PEZHVAKEIRAN.COM انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی
 

انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی
به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر 

حسن معارفی‌پور

انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژواییبه مناسبت سالگرد انقلاب اکتبرانقلاب اکتبر به حق بزرگترین انقلاب کارگری دنیا و یکی از رویدادهای عظیم در تاریخ جامعه ی بشری و از بزرگترین دستاورد ها برای طبقه ی کارگر و کل کمونیسم جهانی است.این انقلاب به رهبری حزب بلشویک و لنین به مثابه ی راهنما،رهبر و آژیتاتور آگاه این حزب و طبقه ی کارگر روسیه به پیروزی رسید.فارغ از تمام نقدهایی که ممکن است از زوایای مختلف به این انقلاب وارد باشد دستاورد های این انقلاب برای بشریت و طبقه ی کارگر در تمام زمینه ها انکار ناپذیر است.هیچ کس نمی تواند آزادی هایی که این تحول عظیم برای طبقه ی کارگر و کل زحمتکشان روسیه به دست آورد را انکار کند.در زمینه ی انقلاب اکتبر، قدرت گیری پرولتاریا،لنین و لنینیسم نظریات مختلفی مطرح شده است که من در این مطلب هر چند به صورت خلاصه اما از دیدگاه مارکسیسم(کمونیسم علمی) به بررسی آن می پردازم.شکست این انقلاب و قدرت گیری سرمایه داری دولتی به رهبری استالین و دیگر تحولاتی که با شکست انقلاب جامعه ی شوروی به آن دچار شد مورد بحث این نوشته نیست، در اینجا فقط به ارزیابی از انقلاب و نظریات لنین در برخی از آثارش در قبال اپورتونیست ها و سوسیالیزم بورژوایی اشاره می کنم.امید است در نوشته های بعدی در بتوانم در این زمینه بیشتر صحبت کنم.بسیاری از مخالفان لنینیسم( به مثابه ی ادامه ی کمونیسم علمی مارکس ) معتقدند که انقلاب اکتبر انقلابی غیر کارگری و غیر سوسیالیستی بوده است و حتی برخی از صاحبنطران مارکسیست یا بهتره بگویم موسوم به مارکسیست این انقلاب کبیر پرولتری را تا حد کودتا نزول می دهند. (مثلا کورنیلیوس کاستوریادس)،در دوره ی لنین و انقلاب اکتبر کم نبودند اپورتونیست هایی که زیر نام مارکسیسم به بزرگترین دستاورد های کمونیستی حمله می بردند و مواضع پاسیفیستی خود را در قبال این انقلاب و دیدگاه های لنین اعلام می نمودند. بر همه روشن است که انقلاب اکتبر علیرغم هر نقدی که به آن وارد باشد،به رهبری طبقه ی کارگر و حزب پیشتاز آن طبقه یعنی حزب بلشویک صورت گرفت.برای سالهای طولانی لنین ممعتقد بود که جامعه ی روسیه برای رسیدن به سوسیالیزم باید یک انقلاب بورژوا_دموکراتیک را از سر بگذراند،برای همین لنین در اثر معروفش" دو تاکتیک سوسیال دمکراسی در انقلاب بورژوا _ دمکراتیک" به ضرورت دخالت طبقه ی کارگر در این انقلاب به همراه متحدینش یعنی دهقانان و سایر اقشار فرودست جامعه اشاره می کند و موضع پاسیفیستی منشویک ها را که می گفتند چون انقلاب 1905 بورژوایی است،بنابراین باید رهبری آن هم در دست بورژوازی باشد را به شدت افشا می کرد و شعار دیکتاتوری  انقلابی دمکراتیک دهقانان و پرولتاریا را در آن مقطع برگزید.لنین معتقد بود که در شرایط تاریخی پرولتاریا مطالبات مختلفی دارد.برای نمونه(مطالبات حداقل و مطالبات حداکثر)،به همین خاطر است که در آن مقطع این مطالبات  به مطالبات کمونیست ها تبدیل شده بود  و بعد ها هم به موضع بسیاری از کمونیست های معتقد به راه لنین تبدیل شد.در تمام آثار لنین که در دوره های مختلف تاریخی نوشته شده اند ما شاهد بررسی مسائل مختلف از دیدگاه کمونیسم علمی مارکس هستیم.تاثیرات لنین بر کمونیسم و تکامل نظریات مارکس و انگلس در آثار و نوشته های لنین باعث شد که  در بسیاری موارد مارکسیسم _ لنینسم به جای کمونیسم به کار برده شود.تا قبل از دوره ی لنین  مارکسیسم را معادل کمونیسم می شناختند،اما تاثیرات گرانبهای لنین بر علم مارکسیسم باعش شد که لنینسم به مارکسیسم افزوده شود و مارکسیسم _لنینیسم به معادل کمونیسم تبدیل شود. لنین با تحلیل مشخص از اوضاع مشخص و تطبیق نظریات انقلابی مارکس با جوامع مختلف و عملی نمودن انقلاب سوسیالیستی که از جانب بورژوازی تحت عنوان اتوپیا و غیره نام نهاده می شد،مشت بزرگی را بر دهان تمام اپورتونیست ها و مخالفین کمونیسم علمی که لباس کمونیسم را به تن کرده بودند کوبید و عملی و علمی بودن نظریات سوسیالیسم را با انقلاب اکتبر و قدرت گیری پرولتاریا اثبات نمود.همان طور که اشاره شد تا قبل از 1917 و آوریل این سال لنین در موردقدرت گیری پرولتاریا و انقلاب کارگری در روسیه با بسیاری دیگر از مارکسیست ها هم عقیده بود،اما او در تزهای مشهور خود معروف به تزهای آوریل نظراتش را در این زمینه تغییر داد و این تزها نقشه ی داهیانه ی حزب بلشویک در راه انتقال از انقلاب بورژوا _ دمکراتیک به انقلاب سوسیالیستی گردید.در شرایطی که انقلاب فوریه ناکام مانده و حزب بلشویک زمینه ی رسیدن به قدرت سیاسی را داشت،تاخیر و تعلل در گام برداشتن به سوی قدرت سیاسی و میدان خالی کردن برای بورژوازی موضعی نبود که لنین برگزید،بلکه تلاش های پیگیرانه و دخالتگری و گام برداشتن به سوی قدرت سیاسی را به جای پاسیفیسم و کناره گیری از رهبری انقلاب برگزیدند.