اوضاع انقلابی در تونس نیاز به رهبری کمونیستی دار
حسن معارفیپور
بعد از نارضایتی هایی که در این اواخر در بسیاری از کشورهای موسوم به جهان سوم در زمینه ی اجرای سیاست های بانک جهانی و صندوق بین المللی پول، در زمینه ی گرانی، بیکاری و حذف سوبسید ها، تعرض به معیشت طبقه ی کارگر و اقشار پایینی جامعه صورت گرفته است، ما شاهد اعتراضات گسترده ایی در بسیاری از این کشورها منجمله تونس بوده ایم.
بورژوازی در این کشورها و دولتهای حافظ نظم موجود، سیاست های دیکته شده ی بانک جهانی و صندوق بین المللی پول را روی طبقه ی کارگر به مثابه ی موش ازمایشگاهی نظام سرمایه داری، به اجرا در می اورد، تا بدین وسیله در صورت عدم واکنش این طبقه تعرضات پی در پی خود را به کارگران و دستاوردهایشان از سر بگیرند و معیشت انها را بیش از پیش مورد هجوم افسارگسیخته ی خود، قرار دهند. همان طور که می دانیم جامعه ی سرمایه داری در سطح دنیا از سال 2008 تاکنون، یک بحران عمیق اقتصادی را از سر می گذراند و هر روز دامنه ی این بحران بیشتر و بیشتر شده و کشورهای بیشتری در سطح جهان و اروپا را در بر میگیرد.
در ماههای اخیر ما شاهد سقوط اقتصادی و ورشکستگی بسیاری از کشورهای سرمایه داری در غرب بوده ایم. یونان، فرانسه، اسپانیا، ایرلند و بحران عمیق در کشورهای دیگری چون ایتالیا، انگلستان، ایسلند، پرتغال و ... بوده ایم. به دنبال این بحران ها و ورشکستگی های اقتصادی در این کشورها ما شاهد اعتراضات وسیع در این کشورها به اجرای سیاست های کاهش دستمزد، بالا بردن سن بازنشستگی و تعرض به معیشت طبقه ی کارگر بوده ایم. طبقه ی کارگر در این کشورها توانسته است با مبارزات خود طرح های بورژوازی برای بازپس گیری دستاوردهای طبقه ی کارگر و ریاضت کشی اقتصادی را پس براند و موجب عقب نشینی دولت های سرمایه داری در این کشورها شود.
سیاست ریاضت کشی اقتصادی و تعرض به معیشت طبقه ی کارگر، مختص به اروپا و امریکا نبوده و سرمایه داری در سراسر جهان برای بقای خود به این روش ها چنگ انداخته است. نمونه ی ان طرح موسوم به "هدفمند کردن یارانه ها" در ایران، حذف سوبسید ها در تونس، بولیوی، مصر، یمن و غیره است.
اعتراضات تونس همچون اتش زیر باروت، در اعتراض به خودسوزی محمد، فارغ التحصیل دانشگاه که به خاطر تامین معیشت خانواده اش ناچار شده بود به سبزی فروشی بپردازد، اما دکه ی سبزی فروشی او توسط مامورین شهرداری به اتش کشیده شد وخودش را نیز مورد کتک قرار داده و به او بی حرمتی کرده بودند. در نتیجه ی این اقدامات پلیس، محمد خود را به اتش کشید. به اتش کشیدن محمد موجب اعتراضاتی شد که بعد از چها هفته سقوط دولت زین العابدین بن علی را در پی داشت.
