جنبش یا هر قالب دیگری آن هم در عرصه ی عمل نه صرفا در فضای مجازی ضروری و محتوم به نظر می رسد.به نظر می رسد جنبش دانشجویی در آینده ی نه چندان دور با باز سازی از داخل و خارج توسط اکتیویست های جنبش چپ دانشجویی صورت خواهد گرفت و به نظر من در شرایط کنونی باید بیشترین همکاری نیروهای چپ و سوسیالیست داخل کشور در زمینه ی پافشاری بر بازسازی این جنبش در اسرع وقت باشد و در دستور کار نیروهای چپ و کمونیست جنبش دانشجویی باشد.

در موردباز سازی داب باید گفت داب باید یک شیوه ی جدید از فعالیت را پیش روی خود قرار دهد، در دوره های گذشته ی فعالیت این جریان به دلیل بی تجربگی نیروهای اکتیو آن در عرصه ی فعالیت عملی ما بارها شاهد آزمون و خطا های از جانب فعالین داب و اشکال مختلفی از فعالیت مخفی و علنی که این جریان را ضربه پذیر می کرد بودیم،در مورد ضربه همانطور که قبلا هم اشاره کرده ام باید بگویم که برخلاف اظهارات بسیاری از جریانات و احزاب اپوزیسیون و تبلیغات برخی از جریانات اینترنتی تنها به خاطر وابستگی بخشی از داب به احزاب اپوزیسیون نبود،بلکه اساسی ترین عامل این ضربه عدم تحمل یک جریان رادیکال و کمونیست آن هم در شرایطی که فعالیت علنی می نمود برای جمهوری اسلامی بسیار مشکل و غیر قابل تحمل بود.

فعالین داب در داخل ایران باید بر این امر کاملا واقف باشند که رژیم جمهوری اسلامی بعد از اعتراضات ماه های اخیر ایران کنترل کاملی بر اوضاع ندارد و علیرغم تبلیغات وسیع از سوی رهبر جمهوری اسلامی (خامنه ای )در زمینه ی انقلاب فرهنگی دیگر،بستن دانشگاه ها و بازبینی در کتاب های درسی علوم انسانی،تاکنون رژیم موفق به اجرای هیچ کدام از طرح های خود نشده است و نخواهد شد.تنها در این دوره و در آغاز بازگشایی دانشگاهها ما شاهد احضار فعالین دانشجویی به کمیته های انضباطی،محرومیت از تحصیل و ممنوعیت ورود برخی از قبول شدگان در آزمون کارشناسی ارشد(کسانی که فعال دانشجویی بودن )هستیم.این موارد نشان می دهد که در دوره ی اخیر رژیم با زهر چشم گرفتن از فعالین دانشجویی در پی ان است که به کسانی که تازه وارد دانشگاه شده اند نشان دهد که در صورت اقدام به فعالیت های دانشجویی سرنوشت همان فعالین سابق را خواهند داشت.اما در موقعیتی که آثار و تبعات فضای سیاسی دانشگاه ها و اوضاع سیاسی ایران و تب و تاب بعد از انتخابات بر فضای جامعه و دانشگاه سنگینی می کند و ما با یک فضای دانشگاهی کاملا سیاسی روبرو هستیم و در شرایطی که رژیم چه در داخل و چه در مجامع بین المللی از دست داده است،وتوانایی بسیج نیرو را از دست داده است،در این شرایط بهترین فرصت برای بازسازی جنبشی که هنوز شبح آن بر فضای دانشگاه ایران سنگینی می کند و علیرغم اینکه در شرایط کنونی از موقعیت مناسبی به سر نمی برد،اما امکان بازسازیش با شرایطی که در ایران وجود دارد و حوادثی که صورت گرفته است بیش از هر زمانی لزوم و محتمل خواه بود.  

حسن معارفی پور

مهر ماه 1388   

 

 

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب حسن معارفی‌پور در سایت پژواک ایران 

*شکاف بین توده های مردم و حاکمیت ناسیونالیسم کورد در کردستان عراق  [2013 Feb] 
*زمانی که کالسکه به سر بالایی می‌رسد!  [2011 Jul] 
*بن لادن کشته شد اما خطر تروریسم دولتی و تروریسم اسلامی کمتر از قبل نیست  [2011 May] 
*دیپورت ها را سریعاً متوقف کنید  [2011 May] 
*اوضاع انقلابی در تونس نیاز به رهبری کمونیستی دار  [2011 Jan] 
*اعتصاب عمومی 23 اردیبهشت یک گام به پیش  [2010 May] 
*اول ماه مه امسال نقطه عطفی در مبارزات کارگری ایران و جهان  [2010 May] 
*نگاهی به رویدادهای اخیر در عراق و انتخابات پارلمانی در این کشور  [2010 Mar] 
*درباره ی خصلت نمایه واقعی اعتراضات اخیردرایران   [2010 Jan] 
*اخلاق از منظر ماركسيسم-لنينيسم (كمونيزم علمي)  [2009 Nov] 
*نگاهی به امپریالیزم و بررسی نظریات برخی از صاحبنظران در این زمینه   [2009 Oct] 
*انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر [2009 Oct] 
*آنچه در راه وقوع است  [2009 Oct] 
*نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران بخش‌های ۱-۳  [2009 Sep]