لنین با این تزها برنامه ی آتی برای کشور شوراها را ارائه داد. تب و تاب انقلابی در اروپا به خصوص در آلمان لنین را خوشبین کرده بود که این انقلاب می تواند جرقه ای باشد که انبار باروت بورژوازی را منفجر می کند و این انقلاب به بیش قراول انقلاب های سوسیالیستی در دنیا تبدیل خواهد شد،اما متاسفانه انقلاب سوسیالیستی به دلایل مختلف در اروپا پیروز نشد و یکی از دلایل شکست انقلاب اکتبر ایزوله شدن انقلاب در کشوری بود که منابع تولید در آن جامعه پاسخگوی نیازهای کل مردم نبود.برنامه ریزی برای اقتصادی کردن روسیه توسط استالین در دهه ی 30 برای جواب به کمبود منابع تولید و اداره ی جامعه بود که به سرمایه داری دولتی تبدیل شد.(این بحث را در نوشته های بعدی باز خواهم کرد).شعار های استراتژیک لنین در این انقلاب نان،صلح و آزادی بودند.لنین در شرایطی این شعار ها را برگزید که موقعیت روسیه بیش از هر زمانی این شعارها و مطالبات را می طلبید.در شرایطی که مردم روسیه از تبعات ناشی از جنگ و قحطی در گرسنگی به سر می بردند  مطالبه ی نان به مطالبه ی جمع کثیری از طبقات پایین جامعه تبدیل شده بود.در شرایطی که جنگ جهانی اول سالهای پایانی خود را سپری می کرد و مردم از هر لحاظ از جنگ و خونریزی به ستوه آمده صلح می خواستند و در شرایطی که سیستم حکومتی سرکوبگر و دیکتاتور روسیه(تزاری)  بر سر کار بود و پایین ترین آزادی ها را از مردم سلب می کرد مردم شوروی بیش از هر زمانی به آزادی نیاز داشتند و مطالبه ی آزادی به یکی از مطالبات اصلی جمع کثیری از مردم به خصوص کارگران و اقشار فرودست جامعه تبدیل شده بود.به همین دلیل طرح به موقع این شعار ها از جانب لنین و حزب بلشویک موجب شد که این حزب به یک جریان توده ایی در جامعه ی رسیه تبدیل شود که مطالبات واقعی مردم را نمایندگی می کرد.با بررسی آثار لنین در دوره های مختلف به عمق رادیکال بودن و انقلابی بودنشان پی خواهیم برد و رد پای نظریات کمونیستی مارکس و پایبندی او به این نظریات را، برخلاف داعیه ی بسیاری از مخالفان کمونیسم که تلاش دارند بین نظریات مارکس و لنین گسست ایجاد کنند ،می رسیم.در اینجا به بررسی مختصر برخی از آثار رفیق اولیانف می پردازیم هر چند بررسی تک تک آثارش از حوصله ی این مطلب کوتاه خارج است.لنین در کتاب یک گام به پیش دو گام به پس مواضع کمونیستی خود را در مقابل سازمان شکنی منشویک ها اعلام می کند و از حزب در مقابل سازمان شکنی دفاع می کند و بالاخره توانست حزب تراز نوین پرولتاریا یعنی حزب بلشویک را بنیان نهد، اگر چه در ابتدای امر لنین و همفکرانش در حزب سوسیال دمکرات روسیه اقلیت کمی بودند اما به دلیل دیدگاه های انقلابیشان توانستند در نهایت حزب بلشویک را بنیان نهند.در این اثر لنین به محفل بازی به شدید ترین شیوه حمله می کند و مخالفین درون حزبی را بی امانانه به چالش می کشد.کتاب چه باید کرد؟هم به ضرورت حزب کمونیستی و پرولتری اشاره دارد.در کتاب امپریالیزم به مثابه ی بالاترین مرحله ی سرمایه داری رادیکالترین و علمی ترین نظریات کمونیستی در مورد امپریالیزم و سرمایه داری انحصاری را مطرح نموده و آلترناتیو رادیکال را در قبال شرایطی که سرمایه داری انحصاری است و در گندیدگی به سر می برد را معرفی نموده و امکان پیروزی سوسیالیسم و انقلاب سوسیالیستی در یک کشور خاص را اشاره می نماید.لنین در این اثر اشاره می نماید که انقلاب سوسیالیستی نمی تواند به صورت همزمان در تمام کشورهای دنیا صورت گیرد بلکه او معتقد است که انقلاب ابتدا در یک یا چند کشور ممکن است صورت پذیرد و بعد از آن به دیگر کشورها سرایت کند.کتاب دولت و انقلاب شامل عمیق ترین و دقیق ترین نظریات در زمنیه ی دولت از نقطه نظر علم مارکسیسم است.لنین در این اثر دولت را ابزار دست طبقات حاکم برای حفظ نظم موجود در هر عصری می نامد و ماهیت بورژوایی نظریات اپورتونیست هایی همچون کائوتسکی، آنارشیست ها و ... در زمینه ی دولت را افشا می کند و آموزش مارکسیسم در زمینه ی دولت،دیکتاتوری پرولتایا،انقلاب،سوسیالیزم و کمونیزم را مطرح می نماید.لنین در این اثر در زمینه ی الغای دولت می نویسد که "از هر 10000 نفری که در باره ی زوال دولت چیز هایی شنیده و یا خوانده اند ،9990 نفر آنان اصلا نمی دانند و یا به یاد ندارند که ،که استنتاجات از این حکم را انگلس تنها متوجه آنارشیست ها نکرده است،از 10نفر باقی هم به احتمال قوی 9 نفر نمی دانند که دولت آزاد خلقی یعنی چه و چرا حمله به این شعار حمله به اپورتونیست هاست.کسانی که به غیر سوسیالیستی بودن انقلاب اکتبر معتقدند و بارها تلاش نمودند که این انقلاب صورت نگیرد یا کسانی که بعدها موضع پاسیفیستی و بورژوایی خود را در مقابل این انقلاب اعلام نمودند، از نظر من کسانی که به غیر کارگری بودن این انقلاب معتقدند در جبهه ی بورژوازی قرار دارند و درکی از کمونیزم مارکس و انگلس ندارند.بررسی تمام نظریات لنین به همراه آثارش نمی تواند در این نوشته ی کوتاه صورت گیرد.در اینجا به بررسی برخی از مهمترین آثار لنیین پرداختم در آینده سعی خواهم نمود هر کدام از آثار لنین را بنا یه ضرورت صورت جداگانه بررسی نمایم.حسن معارفی پوراکتبر 2009