مردمی که از هر لحاظ از سیاست های دولت و نظام سرمایه داری اسلامی در کشور تونس به ستوه امده و دنبال بهانه ای برای ریختن به خیابان می گشتند، با خود سوزی این جوان در سطح وسیع به خیابان ها ریختند و دولت سرمایه داری و دیکتاتوری تونس را مورد هجوم وسیع قرار دادند. بعد از گذشت چهار هفته از این اعتراضات رئیس جمهور این کشور ناچار شد، کشور را ترک کند و وارد عربستان سعودی شود. اما دولت تونس که در سطح وسیع اقدام به کشتار تظاهرات کنندگان کرده است و بنا به امار سندیکاهای کارگری در این کشور بیشتر از 66 نفر تاکنون کشته شده اند، ناچار شد فواد المبرغ رئیس مجلس این کشور را به عنوان رئیس جمهور موقت معرفی کنند و با وعده وعیدهای دروغین و سوگند یاد کردن سعی در مهار کردن اعتراضات و کنترل ان دارد.
ایا مردم به پا خواسته ی تونس با وعده ها ی دروغین فواد المبرغ به خانه های خودشان برخواهند گشت؟
ایا این قیام توده ایی تبدیل به یک انقلاب اجتماعی خواهد شد؟
و ایاهای دیگری از این قبیل؟
در مورد اینکه مردم تونس به وعده های رئیس جمهور موقت عمل خواهند کرد یا نه، به نظر می رسد با توجه به دامنه و عمق این اعتراضات و ماهیت رادیکال ان کمتر کسی به وعده وعید های دروغین این یا ان رئیس مجلس یا رئیس جمهور گوش فرا دهد. بورژوازی از هر نوع که باشد از نوع تعدیل شد( متعارف) یا بورژوازی مرتجع و درنده منافعی جداگانه با منافع طبقه ی کارگر دارد و منافع جهانی و منطقه ایش در تقابل اشکار با منافع طبقه ی کارگر در سطح منطقه و جهان است. طبقه ی کارگر تونس نباید به هیچ شیوه فریب این سیاست های رئیس جمهور موقت و مرتجع را بخورد و نباید به هیچ و جه با ان سازش کند.
در مورد جواب به سوال دوم باید بگویم که با توجه به خفقان سیاسی در کشور تونس ما شاهد تحزب یافتگی کمونیستی و کارگری رادیکال در این کشور نیستیم به همین دلیل مردمی که به صورت خودجوش به خیابان ها ریخته اند نیاز به یک رهبری کمونیستی، انقلابی وسازمانده دارند تا بتوانند با متشکل شدن در حزب کارگری و کمونیست خود اعتراضات مردمی را به سرانجام برساند.
متاسفانه علیرغم رادیکال بودن این اعتراضات، به دلیل غیاب یک رهبری کمونیست و رفورمیست بودن سندیکاهای کارگری در این کشور، ممکن است این اعتراضات در مسیر طبقاتی و کمونیستی سازمان دهی نشود و توسط جریانات بورژوایی و رفورمیست مصادره شود.
این اعتراضات بیشتر به اعتراضات سال 57 شمسی در ایران، شباهت دارد که محمد رضا شاه ناچار شد زیر فشار اعتراضات توده ایی کشور را ترک کند، اما در ان دوره در ایران به دلیل عدم حضور یک حزب کمونیست قدرتمند و سازمانده اعتراضات توده ایی ایران، توسط یکی از مرتجعترین و کثیفترین جناح های بورژوازی یعنی اسلام سیاسی رهبری شد و انقلاب 57 ایران در نطفه خفه شد و توانایی تکامل به سوی یک انقلاب اجتماعی، به دلیل به قدرت رسیدن ضد انقلاب اسلامی در ایران امکان بروز پیدا نکرد.
با توجه به اینکه مردم تونس سالهاست که زیر فشار یک دیکتاتوری مرتجع و هار به مبارزه ی خود ادامه می دهند و رژیم حاکم بر این کشور، یک رژیم اسلامی بوده است، لذا امکان قدرت گیری دوباره ی اسلام سیاسی بسیار کم است و این یک نقطه قوت برای کمونیست ها و فعالین چپ این کشور است که از ان بهره بگیرند و اعتراضات را در راستای منافع طبقه ی کارگر برای رسیدن به سوسیالیسم و کمونیسم سازمان دهند.
حسن معارفی پور
16.01.2011
منبع:پژواک ایران