منبع:پژواک ایران


فهرست مطالب حسن معارفی‌پور در سایت پژواک ایران 

*شکاف بین توده های مردم و حاکمیت ناسیونالیسم کورد در کردستان عراق  [2013 Feb] 
*زمانی که کالسکه به سر بالایی می‌رسد!  [2011 Jul] 
*بن لادن کشته شد اما خطر تروریسم دولتی و تروریسم اسلامی کمتر از قبل نیست  [2011 May] 
*دیپورت ها را سریعاً متوقف کنید  [2011 May] 
*اوضاع انقلابی در تونس نیاز به رهبری کمونیستی دار  [2011 Jan] 
*اعتصاب عمومی 23 اردیبهشت یک گام به پیش  [2010 May] 
*اول ماه مه امسال نقطه عطفی در مبارزات کارگری ایران و جهان  [2010 May] 
*نگاهی به رویدادهای اخیر در عراق و انتخابات پارلمانی در این کشور  [2010 Mar] 
*درباره ی خصلت نمایه واقعی اعتراضات اخیردرایران   [2010 Jan] 
*اخلاق از منظر ماركسيسم-لنينيسم (كمونيزم علمي)  [2009 Nov] 
*نگاهی به امپریالیزم و بررسی نظریات برخی از صاحبنظران در این زمینه   [2009 Oct] 
*انقلاب اکتبر،مواضع کمونیستی در قبال آن و موضع سوسیالیزم بورژوایی به مناسبت سالگرد انقلاب اکتبر [2009 Oct] 
*آنچه در راه وقوع است  [2009 Oct] 
*نگاهی گذار به پروسه ی شکل گیری جنبش دانشجویی در ایران بخش‌های ۱-۳  [2009 Sep]